تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر

سلام

...دیگه فک کنم رسماْ منو یادتون رفته!!!...همش چند ماهه اینجا نظر ندادما ...اصلاْ نمی گین این زنده ست مرده!!!

عجب روزگار نامردیه یاس برگرده بهش میگم اسمم رو از نویسنده ها پاک کنه !!!

...

امروز خیلی روز گندی بود. همش بدشانسی آوردم!!! هم تو مدرسه هم بعدش!!! اولش که دو تا امتحان خیلی سخت داشتیم یه چیزی در حد المپیاد کشوری و اینا (زیست و زمین!!! ) هر جفتش هم گند زدم رفت پی کارش!!!

چقدم سر کلاسا هــــــی سوتی می دادم...اصاْ من نمی دونم امروز چم شده بود

زنگ تفریح هم داشتیم با دوستم می رفتیم پیش مشاور...یهـــــــو تو دفتر دبیرا یه چیزی دیدم که دنیا جلو چشام سیاه شد!!!!!  بابام اومده بود مدرسه تو دفتر نشسته بود...معلمام داشتن بهش آمار میدادن...این معلم زیستمونم (بی چشم و رو!!!) نشسته بود برگه زیستمو جلو بابام تصحیح میکرد کچل...الهـــــــی هیچ وقت شوهر گیرت نیاد با این کاری که در حقم کردی !!!

این ناظم ترشیده مون هم داشت لیست خرابکاری هام رو تو هفته ی اول نشونش میداد !!!

حالا باز خدا رو صد هزار مرتبه شکر روزای اوله...هنوز بیشتر معلما منو نمیشناسن که بخوان چیزی بگن!!!

 

دیگه بقیه اش خیلی ضایع ست بگم آبروم میره

 

الان یه تحقیق برا یکی از دبیرای بیکارمون در آورده بودم دیدم موضوعش جالبه اینجام بذارم. (البته به قول ارسطو عمراْ اگه کسی بخونه!!!)

 

بر اساس شواهد علمی موجود و مدارک تاریخی قدیمی نظریه هایی که به احتمال نابودی جهان تا سال 2012 پرداخته است مورد بررسی قرار گرفته است.

بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. به اعتقاد برخی نظریه ها پایان یافتن جهان که در تقویم باستانی اقوام مایان تاریخ آن سال 2012 ذکر شده است می تواند به دلایل مختلفی به واقعیت تبدیل شود. نشریه تلگراف نیز با توجه به این نظریه ها و مدارک به بررسی برخی از این دلایل و میزان احتمال تحقق آنها تا سه سال آینده پرداخته است.

حمله بیگانگان فضایی: این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 0.1 از 10 تخمین زده شده است.

برخورد با زمین: هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی "نیبیرو" سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 0.2 از 10 تخمین زده شده است.

بحران خورشیدی: این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 0.3 از 10 برآورد شده است، تابشهای شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تا کنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

تغییر قطبهای مغناطیسی: بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن یک از 10 خواهد بود.

ابرآتشفشان: انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را یک از 10 ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

نقطه اوج نفتی: کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 4 از 10 محاسبه شده است.

نابودی نسل زنبورها: 36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تا کنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تا کنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تا کنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود.

با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 7 از 10 تخمین زده شده است.

 

پ.ن: بنده الان نتم وصل شده... البته مامانم برا کارای خودش وصلش کرد نه من بدبخت !!! الانم قاچاقی نیومدم چون کار درسی داشتم  ==> از من بعیده !!!

پ.ن ۲: عرض پوزش خدمت ارسطوی عزیز از اینکه روی اپ پربارشون اپ نمودیم!!! ( دو روز دیگه نیام ببینم نفرینم کردی!!! )

بای بای

+ نوشته شده توسط هیلاری در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 15:41 |
الان شما باید قدر این اپای منو بدونید  وبلاگای خودم بیشتر از یک ماهه اپ نشدن اونوقت اومدم دارم اینجا رو اپ می کنم...فقط برا اینکه اینکه یاس هی نیاد بگه اینجا خلوت شده و کسی نمیاد و بعد فکرای شیطانی بزنه به سرش که بخواد اینجا رو ببنده یا مدیریت رو بده به کس دیگه...

یاس گفته بشم ها اگه مدیریت اینجا تغییر کنه من یه مین هم اینجا نمیمونم...

این چه وضعشه ؟ تا یه روز بازدید اینجا کم و زیاد میشه فوری میگه میخوام اینجا رو ببندم !!!

سال دیگه نصف بچه های این وب کنکوری ان ( یکیشم من بدبخت ) کلی هم میرن دانشگاه و دیگه معلمو نیس بیان یا نیان...

اونوقت بگو میخوای پسه مدیریت رو بدی به کی ؟...اینجا همه وضعشون مثل توئه...

بعدم اینکه قرار نیس همیشه اینجا شلوغ باشه...خب حتما یه سریا تو این مدت مسافرت بودن یا بعضیام مثل من سر میزنن ولی نظر نمیدن  

بسه دیگه خیلی پر حرفی کردم...خواستم یه مطلب بذارم برا مطالعه تو ماه رمضون ولی الان هر چی میگردم پیداش نمیکنم یعنی سایتش باز نمیشه...

 

فعلا اینو بخونین تا بعد...

 

آیا تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید كه اگر در زمان دانشمندان، قهرمانان، ورزشكاران، پادشاهان و آدم‌های مهم گذشته كنكور وجود داشت شاید سرنوشت آنها هم عوض می‌شد و چیزی می‌شدند به جز شخصیت‌هایی كه امروزه از آنها می‌شناسیم؟ البته چون وقت شما كنكوری‌های عزیز بسیار ارزشمند است، لازم نیست بنشینید و به مصادیق این پیش‌فرض فكر كنید. ما ساعت‌ها و روزها به جای همه شما فكر كردیم و به نتایج احتمالی زیر رسیدیم:

 ○   ادیسون: خوشبختانه وجود كنكور هیچ تغییری در مسیر زندگی این مخترع بزرگ ایجاد نمی‌كند. چون احتمالا وی پس از مشاهده اینكه به‌دلیل انتخاب رشته نادرست یا هر دلیل درست دیگری با رتبه 25 در هیچ دانشگاهی قبول نشده، برق از سه فازش می‌پرید و درست در این لحظه سرنوشت‌ساز موفق به اختراع لامپ و سایر اختراعات برقی‌اش می‌شد!

