تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
سلام! چطورین خوش می گذره!؟

 

گفتم بیام یه آپی بکنیم نگن اینجا صاحب نداره!

البته ناگفته نماند طبق گفته ی برخی منابع جاسوسی (خود اینجانب!) بانو یاس چندی پیش در قیافه ی مبدل، در حالیکه تلاش می کرد شناخته نشود! در مسنجر دیده شد!!...

.. خلاصه ما از همان روز اول می دانستیم که بانو یاس و ترک اینترنت محال است!!!... یاس، نذار بگم...

 

 

خب... بگذریم!

 

واسه اینکه آپ یه نمه بار علمی داشته باشه...و شمام حوصله کنید بخونید!... یه نکته ی جالب علمی براتون می ذارم که شاید بعضیاتون ندونید...

(تجربه نشونه داده کاربران گرامی هر مطلب علمی بیشتر از ۴ خط باشه رو عمراً بخونن! )

 

آلبرت اینشتین رو همه می شناسن... یکی از نظریه های این دانشمند که به اثبات رسید اینه که اگه انسان؛ بتونه به سرعتی در حد نور (۳۰۰،۰۰۰کیلومتر بر ثانیه؛ البته هرگز انسان نمی تونه ماشینی بسازه که با این سرعت حرکت کنه!!!) برسه.. می تونه به گذشته برگرده!... چیزی که شاید خیلیا به دنبالش باشن...

 

البته ثابت شده که می شه انسان به آینده سفر کنه.... حالا بعداً واستون تعریف می کنم!... زنگ خورد برین خونه هاتون!

 

راستی می خوام قالب اینجا رو عوض کنم خیلی خزه!... نظراتتون راجع به قالب آینده ی وبلاگ بگین تا ایشالله یه قالب اونطوری که شما دوست دارین بزارم! (ما کاملاً دموکراسی را رعایت میکنیم!)

 

تا سلامی دیگر... بدرود!

                                        ارسطو 

 

 

+ نوشته شده توسط ارسطو در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 17:38 |
سلام...

خوبین؟... امروز آپ نجومی نداریم.... شاید دیگه به کل نداشته باشیم.. این بستگی به خودتون داره...

 

 

...خب... مقدمه بذارم؟؟؟

 

باشه... مقدمه: پی سی دیگه در دسترس نیست! به شکل مسخره ای تابستونم زهرمارم شد! دیگه نمیتونم نت بیام....

 

 

اااا! این که شد اصل مطلب!...

 

چمیدونم والا الان اگه می تونستین قیافه مو ببینین شاید اینجوری باشم:

 

... ولی من یه سوال ازتون دارم...

 

چرا می گین نرو؟ (با تو نیستم!.. تو که خوشحالی!)

آخه اگه به دست من بود که من همیشه اینجا می موندم...

 

اینجا بهترین جائه!... جایی که میتونستم خودم باشم و چیزایی که دوست دارم کنارم باشن!!!..

 

.که فعلا دیگه... نیست... تموم شد!

 

 

 

ارسطو رفت!... همین!...

 

یاس اگه می خوای شناسه مو پاک کن... نمی دونم... هر جور مایلی...

 

از بعضیاتون تو وبم خدافظی کردم... از ندا خانوم و آقا مهدی و چه جان و آقا سعید(که نیستن) و فاطمه خانوم خداحافظی می کنم... ایشالله موفق باشن....

 

 

خب... مثل اینکه حضرت ارسطو (ارسطو ی واقعی!) نمی دونست دو بار قراره با دنیای فانی (در حال حاضر مجازی!!!) خدافظی کنه... طفلک!

 

 

 

 

برم؟؟... تا آخر عمرم که نمی تونم هی تایپ کنم... بالاخره یه جا باید بگم..

 

خداحافظ

+ نوشته شده توسط ارسطو در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 13:11 |
سلاااااااام به همه بروبکس خوب وبلاگ!!!!

خوبین چه خبرا؟!

 

باور کنین چند روز پیش اومدم آپ کنم.... چقدم زحمت کشیدم براش!.... بلاگفا قاط زد کل آپم پرید!!

(اینو گفتم یاس فکر نکنه به زور تهدید به اخراج باید آپ کنم!)

خب.... اینم یه مطلب نجومی برای نجوم دوستان!.... 

 

انتهای دنیا کجاست؟؟؟...

عالم تا کجا امتداد دارد؟ آیا این سوال بجایی است؟ فلاسفه قدیم به تفصیل به این سوال که هر کسی زمانی از خود پرسیده است، پرداخته اند اما فیزیکدانان و کیهانشناسان و طبیعیون جدید، این سوال را مشخص تر مطرح می کنند و پاسخ صریحی برای آن دارند: عالم آنجاست که ماده هست یا اثری از آن.


هنگام طرح اندیشه های انیشتین دیدیم که چگونه فضای عالم می تواند متغیر باشد، منبسط شود، بدون اینکه برای درک این انبساط احتیاج به فضای دیگری باشد. همین طور دیدیم که چگونه هندسه این فضا را ماده تعیین می کند.حتی هندسه فضا در جایی که ماده نیست، توسط ماده در نقاط دیگرفضا تعیین می شود اما توجه کنید که مجموع ماده موجود فضا را تعیین می کند. مثلا ممکن است جایی در عالم توزیع ماده به صورت یک پوسته کروی باشد که در داخل ان دیگر ماده ای نباشد. هر چه هست روی پوسته یا خا رج ان است. در این صورت فضای داخل پوسته جزو عالم به حساب می اید و هندسه ان را ماده روی پوسته تعیین می کند.

بدین ترتیب می بینیم که ماده موجود درعالم، مقدار و توزیع ان برای درک هندسه عالم و تغییرات زمانی و مکانی این هندسه بسیار اهمیت دارد. پس چه قدرماده درعالم هست؟ پاسخ به این سوال می تواند مساله دانشمندان را در مورد این سوال که در اینده چه بر سر عالم خواهد امد و اینکه ایا تا ابد انبساط خواهد یافت یا زمانی به بیشینه اندازه اش می رسد و سپس منقبض می شود حل کند. این وضعیت مثل نحوه حرکت سنگی است که از سطح زمین به طور عمودی پرتاب می شود. معمولا سنگ تا یک ارتفاع بیشینه می رسد و سپس سقوط می کند اگر سرعت اولیه سنگ را افزایش دهیم، سنگ قبل از سقوط تا ارتفاع بیش تری صعود می کند. با این حال این وضعیت فقط زمانی برقرار است که سرعت اولیه کم ترازسرعت بحرانی موسوم به «سرعت فرار» باشد. اگر سنگ با سرعتی بیش تر از سرعت فرار پرتاب شود، آنگاه از جاذبه زمین فرار خواهد کرد و هرگز باز نمی گردد. به بیان دیگر، اگر گرانش به اندازه کافی قوی باشد می تواند جهت سرعت سنگ راتغییر دهد و آن را برگرداند، اما اگر گرانش به اندازه کافی قوی نباشد، سنگ از زمین دورتر و دورترخواهد شد.

می توانیم انبساط عالم رابا سنگی مقایسه کنیم که از سطح زمین به طرف بالا پرتاب می شود. اگر نیروی گرانش ماده موجود در عالم به اندازه کافی زیاد باشد، سرانجام زمانی انبساط عالم متوقف خواهد شد و انقباض اغاز می شود. چون نیروی گرانش متناسب با مقدار ماده افزایش می یابد، سرنوشت عالم به مقدار ماده ای بستگی دارد که در حال حاضر درعالم وجود دارد. اگر چگالی ماده بیش ترازمقداربحرانی باشد، این جاذبه گرانشی در نهایت برانبساط فعلی عالم غلبه خواهد کرد وانقباض عالم اغاز خواهد شد. اگرسرعت انبساط عالم را بدانیم می توانیم مقدار چگالی بحرانی مورد نیاز برای توقف انبساط را تخمین بزنیم. ثابت شدهاست براي آن که در نهایت عالم منقبض شود، باید چگالی ماده حد ود 5*10-30gmcm3یا بیش تر باشد. این چگالی را«چگالی بحرانی» عالم می نامند و نقش مهمی در بحث هایمان خواهد داشت.

تا این جا که خوب بوده است. اکنون باید مقدار واقعی چگالی جرمی عالم را بدانیم. ایا مقدار ان بیشتر از چگالی بحرانی است، یا کم تر؟ اینده عالم به پاسخ این سوال بستگی دارد.

 

بقیه ادامه مطلب...

امیدوارم خوشتون اومده باشه (گرچه میدونم نخوندینش!... بابا بچه جان حرص نزن به صفحه نظرات هم می رسی!!!!!)

راستی واسه تنوع هم شده نظراتتون رو راجع به مطلبی که گذاشتم بگین!!!!....

بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ارسطو در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 12:17 |
ســـــــــــــــــــلام!

 

خوبین؟!.... بروبکس نجوم چطورن؟! دلتون واسم تنگ نشد؟؟!!

 

آره دیگه.... مشکلات زندگی و خونه داری و بچه داریه دیگه!!!!! وقت نمی ذاره واسه آدم!

 

خب....من دوباره اوووووووومدم با یه آپ نجومی واسه بکس نجوم دوست وبلاگ:

ستاره دنباله دار

هر ستاره دنباله دار، هسته اي متشكل از يخ و غبار (موسوم به گلوله برفي كثيف) دارد كه پهناي آن حدود 20 كيلومتر (12 مايل) است. هنگاميكه اين ستاره به خورشيد نزديك مي گردد، هسته اش تبخير شده و سري درخشان و دنباله اي طولاني شكل مي گيرد.

بخش اعظم ميلياردها ستاره دنباله دار منظومه شمسي، در محدوده هاي دور دست آن قرار دارند، اما مدار بعضي از اين ستارگان از نزديكي خورشيد عبور مي كند و اين امر موجب مي شود تا شب هنگام در آسمان بخوبي ديده شوند.

تمام منظومه شمسي ما از جمله دنباله دارها حدود4.5 ميليون سال پيش از رمبيدن يك توده ي بزرگ ابر و گاز به وجود آمد.اين توده ابتدا به آرامي مي چرخيد ولي هر چه رمبش ادامه پيدا كرد ،چرخش سريعتر شد و دماي آن بالا رفت.(درست مثل اين كه يك اسكيت باز با جمع كردن دستانش سريعتر مي چرخد). اين چرخش سريع از ريختن همه ي مواد به داخل هسته جلوگيري كرد.در عوض اين ابر و مواد موجود در آن به شكل يك صفحه ي تخت متراكم گشت.در همين زمان دماي هسته ي اين ابر بالا رفت تا آن جا كه همجوشي هسته اي آغاز گشت و بدين گونه خورشيد به وجود آمد. با وجود اين مناطق خارجي اين صفحه كاملا سرد بود .به علت كم بودن دما دانه هاي يخ شكل گرفتند و با تجمع آن ها توده هاي يخي با بزرگي چند كيلومتر شكل گرفتند،و توده هاي بزرگتر نيز سياره ها را شكل دادند.

پهناي هسته يك ستاره دنباله دار فقط چند كيلومتر مي باشد، اما دنباله آن بسيار طولاني است. ستاره دنباله دار عظيمي كه در سال 1843 ديده شد، داراي دنباله اي بطول 330 ميليون كيلومتر (205 ميليون مايل) بود. چگالي اين دنباله ها حتي از بهترين خلئي كه در شرايط آزمايشگاهي در روي زمين ايجاد شده، كمتر است.

