تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
سلام(درود؟!)

خوبين؟!

واسه ي عوض شدن فضاي وب هم كه شده گفتم يه بار يه آپ رياضي كنم! يعني خيلي هم رياضي نيست ولي ..

مي خوام در مورد مريم ميرزاخاني حرف بزنم... به نظر من يكي از نابغه هاي قرن حاضره(در واقع هست)...

اين مطلب هم بد نيس بخونين

جایزه ویژه انجمن ریاضی آمریکا به مریم میرزاخانی

 دکتر مریم میرزاخانی استادیار جوان دانشگاه «پرینستون» موفق به دریافت جایزه ویژه ریاضیات محض انجمن ریاضی آمریکا شد. 

 این جایزه که هر چهار سال یک بار ارائه می شود، تنها به محققی اعطا می شود که پایان نامه ی دکتری منحصر به فردی در زمینه پتانسیل قابل توجه آینده ریاضیات ارائه کرده باشد و اکنون دکتر میرزاخانی در نخستین روزهای سال 2009 موفق به کسب چنین جایزه ارزشمندی شده است.

این جایزه اخیرا در جریان برگزاری نشستی وی‍ژه ریاضیات در واشنگتن به دکتر میرزاخانی اعطا شده است.

دانشگاه«پرینستون»، چند ماه پیش نیز به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن داد. 

مریم میرزا خانی  در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت.

سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲ رتبه اول و طلای جهانی را به دست آورد. وی دانش آموخته برجسته دانشگاه صنعتی شریف در رشته ریاضیات بوده است.

در سایت اینترنتی انجمن ریاضیات آمریکا آمده است: اعطای جایزه ریاضیات محض به دکتر میرزاخانی به دلیل نظریه فوق العاده خلاقه وی در زمینه تاثیرگذاری ریاضیات در آینده صورت گرفته است.

میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. مریم میرزاخانی که تحصیلات کارشناسی‌ارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند.
 
این فهرست بر اساس پیشنهاد‌های ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌یی تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان 29 ساله ایرانی یکی از آنهاست.
 
میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق به پیدا کردن راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی شد که بسیاری را به دام انداخته بود: محاسبه حجم‌های فضایی منحنی هندسی. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت:
محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی. 

میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت. 

جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) می‌گوید: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است. 

میرزاخانی  از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

 منبع : فرارو



+ نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 18:26 |
سلام....

فکر کنم چند هفته ای هست اپ نکردم....!!

چند روز پیش اومدم اپ کنم بعد یهو همه ی اپم پرید...منم دیگه حوصله نداشتم بیخیالش شدم تا امروز !

خب ایندفعه گفتم یه زندگینامه بذارم!!

آلبرت انیشتین!! به یاد بعضیا...........!!

میدونم دیگه همه انیشتین رو میشناسید...................................................ولی حالا گذاشتم دیگه!!

خواستم تو ادامه مطلب بذارم ولی گفتم اونجا بره دیگه هیچکی نمیخونه همینجا باشه مجبور میشید بخونید!!

................آلبرت انیشتین.............