○   آغا محمدخان قاجار: این شاه قاجار محال بود همان سال اول كنكور قبول نشود چون علاوه بر رشته‌هایی كه آقا پسرها می‌توانند انتخاب كنند، در شرایط اضطراری می‌توانست رشته‌های كاملا دخترانه را هم وارد فرم انتخاب رشته‌اش كند.

 ○   انیشتین: این دانشمند چون بچه (... خوانی) بوده قطعا در رشته فیزیك با رتبه بالا قبول می‌شد اما پس از فارغ‌التحصیلی، وقتی می‌دید با این مدرك نمی‌توان كار درست و حسابی دست و پا كرد می‌رفت كلاس كنكور بازمی‌كرد و خودش از عكس‌های خودش برای تبلیغ كلاس كنكورش استفاده می‌كرد.

○   ابوعلی‌سینا: این اندیشمند و دانشمند و فیلسوف بدون هیچ مشكلی در رشته‌های خوب قبول می‌شد ولی متاسفانه سرانجام یكی از پیشنهادها و بورس‌های تحصیلی دانشگاه‌های خارجی وسوسه‌اش می‌كرد و باعث فرار مغزهایش به ری، بلخ یا شوشتر می‌شد!

 ○   اسكندر مقدونی: وقتی اسكندر و سپاهیانش به ایران حمله كردند و رسیدند لب مرز، متوجه می‌شوند برای ورود به كشور باید كنكور بدهند و طبق قوانین موجود، كسی نمی‌تواند همین‌طوری الكی سرش را بیندازد پایین و بیاید كشور ما را اشغال كند. اسكندر همانجا لب مرز مرتب كنكور می‌داد و هی رتبه لازم را به دست نمی‌آورد و به این ترتیب نه تنها عمر خودش، بلكه عمر نوح و نتیجه‌هایش هم به اشغال كشورمان قد نمی‌داد!

 ○   فردوسی: چون پادشاهان و بزرگان هم عصر این شاعر بزرگ از درك هنر او عاجز بودند و از طرفی سرودن شاهنامه درآمد چندانی برای او نداشت و دخل و خرجش با هم جور نمی‌شد و مرتب به كاسب و بقال و قصاب و سوپرماركت سر كوچه و شركت فروشنده خودروی لیزینگی‌اش بدهكار بود، می‌رفت در موسسه كنكور انیشتین كتاب‌های كنكور به شعر می‌نوشت و آخر سر هم می‌گفت:

بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده كردم بدین كتاب كنكوری!
 

 ○   سعدی: خوشبختانه سعدی آنقدر زرنگ بود كه بتواند گلیم خودش را از آب بیرون بكشد و اجازه ندهد كنكور و قبول شدن یا نشدن در آن مسیر زندگی‌اش را عوض كند، ولی به هر حال قطعا یك باب جدید به گلستانش اضافه می‌كرد و احتمالا اسمش را هم می‌گذاشت؛ آداب كنكور در سیرت پشت كنكوری‌ها!

 ○   باباطاهر عریان: این شاعر بزرگ چون در كلاس‌های كنكور شركت می‌كرد متوجه می‌شد نام فامیلش باعث می‌شود بچه‌های كلاس هر روز مضامین جدیدی برایش كوك كنند و در گام اول می‌رفت فامیلی‌اش را عوض می‌كرد و مثلا می‌شد باباطاهر پوشیده! در ادامه هم در رشته ادبیات قبول می‌شد و شعر می‌سرود ولی اشعارش به شدت تحت تاثیر كنكور قرار می‌گرفت، مثلا می‌سرود:

بده خنجر كه تا سینه كنم چاك / ببینم تست بر جونم چه كرده؟
+ نوشته شده توسط هیلاری در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 19:52 |
nasaبخشی هایی از فیلم فرود انسان به ماه که در ژولای سال ۱۹۶۹ توسط ماهواره آپولو ۱۱ ظبط شده بود بعد از گذشت چهل سال از گم شدن، پیدا و با کیفیت بالا توسط ناسا پخش شد. این امر در حالی رخ می دهد که پیش تر ناسا اعلام کرده بود چنین فیلمی وجود ندارد و بسیاری از علاقه مندان از این بابت ناامید شده بودند.

عده ای از کارشناسان بر این عقیده هستند که ناسا می خواسته پیدا شدن این قطعه فیلم را تا چهلمین سالگرد فرود انسان به ماه مخفی نگاه دارد.

شب گذشته (۱۶ ژولایی) ناسا همایشی را برگذار کرد که در آن ضمن قدردانی از تمامی کارکنانی که در فرود انسان به کره ماه نقش داشته اند، این فیلم گم شده را نیز به نمایش گذاشت.

هنگامیکه برای نخستین بار ناسا موفق شد انسان را به کره ماه بفرستد این امر یک پیروزی بزرگ برای تمام صنعت ایالات متحده محسوب می شد و پیشرفت های آن کشور در بسیاری زمینه های دانش و تکنولوژی را نشان می داد. ناسا چندین سال را برای ساخت تجهیزاتی صرف کرده بود که بتوانند انسان را سالم به ماه فرستاده و سپس به زمین برگردانند و در این امر موفق شده بود.

گفته می شود فیلم مذکور در آرشیو یکی از دانشگاههای استرالیا کشف شده است.

ویدیو:Restored Video of Apollo 11 Moonwalk

+ نوشته شده توسط هیلاری در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 10:48 |
 

دایناسورها در یک بیماری بزرگ همه گیر نمرده اند.