چرا ستاره هاي دنباله دار دنباله دارند؟

دنباله ي يك دنباله دار بارزترين مشخصه آن است. همچنانكه دنباله دار به خورشيد نزديك تر مي شود دم درخشاني در امتداد آن و در جهت مخالف خورشيد گسترش مي يابد. در فاصله اي زياد از خورشيد هسته دنباله دار ها سرد و مواد داخل آن منجمد مي باشند. با نزديك شدن به خورشيد باد هاي شديد خورشيدي قسمتي از هسته را تصعيد مي كنند كه اين مواد كما را تشكيل مي دهند. فعل و انفعالاتي كه باد هاي خورشيدي روي كما انجام مي دهند باعث به وجود آمدن هسته مي شوند. ساختار شيميايي كما مواد تشكيل دهنده دنباله را تعيين مي كند. ممكن است به نظر آيد كه دنباله داري دم ندارد ولي واقعا اين طور نيست بلكه دنباله آن قدر شفاف است كه ديده نمي شودولي دانشمندان با استفاده از فيلتر هاي مخصوص قادر به ديدن آن ها هستند.مثلا دم دنباله دار هيل پاب(1997)به راحتي در نور مرئي ديده مي شد ولي عكس هايي كه با فيلترتهييه شده بودند وجود تعدادي دنباله تشكيل شده از غبار و گاز هاي يونيده را نشان دادند.

انواع دنباله ها:

دو نوع دنباله وجود دارد:غبار و گاز يونيده.يك دم تشكيل شده از غبار محتوي ذراتي به بزرگي ذرات موجود دردود مي باشد.اين نوع دم هنگامي تشكيل مي شود كه يك باد خورشيدي مقداري ماده از كما جدا مي كند.چون اين ذرات بسيار كوچكند با كوچكترين نيرويي جابجا مي شوند در نتيجه اين دنباله ها مامولا پخش و خميده اند.دنباله هاي گازي وقتي تشكيل مي شوند كه نورخورشيد مقداري از مواد كما را يونيده مي كند و سپس يك باد خورشيدي اين مواد يونيده را از كما دور ميكند.دنباله هاي يوني معمولا كشيده تر و باريك ترند.هر دوي اين دنباله ها ممكن است تا ميليون ها كيلومتر در فضا پراكنده شوند.وقتي كه دنباله دار از خورشيد دور ميشود دم و كما ازبين ميروند و فقط مواد سرد و سخت درون هسته باقي مي مانند.تحقيقات راجع به ستاره دنباله دار هيل پاب وجود نوعي دم رانشان داد كه شبيه دنباله هاي تشكيل شده از غبار بود ولي از سديم خنثي تشكيل شده بود.(همان طور كه گفتيم مواد موجود در هسته نوي كما و دنباله را تعيين مي كنند).

دنباله دار ها از كجا مي آيند؟

دنباله دار ها در دو جا به طور بارز يافت مي شوند :كمر بند كوييپر و ابر اورت.دنباله دار هاي كوتاه مدت معمولا از ناحيه اي به نام كمربند كوييپر مي آيند.اين كمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است.اولين جرم متعلق به كمربند كوييپر در سال 1922 كشف شد.اين اجسام معمولا كوچك هستند و اندازه ي آن ها از 10 تا 100 كيلومتر تغيير مي كند.طبق رصد هاي هابل حدود 200ميليون دنباله دار در اين ناحيه وجود دارد كه گمان مي رود از ابتداي تشكيل منظومه ي شمسي بدون تغيير مانده اند.دنباله دار هاي با تناوب طولاني مدت از ناحيه اي كروي متشكل از اجرام يخ زده به نام ابر اورت سرچشمه مي گيرند.اين اجرام در دورترين قسمت منظومه ي شمسي قرار دارند و از آمونياك منجمد ، متان ، سيانوژن ، يخ آب و صخره تشكيل شده اند.معمولا يك اختلال گرانشي باعث راه يافتن آن ها به داخل منظومه ي شمسي مي شود.

مسير حركت دنباله دارها

مدار سيارات نزديك به دايره است حال آن كه مدار دنباله دار ها به شدت بيضوي است. به علت تاثيرات گرانشي دنباله دار ها در حضيض سريعتر حركت مي كنند تا در اوج.دنباله دار ها از مدت چرخششان يه دور خورشيد طبقه بتدي مي شوند: دنباله دار ها بامدت تناوب كوتاه و متوسط-مانند هالي با دوره تناوب 76 سال- بيشتر در بين خورشيد و پلوتون به سر مي برند.اين دنباله دارها ابتدا در كمربند كوييپر هستند ولي نيروي گرانش يكي از سيارات به خصوص مشتري آن ها را نزديك خورشيد مي راند و دوره تناوب آن ها كمتر از 200 سال است.(شوميكر-لوي 9 يكي از اين دنباله دارها بود كه عاقبت در مشتري سقوط كرد). دنباله دار هاي بلند مدت با تناوبي بيش از 200 سال كه بيشتر در ابر اورت هستند. هيل پاب نمونه اي از اين دنباله دار ها است كه تناوبي برابر با4،000 سال دارد.

ستارگان دنباله دار بر اساس دوره تناوب مداري شان به دو دسته تقسيم ميشوند:

ستارگان داراي دوره تناوب مداري بيش از 200 سال و ستارگاني كه دوره تناوب مداري شان كمتر از 200 سال مي باشد.

گروه اول، ستارگان با دوره تناوب طولاني و گروه دوم ستارگان با دوره تناوب مداري كوتاه هستند.

اين ظن وجود دارد كه ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، زماني در ابر اوپتيك - اورت داراي دوره تناوب طولاني بوده اند. بسياري از ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتا ، در فواصل زماني منظمي ديده شده اند كه معروفترين آنها ستاره دنباله دار هالي است. ستاره دنباله دار انكي كوتاهترين دوره تناوب مداري را دارد كه 5/3 سال مي باشد.

ستارگان دنباله دار با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مقداري از مواد خود را بر اثر تبخير از دست مي دهند. دنباله ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، بسيار درخشان است، اما با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مواد خود را از دست داده و بدين ترتيب، امكان رويت آنها كمتر مي شود.

بعضي از اين ستارگان قبل از متلاشي شدن فقط يك بار ديده مي شوند، هر چند كه طول عمر معمولي يك ستاره دنباله دار با دوره تناوب كوتاه حدود 10000 سال است. گردش بسياري از ستارگان دنباله دار داراي دوره تناوب طولاني بدور خورشيد هزاران يا حتي ميليونها سال طول مي كشد. بنابر اين، طول عمر اين ستارگان بسيار بيشتر از نوع ديگر است.

منبع : دانشنامه رشد

 

 

 

یعنی عمرا اگه به جز همون تیتر "ستاره دنباله دار" چیز دیگشو خونده باشی!!!!!! (تازه همونم حواست نبود فکر کردی بازم خوشمزگی های اول آپ منه!!!!)

 

خلاصه ما که فقط انجام وظیفه می کنیم یه موقع ما رو از اینجا پرت نکنن بیرون!!!!! 

 

بای بای تا بعد!

 

+ نوشته شده توسط ارسطو در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 19:51 |
ســــــــــــــــــــلام به همه بروبکس خوب نجوم دوست!

آخی!.... دلت شکست به تو سلام نکردم؟!..... خب برو نجوم دوست شو تا به تو هم سلام کنم!

چطورین چه خبرا؟!

از اونجا که تو گروه نجومی من و دوستام، معلم نجوممون درباره ی شاتل ازمون تحقیق خواسته، منم یه تحقیقی در آوردم..... دیگه دلم نیومد شما رو از تحقیقاتم بی خبر بذارم!

این شما و اینم شاتل و باقی قضایا!: (منبع:دانشنامه رشد)

مقدمه




img/daneshnameh_up/7/77/shateL.jpg




در بین تمامی وسایلی که به فضا پرتاب شده‌اند نام یکی از آنها بیشتر از بقیه به گوش ما خورده است، شاتل فضایی (Shuttle). طراحی و ساخت یک هو - افضاپیما کار بسیار مشکلی است و با طراحی و ساخت هواپیما از زمین تا آسمان فرق دارد. طراحی هواپیما در یک جو صورت می‌گیرد و دیگر مهندسان دغدغه رقیق یا غلیظ شدن هوا را ندارند و احتیاجی به محاسبه نیروهای آیرودینامیکی وارد بر هواپیما در ارتفاعات مختلف نیست، در صورتی که در هوا - فضاپیماها در بسیاری از نقاط چگالی هوا بسیار کم است و نمی‌توان از نیروهای بالابرنده (Lift) به خوبی بهره برداری کرد. یکی دیگر از تفاوتهای آنها ، گذر از جو زمین است.

هواپیماها تا ارتفاع محدودی اوج می‌گیرند، در صورتی که هوا - فضاپیماها باید از جو زمین نیز بگذرند. گذر از جو زمین تحمل حرارتی بسیار بالا می‌خواهد، زیرا در آنجا هوا بسیار فشرده است و به همین خاطر است که دماغه بسیاری از هوا - فضاپیماها از جنس آلیاژهای سرامیکی خاص هستند تا تاب تحمل حرارتهای بسیار بالا را داشته باشد. زیرا در غیر این صورت بدنه هواپیما ذوب می‌شود.

ساخت یک شاتل نیز تمامی این دغدغه‌ها را دارد. ما قصد داریم در این مقاله شما را با چگونگی ساخت و آزمایشات اولین شاتل فضایی آشنا کنیم. شاتل فضایی آمریکا که اولین بار در سال 1981 میلادی پرتاپ شد، اولین سفینه قابل استفاده مجدد جهان بود. از سه بخش آن ، مدار پیما ، موشکهای تقویت کننده و مخزن خارجی سوخت، فقط مخزن سوخت آن می‌باشد که بعد از هر مأموریت قابل استفاده نیست. کاشیهای مخصوص مقاوم در برابر گرما مانع از سوختن مدار پیما به هنگام بازگشت به جو زمین می‌شوند. بازوی قابل کنترل از راه دور تعبیه شده در مخزن محموله مدار پیما می‌تواند ماهواره‌ها را در فضا قرار دهد و همچون سکوی ثابت برای کار فضانوردان عمل می‌کنند.



img/daneshnameh_up/e/e2/Shatel.jpg
مدار پیماها در ارتفاع 185 تا 1100
کیلومتری پرواز می‌کنند.

مشخصات شاتل فضایی

سازه‌ قدرتمند مدارپیما در ارتفاع 185 تا 1100 کیلومتری (115 تا 610) پرواز می‌کنند و اجزای قطعات آن شامل: کاشیهای ضد حرارت ، دریچه ورود خدمه ، کابین پرواز و اتاقکهای خدمه ، دریچه ایمنی بال دلتا شکل، درپوش مخزن محصول دریچه بال ، سیستم مانور در مدار ، موتور اصلی سکان و کاهنده سرعت می‌باشد.

