تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
سلام
خيلي وقته كه آپ نكردم و الان حس خاصي دارم!
اينجا براي من حكم يه خونه اي رو داره كه تقريبا هيچ دو عضوي از اين خونه نظرشون با همديگه يكي نيست ولي تقريبا(!) مسالمت آميز دارن كنار هم زندگي مي كنن و خيلي هم خوشحالن از اين بابت!
البته اين كه ميگم "هيچ دو عضوي نظرشون با هم يكي نيست" در مورد كل جامعه ي بشري صدق مي كنه ولي اينجا يه كوچولو فرق داره!
همه ي آدما در كنار همديگه و زير يك سقف زندگي نمي كنن و اونايي هم كه با هم زندگي مي كنن تا حدود زيادي به اجبار اين كار رو مي كنن!(مثل خونواده كه حداقل بچه هاش به اختيار خودشون عضو اون گروه نشدن!)
ولي همه ما كه اينجا جمع شديم ،با اختيار كامل خودمون بوده!
ويژگي ديگه اي كه اينجا برقراره اينه كه خيلي دموكراته!
من توي اين مدت فهميدم كه از مذهب ها و اديان مختلفي ما اينجا نماينده داريم!...و مثلا من خودم در عين حال كه به همه شون(تون!) احترام مي ذارم ،هيچكدوم رو قبول ندارم غير از مذهب و دين خودم!...و با اينكه اعتقاد كامل دارم كه هر كسي هم مذهب من نباشه در گمراهي كامل به سر مي بره ولي هيچ وقت باهاشون تندي نكردم و از خودم نرنجوندم.
اگه ياس رو رئيس اينجا بدونيم ،به نظر من يكي از دموكرات ترين رئيس هاييه كه تا حالا ديدم!
من هيچ وقت نديدم كه از كسي صرفا طرفداري كنه و يكي ديگه رو صرفا تكذيب!(حداقل من نديدم!)
با همه هست و با هيچكي نيست!...به اين ميگن دموكراسي!(ياس خانوم!...اينم يكي ديگه از ويژگي هات كه يه بار ازم خواستي تعريفت كنم!)
اينايي كه اين بالا نوشتم يه سري از دلايليه كه من از اينجا خوشم مياد!(هرچند كه ضعفهاي زيادي هم اينجا داره ولي تا حالا سعي كردم اونا رو نديده بگيرم!...چون دوست دارم اينجا رو!)
يكي از ضعف هايي كه اينجا داره و مستقيما به سركار خانم ياس به عنوان رئيس اينجا بر ميگرده اينه كه مطالب وبلاگ كاملا پراكنده و بدون هدفه!...و به زبان علمي تر ،سازمان دهي نشده س!
حالا يه پيشنهاد دارم!
اگه همه موافق باشن ،بيايد يه كاري بكنيم!
هر هفته يه موضوع رو انتخاب مي كنيم و همه ي اعضاي وبلاگ در يك پست هر چي در مورد اون موضوع به ذهنشون ميرسه بگن!(هر عضو فقط يه مطلب ميتونه بنويسه و اون مطالب ،پشت سر هم در يك پست نوشته ميشه.)
موضوعات هم ميتونه از هر شاخه اي باشه.فيزيك ،نجوم ،رياضي ،دين ،سياست و...
به نظر من اينجوري اين وبلاگ خيلي منسجم تر و مفيدتر ميشه و ميتونيم به تبادل افكار بپردازيم!
هر كي موافقه ،توي نظرات اعلام كنه.


در ضمن به دوستان جديدي كه من تازه اسمشون رو ديدم سلام ويژه مي كنم و خوش آمد ميگم!(آرام - مهدي - آبي)

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 17:6 |
سلام
مي دونم هيچكي اهميت نمي ده ولي مي خوام يه سوال فيزيك مهمونتون كنم!
بازم مي دونم كه هيچكي اهميت نميده ولي لطفا روش فكر كنين چون يه مقدار جالبه!

"فرض كنين جسم اول با جرم m و با سرعت ثابت(اينجاش خيلي مهمه...دقت كنين كه با سرعت ثابت!) به جسم دوم برخورد مي كنه.
حالا طبق قانون دوم نيوتون(f=ma) بايد نيرويي كه جسم اول به جسم دوم وارد مي كنه ،صفر باشه!(چون سرعتش ثابته و شتاب نداره)
ولي ما به طور تجربي مي دونيم كه اين نيرو صفر نيست و قطعا اين وسط يه نيرويي وجود داره!(اگه وجود نداشت كه بعد از برخورد ،جسم دوم با شتاب ثابت به حركت در نميومد!)
سوال اينه: اين تناقض رو چجوري توجيه مي كنين!؟

ممكنه براي خيلياتون كليشه اي باشه ولي به نظر من جالبه!
كي ميتونه جواب بده!؟
ياس خانوم...تو كه اينقدر ادعاي فيزيك مي كني!...جوابو مي دوني!؟

 

بازم مي دونم كه كسي اهميت نميده ولي به هر حال اگه جواب ندادين حداقل دو سه ثانيه روش بفكرين!...به جايي بر نمي خوره!

 

از ياس عزيز به شدت عذر مي خوام كه روي آپش.........!

 
بسیار بسیار از سعید معذرت میخوام که تو اپش اپ کردم
دو دلیل داشت اول اینکه تولد پیامبر بود
دوم اینکه سعید تازه اپ کرده بود و سوالشم جالب بود!!!!! دیگه خیلی خیلی بخشید اگر راضی نیستی خودت پاکش کن
(یاس)
حالا این روزو بهمتون تبریک میگم امیدوارم عید خوبی داشته باشین و بهتون خوش بگذره!!!
 