امروزه، دانشمندان نظرات نسبتا" خوبی در مورد شرایطی که در دوره ی زمین شناسی کرتاسه وجود داشته است، دارند، شرایطی که 135 میلیون سال پیش آغاز و 70 میلیون سال ناگهان با مرگ دایناسورها به پایان رسیده است. آنها تقریبا فکر می کردند که این تحقیقات به حد کافی انجام شده، اما نتایج دو سری تحقیق جدید نشان داد که هنوز هم چیزهای بیشتری برای دانستن وجود دارد.

اولین تحقیق بروی تحولات عظیمی که منجر به پایان یافتن این دوره شده ، انجام شده است. آنچه در ذهن بسیاری از مردم وجود دارد،راز چگونه از بین رفتن دایناسورها و گونه های دیگر و افزایش روز افزون پستانداران است. این سوالات دو دهه قبل با دلایلی از قبیل:
یک شهاب آسمانی غول پیکر یا یک ستاره ی دنباله به شدت با زمین برخورد کرده است، پوشیده شدن سطح خورشید با یک ابر غبار آلود، سرد شدن چشمگیر این سیاره ونابودی گیاهان و حیوانات همه با هم، پاسخ دادخ شده است.

اینها دلایل متقاعد کننده ای هستند، اما بسیاری از دانشمندان ،هرگز آنها را نپذیرفتند .دایناسورها ،خیلی سریع مردند، آنها این علل را برای مردن دایناسورها پذیرفتند اما نه مردن ناگهانی و بسیار سریع آنها .

بنابر نظریه های فرعی، دایناسورها به علت داشتن آلرژیهایی نسبت به رشد شکوفه های گیاهان یا آتشفشانهای تکان دهنده ،همانند آنچه امروزه در هند اتفاق افتاده و یا بدلیل بیماری از پای درآمده اند.

یکی از تئوریهای جدید در ماه های اخیر این است که:
امروزه نظریه ی بیماری دایناسورها پیشرفت دیگری داشته است و در قالب کتابی به نام، چه چیزی دایناسورها را آزرد؟ توسط انتشارات دانشگاه Princeton به چاپ رسیده است.

نویسندگان این کتاب، جرج و رابرت پینر(George and Roberta Poinar )(جرج یک جانور شناس در دانشگاه ایالت اورگن و یکی از موسسان سازمان بهداشت جهانى و مشاور بیماریهای مسری وعفونی است) متخصص در محافظت از حشرات دیرینه (باستانی) در فسیل صمغ درختان کاج (یک عنصر کلیدی مهم در فیلم پارک ژوراسیک) و همچنین متخصص در ساختار فسیل شده ی دایناسورهاست. در میان چیزهای دیگری که به آن دست آوردند، ساس ها، کنه ها، کرمها، حشرات گزنده و خیلی چیزهای کثیف و نامطبوع دیگری هم یافتند. انگلهای کوچک عفونی، نوعی کرمهای انگلی حلزونی، مگسهای گزنده وانواع مختلف چیزهای نامطبوع وکثیف دیگر از جمله انگلهای روده ای که به همان دوره ی زمین شناسی کرتاسه بر میگردد کشف کرده اند.

پوینارها(جرج و روبرتا پوینار)(Poinars) همچنین برخی از این حشرات را که، ناقل بیماریهای مالاریا و لیشمانیا هستند را از این فسیل ها استخراج کردند. از قرار معلوم این عوامل بیماری زای کنونی از همان موقع به این زمان رسیده است بر خلاف آنها دایناسورها بودند که همان زمان دوام نیاوردند و منقرض شدند.

نویسندگان این کتاب ادعا نمی کنند که همه ی دایناسورها در یک بیماری بزرگ همه گیر مرده اند بلکه اعتقاد دارند، تا اندازه ی زیادی ضعیف شدن آنها بر اثر بیماری های مداوم و همینطور دیگر حوادث و فجایع از قبیل حوادث طبیعی و آتشفشانها (همه اینها با هم) توانستند آنها را به طور کامل از پا درآورند.

پوینارها(Poinars) هنوز تا حدی نتوانستند در مقابل نمایشهای هالیوودی مقاومت کنند. یکی از نقل قولهای برجسته از این کتاب این است: "بزرگترین حیوانات روی زمین یعنی دایناسورها در یک مبارزه ی میان مرگ و زندگی با حشرات برای بقا گیر افتادند."

دیگر تئوری که در زمینه دوره ی زمین شناسی کرتاسه مطرح شده است، مقاله ای است که در روزنامه Science، روز سه شنبه به چاپ رسید. از بسیاری از شواهد، این امری حتمی است که در آن دوره، جهان خیلی گرمتر بوده است (که به دلیل برخورد یک ستاره دنباله دار و شروع یک دوره یخبندان سریع دایناسورها از بین رفتند) حدود 90 میلیون سال پیش در یک دوره زمانی که تورونیان(Turonian) نام گرفت همه چیز به طور بخصوصی از گرما برشته شدند در خیلی از جاهایی که سالها فوق گرم خانه("super-greenhouse") نام داشتند درجه حرارت سطح اقیانوسها تا 100 درجه فارنهایت هم رسید و به همین دلیل بیشتر نهنگ ها به سوی آبهای قطب شمال پیشروی کردند.

بنابراین چگونه امکان دارد که در همان زمان در قطب جنوب کوههای یخی عظیمی وجود داشته باشد؟ کارشناسان آب وهوایی پاولو(Paleo) قبلا کمی از نشانه های این چیز عجیب وغریب را دیده بودند ،ولی مقاله جدید روزنامه ی Science به طور کاملتری به آن پرداخته است. آندره بارنمان(Andre Bornemann) از موسسه اقیانوس شناسی اسکریپس(Scripps) به همراه تعدادی از همکارانش از طریق تجزیه وتحلیل میزان ایزوتوپ اکسیژن 18 - بر روی فورامینی فرا(Foraminifera) (نوعی پلانکتون) ، موجودات ریز و صدف دار دریا ،که در آن دوره ی زمانی میزانشان افزایش پیدا کرده بود اطلاعاتی بدست آوره اند.