آزمایشگاه فضایی

آزمایشگاه فضایی آزمایشگاه مخصوصی است که درون مخزن محموله مدارپیما جای می‌گیرد تا با ایجاد فضای اضافی ، دانشمندان بتوانند در فضا آزمایش کنند. این آزمایشگاه بنا به نوع آزمایشهای هر سفر مجهز می‌شود، آزمایشگاه فضایی همچنین بخشهای رو بازی دارد که برای مطالعه فضا و زمین هستند. این آزمایشگاه متراکم از طریق مجرای هوابند به مدارپیما متصل می‌شود. تمامی مدارپیماها نامگذاری شده‌اند، اولین آنها به نام انترپرایز از نام سفینه فضایی مجموعه تلویزیونی استارترک اقتباس شد. انترپرلیز برای مقاصد آزمایشگاهی ساخته شده بود، ولی هیچگاه به مدار نرفت. هر چند که چندین بار در بالای یک فروند بوئینگ 747 پرواز کرد، در سال 1977 انترپرایز از ارتفاع 6700 متری (22هزار پایی) رها شد و سالم به زمین نشست. ناوگان کنونی 4 مدار پیما دارد: کلمبیا ، دیسکاوری ، آتلانتیک و اندور.

شاتل اینترپرایز

اینترپرایز (Enterprise) اولین شاتلی است که ایالات متحده آمریکا ساخت. در ابتدا به مناسبت دویستمین سالگرد تصویب قانون اساسی آمریکا قرار بود اسم آن را قانون اساسی (Constitution) بگذارند. اما بعد از مدتی با اعتراضات بسیاری روبرو شد بخصوص به دلیل جو خاصی که یکی از برنامه‌های تلویزیونی آمریکا به نام داستان علم در بین مردم درست کرده بود. افراد و کارکنان این برنامه طبق نامه‌ای سرگشاده به کاخ سفید ، تقاضای تغییر نام این شاتل را از قانون اساسی به اینترپرایز کردند و کاخ سفید نیز برای کاستن از کشمکشها و مسایل حاشیه‌ای دیگر ، قبول کرد که اولین شاتل فضایی آمریکا با نام اینترپرایز شناخته شود.

قرارداد ساخت آن در ۲۶ جولای سال ۱۹۷۲ امضا شد و تنها بعد از دو سال طراحیها تمام و اولین قدم برای ساخت کابین و جای خدمه آن شروع شد. در ۲۶ آگوست همان سال کار راه اندازی و ساخت بدنه اصلی نیز شروع شد. از حساسترین قسمتهای یک شاتل ، بالها و دم آن است که کار طراحی بال را به شرکت با تجربه (Grumman) واگذار کردند. شرکت گرومن سابقه‌ای طولانی در صنعت هوافضای آمریکا دارد و هم اکنون هواپیمایی چون بمب افکن B-2 را طراحی کرده است.

ساخت بالها در ۲۳ مه سال ۱۹۱۵ به پایان رسید و بالها را به پالمدیل (Palmdale) فرستادند. ساخت اینترپرایز در پایگاه هوایی ۴۲ (Rockwell) در پالمدیل در ایالت کالیفرنیا پیگیری می‌شد. در ۱۲ مارس ۱۹۷۵ کار ساخت شاتل کامل شد و سرانجام در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۶ از پایگاه پالمدیل خارج شد و در ۳۱ ژانویه ۱۹۷۷ از پالمدیل به ادواردز رفت. شاتل اینترپرایز در ناسا (NASA) با مشخصه OV-101 شناخته می‌شود. در پایگاه ادواردز در مرکز تحقیقات پروازی درایدن (Dryden) شروع به امتحان دادن و انجام آزمایشات و تستهای گوناگون چون فرود و برخاست (Takeoff and Landing) را انجام دهند. برنامه آزمایشی ALT قرار شد به مدت ۱۹ ماه به طول انجامد. ALT شامل آزمایشاتی چون قسمتهای دینامیکی و استاتیکی و پایداریهای فرود و برخاست است.

الحاق شاتل آمریکا

در 29 ژوئن سال 1995 میلادی شاتل فضایی آتلانتیک 5 فضانورد آمریکایی و 2 کیهان نورد روسی را به مسیر برد. پیش از آن چندین فضانورد روسی در مسیر ساکن بودند، این اولین الحاق شاتل با مسیر بود. یک سیستم الحاق مخصوص در مخرن محموله آتلانتیک نصب شده بود. بعد از 5 روز این شاتل به همراه 6 آفریقایی و 2 روسی به زمین بازگشت و 2 خدمه تازه نفس را برای مسیر باقی گذاشت.

دیپلماسی فضایی

الحاق شاتل با مسیر راه برای همکاریهای فضایی بین المللی در آینده هموار می کند. الحاق شاتل به مسیر بیست سال پس از اولین ملاقات فضای آمریکاییها و روسها اتفاق افتاد. در سال 1975 میلادی یک سفینه آپولو به مدت 47 ساعت به یک سایوز ملحق شد. شاتل به بار انداز واحد کریستال ملحق شد و این واحد بخاطر حفظ ثبات از محل همیشگی‌اش برداشته شده و موقتا به بار انداز عقبی واحد الحاق چند جانبه رابطه متصل گردید.



img/daneshnameh_up/4/4c/Chalenjer.jpg
دودی که در پایین سمت راست
مشاهده می کنید نشان می‌دهد
که در کجا 73 ثانیه بعد ازپرتاب
گاز نشت کننده شعله ور شده است.

فاجعه چلنجر

در 28 ژانویه سال 1986 میلادی میلیونها ببیننده تلویزیون در سراسر جهان با وحشت شاهد انفجار شاتل فضایی چلنجر در کمتر از 2 دقیقه بعد از پرتابش بودند. این شاتل کاملا منهدم شد و همه 7 خدمه آن کشته شدند. یکی از آن خدمه به نام کریشیامک آلیف معلمی بود که قصد داشت از فضا شاگردانش را تعلیم دهد. تحقیق درباره این فاجعه آشکار نمود که عایق میان 2 بخش موشکهای تقویت کننده جدا شده بود و باعث نشت گاز و احتراق سفینه شده بود. بعد از این حادثه برنامه فضایی شاتل به مدت سه سال متوقف شد تا ایمنی آن بهبود یابد.

نیروی رایانه شاتل

امروزه اکتشافات فضایی بدون استفاده از نیروی رایانه غیر ممکن است. رایانه‌ها قادرند فضا را هدایت کنند، سیستمهای بی شمار فضا را بررسی و صحت عملکرد آنها را اعلام کنند. مرکز هدایت زمینی را در جریان وضعیت فضا پیماها مشخص کرده ، آنها را هدایت کنند. در نخستین پروازهای فضایی به اندازه امروز رایانه‌ها استفاده نمی‌شد؛ در حقیقت رایانه‌هایی که آن روزها برای هدایت فضاپیمای ایلات متحده آمریکا یعنی آپولو مورد استفاده قرار می‌گرفتند و نیرویی به اندازه رایانه‌های شخصی امروزی ما داشتند. کاوشگرهایی که در فاصله‌های دور دست کره زمین در فضا پرواز می‌کنند، با خود رایانه‌هایی را حمل می‌کنند که برای هدایت دوربینها و اندازه گیریهای مختلف برنامه نویسی شده‌اند.

رایانه‌ها قادرند اطلاعاتی که از کاوشگرهای فضایی بصورت علائم ضعیف رادیویی دریافت می‌کنند را به اطلاعات لازم و قابل فهمی تبدیل کنند. دانشمندان نیز به نوبه خود این اطلاعات را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند تا به نکات جدیدی در مورد اجرام آسمانی دست یابند. رایانه‌هایی که شاتل فضایی را هدایت می‌کنند جزء پیشرفته‌ترین رایانه‌ها محسوب می‌شوند.

چینی‌ها در فضا

حدود ۳۱ سال است که از اولین راهپیمایی انسان توسط آرمسترانگ بر روی سطح کره ماه می‌گذرد و هم اکنون کشور چین مایل است دست به انجام چنین کاری بزند. این حرکت چینیها در فضا باعث ایجاد رعب و وحشت بسیار در مجامع آمریکایی شده است؛ زیرا آنان عادت دارند که تکنولوژیهای فضایی را در انحصار کشور خود ببینند. حتی یکی از سناتورهای آمریکایی در یک سخنرانی گفته است: شما می‌دانید چینیها مشتاقند بر روی ماه بروند، ولی ما نمی‌خواهیم آنها به ماه دست پیدا کنند. حال چه گنجی بر روی کره ماه دیده شده که آمریکاییها اینقدر نسبت به این موضوع حساسند، خدا می‌داند. در هر صورت تمامی کشورهای جهان در انتظار پرتاب شاتل فضایی چینی هستند و تمامی ما هم امیدواریم که سرنوشتی مانند شاتل کلمبیا برای آنها رخ ندهد، زیرا فضاپیمای چینی با سرنشین است.

پروژه ALT با تستهای زمینی شروع شد از جمله تست تاکسی (Taxi) هواپیمای بویینگ ۷۴۷ حامل شاتل اینترپرایز بود تا مشخص شود برای برخاست (Takeoff) آن چه مسافتی با چه سرعتی باید پیموده شود تا از زمین بلند شود. تمامی این قسمتها با شاتل بی سرنشین انجام می‌شد و قرار بود تا هنگامی که شاتل اینترپرایز قابل اطمینان شد دیگر با سرنشین پرواز کند. بعد از آن پنج پرواز محدود (Captive) توسط اینترپرایز انجام شد و در آن اکثر سیستمها آزمایش شد و این آزمایش موفقیت آمیز بود. در برخی از پروازهای آزمایشی معمولا دو فضانورد نیز از طرف ناسا در شاتل حضور داشتند. بعد از صرف چنین وقتی تازه تصمیم به پرواز آزاد (Free Flight) با شاتل اینترپرایز را گرفتند و به دنبال آن تستهای دیگری چون تست لرزش (Flutter Test) نیز از OV-101 به عمل آمد.

البته با تکنولوژی کنونی طراحی شاتلها بسیار کمتر وقت و هزینه می‌برد، به عنوان مثال شاتل فضایی آتلانتیس (Atlantis) با وزنی حدود ۱۷۱هزار پوند در مدت بسیار کمی طراحی و ساخته شد. در تمامی پروازهای محدود و سه پرواز اولیه دم مخروطی شکل از بدنه شاتل جدا شده بود تا کمترین مقدار نیروی مقاوم (Drag) و کمترین لرزش بوجود بیاید، ولی در آخرین پروازش که در برنامه ALT قرار است دم مخروطی شکلی دوباره به آن ملحق شود. این دم مخروطی توسط ۱۱ قفل الکترونیکی بر روی اینترپرایز نصب می‌شود.

OV-101 اولین شاتلی بود که توسط آمریکا ساخته شد و به همین خاطر آزمایشات بسیار زیادی در عرض چندین سال از آن به عمل آمد به گونه‌ای که به مراکز تحقیقاتی چون مرکز پرواز فضایی مارشال (Marshall) ، مرکز فضایی کندی (Kennedy) و ... برده شد تا بدون نقص ساخته شود. در ۱۰ آوریل ۱۹۷۹، OV-101 به مرکز فضایی کندی رفت تا با راکتهای سوخت جامد و یک منبع داخلی آزمایش شود. سرانجام در ۱۶ آگوست همان سال به مرکز تحقیقات درایدن برگشت و در ۳۰ اکتبر به زادگاهش یعنی پالمدیل رفت. بین ماههای مه و ژوئن سال ۱۹۸۳ اینترپرایز به پاریس رفت تا در نمایش هوایی شرکت کند و بعد از آن در ۱۸ نوامبر سال ۱۹۸۵ از مرکز فضایی کندی به فرودگاه دالز (Dulles) واقع در واشنگتن رفت و دیگر پرواز نکرد.


img/daneshnameh_up/2/20/shatel3.JPG




در آنجا به موسسه اسمیتسونیان (Smithsonian) تحویل داده شد. شاتل اینترپرایز برای تست و آزمایش ساخته شده بود و هیچ گاه به مأموریتهای فضایی نرفت. اما بعد از آن با تجربه‌ای که آمریکاییها بدست آورده بودند شروع به ساخت شاتلهای متعددی چون شاتل کلمبیا کردند که اولین شاتلی بود که در مدار زمین قرار گرفت. کلمبیا در سال ۱۹۸۱ پروازش را انجام داد و بعد از آن چهار شاتل دیگر در عرض ده سال ساخته شدند که عبارتند از چلنجر (Challenger) که در سال ۱۹۸۲ ساخته ولی چهار سال بعد منهدم شد. سپس شاتل دیسکاوری (Discovery) در سال ۱۹۸۳ و بعد از آن شاتل آتلانتیس (Atlantis) در ۱۹۸۵ و سرانجام در سال ۱۹۹۱ شاتلی به نام ایندیورد (Endeavour) ساخته شد تا جایگزین شاتل منهدم شده چلنجر باشد.