آلبرت اينتشين در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم آلمان از پدري به نام هرمان اينشتين و مادري به نام پيش از ازدواج پاولين كخ به دنيا آمد. او پسر اول از دو پسر خانواده بود. خانواده در سال بعد به شهر مونيخ كه در آن هرمان و برادرش يعقوب يك كارگاه مهندسي برق داير كرده بودند نقل مكان كرد، يكسال پس از آن دختري به نام ماريا نيز در خانواده به دنيا آمد. خانواده آنها با فرهنگ، كتاب دوست و دوستدار موسيقي بود و به داشتن شيوه هاي فكري ليبرال و مبرا از خشك انديشي مباهات مي كرد. پيش از آنكه اينشتين به مدرسه برود واقعه اي رخ داد كه او را دگرگون كرد. به گفته خود او بچه چهار يا پنج ساله اي كه بودم پدرم به من يك قطب نما نشان داد ك از مشاهده آن احساس ديدن يك معجزه را كردم. در وراء اعماق آن گونه اشياء بايد چيزهايي نهفته مي بود- گسترش جهان انديشه ما به يك معنا با فاصله گرفتن از مفهوم معجزه است كه تحقق پيدا مي كند.». اينشتين در شش سالگي وارد مدرسه شد. او گرچه آبش با معلمان ابتدايي خود در يك جوي نمي رفت درآنجا عملكرد آموزشي خوبي داشت. او در سالهاي نخست مدرسه شاگردي ضعيف بود اما واقع امر آنست كه نمره هايي عالي مي گرفت و برخلاف روش يادگيري حفظي آزار دهنده و سخت مدرسه بارها شاگرد اول كلاس نيز شد. اينشتين در ده سالگي به دبيرستان (گيمنازيوم) نمونه لوئيتپولد انتقال يافت و در آن تحت آموزش سخت سربازخانه مانند معمول آن ايام قرار گرفت. اينشتين تا پانزده سالگي در گيمنازيوم لوئيتپولد باقي ماند و در آن به گرفتن نمره هاي خوب در دروس رياضي و زبان لاتين ادامه داد. او هميشه هم محبوب مربيان خود نبود. معلم درس يوناني او زماني به پدر او هرمان گفته بود كه فرقي نمي كند كه آلبرت چه رشته اي را براي حرفه آينده زندگي خود انتخاب كند، هريك را برگزيند درآن ناكام خواهد ماند.
در دوره دبيرستان دو اتفاق درخور توجه خاص براي او پيش آمد. نخست آنكه در دوازده سالگي مصمم به حل معماي جهان عظيم شد. در آن سال كه مطالعه مادام العمر خود درباره جهان عظيم را شروع كرد نسخه اي از كتاب هندسه اقليدس نيز به چنگ آورد كه در آينده از آن بارها به نام كتاب مقدس هندسه ياد كرد. او حساب ديفرانسيل و انتگرال را نيز به شيوه خودآموزي ياد گرفت. شخص ديگر موثر در زندگي اينشتين ماكس تالمود از دوستان نزديك خانوده او بود. او به اينشتين كتابهايي درباره علوم و بعداً درباره فلسفه براي خواندن مي داد و بعد ساعتها با او درباره آنها به گفتگو مي نشت. سرگرمي ذوقي اصلي اينشتين چه در روزهاي دبيرستان و چه در سالهاي آينده زندگي موسيقي بود. آلبرت با خودآموزي نوازندگي پيانو را ياد گرفت و تا پايان عمر به نواختن پيانو و ويولن ادامه داد.
كسب و كار برقي پدر اينشتين در سال 1894 به شكست انجاميد و خانواده به شهر ميلان ايتاليا نقل مكان كرد اما آلبرت براي اينكه دبيرستان را تمام كند در مونيخ نزد اقوام باقي ماند. او كه در مدرسه اكنون از پيش نيز ناشادتر شده بود و غم دوري از خانواده هم داشت از كار مدرسه دل كنده و به آن بي اعتنا شد. نمرات امتحاني اش لطمه ديد و كار او به آنجا كشيد كه يكي از معلمان از وي خواست ديگر از مدرسه برود. آلبرت اين پيشنهاد را پذيرفت و بي آنكه والدينش را مطلع كند گيمنازيوم را بدون اخذ مدرك ديپلم ترك كرد. اينشتين چندي بعد شنيد كه مؤسسه پلي تكنيك زوريخ از داوطلبان ديپلم دبيرستان نمي خواهد و به جاي آن از آنها يك امتحان ورودي مي گيرد. وي براي دادن اين امتحان در سال 1895 به زوريخ رفت و گرچه در امتحان مواد رياضي و علوم نجومي از عهده برآمد، در كل موفق نشد پس از آن در سال 1896 بار ديگر در امتحان ورودي مؤسسه شركت كرد و اين بار براي گذرانيدن يك دوره چهارساله كه وي را واجد شرايط شغل دبيري مي كرد، پذيرفته شد. اينشتين در بهار سال 1900 دوره درسي خود را در پلي تكنيك زوريخ تمام كرد و در جستجوي يافتن كاري پرداخت. او درجه دانشگاهي خود را در رشته فيزيك و همزمان با سه دانشجوي ديگر كه هر سه بلافاصله با سمت مدرس دستيار به استخدام خود دانشگاه درآمدند گرفت. اينشتين كه مايل نبود از نظر مالي سربار خانواده باشد بويژه كه خانواده درگير مشكلات مالي نيز بود سرانجام توانست يك شغل معلمي پاره وقت گرچه موقتي پيدا كند. اينشتين سرانجام در ماه ژوئن سال 1902 با مساعدت مارسل گراسمن در اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن كاري با عنوان كارشناس فني درجه سه بدست آورد. با فرارسيدن سال 1905 سن او ديگر به بيست و شش سال رسيد و در محيط كار خود اداره ثبت اختراعات شهر برن احترام زيادي كسب كرده بود. خلاقيت فكري او در آن ايام از هر زمان ديگري بيشتر بود. اينشتين در ماه مه سال 1905 كار تأليف مكالمه اي را به پايان آورد كه هفده سال بعد جايزه نوبل را نصيب او مي كرد. او در ژوئن آن سال نيز مقاله ديگري نوشت كه به پاس آن به دريافت درجه دكتراي دانشگاه زوريخ نائل آمد. اينشتين پس از چهار مقاله علمي ديگر در مجله علمي بسيار معتبر آنالن در فيزيك منتشر كرد كه مقاله سوم آن نظريه نسبيت خاص ديد انسان درباره جهان هستي را براي هميشه تغيير داد. او همه اين توفيقات را با كار در تنهايي در اتاق پشتي آپارتمان كوچك خود در برن به دست آورد.