 
میلاد با سعادت حضرت محمد - صل الله علیه و آ له
 

 
 
 
میلاد با سعادت حضرت محمد - صل الله علیه و آ له - و

حضرت امام جعفر بن محمد الصادق - علیه ا لسلا م- مبارک باد

**************
امام جعفر صادق – علیه ا لسلام – می فرمایند :
**************
زمانى كه هنگام قيام ، قائم(عجل الله فرجه) فرا رسد، بر مردم در ماه جمادى‏الثانى و ده روز از رجب چنان باران مى‏بارد كه خلائق مثل آن را تا آن زمان نديده باشند.
*****
خداوند متعال فرموده است : بخيل كسی است كه از سلام كردن بخل كند .
*****
خوشرفتاری و مدارا كردن با مردم يك سوم خردمندی است .
*****
ای شيعه آ ل محمد(صلوات الله علیه) آگاه باشيد كه از ما نيست آن كسی كه هنگام خشم نتواند خودداری كند .
*****
بترسيد از نفرين پدر كه از شمشير برنده تر است
*****
هرگاه خواهی دعا كنی پس خدای متعال را تمجيد و سپاسگزاری كن و او را تسبيح و تهليل بگو و او را ثنای گوی ( و ستايش كن ) و بر محمد (صلوات الله علیه) و آ ل او صلوات فرست سپس درخواست كن تا به تو داده شود .
*****
رسول خدا فرموده است : بهترين وقتی كه در آن خدای متعال را بخوانيد ( و به درگاهش دعا كنيد ) سحرهاست .
*****
بنده چون گناهی كند از بامداد تا شب مهلت دارد ، پس اگر آمرزش خواست ( آن گناه ) بر او نوشته نشود .
*****
هركس به مصيبتی كه به برادرش رسيده شاد شود. از دنيا نرود، تا خودش گرفتار آن شود.
*****
از پيغمبر پرسيدند : كفاره غيبت چيست ؟ فرمود : برای آن كس كه غيبتش كردی هر زمان به يادش افتادی از خدا طلب آمرزش كنی .
*****
پيامبر خدا فرموده است : هركس كار زشتی را فاش كند، چون كسی است كه آن را انجام داده است .
*****
لغزشهای مؤمنين را جستجو نكنيد ، زيرا هركس لغزشهای برادرش را جستجو كند ، خداوند لغزشهايش را دنبال كند و هركس را خداوند لغزشهايش را دنبال كند رسوايش سازد. گرچه در درون خانه اش باشد .
*****
هركس به پدر و مادر خود نظر دشمنی كند، در صورتی كه آن دو به او ستم ( نيز ) كرده باشند، خداوند نمازش را نپذيرد .

*****
هركس ستمی به كسی كند. به همان ستم گرفتار شود ، در خودش باشد يا در مالش يا در فرزندش .
*****
خدای متعال دنيا را به آن كه دوستش دارد و آن كه دشمنش دارد بدهد، ولی ايمان را جز به آن كه دوستش دارد عطاء نكند .

**************

التماس دعا


التوقيع :

اللهم ارزقنی شفاعه الحسين يوم الورود

و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسين واصحاب الحسين

-------------------------------

 

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 21:18 |
ياس خيلي معذرت ميخوام كه روي آپت آپ مي كنم ولي اينو كه خوندم اونقدر جالب بود كه دلم نيومد شما بي نصيب بمونين!

حالا اگه امكاناتم بيشتر بود مي تونستم ادامه ي همون پست بذارمش!

(اين پست و پست قبلي با هم هستن!)

سحابی قلب

شرح:

سحابی نشری IC 1805 مخلوطی از گازهای درخشان ستاره ای و ابرهای غباری تیره است که 200 سال نوری در آسمان را پوشش می دهند. شکل آن استنتاجی از روز ولنتاین است٬ لذا لقب آن سحابی قلب نام دارد. حدود 7500 سال نوری آن سوتر در بازوی مارپیچی برساوش در کهکشان راه شیری، ستارگان در این سحابی زاده شده اند. در حقیقت در مرکز این قلب کهکشانی، ستارگان تازه متولد یافته که داغ و پرجرم قرار دارند همچنین خوشه ستاره ای 1.5 میلیون ساله ملوت 15 نیز در این ناحیه وجود دارد. به گونه ای طعنه آمیز، سحابی قلب در صورت فلکی ذات الکرسی واقع شده است. در اسطوره شناسی یونانی، این صورت فلکی شمالی نام ملکه ای لافزن و عبث را بر خود دارد. این تصویر ژرف از سحابی قلب،حاصل یک تصویر موزائیکی بزرگ است که 2.5 درجه از آسمان یا به عبارت دیگر 5 برابر قطر ماه کامل را در آسمان پوشش داده است. عکس از: Daniel Marquardt

منبع: http://www.apod.nojum.ir/

به نظر شما جالب نيست!

+ نوشته شده توسط سعید در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت 19:23 |
سلام
اول از همه به نويسنده ي جديد(كه هنوز اسمش رو هم نمي دونم!) خير مقدم مي گم!
(يه گلايه!!!: چرا همه فكر مي كنن اهوازي ها و يا كلا خوزستاني ها سياه تشريف دارن!!!؟بابا...به پير...به پيغمبر...خوزستانيا سياه پوست نيستن!...ما به سفيدي برفيم!...يه ذره افكار اشتباهتون رو درست كنيد!)
دوم از يـــــــــــــــــاس تشكر مي كنم!واژه ي تحليف رو درست معني كردي!...قسم خوردن...آفريــــــــــن!يه شوكولات پيش من داري!!!
سوم: نامزدهاي اسكار اعلام شدن!(نمي دونم چقدر براتون مهمه!و براي منم مهم نيست كه چقدر براتون مهمه ولي اينو بدونين كه خيلي مهمه!)
نامزداي بهترين فيلم رو درست حدس زده بودم!(البته به غير از يدونه!!!)(هووووووووووورا!)
The Curious Case of Benjamin Button
Frost/Nixon
Milk
The Reader
Slumdog Millionaire