 

 

بله.. به به....

می دونم به جز اون کلمه ی "مقدمه" و شاید عکساش کلاً به چیز دیگه ای از مقاله ام توجه نکردی (!) ولی من همیشه وظیه مو انجام می دم ایشالله که خدا در اون دنیا پاداش نیکی هامو بده و شما بی خردان رو در آتش نادانی بسوزانه!!!!

 

(جدا هنوزم با این همه نفرینی که کردم نمی خوای بری مقاله مو بخونی؟؟!!!.... چه پررویی تو!)

 

اصلا حالا که اینطوره من فردا از همتون امتحان می گیرم!

 

خب... کاری باری نداری؟.....

بای بای

+ نوشته شده توسط ارسطو در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 14:49 |
سلااااااااااااااااااااااااااااااام به همگی!!!!!!!!
 
چطورین!؟....
 
من اومدم با یه سیاره ی دیگه!!!
 
امروز یه مقاله گذاشتم در مورد نپتون!.....خیلی زیباست!.... بهتون تصیه می کنم آفلاین بخونینش! (گرچه می دونم عمراْ اگه این کرا رو بکنین!!!!!!!)
 
 
 
نپتون
سیاره نپتون
ترتيب هشتمین سیاره سامانه خورشیدی
قطر ۴۹٬۱۰۰ کیلومتر
فاصله از خورشید ۴٬۴۹۷٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر
روز ۱۶ ساعت و۶ دقیقه
سال ۱۶۴ سال و ۹ ماه و ۱۸ روز
حالت (غالب) گاز
قمر یا حلقه ۳ حلقه ۸ قمر
سرعت گریز ۲۵ کیلومتر بر ثانیه
تمایل محور چرخش ۱ درجه و ۴۶ دقیقه و ۲۳.۵ ثانیه قوسی

آخرين سياره منظومه شمسي که از نوع گازي است ، نپتون نام دارد . اين نام به عنوان خداي دريا و همزاد اورانوس نام گزاري شده است . کشف اين سياره در بين سال هاي 1790 تا 1840 بر اثر اختلالاتي که در مدار اورانوس مشاهده شد ، انجام گرديد. معمولا همه اين سياره رابه رنگ آبي مي شناسد و به اين علت است که گاز متان حاضر درجو نپتون رنگ سرخ را جذب کرده و آبي حاصل از طيف نوري خورشيد را منعکس مي کند. نپتون از نظر ساختاري بسيار شبيه به ساير سيارات گازي به خصوص اورانوس است . تفاوتي که در ساختار سياراتي مانند اورانوس و نپتون ديده مي شود ، عدم حضور هيدروژن فلزي مايع است که در عوض آن به يک ساختار متراکم آب مانندي در اطراف هسته مي رسيم . لايه بيروني تر نپتون متشکل از هيدروژن ملکولي مايع و هليوم مايع است.

اتمسفر و جو نپتون آبي رنگ است و درصد بازتابش بالائي دارد که حاکي از وجود يک جو غليظ است . بر طبق تحقيقات حضور مقاديري متان نيز در اين سياره تاييد شده است . در کل ، ترکيبات جو اين سياره به مانند ساير سيارات غول پيکر گازي شامل : 80 تا 85 درصد هيدروژن و 15 تا 19 در صد هليوم مي باشد.

ثابت خروج از مرکز نپتون 0086/0 و د اراي زاويه ميل 1/77° با شعاع طولي 30/06AU است . دوره تناوب نجومي آن 79/164 سال است . از زمان کشف نپتون تا کنون فقط 75 درصد مدار خود راطي کرده. دوره تناوب چرخشي نپتون 17h 50m است . نپتون به مقدار 5/2 برابر انچه که از خورشيد انرژي مي گيرد به فضا پس مي دهد. سرعت گريز از جاذبه اين سياره نيز چيزي در حدود 23 کيلومتر در ثانيه است.

ك گروه از محققان سازمان هوانوردي و فضايي آمريكا (ناسا) در حال بررسي طرح بزرگي براي ارسال يك كاوشگر فضايي به سوي سياره دور دست «نپتون» و بزگترين قمر آن به نام «تريتون» است.

در اين طرح جديد ايده ارسال يك سفينه كاوشگر مادر به همراه چند كاوشگر كوچكتر (همانند طرح «كاسيني ـ هويگنز» براي كاوش سياره كيوان) مورد بررسي قرار گرفته كه بر اساس آن، سفينه مادر به سوي سياره نپتون در ۴/۵ ‬ميليارد كيلومتري زمين پرواز كرده و پس از قرار گرفتن در مدار سياره، كاوشگرهاي كوچك همراه خود را براي فرود روي سطح سياره و قمر «تريتون»، ارسال خواهد كرد.

به گفته «برني بينستاك» مدير سامانه‌هاي رباتيك شركت هواـ فضاي «بوئينگ» در آمريكا، این ماموريت عظيم احتمالاً به بودجه‌اي بين 3 تا 4 ميليارد دلار و همچنين مشاركت ساير كشورها نياز خواهد داشت.

سياره نپتون هشتمين سياره منظومه شمسي است كه بين سيارات «اورانوس» و «پلوتو» قرار گرفته و پيش از اين تنها سفينه «وويجر 2» در سال ‪۱۹۸۹ ميلادي از نزديكي آن عبور كرده و هيچ ساخته دست بشري ديگري به اين سياره يخي دوردست، نزديك نشده است.

اطلاعات جمع‌آوري شده توسط كاوشگر «وويجر2» ‬سازمان «ناسا» نشان داده بود كه سياره عظيم «نپتون» داراي جوي بسيار فعال با بادهايي كه گاه سرعت آنها به ۳۰۰ متر در ثانيه مي‌رسد بوده و حلقه‌هايي مشابه حلقه‌هاي دور سياره «كيوان» اما بسيار رقيق‌تر، در مدار آن وجود دارد.

سفينه پيشنهاد شده از سوي كارشناسان «ناسا» براي ماموريت سياره «نپتون»، عظيم و پيچيده ‌است. انرژي اين سفينه ۳۶ تني توسط يك راكتور اتمي تامين شده و به يك موتور پيشرانه يوني مجهز خواهد بود.

كارشناسان عقيده دارند ماموريت سفر به نپتون از آن نوع كاوشهاي فضايي است كه به علت گستردگي و هزينه بسيار بالا در هر دهه تنها يك بار براي سازمان «ناسا» ممكن مي‌شود.

اگر طرح جديد «ناسا» براي ارسال يك سفينه كاوشگر بدون سرنشين به سوي «نپتون» مورد تاييد قرار گرفته و بودجه آن تامين شود، اين كاوشگر احتمالاً تا ده سال ديگر طراحي، توليد و آماده پرواز شده و حدود سال ‪ ۲۰۱۶‬ به فضا پرتاب خواهد شد.

سفينه مذكور طبق برنامه احتمالاً در حدود سال ‪ ۲۰۲۰‬ به نزديكي سياره مشتري رسيده و با استفاده از جاذبه آن به سرعت خود خواهد افزود و در سال ۲۰۲۹‬ به نزديكي سياره «نپتون» خواهد رسيد و تا سال ۲۰۳۳‬ كاوشگرهاي كوچك همراه خود را براي فرود روي سطح سياره و همچنين قمر «تريتون» رهسپار خواهد كرد.


 

 

 

قطر نپتون در منطقه استوایی معادل 49.528 کیلومتر، تقریبا 4 برابر قطر زمین،  است. این سیاره 17 برابر سیاره زمین وزن دارد اما چگالی آن از چگالی زمین کمتر است. نپتون۱۳  قمر و چندین حلقه دارد.

نپتون در مداری بیضی شکل به دور خورشید در گردش است. میانگین فاصله آن از خورشید حدود 4.495.060.000 کیلومتر می باشد. یکسال در این سیاره معادل 165 سال زمینی است. نپتون علاوه بر گردش مداری دارای گردش وضعی حول محور فرضی عمودی خود نیز می باشد. زاویه انحراف محور این سیاره 28 درجه است. یک دور گردش وضعی این سیاره در مدت زمان 16 ساعت و 7 دقیقه انجام می گیرد.

 

 

بقیه ش ادامه مطلب!

 

بابای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ارسطو در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 15:27 |
سلام!....با یه مطلب نجومی دیگه در خدمت نجوم دوستای وبلاگ هستم!....اینم یه آپ مفید، برای اونایی که دوست دارن بدونن این کره ی خاکی چطوری به وجود اومده:

چگونگی پیدایش سیاره ی زمین

1- انفجار بزرگ (big bang)

در ابتدا تنها یک نقطه ی گازی با جرم بی نهایت در جهان خالی وجود داشت. به طور ناگهانی و تصادفی، انرژی کافی برای غلبه بر جاذبه ی نگهدارنده جرم به وجود آمد و این انفجار عظیم، ذرات را با حرارت بسیار بالا در فضا پراکنده نمود. در کمتر از یک میلیونیم ثانیه، پروتون ها، نوترون ها، الکترون ها و ذرات دیگر شروع به شکل گیری کردند. کمی بعد، ذرات با از دست دادن انرژی سرد شدند و این امر، امکان تشکیل اولین و ساده ترین اتم، یعنی هیدروژن و چند اتم سنگین تر را فراهم ساخت.

با گذشت زمان، اتم های گوناگون در جهان فراوان شدند و بر اثر نیروهای بین اتمی و نیروی جاذبه به هم پیوستند. اجرام گازی چگال تر شده و اتم های بیشتری را جذب کردند. نیروی جاذبه ی این اجرام به قدری زیاد شد که سبب متلاشی شدن آنها و آغاز پدیده ی همجوشی گردید. با ترکیب اتم های هیدروژن، ایجاد اتم های بزرگتر و آزاد شدن مقدار زیادی انرژی، انرژی لازم برای جلوگیری از متلاشی شدن ستاره ها فراهم شد. در نتیجه، فرآیند همجوشی پایان یافت و با انفجار ستاره ها، اتم های بیشتری در فضا پراکنده شدند. در سال های متمادی، این اتم ها به هم پیوسته و از ترکیب آنها، سیارات، ستاره های کوچکتر، شهاب های آسمانی و اجرام دیگر به وجود آمدند.