این مشخص شد که وقتی آب دریا بخار شد و باز به زمین برنگشت (نشان دهنده این است که در جای دیگری به صورت منجمد گرفتار شده است)، باعث می شود که نسبت اکسیژن -18 به اکسیژن -16 در آب دریا تغییر کند (O-18 سنگین تر است بنابراین کمتر بخار می شود). فورامینی فرا(Foraminifera) تاثیر گذار نبودند، آنها فقط اکسیژن را هر کدام به شکلی در داخل پوستشان جای می دهند.

آنچه که محققان کشف کرده اند، یک دوره چند صد هزار ساله است زمانیکه که صدف های فورامینی فرا(Foraminifera) با وجود کوه های یخی بطور فوق العاده ای به اکسیژن -18 دست می یافتند. اگرچه تغییرات در دمای اقیانوس می تواند میزان اکسیژن را هم دگرگون کند، به هر جهت دمای سطح های پایین دریا را تغییر نمی دهد و اتفاقات در سطح بالای دریا هم مهم نیست. با این حال وجود ساکنین سطح پایین دریا یعنی فورامینی فرا نشان دهنده یک عدم توازن اکسیژن است که بر تاثیرات یخها دلالت می کند.

هیچ کس نمی تواند توضیح دهد که چگونه می توان کوههای یخی در یک دنیای بسیار گرم داشته باشید و اما تا کنون هیچکس نیز نتوانسته توضیح دهد که اصلا چگونه جهان به این گرمی شده است.

+ نوشته شده توسط هیلاری در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 10:28 |
یه مدت همینجور داشتم فکر میکردم گوگول یعنی چینیشخندبعد رفتم سرچیدم و اینا تا پیدا کردم...اصلا هم فکر نمیکردم که ربطی به ریاضی داشته باشه...

جالبه بخونین :

گوگول، واحد شمارشي است كه به عدد يك با 100 عدد صفر در مقابلش اشاره مي‌كند. در سراسر دنيا هيچ «گوگولي» از هيچ پديده‌اي وجود ندارد. نه ستاره، نه ذرات گرد و غبار و نه حتي اتم. گوگول يك عدد بسيار بزرگ و دست‌نيافتي است!

 به نظر من که این معنیش فوق العاده به معنی واقعی این کلمه ـ یعنی اون گوگولی که ما به عنوان صفت واسه خیلی چیزا به کار می بریم ـ نزدیکه!

راستی واژه ی گوگل را از همین عدد گرفتن.

توضیحات دیگه ای هم داشت که چون طولانی بود تو اپ بعدیم حتما میذارم !


الگوی شما در زندگیتان کیست؟
 

بدون نگاه کردن به جوابها این تست را انجام دهید. 


۱ -  یک عدد از ۱ تا ۹ انتخاب کنید.
۲ -  آنرا در عدد ۳ ضرب کنید.
۳ -  حاصل را بعلاوه ۳ کنید.
۴ - دوباره حاصل را در ۳ ضرب کنید.
۵ - یک عدد ۲ یا ۳ رقمی بدست آورده اید
۶ - ارقام عدد خود را با هم جمع کنید (مثلا اگر  عددتان ۱۸ است ۱ را با ۸ جمع کنید)

حالا به ادامه مطلب  نگاه کنید.....

پ.ن : من میدونم حالا از فردا همه با هم فعال میشن اپ کنن...گفته باشم ها کسی حق نداره رو اپم اپ کنهپلک


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هیلاری در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 16:58 |
ردیابی ماهواره ای !

سرعت پیشرفت تکنولوژی سرسام آور شده است. هر روز یک خدمت جدید به مردم ارایه می شود. اکثر تکنولوژی های رایج قبلا فقط در اختیار نیروهای نظامی و انتظامی بوده  و بتدریج عمومیت یافته و وارد بازار شده است.. به عنوان مثال همین موبایل تا سالها تنها در اختیار نیروهای نظامی و امنیتی بود اما بعد عمومی شد و در دسترس همگان قرار گرفت. همینطور است دوربین های مدار بسته، گنج یاب و ...

چند روزی است که یکی از تکنولوژیهای رایج در صنایع نظامی به طور آزمایشی روی اینترنت قرار گرفته است. هدف از اینکار ارزیابی نحوه استفاده مردم از این تکنولوژی می باشد تا در آینده نزدیک سطح دسترسی آن را توسعه دهند. با این تکنولوژی شما می توانید توسط اینترنت به طور دقیق متوجه شوید که فرد یا افراد مورد نظرتان در هر لحظه کجا هستند (مشروط به اینکه حتما موبایل به همراه داشته باشند). پلیس و نیروهای امنیتی به وسیله این تکنولوژی می توانند پی ببرند که افراد در هر لحظه در کدام شهر، کدام خیابان، کدام کوچه و کدام پلاک هستند. باورش سخت است اما این تکنولوژی در آستانه عمومی شدن است.


با کلیک روی
اینجا وارد سایتی می شوید که به صورت آزمایشی این خدمات را برای اولین بار و برای مدت سی روز ارایه می دهد. دقت کنید که در باکس اول کد کشور ایران را بدون صفر اولش وارد کنید (یعنی وارد کنید ٩٨). در باکس دوم هم شماره موبایل فرد مورد نظرتان را بدون صفر اولش وارد کنید.

در ظرف چند ثانیه این وب سایت با کمک ماهواره موقعیت فرد مورد نظر را همانند نرم افزار گوگل ارث به شما نشان می دهد (با جزییات شهر، خیابان، کوچه و..). حقیقتا باور نکردنیست.

در تبلیغ انگلیسی این وب سایت نوشته شده بود: وب سایتی برای همسران شکاک.

پ.ن : حتماااااا انجام بدینا.....خیلی خنده داره ....!!!!!!! قهقهه

+ نوشته شده توسط هیلاری در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 18:56 |
ای وای...فکر کنم باز یه قرن شد اپ نکردم !