درسته كه هيچكدوم از اينا رو نديدم ولي نمي دونم چرا يه احساس شور و هيجاني نسبت به اولي دارم!و شديدا منتظر دي وي ديش هستم!
اتفاقا همين فيلم توي اعلام نامزد ها موفق ترين فيلم بوده!با سيزده نامزدي!(خيلي دوست دارم هر سيزده تا رو ببره!)
و برعكس اصلا دوست ندارم كه آخري(Slumdog Millionaire) جايزه ببره!(نميدونم چرا!شايد چون داستانش هنديه!و من از هر فيلمي كه يه نشوني از هند داشته باشه متنفرم!)
برنده ها حدود يه ماه ديگه اعلام ميشن ولي از حالا با اطمينان كامل ميشه سه تا از برنده ها رو حدس زد!
بهترين انيميشن قطعا به wall.e ميرسه!(شك نكنيد!)
بهترين بازيگر نقش مكمل مرد هم بدون شك مال Heath Ledger خواهد بود!(چون هم خيلي قشنگ بازي كرد توي دارك نايت(در نقش جوكر) و هم اينكه دستش از دنيا كوتاه شده و يه جورايي بهش ترحم ميشه!)(ولي انصافا توي دارك نايت بي نظير بود!)
و سومين جايزه اي هم كه ميشه روش مطمئن بود مربوط به بهترين فيلم غير انگليسي زبانه: به يه فيلم از اسرائيل ميرسه!(Vals Im Bashir )(آخه توي جشنواره هاي قبلي هيچكي رقيبش نبوده!)
براي ديدن همه ي نامزدا مي تونيد به اين آدرس مراجعه كنيد:
http://www.imdb.com/features/rto/2009/oscars

چهارم: يه نمونه از عدم شفافيت رسانه هاي ايران!:
اوباما در دومين روز رياست جمهوري خودش دستور بسته شدن زندان گوانتانامو رو صادر كرد.تمام شبكه هاي خارجي اين خبر رو در صدر اخبارشون گذاشته بودن.ولي......!
ولي حداقل من كه از ايران بيست و سي رو نگاه مي كنم ،حتي يه اشاره كوچولو هم نديدم!در حالي كه خبر تكرار تحليف اوباما رو چندين بار گفتن!(اوباما دوباره توي كاخ سفيد قسم خورد!بعضيا بهش ايراد گرفته بودن كه بعضي كلمه ها رو درست تلفظ نكرده!)
حالا اين سوال پيش مياد!آيا خبر تكرار تحليف از بستن گوانتانامو مهمتره!؟تازه اگه شب بعد از تحليف بيست و سي رو ديده باشين يه خبر ضايع تر رو هم گفت!اولين تپق اوباما!(همون اول قسم خوردن ،اوباما يه جمله اي رو يادش رفت و مجبور شد دوباره تكرارش كنه!)
با اين اوصاف مشخص ميشه كه ايران با كاراي امريكا مشكلي نداره!با خود امريكا مشكل داره!و معمولا خبراي خوب رو از امريكا نميگه تا مردم همچنان كينه امريكا رو به دل داشته باشن!(واقعا براشون متاسفم!!!)
(ولي بازم ميگم!اين چيزايي كه گفتم معنيش اين نيست كه امريكا فرشته س و ايران شيطان!اينا رو فقط براي اين گفتم كه چشماتون اگه بسته س بازشون كنيد!)
خوب رسانه هاي اونا هم دروغ ميگن!
نمونه ش همين مستند "ميان دو دنيا"(a world between) كه از BBCpersian پخش شد!(در مورد ايران بود و كاملا ضد ايراني و دروغ!)

اميدوارم از اين پست سنمايي- سياسي لذت برده باشين!!!
(از نويسنده ي جديد هم عذرخواهي مي كنم كه روي آپش آپ كردم!)(تا زماني كه اسمتو نگي اسمت نويسنده ي جديده!!!)

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه چهارم بهمن 1387 و ساعت 14:18 |
سلام بروبچز!
خوبين!؟
راستش من اونقدر به سينما علاقه دارم كه هر جا ميرم بايد حتما يه چيزي راجع بهش بگم يا بشنوم!
پسر عمه م بهم ميگه تو بايد ميرفتي رشته هنر!جوابشو با يه ديالوگ از محبوب ترين فيلم خودم يعني the DEPARTED دادم!:(پيشاپيش از همه عذر خواهي مي كنم به خاطر اين ديالوگه!)
بهش گفتم: maybe ...maybe not ..... maybe **** yourself!!!!!!!!!!!!!!!!
(((آقايون و خانومايي كه زياد فيلم مي بينن احتمالا ميتونن حدس بزنن كه به جاي **** چي بايد باشه!!!!!)))
اما از شوخي كه بگذريم ،درسته كه من به سينما و كلا هنر خيلي علاقه دارم ولي خوب رياضيات رو هم خيلي دوست دارم!زيست شناسي رو هم خيلي دوست دارم!!!زمين شناسي....جغرافيا.....تاريخ......فيزيك ......شيمي......آزمايشگاه......اقتصاد.......سياست.......ادبيات ......شعر.....فلسفه......منطق.......زبان.....ورزش......(((و البته نجوم!))).......همه ي اينا رو دوست دارم!!!ولي چه كنم كه قرعه ي كار به نام من ديوانه زدند!!!....نه ببخشيد....اشتباه شد.....قرعه ي كار به نام رياضيات افتاد!(ولي يه چيزي رو مطمئنم!اگه توي دبيرستان يه رشته وجود داشت كه به نجوم مربوط ميشد من بدون شك اون رو انتخاب مي كردم!)
از اين چرت و پرتا كه بگذريم ميخواستم راجع به...................راجع به چي ميخواستم حرف بزنم!؟................آهان................my love ..........سينما!(گفتم my love ،ياد فيلم 300 افتادم!اونجا كه ميخواد از زنش خداحافظي بكنه يه صداي روي متن ميگه: goodbye my love..........!!!!!!!
چيزي تا اهداي جوايز اسكار باقي نمونده.هر كي كه به سينما علاقه داره ميدونه كه اسكار چقدر مهمه!حتي از جايزه نوبل هم پر سر و صداتر و هيجان انگيزتره!
همه قبل از اعلام برنده ها يه حدسايي ميزنن!منم ميخوام حدس بزنم!!!!
خوب با توجه به جوايز ديگه اي كه چند روز پيش داده شد بايد با اطمينان بگم كه تعدادي از فيلم هاي زير حتما جزو 5 نامزد بهترين فيلم هستن:
the curious case of benjamin button
revolutionary road
Frost/Nixon
Slumdog Millionaire
The Reader