 2- تشکیل کهکشان راه شیری

طبق فرضیه های ارائه شده، در مراحل ابتدایی عمر جهان که ماده به سرعت در حال انتشار بود، تکه های بزرگ ماده شروع به چرخش مداری حول یک جرم مرکزی کردند. این کهکشان های اولیه در برخورد با یکدیگر گسترش یافته و بزرگ شدند. کهکشان راه شیری یکی از این بی شمار کهکشان موجود در جهان می باشد.

3- پیدایش منظومه ی شمسی

با چگال شدن ماده و تشکیل شدن ستاره ها، ستاره ای نیز در محل کنونی خورشید در کهکشان راه شیری پدید آمد. پس از شروع همجوشی و مصرف هیدروژن و دیگر عناصر قابل استفاده، ستاره ی مذکور منفجر شد و ماده را در تمام جهات پراکنده ساخت. این اجرام دوباره سرد شدند و به دلیل نیرو های جاذبه، در محل های خاصی قرار گرفتند و سیارات منظومه ی شمسی و کمبرند سیارک ها را به وجود آوردند. کمربند سیارک ها، مجموعه ی اولیه ای از اجرام بود که به دلیل جاذبه ی سیاره ی مشتری، امکان ایجاد یک سیاره ی کامل را نداشت. برخی سیارات نخستین ممکن است توسط دیگر سیارات از بین رفته و یا سیارات بزرگتر، قمر ها و دیگر اجرام را تشکیل داده باشند. در این میان، ستاره ی کوچک تری در مرکز انفجار قبلی شکل گرفت و خورشید ما فرآیند همجوشی را آغاز نمود.

4- شکل گیری زمین

زمین هم یکی از سیارات ایجاد شده از انفجار ستاره ی اول بود؛ اگرچه از بسیاری جهات منحصر به فرد است. زمین تنها ستاره ای است که به دلیل دما و فشار جوّی خالص، در سطح آن آب مشاهده می شود. فصول گوناگون، به سبب انحراف 23 درجه ای محور زمین پدید می آیند. جو زمین هم به دلیل دارا بودن اکسیژن که عنصر اساسی حیات است، منحصر به فرد می باشد. این امکان وجود دارد که با برخورد یک شهاب سنگ عظیم، قسمت بزرگی از یک سیاره جدا شده و قمر سیاره را ایجاد کند. با این حال، همچنان سوالات بسیار ی در مورد شکل گیری زمین و چگونگی آغاز فرآیند های آن وجود دارد.

5- مسائل ناشناخته

سوالات گوناگونی در رابطه با پیدایش جهان هستی همچنان بی پاسخ مانده است. چگونه یک کره با جرم بی نهایت و در نتیجه با جاذبه ی نا محدود ممکن است منفجر شود؟ آیا اترژی کافی برای ادامه ی انبساط جهان وجود دارد؟  و یا در نهایت، متوقف می شود؟ آیا جهان پایدار است یا اتفاقی یا ناپایدار؟ چرا ماده و ضد ماده به این اندازه زیاد در جهان وجود دارد؟

شاید هیچ آغاز یا پایانی وجود نداشته باشد ولی در حال حاضر، فرضیه ی انفجار بزرگ بهترین مدلی است که تا کنون ارائه شده است.

منبع: mediatheek.thinkquest.nl

 

امیدوارم مفید واقع شده باشه!!!!.......بابای

+ نوشته شده توسط ارسطو در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 19:29 |
سلام بچه ها!!!.....ببخشید یه مدت نبودم!!!........و در ضمن.....قو بسیااااااار شرمنده که رو آپت آپیدم.... اگه دوس داشتی ثبت موقتش کن.....بعدا بذارش....

اینم یه آپ نجومی دیگه برای نجوم دوستای وبلاگ: مرگ خورشــــید

آیا ستاره‌ها زنده‌اند؟!

ستاره شناسان ستاره‌ها را مانند موجودات زنده می‌دانند که مراحل تولد ، زندگی و مرگ را در طول عمر خود می‌گذرانند. این مراحل که برای انسان حدود چند ده سال طول می‌کشد. در مورد ستاره‌ها از چند میلیون تا چند میلیارد سال متغیر است. یک ستاره پس از تولد و گذران عمر ، وارد مرحله مرگ و پایان موجودیت می‌شود. خورشید ما هم که یک ستاره است، از این قاعده مستثنی نیست.

غول سرخ خورشید

ذخایر هیدروژن خورشید به ما این وعده را می‌دهد که تا حدود 5 میلیارد سال دیگر دغدغه‌ای نداشته باشیم. خورشید تقریبا بصورت امروزی ، ستاره‌ای زرد که به اندازه قرص ماه دیده می‌شود، خواهد بود. ولی 5 میلیارد سال بعد بیشتر هیدروژن موجود در هسته خورشید ، گداخته شده و صرف تهیه هلیوم می‌شود. در آن زمان جاذبه باعث انقباض هسته شده و فشار و دمای آن را افزایش خواهد داد. هیدروژن شروع به سوختن در پوسته اطراف هسته خواهد کرد.

انرژی حاصل از همجوشی هسته‌ای در پوسته ، باعث انبساط لایه‌های خارجی خواهد شد، تا اینکه خورشید تبدیل به یک غول سرخ شود. هلیوم هم به کربن و اکسیژن تبدیل خواهد شد.

خورشید کوتوله

وقتی خورشید منبسط می‌شود تا تبدیل به یک غول سرخ شود ، قطرش حدود 150 برابر بزرگتر می‌شود (بدلیل همین افزایش حجم است که غول نامیده می‌شود). با افزایش حجم ، دمای سطح خورشید به آرامی کاهش می‌یابد و گازهای منبسط شده و داغ حرارت خود را از دست می‌دهند. رنگ خورشید از زرد به نارنجی و سپس قرمز تغییر می‌کند. بخاطر بزرگتر شدن سطح خورشید ، درخشندگی آن هزار برابر افزایش یافته و نور بیشتری ساطع می‌کند.

خورشید مدت 100 میلیون سال را به شکل یک غول سرخ سپری خواهد کرد، سپس لایه‌های سست بیرونی از آن جدا خواهند شد. سرانجام خورشید به شکل یک کوتوله سفید باقی مانده و به تدریج از بین خواهد رفت.

زمین سوگوار

  • در مراحل پایانی عمر خورشید ، هنگامی که این ستاره به غول سرخ تبدیل می‌شود، از آسمان آبی گرفته تا سایه رنگهای سپیده و شامگاه ، کلیه پدیده‌های جوی ، عمیقا تحت تأثیر قرار می‌گیرند. زمین سرد نمی‌شود بلکه برعکس افزایش ‌مساحت خورشید ، کاهش دما را جبران می‌کند و دما از حد معمول هم بسیار فراتر می‌رود. تمام موجودات زنده از بین می‌روند و زمین در غم از دست دادن آنها و خورشید به سوگ می‌نشیند.

  • با افزایش دما یخ پهنه‌های قطبی شروع به ذوب شدن می‌کنند. سطح اقیانوسها بالا می‌آیند و لایه ضخیمی از ابر ایجاد می‌کنند که برای مدتی خورشید را پنهان می‌کند. این ابرها تقابل اقلیمی میان قطبها و استوا را از بین می‌برند. نوعی جنگل آمازون داغ و مرطوب سراسر زمین را می‌پوشاند. سپس جو زمین شروع به تبخیر شدن می‌کند. گیاهان خشک شعله‌ور می‌شوند. شعله‌های آتش با استفاده از اکسیژن باقیمانده ، همه مواد آلی موجود را مصرف می‌کند. طبیعتی شبیه به ماه کنونی پدید می‌آید.

  • در صخره سنگهای قاره‌ای و اعماق حوزه‌هایی که تبخیر شده‌اند، حاکمیت عصر معادن بار دیگر جایگاهی را که در نخستین سالهای عمر سیاره داشت، باز می‌یابد. پس از گذشت چند صد هزار سال ، خود صخره نیز شروع به ذوب شدن می‌کند. زیر آبشاری از حرارت سرخ ، امواج گدازه های فروزان از کوهها سرازیر و در اعماق اقیانوسهای کهن جمع می‌شوند. خورشید سرخ به گسترش خود ادامه می‌دهد و باد نیرومند ستاره‌ای به بیرون می‌فرستد.

    سیارات عطارد و زهره تحت تأثیر آن به آرامی تبخیر می‌شوند. این توفان شدید مواد آنها را جارو کرده و به صورت امواج متلاطمی از بخار به هوا می‌فرستد. از این ماده رقیق ممکن است سحابیهای جدید شکل گرفته و در میان آنها ستارگان و منظومه‌های سیاره‌ای جدید پدیدار شوند.

 

خب.......اینم از تشریح وقایع آخر الزمان!!!......کاری باری؟؟؟......بای!

+ نوشته شده توسط ارسطو در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 16:12 |
سلام!!!.....عنوان باحالی شد نه؟؟؟.......خب چیه مگه؟؟!!.....آدم منحرف زیاده!......منبع سایت رشد

زهره (ونوس)

نگاه اجمالی

زهره یکی از سیاره‌هایی است که می‌توان آن را به آسانی در آسمان پیدا کرد. زهره گاهی 'ستاره شام' نامیده می‌شود. این سیاره درخشان بیش از هر سیاره دیگر ، به زمین نزدیک می‌شود و در نزدیکترین نقطه به 42 میلیون کیلومتری ما می‌رسد. در روشنترین حالت ، پس از ماه ، درخشنده‌ترین جرم آسمانی است. هنگام طلوع خورشید در مشرق دیده می‌شود و هنگام غروب خورشید در مغرب. شعاع زهره نزدیک به 6100 کیلومتر و چگالی آن 501 گرم بر سانتیمتر مکعب است.



img/daneshnameh_up/e/e8/Mehvarezohre.jpg




سیاره دوقلوی زمین

زهره دومین سیاره خاکی از طرف خورشید و نزدیکترین سیاره به زمین است. زهره 'الهه عشق' نامیده می‌شود و شباهت زیادی در اندازه و جرم به زمین دارد. زهره و زمین دوقلو هستند، زیرا جرم و اندازه تقریبا یکسانی دارند. با وجود این در سایر جهات به مقدار زیادی متفاوت هستند.

جو زهره

جو زمین و زهره بسیار متفاوت است. اکسیژن و نیتروژن گازهای اصلی جو زمین هستند، ولی در جو زهره ، گاز مسموم کننده دی‌اکسید کربن وجود دارد. در بالای جو زهره ، حتی ابرهایی از اسید سولفوریک نیز یافت می‌شود. یکی از ویژگیهای مهم جو زهره آن است که مانند شیشه گلخانه عمل می‌کند. شیشه‌های گلخانه ، پرتوهای پرانرژی خورشید را به درون گلخانه راه می‌دهند و در نتیجه خاک گرمای کافی به‌دست می‌آورد. اما این شیشه‌ها از خروج انرژی که بوسیله خاک و گیاهان تولید می‌شود، جلوگیری می‌کنند. از اینرو ، انرژی در گلخانه حفظ می‌شود و دمای آنجا بالا می‌رود (اثر گلخانه‌ای).



img/daneshnameh_up/6/69/Asaregolkhanei.jpg
گرمای به دام افتاده
در اثر گلخانه‌ای ، گرمای منعکس شده از سطح
سیاره (فلش قرمز رنگ) توسط جو سیاره به
دام می‌افتد، مانند حفظ گرما در گلخانه‌ها.