منبع:ایرانیکـــــا

خب اینم جواب معمای یه قرن پیشم...

سوالش این بود:

آیاچنین عددی وجود دارد که در تقسیم بر 3، باقیمانده ای مساوی 1؛در تقسیم بر 4،باقیمانده ای مساوی 2؛در تقسیم بر 5،باقیمانده ای مساوی 3 و سرانجام در تقسیم بر 6،باقیمانده ای مساوی 4 داشته باشد؟ 

جوابش منفی دو میشد که آقا سعید و وصال جواب رو درست بدست آوردن...قو هم که گفت روش میفکرم آخرش نفهمیدم چی شد!

و معماهای جدید.....ایندفعه دوتا معما گذاشتم که اولیش خیلی خیلی ساده ست اصلا فکر نمیخواد!

۱ - حلزونی در هنگام صبح تصمیم گرفتاز چوبی به بلندی ۱۰ متر بالا برود.او هنگام روز ۲ متر از چوب بالا میرود و شب ۱ متر به عقب سر میخورد.بگویید پس از گذشتم چند روز و چند شب به انتهای چوب میرسد؟

۲ - راننده ی یک کامیون برای آنکه بفهمد پسرش تا چه اندازه درست فکر میکند افراد چنین سوال کرد؟ در کامیون ما ۸ میدان وجود دارد که آنها گوسفند و مرغ هستند.می دانی که هر گوسفند ۴ پا و هر مرغ ۲ پا دارد.تعداد پاهای آنها روی هم ۲۰ تا است.چند گوسفند و چند مرغ در کامیون هست.پسر به این پرسش چه پاسخی دارد؟(با راه حل پلیز)

منتظر جوابها هستم.......راهنمایی هم نمیخواد خیلی ساده ست!

بای........

+ نوشته شده توسط هیلاری در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 18:51 |
سلام

امروز یه زندگی نامه گذاشتم هر چند می دونم نمی خونیدشولی حوب ما باید کار حودمونو انجام بدیم شاید یه کسی از فضا یا از ناسا پیدا شد اومد تو وب ما خواست بخوندش

از فاطمه معذرت می خوام انقدر زود رو اپش اپ کردم......اخه الان بیکاریم.هر چقدر زود تر اپ کنیم بهتره..چند روز دیگه(وای)مطمئنم همون یه هفته یه بارم به زور اپ میشه در ضمن فاطمه خانوم شما چرا قهر می کنین!!!!!دلیلشو کامل برام بگو....ای دیمم که داری!!!اوکی..؟تا مشکلت رو حل کنیم!!!

مطلب دوم..چرا چند نفر خاص باید اپ کنن؟یعنی چی..؟مهرداد که مساقرته عذرش موجه بقیه چی..؟بادشون رفته موقع ساحتن شناسه ها چند تا قول کوچولو دادن..؟اینجا فقط چند نفر اپ می کنن ارسطو هیلاری فاطمه و خودم(هیچکسم یه اپ کرد بعد از یه قرن!!!)..پس بقیه چی..؟شرط نمی زارم فقط امیدوارم زود تر اپ کنین و یکم فعال تر شین!!!

بخشی از زندگی نامه رو در ادامه مطلب گذاشتم

خيام

 

زندگينامه

 

 