چه کنیم دیگه...یه مدت همه با هم افتاده بودن رو دور منم تا میخواستم اپ کنم یکی قلبش اپیده بود منم که دل رحم...

خلاصه گذشت...بعد چیزی که میخواستم بذارم تاریخ انقضاش گذشت منم بیخیالش شدم تا امروز...

حالا مونده بودم با چی اپ کنم یه داستان قشنگ دیدم گفتم بذارم مستفیض شین !

باحاله....بخونیدش !

=========

استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آيا خدا هر چيزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر صفات ماست , خدا نيز شيطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه ای بيش نيست.

شاگرد ديگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "اين چه سوالی است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزی که ما از آن به سرما ياد می کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شی را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژی داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزی است که باعث ميشود بدن يا هر شی انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر برای اينکه از نبودن گرما توصيفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکی هم وجود ندارد. تاريکی در حقيقت نبودن نور است. نور چيزی است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانيد تاريکی را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايی از تاريکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانيد تعيين کنيد که يک فضای به خصوص چه ميزان تاريکی دارد؟ تنها کاری که می کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکی واژه ای است که بشر برای توصيف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"

زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بينيم. او هر روز در مثال هايی از رفتارهای غير انسانی بشر به همنوع خود ديده می شود. او در جنايتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزی به جز شيطان نيست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگی ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصيفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نيست خود به خود می آيد و تاريکی که در نبود نور مي آيد.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انيشتن !!!!

============

با عرض پوزش فراوان خدمت مارپله ی عزیز که روی اپشان اپ نمودیم !

به جان خودم دیگه وقت ندارم آخه....گفتم اگه نکنم دیگه میره تا بعد از امتحانا...چون از سه شنبه امتحان سخت هامون شروع میشن البته ترممون هفت آذره ولی این سه شنبه و پنجشنبه امتحان فیزیک و دین و زندگی داریم...شوخی هم نیست باید بخونم!...تو امتحانا که دیگه نمیتونم بیام اگرم یه موقع وقت شد اومدم مطمئنا اپ نمیتونم بکنم ! برنامه هامونم افتضاح....هفته ی دیگه هر ۶ روز رو امتحان داریم یعنی بین هیچکدومش حتی یه روزم وقت نذاشتن !

خیلی بی انصافیه نمیدونم بقیه جاها هم همین طوریه یا فقط اینجا اینطوره ! خلاصه بدبختیم دو تا از امتحانا رو میخوایم از تو برنامه در بیاریم بندازیم بعد امتحانا...یعنی اگه این کار رو نکنیم واقعا نمیرسیم بخوایم درس بخونیم ! مثلا دین و زندگی اینهمه ما تو نصف روز چطوری تمومش کنیم ...ای خدا

بدبختی این تنها هم نیست آخه....کاش میشد همه ی امتحانا رو در بیاریم بندازیم بعد....!نامردا همه ی امتحانا پشت سر همن فقط دیدیم ریاضیمون یه هفته وقت بینشه....اونم تو تقویم نگاه کردیم دیدیم به خاطر تاسوعا عاشورا که تعطیلیه رسمیه اینهمه وقت گذاشتن...وگرنه اینا واسه ریاضی دو روز نمیذارن چه برسه ۵ روز !

چقد حرفیدم...

بیخیال....این متن رو بخونید جالبه :

ارزش يک سال را دانش آموزي که پشت کنکور مانده مي داند . ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند . ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند . ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده  و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند . هر لحظه گنج بزرگي است ، گنجتان را مفت از دست ندهيد ! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند . ديروز به تاريخ پيوست ، فردا معماست ، و امروز  هديه است .

قدر تک تک لحظاتتون رو بدونید دوستان !

پ.ن : "سبوس" من که نمیشناسمت (نمیدونم ولی شاید قو بشناستت) انقد وبلاگم وبلاگم میکنی حداقل آدرس وبلاگت رو بذار که بهت سر بزنیم !

+ نوشته شده توسط هیلاری در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 22:12 |
سلام....

فکر کنم چند هفته ای هست اپ نکردم....!!

چند روز پیش اومدم اپ کنم بعد یهو همه ی اپم پرید...منم دیگه حوصله نداشتم بیخیالش شدم تا امروز !

خب ایندفعه گفتم یه زندگینامه بذارم!!

آلبرت انیشتین!! به یاد بعضیا...........!!

میدونم دیگه همه انیشتین رو میشناسید...................................................ولی حالا گذاشتم دیگه!!

خواستم تو ادامه مطلب بذارم ولی گفتم اونجا بره دیگه هیچکی نمیخونه همینجا باشه مجبور میشید بخونید!!

................آلبرت انیشتین.............