در زهره نیز گاز چگال دی‌اکسید کربن تقریبا همین رفتار را دارد. حفظ شدن گرما در آن ، دمای زهره را به 500 درجه سانتیگراد می‌رساند، که از دمای سطحی عطارد (نزدیکترین سیاره به خورشید) نیز بیشتر است. در جو زهره ، به قدری دی‌اکسید کربن وجود دارد که فشار ناشی از آن ، حدود یکصد برابر فشار جو زمین است. این فشار برابر است با فشاری که در عمق یک کیلومتری اقیانوسهای زمین وارد می‌شود.

حرکت ظاهری

تقریبا چرخش دایره‌ای (e=0.0068) مدار زهره نسبت به دایرة ‌البروج 3.39 درجه شیب دارد و دارای نیم قطر اطول 0.7233 Au و دوره تناوب مداری نجومی 224.70 شبانه ‌روز می‌باشد. در هر مدار زهره ، عطارد و زمین سیاره‌های فوق‌العاده درخشانی هستند. مطالعات انتقال دوپلری راداری نشان می‌دهند که سیاره‌ای با یک دوره تناوب نجومی‌ 243.01 شبانه‌روز با حرکت برگشتی می‌چرخد و شیب صفحه مدار نسبت به استوایش فقط 3 درجه است. چرخش این سیاره به دور محور خود ، معکوس است و یک دور آن 243 روز زمینی طول می‌کشد. در حالی که در 225 روز ، یک بار خورشید را دور می‌زند. روز خورشیدی در زهره برابر 118 روز زمین است، یعنی هر سال آن دو شبانه‌روز طول می‌کشد.



فاصله متوسط از خورشید 108/20 کیلومتر
قطر استوا 12104 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 243/01 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 224/70 روز زمینی
سرعت مداری 35/03 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 480 درجه سانتیگراد
جرم (زمین=1) 0/81
چگالی متوسط (آب=1) 5/25
جاذبه (زمین=1) 0/93
تعداد قمر 0




مشخصه‌های فیزیکی

فاصله زمین تا زهره را می‌توان مستقیما توسط رادار اندازه گرفت، سپس شعاع فیزیکی آن را از روی قطر زاویه‌ای بدست آورد. زهره دارای شعاع 6052 کیلومتر است که فقط 5 درصد از شعاع زمین کوچکتر می‌باشد. زهره مانند عطارد هیچ قمر طبیعی شناخته شده‌ای ندارد و بنابراین تنها وقتی که یک فضاپیما از آن می‌گذرد، یا آنرا دور می‌زند، می‌توان به دقت جرم آنرا محاسبه کرد. بسیاری از سفینه‌های فضایی که سعی داشتند در سطح زهره فرود آیند در اثر تراکم جو و گرمای زیاد آن نابود شده‌اند، ولی سرانجام در 1975 میلادی (1354شمسی) دو سفینه روسی ، که شبیه به دستگاههای اکتشاف اعماق دریا بودند، نخستین عکسها را با موفقیت از سطح آن به زمین مخابره کردند. در این عکسها ، منظره‌ای از صخره‌های تیز و نمودهای هموار دیده می‌شود. اندازه بیشتر صخره‌ها از 30 تا 60 سانتیمتر است.



img/daneshnameh_up/a/a4/Sakhtarezohre.jpg

اشکال سطحی

سطح زهره را با ارسال خاک ‌نشینهایی برای عکسبرداری یا انتشار علامتهای راداری برای نقشه‌برداری از عوارض آن می‌توان مورد بررسی قرار داد. این کار اخیر فلات بلند ، آتشفشانهای غول پیکر ، حفره‌های بهم فشرده و شکافهای طولانی دره‌ها را آشکار کرده است. سرتاسر زهره کاملا مسطح به نظر می‌رسد. اختلافات ارتفاعات سطحی کوچکند و به استثنا تعداد کمی از ‌نواحی مرتفع ، آنها 2 تا 3 کیلومتر ارتفاع دارند.

در سطح زهره اختلاف بین سطوح بلند و پست 112 کیلومتر است. در حالی که این اختلاف برای ماه و عطارد 4 کیلومتر و برای مریخ 25 کیلومتر و برای زمین 9 تا 20 کیلومتر است. سیمای نقشه‌برداری شده زهره ، در دو نیمه جنوبی و شمالی ، بطور قابل توجهی با یکدیگر اختلاف دارد. ناحیه شمال ، کوهستانی با فلاتهای مرتفع بدون آتشفشان است. در مقابل ، قسمت جنوبی ، شامل سطح نسبتا تخت آتشفشانی زمینی می‌باشد.

میدان مغناطیسی

یک هسته آهن _ نیکل که قسمتی از آن مایع است ، در مقایسه با زمین ، دلالت بر این دارد که بایستی زهره یک میدان مغناطیسی داشته باشد. چون زهره 43 مرتبه آهسته‌تر از زمین می‌چرخد، انتظار داریم که دیناموی ذاتی آن ضعیف‌تر و شدت میدان مغناطیسی آن کمتر از زمین باشد، اما تا به امروز هیچ وسیله‌ای هیچگونه میدان مغناطیسی‌ای را آشکار نکرده است. اگر میدان مغناطیسی وجود داشته باشد، اندازه‌گیریها دلالت می‌کنند که بایستی حداقل 14-10 برابر میدان مغناطیسی زمین باشد، اما این مقدار خیلی ضعیفتر از میدان مغناطیسی است که از یک مدل دیناموی ساده انتظار می‌رود.

یک توضیح ممکن آن است که: می‌دانیم که میدان مغناطیسی ضرورتا صفر است. بنابراین ، ممکن است وضعیت کنونی زهره نیز چنین باشد (معکوس شدن اخیر قطبهای زمین تقریبا هر یک میلیون سال یا در آن حدود اتفاق افتاده است).



img/daneshnameh_up/3/3f/Venusvenera13right.jpg
تصویری از سطح سیاره زهره

تحول سطح

پوسته زهره همانطور که تحت تاثیر ظهور دره‌های تنگ و عمیق ، جایی که صفحات کمی ‌جدا شده‌اند و نیز جلگه‌های کوهستانی مرتفع ، محلی که صفحات باهم تصادم کرده‌اند، قرار گرفته است. این صفحات مقداری جابه‌جایی‌های سطحی نیز دارند. ناحیه حفره‌ای پراکنده شده زمینی بر این دلالت دارد که حرکات صفحات سطحی یک فرآیند گسترده سیاره‌ای نبوده‌اند. در صورتی‌که ، بر روی زمین این چنین بوده است.

تاریخ اولیه زهره (دیرتر از چهار میلیارد سال قبل) بایستی از تاریخ زمین پیروی کرده باشد، زیرا این دو سیاره ، چگالی ، جرم و اندازه‌های مشابهی دارند. حدس می‌زنیم که زهره در حدود 4.6 میلیارد سال قبل با سایر سیارات خاکی شکل گرفته باشد. لایه‌های داخلی زهره ، همانطور که برای زمین اتفاق افتاده است، به سبب گرمای داخلی تشکیل شده‌اند.

رصد زهره

فضاپیماها توانسته‌اند با استفاده از رادار ، نقشه 98 درصد سطح سیاره زهره را ترسیم کنند. روی هم رفته ، سطح زهره صافتر از سطح زمین است و صحراهای داغ و دشتهای وسیع آتشفشانی حدود دو سوم سیاره را پوشانده‌اند. نواحی فلاتی متعددی نیز به ارتفاع چند کیلومتر در دشتها وجود دارند. ناحیه کوهستانی ماکسول مونته با ارتفاعی حدود 11 کیلومتر (6.8 مایل) بیش از حد متوسط ارتفاع ، مرتفعترین نقطه سیاره زهره است. آتشفشانها در تمام سطح سیاره پراکنده شده‌اند که وسعت بعضیها به 160 کیلومتر (10 مایل) می‌رسد.



img/daneshnameh_up/6/64/Koohayezohre.jpg
سیاره‌ای نه چندان مسطح
ارتفاع بعضی کوههای زهره بیشتر از
کوه اورست، بلندترین کوه زمین است.




اگر از بالای قطب شمال نگاه کنیم خواهیم دید که اکثر سیارات و قمرهای منظومه شمسی به دور محور خود چرخیده و در جهت عکس عقربه‌های ساعت به دور خورشید در حال گردشند. اما جهت چرخش سیاره زهره برخلاف سایر سیارات ، در جهت عقربه‌های ساعت است. دلیل قطعی این امر هنوز مشخص نیست، اما به نظر بعضی ستاره شناسان جهت چرخش سیاره زهره نیز زمانی مانند سایر سیارات بوده ، اما بر اثر تصادم با یک سیاره یا سیارک دیگر ، این جهت معکوس شده است.

روند شبیه سازی سایر سیارات به زمین ، زمین سازی نامیده می‌شود. به نظر بعضی دانشمندان این روند می‌تواند با کاشت هاگهای گیاهی در جو سیاره زهره شروع شود. در مورد اینکه یک موجود زمینی بتواند در دمای سیاره زهره زنده بماند تردید وجود دارد. ولی فرض بر این است که هاگهای دی‌اکسید کربن موجود در جو زهره را جذب کرده، از طریق فتوسنتز اکسیژن آزاد خواهند کرد. این کار منجر به زنجیره‌ای از حوادث شده و احتمالاً شرایط حیاتی مناسبتری از آنچه که ما از آن مطلع هستیم بوجود خواهد آورد.

البته می دونم نخوندینش....ولی بذار اون موقعی که معلمت بهت بگه یه تحقیق در باره سیاره زهره بیاری.....اون وقت قدر اینو می دونی!!!!! «ارسطو»

+ نوشته شده توسط ارسطو در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 9:48 |
سلام.......ببخشید یه مدت نبودم.......آخه رفته بودم مریخ با بکس کوتوله ی مریخیمون گردش!!تازه قبلا هم رفته بودیما!.............چیه چرا اینجوری نگا می کنی؟؟.......باور نمی کنی؟؟؟......اینم اثباتش: (دانشنامه رشد)

مقدمه

به این علت که عبارت «مردان سبز کوچک» بصورت فکاهی برای توصیف موجودات احتمالی از جهانهای دیگر آورده شده است، با گزارشهایی که از موجودات کوچک انسان نما در اطراف سفینه‌های فضایی مفروضه می‌رسد، با احتیات فوق العاده برخورد می‌شود. با این همه شاهدان عینی که چنین موجوداتی را مشاهده کرده‌اند و این همه گزارشهایی که از نقاط کاملا مجزا در جهان واصل شده است، دیگر جایی برای شک در موضوع نمی‌ماند. به علاوه ، توصیفات به قدری در جرئیات بهم شباهت دارند که امکان قلابی بود همه‌شان عملا صفر است.

دکتر «هرمن اوبرث» دانشمند موشکی عالی مقام آلمانی که برای دولت آلمان غربی به تحقیق درباره به اصطلاح بشقابهای پرنده پرداخته است ، یکی از آنهایی است که به بیان اعتقادشان پرداخته‌اند که اشیا پرنده ناشناس توسط موجودات هوشمندی طرح ریزی و کنترل می‌شوند. از آنجا که اکثر بشقابهای پرنده شکل دیسک مانندی داشته و قطری در حدود 25 پا و کنبدی 5 الی 6 پایی در مرکز دارند، اگر تصور کنیم که گردانندگان آنها بایستی از نظر جثه کوچک اندام باشند، به خطا نرفته‌ایم. شواهد هم نشان می‌دهد که حقیقت چنین است!