(من هيچكدوم رو نديدم هنوز!فقط از روي نامزداي جايزه هاي ديگه دارم حدس مي زنم!در ضمن اولي رو مطمئن باشين كه نامزد ميشه!شك ندارم!)
حرفه اياش خود برنده رو حدس ميزنن كه ما جزو اوناش نيستيم!!!!حدس زدن برنده خيلي خيلي خيلي سخته!معمولا شانس هر 5 نامزد دقيقا مساويه و هيچكدوم رو نميشه حذف كرد!اما اگه بخوام همينجوري يكي رو انتخاب كنم به عناون برنده ،فكر كنم اولي شانسش از بقيه بيشتر باشه!آخه بيشتر از بقيه سر و صدا كرد!(((هر چند كه معمولا فيلمهايي اسكار ميگيرن كه كمتر از همه جنجال به پا مي كنن!)))
اگه دنبال ميكنين اين چيزا رو بايد يادتون باشه كه پارسال كي اسكار گرفت!No Country For Old Men ....فيلمي كه كاملا موذيانه اومد بالا و موذيانه تر اول شد!!!بي سر و صدا.....بي جنجال!!!!(البته از حق كه نگذريم واقعا فيلم قشنگي بود و اسكار نوش جونش!من دي وي ديش رو دارم و تا حالا هم دو بار ديدمش!)

 

خوب اينم از حديث عشق ما!!!
يه توصيه: اگه تا حالا the DEPARTED رو نديدين حتما ببينين كه عمرتون بر فناس!!!(البته يا بايد انگليسيتون فوق فول باشه و يا حتما زير نويس فارسيشو بگيرين!آخه بدون فهميدن حرفاشون هيچي حاليتون نميشه از فيلم!!!)

ويرايش: جوايز گلدن گلوب رو دادن!...Slumdog Millionaire با چهار جايزه موفق ترين بود!(چهار رشته نامزد شده بود كه هر چهارتا رو درو كرد!)
در ضمن يه اتفاق جالب هم افتاد!كيت وينسلت(همون رز توي تايتانيك!) هم جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن و هم نقش مكمل زن رو براي فيلماي The Reader و revolutionary road دريافت كرد!

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 9:17 |

سلام
بالاخره منم آپ كردم!
راستش يه موضوع مهمي اين روزا مطرح شده كه گفتم منم نظرمو راجع بهش بگم.
همون خبري كه دنيا رو تركونده اين چند روز!
پرتاب كفش توسط خبرنگار عراقي به سمت جرج بوش!
همون طور كه از اخبار شبكه هاي ايران شنيدين تمام مسلمونا(از جمله اكثر ايراني ها!) از اين كار خوشحال شدن!!!
و من بايد بگم كه براي تمام "مسلمون نماها" متأسفم!!!
اين آقايون و خانومايي كه توي تلويزيون دارن از اين حركت حمايت مي كنن بايد بدونن كه اسلام دين پرتاب كفش نيست!!!
كاري نداريم كه آقاي بوش كيه و چيكار كرده و چقدر آدم بد يا خوبيه!
اصلا درست نيست كه به سمت رئيس جمهور يه كشور ديگه كفش پرتاب كنيم!
فاجعه اونجايي فجيع تر ميشه كه ديشب توي اخبار يه مصاحبه اي پخش شد و يه مسلموني (به نظر من مسلمون نما!) گفت:كاشكي اون خبرنگار به جاي كفش ،نارنجك پرتاب مي كرد!
به نظر شما اگه يه شهروند امريكايي اين مصاحبه رو ببينه چي فكر ميكنه!؟
فكر مي كنه كه تمام تبليغات ضد اسلامي اي كه توي امريكا جريان داره و هر روز به خورد مردم داده ميشه درسته!(واقعا هيچ نتيجه ي ديگه اي نميشه گرفت!)
شما فرض كنيد كه يه امريكايي هستين و هر روز از تلويزيون و راديو و روزنامه و زمين و هوا دارن داد مي زنن كه مسلمون جماعت تروريسته!حالا اين مصاحبه رو مي بينين كه يه مسلمون ميگه "كاشكي يه نارنجك به سمت بوش پرتاب ميشد"!
به نظر من اين اتفاقي كه افتاد هم به ضرر بوش و امريكا بود و هم به ضرر خود ما مسلمونا!
البته اگه كمي ما هوشمندانه تر عمل مي كرديم مي تونستيم ضرر نكنيم و بذاريم فقط اونا ضرر بكنن.
بالاخره كاري بود كه شد و كاريش هم نميشه كرد!ولي واقعا خدا رحم كرد كه بدتر از اين نشد!فرض كنين اون خبرنگار به جاي پرتاب كفشاش يه اسلحه در مي آورد و .............!!!!
اون وقت ديگه موج تبليغاتي ضد اسلامي تكميل ميشد!
بازم خدا رو شكر
شبكه ي صداي آمريكا چيز خوبي گفت!(هر چند كه اين شبكه اصلا قابل اعتماد نيست و تماما ضد ايرانيه)گفت: اسلحه ي خبرنگار كفشش نيست!قلمشه!(من اينو به شدت قبول دارم و اصلا با پرتاب كفش موافق نيستم!)
                             

-----------------
ببخشيد اگه سرتون رو به درد آوردم.
البته مي دونم كه شايد اصلا نخونده باشينش!
از سپيده هم معذرت مي خوام كه روي آپش آپ كردم!آخه اگه الان آپ نمي كردم ديگه معلوم نبود كي بتونم!