آلبرت اينتشين در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم آلمان از پدري به نام هرمان اينشتين و مادري به نام پيش از ازدواج پاولين كخ به دنيا آمد. او پسر اول از دو پسر خانواده بود. خانواده در سال بعد به شهر مونيخ كه در آن هرمان و برادرش يعقوب يك كارگاه مهندسي برق داير كرده بودند نقل مكان كرد، يكسال پس از آن دختري به نام ماريا نيز در خانواده به دنيا آمد. خانواده آنها با فرهنگ، كتاب دوست و دوستدار موسيقي بود و به داشتن شيوه هاي فكري ليبرال و مبرا از خشك انديشي مباهات مي كرد. پيش از آنكه اينشتين به مدرسه برود واقعه اي رخ داد كه او را دگرگون كرد. به گفته خود او بچه چهار يا پنج ساله اي كه بودم پدرم به من يك قطب نما نشان داد ك از مشاهده آن احساس ديدن يك معجزه را كردم. در وراء اعماق آن گونه اشياء بايد چيزهايي نهفته مي بود- گسترش جهان انديشه ما به يك معنا با فاصله گرفتن از مفهوم معجزه است كه تحقق پيدا مي كند.». اينشتين در شش سالگي وارد مدرسه شد. او گرچه آبش با معلمان ابتدايي خود در يك جوي نمي رفت درآنجا عملكرد آموزشي خوبي داشت. او در سالهاي نخست مدرسه شاگردي ضعيف بود اما واقع امر آنست كه نمره هايي عالي مي گرفت و برخلاف روش يادگيري حفظي آزار دهنده و سخت مدرسه بارها شاگرد اول كلاس نيز شد. اينشتين در ده سالگي به دبيرستان (گيمنازيوم) نمونه لوئيتپولد انتقال يافت و در آن تحت آموزش سخت سربازخانه مانند معمول آن ايام قرار گرفت. اينشتين تا پانزده سالگي در گيمنازيوم لوئيتپولد باقي ماند و در آن به گرفتن نمره هاي خوب در دروس رياضي و زبان لاتين ادامه داد. او هميشه هم محبوب مربيان خود نبود. معلم درس يوناني او زماني به پدر او هرمان گفته بود كه فرقي نمي كند كه آلبرت چه رشته اي را براي حرفه آينده زندگي خود انتخاب كند، هريك را برگزيند درآن ناكام خواهد ماند.
در دوره دبيرستان دو اتفاق درخور توجه خاص براي او پيش آمد. نخست آنكه در دوازده سالگي مصمم به حل معماي جهان عظيم شد. در آن سال كه مطالعه مادام العمر خود درباره جهان عظيم را شروع كرد نسخه اي از كتاب هندسه اقليدس نيز به چنگ آورد كه در آينده از آن بارها به نام كتاب مقدس هندسه ياد كرد. او حساب ديفرانسيل و انتگرال را نيز به شيوه خودآموزي ياد گرفت. شخص ديگر موثر در زندگي اينشتين ماكس تالمود از دوستان نزديك خانوده او بود. او به اينشتين كتابهايي درباره علوم و بعداً درباره فلسفه براي خواندن مي داد و بعد ساعتها با او درباره آنها به گفتگو مي نشت. سرگرمي ذوقي اصلي اينشتين چه در روزهاي دبيرستان و چه در سالهاي آينده زندگي موسيقي بود. آلبرت با خودآموزي نوازندگي پيانو را ياد گرفت و تا پايان عمر به نواختن پيانو و ويولن ادامه داد.
كسب و كار برقي پدر اينشتين در سال 1894 به شكست انجاميد و خانواده به شهر ميلان ايتاليا نقل مكان كرد اما آلبرت براي اينكه دبيرستان را تمام كند در مونيخ نزد اقوام باقي ماند. او كه در مدرسه اكنون از پيش نيز ناشادتر شده بود و غم دوري از خانواده هم داشت از كار مدرسه دل كنده و به آن بي اعتنا شد. نمرات امتحاني اش لطمه ديد و كار او به آنجا كشيد كه يكي از معلمان از وي خواست ديگر از مدرسه برود. آلبرت اين پيشنهاد را پذيرفت و بي آنكه والدينش را مطلع كند گيمنازيوم را بدون اخذ مدرك ديپلم ترك كرد. اينشتين چندي بعد شنيد كه مؤسسه پلي تكنيك زوريخ از داوطلبان ديپلم دبيرستان نمي خواهد و به جاي آن از آنها يك امتحان ورودي مي گيرد. وي براي دادن اين امتحان در سال 1895 به زوريخ رفت و گرچه در امتحان مواد رياضي و علوم نجومي از عهده برآمد، در كل موفق نشد پس از آن در سال 1896 بار ديگر در امتحان ورودي مؤسسه شركت كرد و اين بار براي گذرانيدن يك دوره چهارساله كه وي را واجد شرايط شغل دبيري مي كرد، پذيرفته شد. اينشتين در بهار سال 1900 دوره درسي خود را در پلي تكنيك زوريخ تمام كرد و در جستجوي يافتن كاري پرداخت. او درجه دانشگاهي خود را در رشته فيزيك و همزمان با سه دانشجوي ديگر كه هر سه بلافاصله با سمت مدرس دستيار به استخدام خود دانشگاه درآمدند گرفت. اينشتين كه مايل نبود از نظر مالي سربار خانواده باشد بويژه كه خانواده درگير مشكلات مالي نيز بود سرانجام توانست يك شغل معلمي پاره وقت گرچه موقتي پيدا كند. اينشتين سرانجام در ماه ژوئن سال 1902 با مساعدت مارسل گراسمن در اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن كاري با عنوان كارشناس فني درجه سه بدست آورد. با فرارسيدن سال 1905 سن او ديگر به بيست و شش سال رسيد و در محيط كار خود اداره ثبت اختراعات شهر برن احترام زيادي كسب كرده بود. خلاقيت فكري او در آن ايام از هر زمان ديگري بيشتر بود. اينشتين در ماه مه سال 1905 كار تأليف مكالمه اي را به پايان آورد كه هفده سال بعد جايزه نوبل را نصيب او مي كرد. او در ژوئن آن سال نيز مقاله ديگري نوشت كه به پاس آن به دريافت درجه دكتراي دانشگاه زوريخ نائل آمد. اينشتين پس از چهار مقاله علمي ديگر در مجله علمي بسيار معتبر آنالن در فيزيك منتشر كرد كه مقاله سوم آن نظريه نسبيت خاص ديد انسان درباره جهان هستي را براي هميشه تغيير داد. او همه اين توفيقات را با كار در تنهايي در اتاق پشتي آپارتمان كوچك خود در برن به دست آورد.

منبع:ایرانیکـــــا

خب اینم جواب معمای یه قرن پیشم...

سوالش این بود:

آیاچنین عددی وجود دارد که در تقسیم بر 3، باقیمانده ای مساوی 1؛در تقسیم بر 4،باقیمانده ای مساوی 2؛در تقسیم بر 5،باقیمانده ای مساوی 3 و سرانجام در تقسیم بر 6،باقیمانده ای مساوی 4 داشته باشد؟ 

جوابش منفی دو میشد که آقا سعید و وصال جواب رو درست بدست آوردن...قو هم که گفت روش میفکرم آخرش نفهمیدم چی شد!