تصویر




رانندگان کامیون (مکان: کاراکاس در ونزوئلا)

صبح روز 28 نوامبر سال 1954 گوستاو گونزالس و کمکش خوزه پونس در یک کامیون کاراکاس را به مقصد پتاره که حدود بیست دقیقه با هم فاصل دارند را ترک کردند. ساعت 2 بعد از نیمه شب بود، به استناد شهادت ( با قسم به انجیل) آنها که بعدا در بایگانی پلیس ضبط شد، این دو مرد پس از پیمودن یک سوم راه به پیچ تندی رسیده و دیده بودند که راهشان توسط یک شئی نیمکره‌ای درخشان که حدود 4 یا 5 پا از جاده فاصله داشت و بحالت معلق بود ، مسدود شده است.

گونزالس و پونس از کامیون پیاده شدند تا از نزدیک این وسیله نقلیه غیر عادی را ببینند. گنزالس این اشتباه را که که یک مرد کوچک را که به طرفش می‌دوید، گرفت. او بعدها به پلیس گفت که می‌خواست آن مرد را بعلت سد کردن معبر تسلیم قانون کند و اضافه کرد که از سبکی وزن آن دچار تعجب شده بود، چون به تخمین او بیش از 35 پوند وزن نداشت. او شرح داد که مرد کوچک جز یک پارچه که کمرش را می‌پوشاند چیز دیگری بر تن نداشت و رنگ پوستش تیره و بدنش پوشیده از موهای زبر و کوتاه بود.

گونزالس ضربه‌ای بیش از حد تحملش دریافت کرد. او 15 پا آنطرف‌تر به زمین برخورد کرد. پونس به طرف مقر پلیس که یک چهار راه آن طرف‌تر بود دوید و همانطور که می‌دوید مشاهده کرد که دو موجود انسان نمای کوچک به طرف سفینه درخشان می‌دوند ... . در حالی که مقداری گیاه که ظاهرا از ریشه کنده بودند را نیز با خود حمل می‌کردند. گونزالس که از سقوطش خون آلود و نیمه هوشیار بود، وقتی دید موجود کوچولو به طرفش می‌آید چاقویش را از جیبش خارج کرد و ضربه‌ای به شانه آن موجود زد، ولی چاقو بدون اثر برگشت و چیزی به گونزالس اصابت کرد ... .

در هر صورت او موفق به فرار شد و در حالی که تلو تلو می‌خورد به طرف مقر پلیس حرکت کرد. وقتی آن دو مرد داستانشان را برای پلیس تعریف کردند با این ظن مواجه شدند که مست هستند، ولی آزمایشهای پزشکی هم نشان دادند که این دو مرد نه تنها مست نیستند بلکه در سلامت کامل روانی هستند و فقط دچار کمی شوک شده‌اند. به آنها آرام بخش خورانده شد و قبل از شهادت و قسم به آنها اجازه داده شد کمی استراحت کنند.

تأییدیه قصه عجیب آنها از منبع غیر منتظره دیگری هم آمد. دو روز بعد از حادثه ، یکی از پزشکان عمومی که آن دو را مورد معاینه قرار داده بود، اقرار کرد که وقتی ار یک عیادت اضطراری به خانه‌اش باز می‌گشته است شاهد این برخورد عجیب بوده است، او آنقدر که وقوع حادثه برایش محرز شود صبر کرده بود تا مبادا در گیر یک تبلغات نا‌خاسته شود. ولی بخاطر ماهیت و اهمیت مشهود قضیه ، تصمیم گرفت در صورتی که مقامات کاراکاس هویت او را مخفی نگاه دارند به تصدیق گفته آن مردان بپردازد. این تنها مورد از این که در ونزوئلا منشأ گرفته باشد نبود. چرا که آمریکای جنوبی صحنه ملاقاتهای بیشماری توسط اشیاء پرنده ناشناس بوده است.



تصویر




یک شیی عظیم و براق (مکان: هالسینگ بورگ در سوئد)

از کشور سوئد ، جراید به نقل گزارشهای پیرامون حادثهای که در 20 دسامبر 1958 -کمی مانده به ساعت سه بامداد- برای دو مرد جوان اتفاق افتاد پرداختند. آن دو مرد وقتی از یک مجلس رقص به خانه باز می‌گشتند، برای بررسی یک شی عظیم و براق که در محوطه بازی کنار جاده فرود آمده بودند، توقف کردند. آن دو مرد که یکی شان راننده کامیون و 25 ساله و دیگری یک دانشجوی 30 ساله بود. بطرف آن جسم عجیب رفتند. نوعی سفینه به شکل دیسک بر روی پایه‌های فلزی کوتاه -حدود 3 فوت- بالای سطح زمین قرار گرفته بود. بعدها آن دو به مقامات گفتند که چهار موجود خاکستری رنگ یا خاکستری پوش به قد تقریبی 4 فوت آنها را گرفتند.

مرد دانشجو توانست خود را رها ساخته و به ماشین برسد و دیوانه وار شروع به بوق زدن کرد به امید آنکه کسی به کمکشان بیاید. راننده کامیون هم تا آنجا که می‌توانست تقلا می‌کرد، ولی فهمید به هیچ وجه از پس این حریفان کوچولو بر نمی‌آید. او توانست با زوهایش را به دور یکی از تابلوهای راهنمایی و رانندگی بپیچد و خود را نگاه دارد بطوری که آنها نتوانند او را از تابلو جدا کنند. بعد از کلنجاری که به گفته دو نفر 7 یا 10 دقیقه بطول انجامید، مهاجمان از صحنه گریختند و سفینه درخشان با سرعت در شب ناپدید شد و قهرمانان ما را که رهسپار شهر (هالسینگ بورگ) بودند را ترک کردند. راننده کامیون که اسمش (هانس گوستاوسون) بود گفت:


یک چیز را درباره این تجربه وحشتناک هیچگاه فراموش نمی‌کنم و آن بوی تهوع آور موجودات فوق است که مکررا به یاد خواهم آورد.

نور چشمک زن در باهیا بلانچا (مکان: ناهیه باهیا بلانچا در ونزوئلا)

در 7 می 1955 روزنامه کاراکاسس به اسم (ال یورنیورسال) به درج داستانی عجیب _و به نقل از یک مهندس برجسته_ از یک سفینه دیسکی شکل پرداخت که در زمینی واقع در ناهیه متروکه (باهیا بلانچا) روی داده بود. یک نور چشمک زن در رأس گنبد کوتاهی که روی سفینه بود، می‌درخشید. یک درب کوچک در کنار سفینه باز بود و مهندس ما خود را با فشار داخل آن کرده بود. او به مقامات مسئول گفت که سه مرد کوچک را در یک محوطه مدور دیده بود. آنها ملبس به جامه‌های یکپارچه قهوه‌ای رنگ و تنگ بودند و یکی شان پشت صفحه کنترل نشسته و دو تای دیگر روی مبلهای منحنی شکل و کوتاهی دراز کشیده بودند. هر سه نفر آنها مرده بودند. به تخمین او قدشان بیش از چهار پا نبود، با پوستی به رنگ قهوه‌ای تیره و چشمانی متمایل به زرد.

مهندس ما با دوستانش به آن محل می‌روند، ولی وقتی بدانجا می‌رسند، سفینه رفته بود. آنها از روی تصورشان تصویری از آن یا چیزی نظیر به آنرا کشیدند. تنها مدرک محسوسی که به دستشان رسید، چند توده کوچک از ماده‌ای خاکستری رنگ بود که در صورت لمس شدن داغ می‌شد. آنها بنا به در خواست دولت آن ماده را تحویل دادند و هرگز نتوانستند بفهمند که آن ماده چه بود و چه بر سر آن آمد.



تصویر




صدای پارس سگ برای ... (مکان: دهکده کاروبل در فرانسه)

از دهکده کاروبل در فرانسه خبری از « ماریوس دویلد» 34 ساله که کارگر ذوب آهن «بلانک میسرون» است، واصل شد. روز دهم سپتامبر سال 1954 بود و ساعت تازه از 5.10 شب می‌گذشت که «دوایلد» صدای پارس سگش را از بیرون منزل شنید. خانه او در نزدیکی خط راه آهن قرار داشت و روی هم رفته می‌شد، بدان عنوان «کلبه محقر» را داد. با این شک که دزد آمده است، او چراغ قوه‌اش را برداشت و آرام از در عقبی خارج شد.

در تاریکی شب می‌توانست بطور مبهم نوعی شی عظیم الجسه را در نزدیکی مسیر خطوط آهن تشخیص دهد. صدائی ناهنجار از آنسو بگوش می رسید و ماریوس درمانده فقط به نگاه قناعت می‌کرد. سگ در حال خزیدن به صاحبش نزدیک شد و درست در همان لحظه وی صدای قدمهائی را شنید. او بعدها به مقامات مسئول گفت از آنجا که او در مرز بین فرانسه و بلژیک زندگی می‌کند، گمان می‌کرده که قاچاقچیان به آن اطراف آمده‌اند. یک لحظه بعد بزرگترین شوک زندگیش را تجربه کرد. تا چراق قوه‌اش را روشن نمود، نور آن بر روی دو موجود کوچولو و عجیب که لباسی شبیه لباس غواصان با کلاهخودی بزرگ بر سرشان پوشیده بودند، افتاد.

همانطوری که او برای بستن دروازه باغ خیز بر می‌داشت تا از در رفتن آنها جلوگیری کند دریافت که توسط پرتو سفیدی که از شیئی روی مسیر راه آهن می‌تابید، در جا خشک شده است. او به آن تابش شدید خیره شد بود و ظاهرا قادر به حرکت نبود. وقتی نور خاموش شد، یعنی چند ثانیه بعد موجودات کوچک و شیء عجیب دیگر رفته بودند و دیگر اثری هم از سگ نبود! تحقیقات بعدی توسط مسئولان نشان داد که چیزی با سنگینی قابل ملاحظه‌ای روی تیرهای چوبی خظ آهن قرار گرفته بوده است. آثار به جامانده در فواصل ، مرتب و تازه بودند، آنهم در روی خطوط آهنی که ماهها بود که کاری بر رویشان انجام نشده بود!!! برخی از تیرها و سنگها به قدری سوخته بودند که با لمس کردن ، خرد و خاکشیر می‌شدند. اینها همه شواهد محسوسی بودند که از آن شیی و سرنشینان عجیب و کوچک باقی مانده بود. حال به راستی آنها سگ را برای چی با خود بردند!!!



تصویر




دختری شاهد فرود (مکان: هاسل باخ در آلمان)

مردی به نام هرلینکه شهردار اسبق هاسل باخ در آلمان به مسئولین اطلاع داد که او و دختر نوجوانش شاهد فرود یک سفینه بشقاب مانند در یک محوطه باز کنار جنگلی که آنها پس از مراجعت از دوچرخه سواری در آنجا نشسته بودند شده‌اند. شهادت قسم خورده آن شهردار سابق و دخترش شامل شرحی از مردان کوچکی که بسیار مشابه توصیفات سایر نقاط جهان بود، می‌باشد. یعنی قد در حدود 5.3 تا 4 فوت ، ملبس به لباسهای براق سراسری با کلاهخود ... و در این مورد چراقهای آبی در جلوی لباسهایشان وصل بوده است. آنها قبل از اینکه به سفینه مراجعت کرده و از برابر آنها ناپدید شوند. برای چندین دقیقه در روشنایی روز دیده شده بودند. و چندین نفر از اهالی آن منطقه این سفینه اسرار آمیز را مشاهده کرده بودند و به پلیس گزارش داده بودند. تمام آنها بدون اینکه همدیگر را دیده باشند و یا بشناسند ، مشخصات مشابهی داده بودند.

