تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر - از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست . . .

بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستم

اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ ان هستم

بیا از غم شکایت کن که من هم درد تو هستم

اگر از عاقبت پرسی بدان نازک دلی خستم

بیا از درد حکایت کن که من محتاج ان هستم

اگر از زخم دل پرسی بدان مرهم بر ان بستم

نخستین و بهترین سرزمینی که من اهورامزدا  ( خداوند ) بیافریدم ایران ویچ ( ایران ) است آنجایی که  رود نیک دایتی روان است . . .

وبا درود به شما دوستان،یاران،عزیزان،مهربانان،بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان.

اولش رو با یه شعر شروع کردم تا یه کم فضا معنوی بشه !! در این متن هم از شعرهای شاعران ایران زمین زیاد استاده کردم.توجه داشته باشید که در این متن در جا هایی که گفتم "من میگم" بعد یک شعر رو اوردم، منظورم این نیست که من این شعر رو گفتم بلکه منظورم اینه که نظرم در این زمینه معنیه این شعره. باید بگم که قرار بود یه اپ تو همین مایه ها رو حدود ده روز پیش بزارم.ولی خب موقعیتش جور نشد.نمی دونم چی شد که دوباره تصمیم گرفتم که یه اپ این طوری بزارم.البته از نظر خودم اون متنی رو که اون موقع نوشتم ولی نذاشتمش از این بهتر بود.شاید یکی از دلیلایی که دوباره تصمیم گرفتم بنویسمش طرز تفکریه که در بعضی افراد ( مثل زانا) میبینم.متاسفانه خیلی از کسایی که در ایرانند این طوری فکر میکنن.این در حالیه که خیلی از ایرانیان خارج از کشور دقیقا بر عکسند.واقعا نمی تونم درک کنم کسی، در ایران زندگی کنه ولی بهش عشق نورزه.نمی دونم.شایدم من قاطی کردم. ولی از نظر من :

همه عالم تن است و ایران دل               نیست گوینده زین قیاس خجل

چونکه ایران دل زمین باشد                  دل ز تن ،به بود یقین باشد

(حکیم نظامی گنجوی - هفت پیکر)

هر آنچه آفریدست بر آدمی               ز پاکی و خوبی و از مردمی

در ایران است یکسر پدید               چو ایران جهان افرین افرید 

 ( ایرانشاه ابی الخیر - بهمن نامه )

 

اندر دل من درون و بیرون همه اوست          اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست

اینجای چگونه کفر و ایمان گنجد                بی چون باشد وجود من چون همه اوست

مولانا

هنر نزد ایرانیان است و بس                       ندادند شیر ژیان را به کس

 همه یکدل انند و یزدان شناس                به نیکی ندارند از بد هراس

(فردوسی بزرگ)

سیاوش منم نه از پریزادگان                      از ایرانم از شهر آزادگان

 که ایران بهشت است یا بوستان                   همی بوی مشک آید از بوستان

و در مورد کسایی که به ایران عشق نمی ورزند باید بگم که :

با مدعی مگوييد اسرار عشق و مستی                 تا بی خبر بميرد در درد خودپرستی

 

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آيد             ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

حافظ

 

و در مورد کسایی که زیاده روی میکنن به خودشون جرئت این رو میدن که از ایران زمین بد بگن باید بگم که:

 

مزن زشت بیغاره ز ایران زمین                  که یک شهر از به ز ماچین و چین

چندتا از سخنان بزرگام ایران رو هم با هم بخونیم :

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد

(کوروش بزرگ)

خداوند این کشور ( ایران ) را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی محفوظ دارد

(داریوش بزرگ)

 

نادر شاه افشار

کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

بابک خرم دین ( که از شخصیت های بسیار مورد علاقه ی منه)

شخصی که به میهن خود خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد .

ایا نباید به ایران و ایرانی بودن افتخار کرد وقتی :

جهان زیر آیین و فرهنگ ماست              سپهر روان جوشن جنگ ماست

که خون ریختن نیست آیین ما                   نه بد کردن اندر خور دین ما

در ادامه باید بگم که ایرانیان مرمانی هستند وطن دوست و بیگانه ستیز که در همه مراحل تاریخ از زیر سلطه  استعمار شانه خالی کرده اند . سرزمین آرش کمانگیر عاشق ایران و آریوبرزن دلاور و سورنای مبارز و بابک خرمدین وطن پرست و رستم دستان سیستان و کاوه اهنگر ظلم ستیز و یعقوب لیث وطن دوست و مرداویچ ضد تازی مازیار ایران دوست و . . . ملتی که هشت سال برای دفاع از کشور و وطن و دین راهی نبرد با اهریمن تازی، صدام شدند و بیش از یک میلیون کشته دادند تا وجبی از خاک ایران مورد تجاوز بیگانه قرار نگیرد .

دریغ است که ایران ویران شود                کنام شیران و پلنگان شود

 همه جای جنگی سواران بدی               نشستن گه شهریاران بدی

 چو ایران نباشد تن من مباد                 بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش                زن و کودک وخرد و فرزند خویش

 همه سر به سر تن کشتن دهیم             از آن به که کشور به دشمن دهیم

 

بزرگان جهان درباره ایران زمین چه میگویند ؟

 پرفسور اسمیت

ایرانیان بی گمان نخستین آموزگاران جهان بوده اند و آنچه مردمان دیگر دارند از ملت ایران آموخته اند

 

گزنوفون مورخ بزرگ و باستانی یونان

ایرانیان بر خلاف کشورهای دیگر که مجرمین و گناه کاران را مجازاتهای سنگین میکردند در مرحله نخست تمام کوشش خود را جهت گسترش تربیت و فرهنگ مینمودند تا نیازی به مجازات و پیدایش مجرمین نباشد . برای دوری از رذائل اخلاقی تلاش میکردند . کودکان را در سنین پایین در محله ای به نام "الوترا" آموزش میدهند . مکتب - تیراندازی - اسب دوانی - قضاوت و عدالت از مهم ترین آموزشهای ایرانیان است . حتی کودکان را در سنین پایین آموزش غذا خوردن نیز میدهند . قناعت در زندگی - پرت نکردن آب دهان در کوچه و بازار - پاک نکردن بینی با پوشش خود  در جامعه و . . . همگی از نشان های خاص مردم ایران است . کوروپدیا - گزنوفون یونانی - برگ 8

سرپکسی سایکس ایران شناس انگلیسی

صفات اخلاقی ملت ایرانیان باستانی به طوریکه در اسناد تاریخی آمده است نیک خویی - مردانگی - پشت کار - راستگویی و درستی بوده است که دیگر صفات اخلاقی زاده اینهاست . ایرانیان بر مهمان نوازی و خون گرمی و دست دلبازی در گیتی زبان زد هستند و در گذشته از وام گرفتن از دیگران به شدت خودداری میکرده اند . ایرانیان بر پذیرش مسئولیت های زندگی و بنیاد خانواده اهمیت بسیاری قائل هستند و از اروپاییان امروزی که از زیر این مسئولیت شانه خالی میکنند بسیار بالاتر می باشند . در کتب ما اروپائیان آمده شده است که یونان مهد تمدن و صنایع و فرهنگ اروپا است ولی با تحقیق و پژوهش در مشرق زمین به روشنی دیده می شود که یونان خود نیز تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانیان بوده است

شاید بگین الان که وضع مردم ایران انچنان که باید و شاید و انچنان که شایسته ی اوناست خوب نیست.پس دیگه چه دلیلی داره که باز هم به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم؟؟ ولی من میگم :

مگذارید این وطن ز دست برون شود                                 وین نژاد قدیم پست شود

که این وطن مهد علم و عرفان است                       جای رادان و پاک مردان است

دور ساز این اراذل و اوغاد                                برکن از ملک بیخ جور و فساد

 ( شادروان ملک الشعرای بهار  )

 

ودر اخر هم به همه ی دوستان (مخصوصا زانای عزیز) توصیه میکنم که :

 

بر خیز ز خواب تا شرابی بخوریم                                  زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه جوی ناگه                                    روزی چندان ندهد زمان که آبی بخوریم

حکیم عمر نیشابوری

 

بر ذره ذره ی خاکت بوسه میزنم ای ایران

 

+ نوشته شده توسط اقا امین در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 20:47 |