باي

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 8:57 |
اولين باري كه ديدمش اصلا به فكرم خطور نمي كرد كه اين مرد ميتونه يكي از بهترين معلم هاي تمام عمرم باشه.(اگه نگم بهترين مطلق!)
معلم فيزيك سال اول و دوم دبيرستانم رو ميگم.
مردي حدودا 35 تا 40 ساله...موهاي كم پشت...قد نسبتا كوتاه...دوست داشتني و بسيار با مزه!....آقاي فردروزي
هميشه منتظر روزي بودم كه باهاش كلاس داشته باشم.شايد تنها كلاسي بود كه من واقعا با علاقه ي قلبي به درس گوش مي كردم!
هميشه سر كلاس شوخي مي كرد.به يكي از بچه ها خيلي گير مي داد!اين شده بود سوژه ي اول خنده!
از شوخي هاش كه بگذريم ،واقعا شيوه ي تدريسش فوق العاده بود.آدم رو به هيجان وا مي داشت.كمتر كلاسي بود كه بچه ها توي درس شركت نكنن و معمولا بقيه ي كلاسا به خاطر سر و صداي زياد ما اعتراض مي كردن!
از اون آدم هايي بود كه كارشون رو به خاطر خود كار دوست دارن.نه به خاطر حقوق و مزايا و اين حرفا!به شدت به علم علاقمند بود و من احساس لذتي رو كه موقع درس دادن داشت حس مي كردم.
هيچ وقت اون روزي رو كه با دوچرخه اومد مدرسه و بعضيا بهش خنديدن يادم نميره....براش مهم نبود....چند روز بعد دوباره با دوچرخه اومد و همينطور روزهاي بعد!
هيچ وقت اون روزي كه منو ضايع كرد يادم نميره!يه مسئله اي رو كه تقريبا هيچكي نتونست حل كنه من رفتم پاي تخته و حل كردم.وقتي تموم شد گفت: ببينين اين مسئله چقدر كليشه اي و آسون و به درد نخور بوده كه حتي سعيد هم حلش كرد!!!!(شوخي بود!)
بعضي وقتا ازش سوال مي كردم و مي ديدم كه داره با دقت نگاهم مي كنه و ظاهرا گوش ميده ولي بلافاصله بعد از تموم شدن حرف من بدون اينكه جواب بده مي گفت:خوب....بريم سر ادامه ي درسمون!!!(بعد از كلاس جوابمو مي داد!)
خلاصه اينكه معلمي بود و هست كه من عاشقش بودم و هستم!از اين معلم نه تنها درس فيزيك بلكه درسهاي خيلي زياد ديگه اي رو ياد گرفتم كه بيشترشون فراتر از مرزهاي دبيرستان بود.
خدا رو شكر مي كنم به خاطر همچين معلمي.

(اگه اين پست منو خوندين بايد يه توضيحي بدم!وقتي ديدم كه همه يا عاشق معلم فيزيكشون هستن و يا يه جورايي باهاش مشكل دارن فكر كردم كه اين روزا حرف زدن در مورد معلم فيزيك كلاس داره!!!اين بود كه گفتم منم داستان معلم فيزيكمون رو بگم!)

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 17:41 |
سلام بچه ها
اول به اين شادي خانوم ميگم كه چرا توي چت حرف نمي زدي اون روز!؟
دوم ميخوام تبريك بگم پيروزي اوباما رو توي انتخابات امريكا(هر چند نميدونم چقدر براتون مهمه!)
سوم: توي اين پست تصميم گرفتم راجع به سينما يه چيزي بنويسم!
شماها به سينما علاقه دارين؟!
من كه بهش اعتياد دارم!
اوايل كه علاقمند شده بودم به سينما ،فقط براي تفريح فيلم تماشا مي كردم.ولي بعدا فهميدم كه صنعت سينما چيزي بيش از تفريح و خوش گذرونيه!
قدرتمندترين وسيله ي تبليغات همين سينماس.با فيلم ميشه بزرگترين كار دنيا رو انجام داد!تغيير نگرش و عقايد آدما!
شما كاري بزرگتر و مهمتر از اين سراغ دارين؟!اگه بخوام راجع به تاثير سينما روي مردم حرف بزنم ممكنه تا صبح طول بكشه!پس بهتره در اين مورد چيزي نگم!فقط مي خوام بهترين فيلمايي رو كه تا حالا ديدم بهتون معرفي كنم:
(به ترتيب علاقه)
1- THE DEPARTED (برنده ي اسكار 2007)
2- the godfather (يكي از موفق ترين ها در تمام ادوار مراسم اسكار!- محبوب ترين فيلم تاريخ سينماي جهان)
3- titanic (برنده ي اسكار 1998 - پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما)
4- no country for old men (برنده ي اسكار 2008)
5- she's the man (بهترين فيلم كمدي از نظر خودم!)
6- STARDUST (بهترين فيلم فانتزي از نظر خودم!)
7- charlie and the chocolate factory (دومين فيلم فانتزي از نظر خودم!)
8- pirates of the caribbean (بهترين فيلم ماجراجويانه از نظر خودم!)
9- the matrix
10- the lord of the rings
11- gangs of new york
12- perfume

از سينماي ايران من زياد فيلم نديدم!چون تقريبا 90 درصد فيلماي ايراني فقط به درد سطل زباله مي خوره!ولي از بين اونايي كه ديدم اينا رو انتخاب مي كنم:
1- اخراجي ها
2- به نام پدر
3- دايره زنگي
4- بچه هاي آسمان
5- سنتوري
6- يك تكه نان
7- عروس خوش قدم

خوب البته من خيييييييييييلي از فيلماي ديگه اي رو كه دوست دارم هنوز نگفتم!ولي ديگه وقت ذيقه!مثلا من هنوز بهترين فيلماي ترسناك رو اسم نبردم!
درضمن يه فيلم ديدم كه علم شيرين رياضي توش موج مي زد!چند وقت پيش از شبكه 4 خودمون پخش شد!پروفسور و معادله ي محبوبش(ژاپنيه!)
اگه تونستين اين فيلم رو ببينين.خيلي قشنگه.با احساسات رياضيستيتون بازي مي كنه!
___________________________________
پاسخ معماي شماره 3:
براي پاسخ به اين معما اون حكايتي رو كه نصفه گفتم و شد يه معما ،حالا كامل ميگم!:
"سه نفر در تقسيم هفده شتر با هم مخاصمه نمودند. سهم يكى نصف ، سهم ديگرى ثلث ، و سهم سومى يك نهم شترها بود و هيچيك راضى به كشتن شتر، يا فروش سهم خود به ديگرى نبود. براى حل مشكل خدمت اميرالمؤمنين آمدند.
حضرت فرمود: آيا راضى مى شويد يك شتر از خودم به آنها اضافه نمايم تا سهام هر كدام متعادل شود؟
گفتند: آرى .
حضرت هيجده شتر را بين آنها تقسيم كرد. به يكى 9 شتر، و به ديگرى 6 شتر، و به سومى 2 شتر داد. و شتر خود را هم بر گردانيد."