انفجاری در یک پناهگاه ساحلی (ایالت اونتاریو در کانادا)

از مجله داخلی شرکت معادن آهن استیپ راک با مسئولیت محدود در کنار دریاچه استیپ راک ، واقع در ایالت اونتاریوی کانادا ، یکی از جالبترین و صریحترین گزارشها از این دسته واصل شده است. بطور خلاصه این خبر حاوی رویدادی است که توسط یک مهندس معدن و همسرش در دوم ژوئیه 1950 کمی قبل از غروب آفتاب اعلام شده است. آنها با اتومبیل به قسمتی از دریاچه که به خلیج ساوبیل معروف است و یک پناهگاه ساحلی دور افتاده و متروک می‌باشد، رفته بودند. اتومبیل آنها در زیر درختان و بنابراین خارج از دید رس پارک شده بود. آنها آتش کوچکی افروخته و در حال دم کردن چای بودند که ناگهان هوا شروع به جنبش کرد. مثل اینکه انفجاری در آن نزدیکی رخ داده باشد. مهندس که قادر به تعیین محل مزاحمت نشده بود، به بالای صخره‌ای که مشرف به خلیج بود، رفت و به اطراف نگاهی انداخت.

از میان یک شکاف که در بالای تخته سنگ بزرگی قرار داشت، او می‌توانست یک نوع وسیله نقلیه درخشان که روی سطح آب و حدود شششصد یارد دورتر آرام گرفته بود ، را مشاهده کند. همسرش هم در آن بالا به او پیوست و متفقا حدود ده دقیقه نظاره‌گر آن شی عجیب بودند. آنها در اظهاراتشان تصدیق کردند که دریچه‌هایی از گنبد کوتاه روی سفینه گشوده شد و هشت یا نه موجود شبیه انسان از آن دریچه خارج شدند. این زوج قطر سفینه را حدود 40 تا 50 فوت تخمین زدند که در قسمت تحتانی مسطح بود و دارای گنبدی 15 فوتی در داخل حلقه‌ای حدودا در فوت پهنا داشت. موجودات ریز نقش ، مردانی دارای قدی کمتر از چهار فوت بودند. همگی جز یکی کلاههای آبی روشن بر سر داشتند. آن فرد استثنا کلاهخود قرمز پوشیده بود و چون در دریچه بالای گنبد قرار داشت، فقط از سینه به بالای او رویت می‌شد.

آن زوج به مقامات مسئول گفتند که مجودات فوق بصورت انقباضی و تقریبا مکانیکی حرکت می‌کردند. چند نفر از آنها یک شیلنگ یا لوله سبز رنگ را داخل آب فرو کرد و بعد از چند دقیقه همگی به داخل سفینه برگشتند و دریچه‌ها را بستند و سفینه بطور مستقیم به هوا رفت. طبق اظهارات این زوج شاهد آن جسم در حالیکه سرعت می‌گرفت رنگش از مخلوط قرمز و آبی به سفید درخشان تغییر می‌یافت و در عرض تقریبا بیست ثانیه از نظر آنها محو شده بود.

حال کردین؟؟؟.....دیدین راست گفتم!!.....راستی قو ببخشید رو آپت آپیدما!....به خدا نمی تونم تنظیم کنم کی بیام........

*****************بچه ها پست زیر رو بخونینا!!!!*******************

+ نوشته شده توسط ارسطو در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 11:6 |
سلام!......... انقدر این پست تولد هیچکسو نگه دارین تا آخرش مجبور شیم براش کادو بخریم!

خب...خوبین بچه ها؟؟؟؟......راستی قبل از اینکه مطلبمو بزارم یه جمله ی عالمانه از خودم (یعنی جناب فیلسوف بزرگ ارسطو!) (احترام بزارین!!!) بگم.... به یک نفر خاص هم منظورم نیست...به هممونه...اونم اینکه: دشمنی کسی را در دل راه مده که تو را همیشه غمگین سازد. باشه؟؟؟!

خب......اینم از آپ امروز....نه.....امشبمون: مـــــــــــاه گرفـــــــــــــتگی!!!!!!

مقدمه

در خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن 1،3a80،000 کیلومتر است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود 40000 کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می‌کند. خسوف زمانی اتفاق می‌افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.



تصویر

شرایط وقوع خسوف

وقتی از بالا به دایرة البروج بنگریم به اشتباه گمان می‌کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می‌شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می‌شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند. ماه در نتیجه میل مدارش با دایرة البروج ، می‌تواند از بالا یا پایین مخروط سایه ، به فاصله‌ای که حداکثر 32،000 کیلومتر می‌شود بگذرد. برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:


  1. خورشید ، زمین و ماه ، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می‌دهد.

  2. ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایرة البروج ، یعنی در یکی از عقده‌ها باشد.

بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایرة البروج به سر می‌آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه‌ای که در آنها ماه صفحه دایرة البروج را قطع می‌کند عقدتین نامیده می‌شود: یکی از این دو عقده رأس (گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب (گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده‌ها یا خط گره‌ها نامند.

مدت خسوف

مدت دوام خسوف نسبتا زیاد است، زیرا قطر مخروط سایه زمین در نقطه‌ای که ماه از آن می‌گذرد، در حدود 9،200 کیلومتر است. اگر ماه مخروط را بطور مرکزی قطع کند، نزدیک به دو ساعت در خسوف کامل خواهد بود، زیرا قطر ماه در حدود 3،500 کیلومتر و سرعت متوسط آن 3،200 کیلومتر در ساعت است. سایه زمین ماه را کاملا تاریک نمی‌کند. حتی وقتی که خسوف کامل باشد ماه کاملا مرئی است، ولی رنگ سرخ بی فروغی جای درخشش عادی آنرا می‌گیرد. این فروغ مختصر معمول نور آفتابی است که از جو زمین به داخل مخروط سایه شکسته شده است. اجزای آبی و بنفش نور آفتاب بر اثر پراکندن در جو زمین ،‌ حذف شده‌اند و مولفه‌های سرخ نورند که قرص ماه را اندکی روشن می‌کنند.



تصویر

خسوف جزئی

در خسوف جزئی فقط قسمتی از ماه از میان مخروط سایه می‌گذرد. به این ترتیب بریدگی تاریکی در ماه تمام ، در بخش شمالی آن و یا در بخش جنوبی ، پدیدار می‌شود. البته خسوفهای جزئی هم بعد و هم پیش از خسوف کلی نیز واقع می‌شوند. در حدود نیم ساعت طول می‌کشد تا ماه کاملا وارد سایه شود و مدت مشابهی نیز لازم است تا کاملا از سایه بدر آید.

دنباله خسوفها

خسوفها به ترتیب و در دنباله‌هایی چند روی می‌دهند. یک دنباله کامل که شامل 48 یا 49 خسوف می‌شود، حدود 865 سال طول می‌کشد. فاصله زمانی بین دو خسوف متوالی در یک دنباله ..33/6،585 روز است. خسوفهای متوالی شباهت زیادی باهم دارند که دال بر عضویتشان در یک دنباله است. روش بدست آوردن عدد..33/6،585 روز بدین قرار است:


برای آنکه خسوفی تکرار گردد:

  1. ماه باید در حالت بدر باشد. این وضعیت هر 53059/29 روز یکبار تکرار می شود.

  2. خورشید باید نسبت به عقده‌ها در همان مکان قبلی باشد، و این هر 6201/346 روز تکرار می‌گردد.

کوچکترین مضرب مشترک این اعداد 6،585 است، یعنی هر 6،585 روز ماه ، زمین و خورشید وضعیت خسوف قبلی را تکرار می‌کنند. فاصله زمانی ..33/6585 روز به یک ساروس موسوم است که در زبان بابلی قدیم به معنی تکرار است.

+ نوشته شده توسط ارسطو در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 20:42 |
سلام......خوبین بچه ها؟؟؟

بابا ما و شما نداریم که.......من آپ کنم انگار هلنا یا مهرداد آپ کردن........نه؟؟؟.........والله!!!!

خب یه معمای توپ و عالی پیدا کردم.........نظیرشو هیچ کجا ندیدین........باور کنین........خب اینم از این معما:

" کلاغی به دسته ی کبوتری برخورد و گفت: شما چندتا هستید؟  کبوتری از بین آنان پاسخ داد: (مگه شعرشو حفظ نیستی؟؟؟)

ما و ما و نصف ما و نیمه ای از نصف ما.....گر تو هم با ما شوی......جملگی ۱۰۰ می شویم!"

حالا کفترا چند تا بودن؟؟؟؟.......حتما جواب بدین....می خوام شما رو تست کنم نوابغتون رو بورسیه کنم!!!!!

+ نوشته شده توسط ارسطو در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 16:6 |
خب سلام به همگی......اولا از قو معذرت می خوام که آپیدم(آخه اگه من نمی کردم یکی دیگه می کرد!) ثانیا منو تشویق کنین ۱ ساعت زودتر از مدرسه جیم شدم!.....ثالثا دیدم آرش خیلــــــی داره می زنه تو سر خودش و دیگران(!!) و علایق ما رو می خواد. منم گفتم بنویسم قبل از اینکه یه بلایی سر خودش بیاره!

.....خب حالا همه خواستگارا جمع شن می خوام علایقمو بگم!!!!

میاد ها:

۱-یکی از بازیگرای انگلیسی الاصل (عمرا بگم...می ترسم بخوریش!)

۲-نمره ی بیست (توضیح: خرخون خودتی!)

۳-کشور انگلستان

۴-راه دادنم به گروه و مورد توجه قرار گرفتنم از طرف دیگران

۵- رون شکمو!!!

۶-پولدار بودن (خواستگاران محترم توجه فرمایند، اگر شما مورد ۶ رو در خود نمی بینید از الان بگم جوابم نه هست!)

۷- یکی از پسرای فامیلمون!

۸- میلک شیک

۹-اینترنت و ۳۶۰ و وبلاگ نویسی و مسنجر و از اینا

۱۰-برنامه کودک!

میاد ها:

۱-خیــــــــانت (باز هم خواستگاران محترم توجه فرمایند، از هرگونه خیانت؛ از اس ام اس بازی با جنس مونث گرفته تـــــا زن دوم و سوم و اینا! متنفرم)

۲- نمره ی ۱۹ به پایین (بازم خودتی!)

۳-لو رفتن (ولی از لو دادن خوشم میاد! اونم یواشکی و ناشناس!!!)

۴-مورد توجه و تحوبل واقع نشدن (به شدت متنفرم)

۵-آدمای لوس و ننر و خودشیرین و اونایی که به زور می خوان خودشونو تو جمع دوستانمون داخل کنن(ای ی ی ی )

۶-فیلم ترسناک و جنایی

۷-ضایع شدن جلو همه

۸-کسی رو پستم آپ کنه (قو اینجوری نیس....مگه نه قو؟؟؟)

۹-کسی به حرفم گوش نده

۱۰-برنامه کودک!

خب اینم از این.......خواستگاران محترم لطف بفرماین.......چنانچه تمامی موارد مذکور شامل حالشان میشود........در صفحه ی نظرات همین پست اعلام آمادگی کنند!

+ نوشته شده توسط ارسطو در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 14:11 |