امام غياث الدين ابوالفتح عمر بن ابراهيم خيام نيشابوري يكي از حكما و رياضي دانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم است. سال ولادت او دقيقاً مشخص نيست. او در شهر نيشابور به دنيا آمد. به اين علت به او خيام مي گفتند چون پدرش به شغل خيمه دوزي مشغول بوده است. او از بزرگترين دانشمندان عصر خود به حساب مي آمد و داراي هوشي فوق العاده بوده و حافظه اي نيرومند و قوي داشت. در دوران جواني خود به فراگيري علم و دانش پرداخته به طوري كه در فلسفه، نجوم و رياضي به مقامات بلندي رسيد و در علم طب نيز مهارت داشته به طوري كه گفته شده او سلطان سنجر را كه در زمان كودكي به مرض آبله گرفتار شده بود معالجه كرد. او به دو زبان فارسي و عربي نيز شعر مي سرود و در علوم مختلف كتابهاي با ارزشي نوشته است. خيام در زمان خود داراي مقام و شهرت بوده است و معاصران او همه وي را به لقبهاي بزرگي مانند امام، فيلسوف و حجة الحق ستوده اند. او در زمان دولت سلجوقيان زندگي مي كرد كه قلمرو حكومت آنان از خراسان گرفته تا كرمان، ري، آذربايجان و كشورهاي روم، عراق و يمن و فارس را شامل مي شد. خیام معاصر با حكومت آلپ ارسلان و ملكشاه سلجوقي بود. در زمان حيات خيام حوادث مهمي به وقوع پيوست از جمله جنگهاي صليبي، سقوط دولت آل بويه، قيام دولت آل سلجوقي و... . خيام بيشتر عمر خود را در شهر نيشابور گذراند اما در طي دوران حياط خود دو بار به قصد سفر از نيشابور خارج شد كه يكي از اين سفرها براي انجام دادن مراسم حج بود و سفر دوم به شهر ري و بخارا بوده است. خيام در علم نجوم مهارتي تمام داشت به طوري كه گروهي از منجمين كه با او معاصر بودند در بناي ساختن رصد خانه سلطان ملكشاه سلجوقي همكاري كردند و همچنين به درخواست سلطان ملكشاه سلجوقي تصميم به اصلاح تقويم گرفت كه به تقويم جلالي معروف است. خيام در دوران زندگي خود از جهت علمي و فلسفي به معروفيت رسيد و مورد احترام علما و فيلسوفان زمان خود بود.

 

 

سرانجام شاعر بزرگ در سال 517 ﻫ . ق در شهر نيشابور دارفاني را وداع گفت. او قبل از مرگ خود محل آرامگاه خود را پبش بيني كرده بود كه نظامي عروضي در ملاقاتي كه با وي داشته اين پيش بيني را اينطور بيان كرده كه گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل افشان مي كند كه نظامي عروضي بعد از چهار سال كه از وفات خيام مي گذشت به شهر نيشابور رفته و به زيارت مرقد اين شاعر بزرگ رفته و با كمال تعجب ديد كه قبر او درست در همان جايي است كه او گفته بود.

 با تشکر


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 10:34 |
سلام...چطورین؟؟؟...خوش میگذره؟؟

قو خودت گفتی اشکال نداره منم مجبور شدم رو پستت اپ کنم!!خب...راستش هیچکودوم از اساتید جواب اون معماها رو نتونستند بدست بیارند  منم گفتم که دیگه معما نمیذارم ولی حالا یه دونه گذاشتم این آسونه فکر کنم ...مثل قبلیا نیست...اونارو من خودم فقط روی یکیش فکر کردم...ولی جواب جفتشو دارم...حالا بعد همونو یه راهنمایی میکنم چون یکیش واقعااااا مشکل بود...من با جوابم نفهمیدم چی شد...!!

خب اینم از معما:

ديوفانتس از رياضي دانان يونان باستان بوده كه بويژه روي مساله هاي مربوط به عدد صحيح كار ميكرده است.پس از در گذشت ديوفانت شاگردانش نوشته زير را بر روي سنگ گور او حك كردند:
((اينجا ارامگاه ديوفانتوس است.او عمري طولاني داشت يك ششم سالهاي عمرش را در كودكي گذراند , پس از ان يك دوازدهم سالهاي عمرش را در جواني سپري كرد , انگاه پس از انكه يك هفتم از سالهاي عمرش هم گذشت ازدواج كرد. پنج سال پس از انكه ازدواج كرد, همسرش براي او يك پسر اورد.سرنوشت چنين بود كه اين پسر پيش از او درگذرد در حالي كه تعداد سالهاي عمرش نصف تعداد سالهايي بود كه پدرش زندگي كرد.))
سوال:ديوفانتوس چند سال عمر كرد و مرگ او چند سال پس از در گذشت پسرش روي داد؟

 

و اینم از زندگینامه ی  کارولین هرشل فیزیکدان و ریاضیدان:

کار کارولین لوکرتیا هرشل به عنوان یک ستاره شناس جدا از فعالیت برادرش ویلیام نیست. او از سرزمین اجدادی خود، آلمان برای انجام کارهای خانه برادرش به انگلستان آمد ولی بعد از مدتی دستیار برادرش در مطالعات ستاره شناسی شد. او با حفظ ونگهداری دقیق و منظم مشاهدات برادرش کمک شایانی به کار او کرد و بالاخره خودش هم بک کشفیات زیادی دست پیدا کرد که کشف 8 ستاره دنباله دار شامل آنهاست. بعلاوه او به دسته بندی و فهرست نویسی 2500 سحابی همت گماشت.

بقیش توی ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هیلاری در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 10:5 |