واااااي خدا......وقتي اينو خوندم تا چند روز مي خنديدم!!!!
امام علي آخر رياضيات بوده ها!!!!!راه حل از اين هوشمندانه تر نميشه!دقيقا تونست هر كس رو به سهمش برسونه و البته شتر خودش رو هم پس گرفت!!!تازه جالب اينجاس كه اگه قرار بود همون هفده شتر رو تقسيم بكنن ،سهم هر كدومشون كمتر از اين مقداري ميشد كه امام علي بهشون داد!(حساب كنيد!)
فقط همين مورد نيستا!!!يه معماي ديگه هست كه بعدا بهتون ميگم كه ببينين بازم امام علي چجوري حلش كرده!

*شادي تونست اين معما رو حل كنه.(تشويقش كنيد!)
من اگه بخوام باهوش ترين فرد اين وبلاگ رو معرفي كنم ،قطعا اون يه نفر شاديه!....آفرين!

معماي شماره 4:
يك فردي اسير است و بايد نجات پيدا كند و براي او دو مسير فرار وجود دارد.يكي نجات و ديگري نابوديست.سر هر كدام از اين راهها يك نفر ايستاده.يكي كاملا دروغ گو و ديگري كاملا راستگو.اين فرد با يك سوال چگونه مي تواند راه صحيح را پيدا كند ؟( فقط يك سوال و فقط از يك نفر - راستگو و دروغگو مشخص نيست - راه برگشتي هم نيست )

تا بعد

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 9:20 |
امروز ميخوام يه ذره راجع به اعداد اول حرف بزنم.
فكر كنم اين خبر رو چند روز پيش از اخبار شنيده باشين كه دانشمنداي دانشگاه كاليفرنيا(اگه اشتباه نكنم!) يه عدد اول 13 ميليون رقمي پيدا كردن!
خوب كشف يه عدد اول چه فايده اي داره؟
قبل از هر چيز بايد بگم كه اين عدد يه عدد اول معمولي نيست و اسمش اينه: عدد اول مرسن
تعريف عدد مرسن:اعداد اولی به شکل ۱- Mn = ۲n(دو به توان n ) که در آن n اول باشد، اعداد اول مرسن نامیده می شوند. مثل اعداد  ۳ و۷ که اولین و دومین اعداد اول مرسن هستند.
مثال:(7 مساوي 2 به توان 3 منهاي 1 كه در آن n مساوي 3 است.)
 نخستین اعداد اول مرسن عبارت اند از : ۳ ، ۷ ، ۳۱ ، ۱۲۷ ، ۸۱۹۱ ، ۱۳۱۰۷۱ ، ۲۱۴۷۴۸۳۶۴۷ ، ... که به ترتیب  با n های اول ۲ ، ۳ ، ۵ ، ۷، ۱۳ ، ۱۷ ، ۱۹ ، ... متناظر هستند.
خوب حالا ببينيم كشف اين عددها چه فايده اي داره.اونقدر فايده داره كه براي كشف عدد مرسني با بيش از 10 ميليون رقم يه جايزه ي 100000 دلاري تعيين كردن!!!اين طور كه من تحقيق كردم:
"پیدا کردن بزرگ ترین عدد اول نه تنها برای ریاضیدان ها بلکه برای مهندسان و طراحان نرم افزارهای رایانه ای نیز بسیار مهم است. چرا که یکی از کاربردهای اصلی اعداد اول در مسائل امنیت و ایمنی ارتباطات رایانه ای و به ویژه شبکه های مبادلاتی الکترونیک است. فرض کنید شما یک عدد اول بسیار بزرگ داشته باشید و از آن به عنوان یک کد یا یک امضای الکترونیک استفاده کنید و از عدد غول پیکر اول دیگری نیز به عنوان پاسخ امضاء یا تاییدیه استفاده نمایید. به این دلیل که اعداد اول هیچ توزیع منظمی ندارند بنابراین رمزهایی که بر اساس آن ها ساخته شده باشد به راحتی قابل شکستن نخواهد بود. این انگیزه ی مهمی برای جستجوی اعداد اول بزرگ تر است."

مطلب جالبي بود!نه!؟
_____________________
خوب ديگه...بريم سر حل معماي قبلي:
معماي دوم اين بود:
توي يه مهموني خونوادگي اين افراد حاضر بودن:
1 پدربزرگ ،1 مادربزرگ ،2 پدر ،2 مادر ،4 فرزند ،3 نوه ،1 برادر ،2 خواهر ،2 فرزند پسر ،2 فرزند دختر ،1 پدرزن ،1 مادرزن ،1 عروس.
حالا چجوري ميشه كه اين مهموني هفت نفره باشه؟
جواب: اين مهموني تشكيل شده از دو تا دختر بچه و يه پسر بچه ،مادر و پدر اين بچه ها و پدر و مادر پدرشون(يا همون پدربزرگ و مادربزرگشون).
حالا با همون استدلالي كه ارسطو و وصال گفتن ميشه اين 7 نفر رو به 23 نفر افزايش داد!
مثلا پدر بزرگ هم پدر بزرگه و هم پدر باباي بچه ها!
اشتباهي كه ارسطو و وصال كردن اين بود كه فكر مي كردن باباي بچه ها داماد خانواده س!در صورتي كه مامان بچه ها عروس پدربزرگ و مادربزرگ بود!(نميدونم واضح گفتم يا نه!)
در هر صورت از اين دو نفر كه روي معماي من فكر كردن شديدا تشكر مي كنم.
.....................
معماي 3 (ويژه!):
چند وقت پيش يه حكايتي از امام علي خوندم كه خيلي شگفت زده شدم!به فكرم رسيد كه بد نيست اينو به شكل يه معما براي شما بگم!
"سه نفر در تقسيم هفده شتر با هم مخاصمه نمودند. سهم يكى نصف ، سهم ديگرى ثلث ، و سهم سومى يك نهم شترها بود و هيچيك راضى به كشتن شتر، يا فروش سهم خود به ديگرى نبود. براى حل مشكل خدمت اميرالمؤمنين آمدند."
حالا فعلا بقيه ي اين حكايت رو نمي گم كه جوابش معلوم نشه!فقط آخر قضيه رو مي گم كه امام علي با يه راه حل خييييييلي خوشكل به نفر اول كه سهمش نصف شترا بود ،9 شتر ،به دومي 6 شتر و به سومي 2 شتر داد.
شما بايد بگين كه راه حل چي بوده؟!(البته زياد ازتون انتظار ندارم كه بتونين حلش كنين!آخه خييييييييلي سخته و به نظر من اگه اين داستانو جايي نخونده باشين امكان نداره بتونين حلش كنين!ولي خوب سعي خودتونو بكنين!شايد هوشتون خيلي بيشتر از اون چيزي باشه كه من فكر مي كنم!!!)