و معماهای جدید.....ایندفعه دوتا معما گذاشتم که اولیش خیلی خیلی ساده ست اصلا فکر نمیخواد!

۱ - حلزونی در هنگام صبح تصمیم گرفتاز چوبی به بلندی ۱۰ متر بالا برود.او هنگام روز ۲ متر از چوب بالا میرود و شب ۱ متر به عقب سر میخورد.بگویید پس از گذشتم چند روز و چند شب به انتهای چوب میرسد؟

۲ - راننده ی یک کامیون برای آنکه بفهمد پسرش تا چه اندازه درست فکر میکند افراد چنین سوال کرد؟ در کامیون ما ۸ میدان وجود دارد که آنها گوسفند و مرغ هستند.می دانی که هر گوسفند ۴ پا و هر مرغ ۲ پا دارد.تعداد پاهای آنها روی هم ۲۰ تا است.چند گوسفند و چند مرغ در کامیون هست.پسر به این پرسش چه پاسخی دارد؟(با راه حل پلیز)

منتظر جوابها هستم.......راهنمایی هم نمیخواد خیلی ساده ست!

بای........

+ نوشته شده توسط هیلاری در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 18:51 |
سلاااامممم!!....چطووورین؟؟؟.....خب قول داده بودم هر وقت یه سر اومدم یه اپی بکنم.....فک نمیکردم به این زودی البته...امروزم مدرسه نرفتم تازه....الکی جیم زدم....!!دلیلشو نمیگم بدآموزی داره....شمام یه امتحانی بکنید نتیجه میده!!

خب اینم از اپ امروز....

اول یه معما:

آیاچنین عددی وجود دارد که در تقسیم بر 3، باقیمانده ای مساوی 1؛در تقسیم بر 4،باقیمانده ای مساوی 2؛در تقسیم بر 5،باقیمانده ای مساوی 3 و سرانجام در تقسیم بر 6،باقیمانده ای مساوی 4 داشته باشد؟ 

و......

تئوری اعداد

تئوری اعداد number theory شاخه ای از ریاضیات محض pure mathematics است که در مورد خواص اعداد صحیح integers بحث می کند و حاوی بسیاری مسائل است که حتی غیر ریاضیدانان به راحتی آنها را متوجه می شوند .به طور کلی ایـن شاخه ، مسائل مربوط به مطالعه اعداد صحیح را مطرح می کند. تئوری اعداد را می توان بنا به روشهای بررسی سؤالات به چندین بخش تقسیم کرد. مثلاً به سرفصل های تئوری اعداد مراجعه نمایید .

بقیش تو ادامه مطلب........وصال خیلی شرمنده رو اپت اپیدم.....نمیدونم کی میام اخه........بای!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هیلاری در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 18:19 |
اولین دخالتی که ریاضیات می تواند در موسیقی انجام دهد از آنجا ناشی می شود که موسیقی ناشی از تکرار برخی اصوات - یا نت های موسیقی - در بازه زمان است. طول مدت نتها را می توان اندازه گرفت و به روابطی میان آنها در بازه زمان دست پیدا کرد. .

مسئله دیگر بررسی ارتباط فرکانسی میان نت های مختلف موسیقی و ارتباطات میان نت های موسیقی و زیبایی شناسی است که اغلب در مباحث مربوط به فیزیک صوت بررسی می گردد. این ارتباط همچنین می تواند به تحلیل ریاضی گونه از انواع سبک های هارمونی و یا انواع روشهای ساخت ملودی از روی موتیف مشخص و … باشد.

اما آیا ارتباط موسیقی و ریاضیات در همین حد یعنی مدل کردن رفتار موسیقی با کمک روابط ریاضی است؟

نتایج برخی تحقیقات جدید بدون شک سخن ناآشنایی نخواهد بود اگر بگوییم که تحقیقات دانشمندان (New Scientist شمار153) نشان داده است، کودکانی که پیانو می نوازند و آموزش موسیقی می بینند معمولاً :

1.توانایی بیشتری در درست کردن پازلهای پیچیده دارند.

2.خیلی بهتر از سایر کودکان شطرنج بازی می کنند.

3.دارای قدرت استنتاج بیشتری هستند.

همچنین در بررسی دیگری (The American Mathematical Monthly شماره 103) مشاهده شده است که بیش از 68 درصد دانشجویان رشته ریاضی از کلاسهای موسیقی بعنوان دروس اختیاری برای فارغ التحصیل شدن اختیار می کنند. نتیحه این بررسی رابطه نا شناخته میان موسیقی و ریاضی را تا حد زیادی آشکار میکند.

 

اینم یه معمای ساده: (عدد ۶ رقمی)

آیا می دانید چند عدد 6 رقمی وجود دارد كه پس از حذف يكي از رقمهاي آن عدد 11122 حاصل شود؟

 

 

+ نوشته شده توسط هیلاری در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت 11:11 |
سلام...چطورین؟؟؟...خوش میگذره؟؟

قو خودت گفتی اشکال نداره منم مجبور شدم رو پستت اپ کنم!!خب...راستش هیچکودوم از اساتید جواب اون معماها رو نتونستند بدست بیارند  منم گفتم که دیگه معما نمیذارم ولی حالا یه دونه گذاشتم این آسونه فکر کنم ...مثل قبلیا نیست...اونارو من خودم فقط روی یکیش فکر کردم...ولی جواب جفتشو دارم...حالا بعد همونو یه راهنمایی میکنم چون یکیش واقعااااا مشکل بود...من با جوابم نفهمیدم چی شد...!!

