سلام به همه دوستان عزیز
خوبین؟؟ چه خبرا؟؟
خب من خیلی وقت بود که اینجا نیومده بودم ببخشید واقعا سرم شلوغ بود.
بابام اول مریض شد بعدشم که از بیمارستان مرخص شد همش می اومدن خونمون عیادت به خاطر همین حتی وقت نکردم که وبلاگ های خودمو زیاد آپ کنم ........ببخشید.
خب من از این به بعد می خوام معما های جنایی براتون بذارم چون معما های ریاضی اکثرشون شکل لازم دارن و من نمی تونم که اینجا شکل براتون بذارم. تازه معمای دفعه پیشمم کسی جواب نداد
خب معمای امروز آسونه چون از همه داستانا کوتاه تر بود چون من حوصله ندارم ۱۰ صفحه داستان تایپ کنم
اسم داستان ایندفعه دزدان صندوق های امانته چون خیلی آسونه انتظار دارم خیلی ها جواب درست بدن.......فقط جواباتون رو به صورت خصوصی بذارین.
راستی یه چیزی تا قبل از اینکه داستان رو بنویسم می خوام بگم. می گم به نظر شما بهتر نیست که وبلاگ یه تابلو اعلانات داشته باشه تا وقتی می خوایم برنده ها و جواب درست معما ها رو بگیم اونجا بنویسیم؟؟
دوستان اگه جواب بدن ممنون می شم.
خب حالا بریم سراغ داستانمون

:
« دزدان صندوق های امانت »
چند ماه بود که در ایستگاه های راه آهن شش شهر بزرگ جنوب آلمان از صندوق های امانت سرقت می شد. نحوه سرقت به این گونه بود که هرگز سرقتی به طور همزمان٬ در چند محل صورت نمی گرفت. این شیوه نشان می داد که تبهکاران٬ سارقانی هستند که مدام در حال مسافرت اند.
روش کار آنها ساده بود و همین سادگی روش٬ رمز موفقیتشان به حساب می آمد.
آن ها هنگام دزدی٬ نه درهای صندوق ها را می شکستند و نه خود را به زحمت می انداختند. شیوه کارشان این بود که تعداد زیادی صندوق امانت اجاره می کردند و بعد٬ از روی کلید های اصلی٬ کلید بدلی می ساختند و کلید اصلی را سر جای خودش می گذاشتند.
آن وقت در کمین می نشستند و منتظر می شدند تا شخص دیگریصندوق را اجاره کند و با خیال راحت٬ بسته های شخصی خود را در آن بگذارد.
به این ترتیب٬ پلیس پی برده بود که عده ای از سارقان٬ برای دزدی از صندوق های امانت شبکه ای تشکیل داده اند. با وجود این٬ آنها یک اشتباه مرتکب شده بودند و اشتباهشان این بود که در زمان معینی به ترتیب به صندوق های امانت ایستگاه های راه آهن فرانکفورد٬ اشتوتگارت٬ الم٬ مونیخ٬ نورنبرگ٬ ورتسبورگ و....دستبرد می زدند.
طبق محاسبات پلیس سارقان باید بار دیگر در اوایل اکتبر٬ از صندوق های امانت ایستگاه راه آهن شهر مونیخ٬ سرقت می کردند.
چهارم اکتبر٬ پلیس مونیخ چهار تن از ماموران زبردست خود را در اطراف صندوق ها مستقر کرد. هر چهار نفر مامورانی بودن که حافظه بسیار خوبی داشتند.
حادثه درست شب پنجم اکتبر آغاز شد. زنی خبر داد که دو کیف دستی اش که شامل اشیای با ارزش بوده٬ به سرقت رفته است.
پانزده ساعت بعد همه وسایل عکاسی یک خبرنگار٬ از صندوق شماره ۱۲۸ به سرقت رفت.
روز چهارشنبه هفتم اکتبر٬ حلقه محاصره کامل شد. یکی از ماموران٬ مردی را شناسایی کرد که چند روز بود مرتب به ایستگاه راه آهن رفت و آمد می کرد.
مرد مظنون به سراغ صندوق شماره ۵۲ رفت و کیف نسبتا سنگینی را برداشت. اما قبل از این که از سالن بزرگ ایستگاه خارج شود٬ مامور به او نزدیک شد و درخواست کرد که همراهش به دفتر پلیس برود. مرد مظنون عصبانی شد و گفت که بی گناه است.
چند لحظه بعد که به دفتر پلیس ایستگاه رسیدند٬ مرد مظنون با دقت اشیا داخل کیف را مو به مو نام برد. گفته های او با اشیای داخل کیف مطابقت داشت. با این حال پلیس او را دستگیر کرد٬ وقتی جیب خایش را می گشت٬ چیزی پیدا کردند که نشان می داد او از دزدان صندوق امانت است.
* چه چیزی در جیب مرد مظنون پیدا شد که نشان می داد او از دزدان صندوق های امانت است؟؟؟
خب جوابش خیلی تابلوئه ببینم چند نفر کارآگاه اینجا داریم.....
+ نوشته شده توسط میرتل در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت
14:18 |