هر كي تونست درست جواب بده يه جايزه پيش من داره!
(راستي هر كي خواست مي تونه آي دي منو اد كنه ها!!!!آي دي من رو هم كه توي كامنت هام مي بينيد!)
فعلا....

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 22:14 |
سلام
من چند تا از پستاي قديمي اينجا رو خوندم!خيلي جالب بود!مثل اينكه اتفاقاي زياد و هيجان انگيزي اينجا افتاده!اونقدر هيجان انگيز كه ميشه ازشون فيلم ساخت!باور كنيد راست مي گم!اصلا اغراق نمي كنم!داستان اين وبلاگ رو به يه تهيه كننده ي فيلم بفروشين!پول خوبي گيرتون مياد!
از هك شدن و كارآگاه بازي براي انتقام گرفته تا كنفرانس جنجالي(!) و خداحافظي يه آقايي به اسم آرش!!!!
اين آرش خان ذهن منو خيلي مشغول كرده!رئيستون بوده!؟من خيلي ازش خوشم اومد!ميشه يه آدرسي ازش بهم بدين؟آي دي و يا وبلاگش رو اگه بدين ممنون ميشم.
خلاصه كه واقعا ماجراهاي محشري توي اين وبلاگ رؤيت كردم!!!(دست همتون بي بلا براي ساخت همچين فيلم فوق العاده اي!)
---------------
خوب من يه ذره احساس بيكاري بهم دست داده و مي خوام نظرمو راجع به چند تا از اين خبراي روز به سمع و نظر شما عزيزان برسونم!(هر كي خواست بخونه هر كي هم نخواست نخونه!اينجا مملكت ،آزاد است!)
خبر شماره ي 1:
بعد از هزار سال علي كريمي به تيم ملي دعوت شد!ولي.....
ولي با اين جوابي كه كريمي داد ،دايي با مخ كوبيد زمين!كريمي برگشته گفته كه من مي خوام از تيم ملي كناره گيري كنم!خيلي اين بازيكن سياست داره!به قول يكي از دوستام داره از دايي انتقام سختي ميگيره!خوشم اومد ازش!

خبر شماره ي 2:
ديگه چيزي به انتخابات رياست جمهوري امريكا نمونده.4 نوامبر انتخابات برگزار ميشه تا سكان دار مهمترين و تاثيرگذارترين كشور دنيا ،امريكا ،معلوم بشه.
واي بچه ها دعا كنيد كه مك كين پيروز نشه!به صراحت گفته كه ميخوايم به ايران حمله كنيم!اگه پيروز بشه به نظر من كارمون در اومده!البته احتمال جنگ خيلي پايينه ولي راه هاي ديگه اي هم براي اعمال فشار به يه كشوري مثل ايران وجود داره!
من به شخصه طرفدار اوباما هستم.بچه ي خوبيه!گفته ميخوايم با ايران مستقيما و بدون هيچ پيش شرطي مذاكره كنيم.اين موضع نسبتا خوبيه.

خبر شماره ي 3:
اقتصاد جهان داره نابود ميشه!
حتما متوجه شدين كه مهمترين خبر اين روزا همينه!هيچ ربع روزي نيست كه اين خبر رو نشنويم!
اگه ماهواره داشته باشين و شبكه هاي خبري مثل CNN ، BBC , EURO NEWS و ... رو ديده باشين ،اصلا تمام وقت به همين مسئله مي پردازن.و اين نشون ميده كه وضع خيلي خراب شده!
فقط خدا ميتونه دنيا رو نجات بده.

خبر شماره ي 4:
اگه اهل نجوم باشين(مثل ارسطو خانوم!) حتما از آخرين فرستاده ي انسان به مريخ خبر دارين.ققنوس آخرين سفينه ي انسان بود كه با هيجان فوق العاده زياد به مريخ رفت.
ميگن كه قراره تا چند وقت ديگه ميكروفنش روشن بشه!!!ميدونين اين يعني چي!!!!!!!!!!؟
يعني اينكه ما مي تونيم صداهاي روي سطح مريخ رو گوش كنيم!
واااااااااااااي..........خيلي هيجان انگيزه!
من لحظه شماري مي كنم تا اين اتفاق بيفته!

خبر شماره ي 5:
خبر خاصي نيست!

خبر شماره ي 6:
توي يه وبلاگي اينو خوندم و خيلي خوشم اومد.شما هم بخونيد.حتما خوشتون مياد.
آرتور اشی « Arthur Ashe »   قهرمان افسانه ای تنيس ويمبلدون؛ به دلیل خون آلوده ای كه در جريان يك عمل جراحی در سال 1983 دريافت كرد ،به بيماری ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد.
او از سراسر دنيا نامه هايی از طرفدارانش دريافت كرد .
يكی از طرفدارانش نوشته بود:
چرا خدا تو را برای چنين بيماری دردناكی انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت:

در دنيا ،  50 ميليون كودك بازی تنيس را آغاز می كنند . . .
 5 ميليون نفر ياد می گيرند كه چگونه تنيس بازی كنند . . .
 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه ای ياد می گيرند . . .
50  هزار نفر پا به مسابقات می گذارند . . .
5  هزار نفر سرشناس می شوند . . .
 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا می كنند . . .
چهار نفر به نيمه نهايی می رسند . . .
و دو نفر به فينال . . .
و آن هنگام كه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم ،  هرگز نگفتم " خدايا چرا من. . .؟"
و امروز هم كه از اين بيماری رنج می كشم ، نيز نمی گويم " خدايا چرا من. . .؟
----------------------------
در اين بخش از برنامه توجه شما رو به پاسخ معماي شماره 1 و صورت سوال شماره 2 جلب مي كنم!

سوال 1 اين بود: اگه ارقام سن يه آقايي رو جابجا كنيم ،سن خانومش به دست مياد.سن آقاهه به اندازه ي يك يازدهم مجموع سن هر دوشون از سن زنش بيشتره.هر كدوم چند سالشونه؟!
با كمي تفكر و تامل و تدبر و تصور و توجه و تكبر و تغزل و تفعل(!) ميشه فهميد كه آقاهه 54 سالش بوده و خانومشون در 45 سالگي به سر مي بردن!
54+45=99 ....يك يازدهم 99 ميشه 9 و آقاهه 9 سال از خانومش بزرگتر بوده.در ضمن اگه ارقام سن آقاهه جابجا بشه سن خانومش بدست مياد!به همين سادگي!به همين خوشمزگي!
(پاسخ درست اين معما رو خانوم قوي سفيد دادن كه ازشون به شدت تشكر مي كنيم.(براش كف بزنيد!) جايزه ش اينه كه يه بار به خرج خودت يه پفك براي خودت بخري!!!)

معماي دوم من:
توي يه مهموني خونوادگي اين افراد حاضر بودن:
1 پدربزرگ ،1 مادربزرگ ،2 پدر ،2 مادر ،4 فرزند ،3 نوه ،1 برادر ،2 خواهر ،2 فرزند پسر ،2 فرزند دختر ،1 پدرزن ،1 مادرزن ،1 عروس.
حتما الان با يه حساب سرانگشتي مي گيد كه 23 نفر توي اين مهموني بودن!ولي سخت در اشتباهيد!!!فقط 7 نفر توي اين مهموني بوده!ميتونيد بگيد چطوري؟!

اميدوارم دست پخت امروز من رو دوست داشته بوده باشين!(اينم از اون افعال منسوخه!)
تا بعد

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 15:19 |
سلامي دوباره
ميخوام يه ذره از علايقم بگم!من غير از رياضيات به نجوم ،فوتبال ،هري پاتر و ....خيلي علاقه دارم!فكر كنم اينجا پاتريست هم پيدا ميشه!
در ضمن من هيچ علمي رو به اندازه ي نجوم دوست ندارم.اين هفته اي كه گذشت هم هفته ي جهاني نجوم بود كه به همه ي علاقمندا تبريك مي گم!
من فكر كنم تمام اعضاي اين وبلاگ حداقل يه وجه مشترك دارن و اونم دوست داشتن رياضياته.
اما تا حالا فكر كردين كه چرا از رياضي خوشتون مياد!؟
در مورد خودم بايد بگم كه چون هيچ چيزي به اندازه ي رياضي ذهنمو باز نمي كنه.يا شايدم به اين خاطر كه خيليا ميگن سخته و من نخواستم مثل خيليا باشم و گفتم سخت نيست ،شيرينه!خيلي زياد!و واقعا شيرين بود!من از زماني كه براي اولين بار كلاس رياضي داشتيم(دوران ابتدايي!) كلا به اين علم بزرگ علاقه پيدا كردم.كلاس اول دبيرستان كه بودم يه دبير فيزيك خيلي گل داشتم.يه بار يه مسئله اي رو خيلي خوشكل حل كرد و من گفتم :واي...آقاي فردروزي ،فيزيك خيلي شيرينه!...و اون بلافاصله گفت :شيرين تر از فيزيك ،رياضيه!اين حرفش رو هيچوقت فراموش نمي كنم.
خوب ديگه...پر حرفي بسه....بريم سر اصل مطلب يعني معماي رياضي!(فكر كنم كار اصلي اين وبلاگ همينه!!!)

اينطور كه از پستاي اين وبلاگ دركيدم(!) (گونه اي نادر از فعل درك كردن!) بايد يه معما مطرح كنم و بعدا جوابشو بگم.
خوب...شروع مي كنيم:

اگه ارقام سن يه آقايي رو جابجا كنيم ،سن خانومش به دست مياد.سن آقاهه به اندازه ي يك يازدهم مجموع سن هر دوشون از سن زنش بيشتره.هر كدوم چند سالشونه؟!
اين معما خيلي آسونه.اگه حلش كردي زياد به خودت اميدوار نباش و اگه نتونستي حلش كني بايد خودكشي كني!!!
(درضمن من قوانين اينجا رو زياد بلد نيستم!ولي فكر كنم بايد جوابا خصوصي باشن!)

خداحافظ....راستي يه نكته ي مهم: يادتون باشه كه خالق اصلي رياضي خداس.پس خدا رو دوست داشته باشين...

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 17:3 |
سلام به همه ي كسايي كه توي اين وبلاگ اختلاف دارن! (نكته ي كنكوري: اختلاف = رفت و آمد!)
من نويسنده ي جديد اين وبلاگ هستم.
اول مي خوام يه آمار كلي از خودم بدم تا آقايون و خانوماي فوضول (خدا نصيب گرگ بيابون نكنه!) از شدت فوضولي منفجر نشن!!! (شوخي بود...به دل نگيرين!)
من سعيد هستم.......يادم رفت......به نام خدا....من سعيد هستم.....18 سالمه.....و از دزفول مزاحمتون مي شم!!!(قابل توجه كسايي كه جغرافيشون ضعيفه: دزفول توي استان خوزستانه!)
مثل مديريت محترم اين وبلاگ ،خانوم قوي سفيد!(يه كف مرتب به افتخارشون!) رشته ي تحصيلي بنده هم رياضي فيزيكه.
من زياد وقت ندارم.چون دارم واسه كنكور درس مي خونم.بنابراين زياد هم نمي تونم اينجا مطلب بزنم!فوقش روزي 7 - 8 تا!!!!!!
فقط به خاطر اين خواستم نويسنده ي اين وبلاگ باشم كه عاشق رياضياتم!....(عشق از نوع آتشينش!)
خوب ديگه...سرتون رو به درد نيارم.
منتظر مطالب جذاب و پر محتواي اينجانب باشين!(فقط مواظب باشين كه از شدت جاذبه ي نوشته هاي من توي سياهچاله گير نيفتين!!!)
باي باي!
+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 و ساعت 17:28 |