خب اینم از معما:

ديوفانتس از رياضي دانان يونان باستان بوده كه بويژه روي مساله هاي مربوط به عدد صحيح كار ميكرده است.پس از در گذشت ديوفانت شاگردانش نوشته زير را بر روي سنگ گور او حك كردند:
((اينجا ارامگاه ديوفانتوس است.او عمري طولاني داشت يك ششم سالهاي عمرش را در كودكي گذراند , پس از ان يك دوازدهم سالهاي عمرش را در جواني سپري كرد , انگاه پس از انكه يك هفتم از سالهاي عمرش هم گذشت ازدواج كرد. پنج سال پس از انكه ازدواج كرد, همسرش براي او يك پسر اورد.سرنوشت چنين بود كه اين پسر پيش از او درگذرد در حالي كه تعداد سالهاي عمرش نصف تعداد سالهايي بود كه پدرش زندگي كرد.))
سوال:ديوفانتوس چند سال عمر كرد و مرگ او چند سال پس از در گذشت پسرش روي داد؟

 

و اینم از زندگینامه ی  کارولین هرشل فیزیکدان و ریاضیدان:

کار کارولین لوکرتیا هرشل به عنوان یک ستاره شناس جدا از فعالیت برادرش ویلیام نیست. او از سرزمین اجدادی خود، آلمان برای انجام کارهای خانه برادرش به انگلستان آمد ولی بعد از مدتی دستیار برادرش در مطالعات ستاره شناسی شد. او با حفظ ونگهداری دقیق و منظم مشاهدات برادرش کمک شایانی به کار او کرد و بالاخره خودش هم بک کشفیات زیادی دست پیدا کرد که کشف 8 ستاره دنباله دار شامل آنهاست. بعلاوه او به دسته بندی و فهرست نویسی 2500 سحابی همت گماشت.

بقیش توی ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هیلاری در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 10:5 |
سلام...خوفین؟؟؟؟...خوش میگذره؟

وااای قو شرمنده که من هی امروز فردا میکردم...فکر کنم یه قرن میشه اپ نکردم...از همون روزی که از مسافرت برگشتم قرار بود اپ کنم تا امروز که یه دو هفته ای گذشته...تازه وبلاگ خودمم یه معجزه ای شد دیروز بالاخره بعدعمری اپیدم!!..شرمنده در هر صورت ...از این به بعد سعی میکنم هفته ای یه بار اپ کنم!!...بقیه نویسنده ها هم اپ کنید دیگه تنبلااااا...!!

خب بریم سراغ معماها...دو تا معمای سخت گذاشتم...البته خواستم فقط یکیشو بذارم...ولی خب حالا شما رو یکیش فکر کنید فرقی نمیکنه...من دیگه دوتا شو گذاشتم...فکر میکنم یه ذره هم قدیمی باشه!!

۱- پدری از دو پسر تیزهوش خود می خواهد که هر کدام یک عدد انتخاب نمایند و بدون آنکه دیگری متوجه شود، عدد خود را به او بگویند. پدر بعد از شنیدن اعداد میگوید: حاصلضرب دو عددی که آنها انتخاب کرده اند، 8 یا 16 می باشد. سپس از پسر بزرگتر سئوال می کند: " آیا میدانی عددی که برادرت انتخاب کرده است چند می باشد؟"
پسر بزرگ: " نمی دانم! "
پدر از پسر کوچکتر همین سئوال را می پرسد.
پسرکوچک : " نمی دانم! "
پدر از پسر بزرگ مجددا همین سئوال را می پرسد.
پسر بزرگ: " نمی دانم! "
پدر از پسر کوچک مجددا همین سئوال را می پرسد.
پسرکوچک : " نمی دانم! "
پدر از پسر بزرگ بازهم همین سئوال را می پرسد.

پسر بزرگ: " می دانم! "
سوال:شما مي دانيد عددی که پسر کوچک انتخاب نموده است چند است؟

 

۲- فرض كنيد :
- ۱۰۰ نفر آدم با هوش در يك سالن زنداني هستند.
- حداقل يك نفر و حداكثر همه آنها داراي يك خال بر روي صورتشان هستند.
- هيچ كدام از اين افراد نمي دانند كه آيا خود داراي خال هستند يا نه.
- به آنها گفته شده كه به ازاي هر آدم خال دار يك شبانه روز ( نه كمتر و نه بيشتر) مهلت دارند كه آدم هاي خال دار از سالن بيرون بيايند.
- اين افراد نمي توانند هيچ ارتباطي با افراد ديگر موجود در سالن برقرار كنند.
- تنها ارتباط موجود ديدن صورت افراد ديگر است.
- به هيچ امكاني هم دسترسي ندارند كه صورت خود را ببينند.
- خلاصه پيغام و پيام و آينه و .... ممنوع است.
- تعداد افراد خال دار معلوم نيست.
سؤال : با چه روشي ممكن است كه فقط افراد خال دار در پايان مهلت تعيين شده (n روز به ازاي n خال دار) از سالن خارج شوند؟

پ ن:ارسطو واقعا شرمنده که روی پستت اپ کردم...من دو هفتس به قو قول دادم...همش امروز فردا میکنم...اونم هی میگه چرا اپ نکردی امروز...!!

شرمنده...

+ نوشته شده توسط هیلاری در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 13:49 |
سلام سلام!!

خوبین خوشین؟؟؟؟؟؟...مدرسه ها خوش میگذرهههههههه؟؟؟؟

انگار تابستون همه مدرسه میرن جزما...فقط تو همین یه چیز شانس آوردیم!!

شرمنده که نتونستم زودتر از این اپ کنم....وقت نداشتم خب!!

یه چندتا معمای هوشی سخت آماده کرده بودم که بذارم بعد دیگه نظرم عوض شد گفتم بذارمشون واسه بعد....!!

الانم یه بازی هوشی جالب دارم که به قول هیچکس اصلا نمیخواد به انباریاتون فشار بیارید فقط باید روش تمرکز کنید...همین!!

البته ۴-۵ تا بوداااااا خواستم همه رو یه جا بذارم بعد یهو رفتم دیدم همش فیلتر شدهههههههه!!شانسو باش!

حالا فعلا همین یکی رو  داشته باشین!!..من تا ۳۱ ثانیه رفتم... البته بعد کلی تلاش..اولاش بیشتر ۱۰ ثانیه نمیرفتممممممم!!

شما هم یه لطفی کنید هر چه قدر که رفتید توی نظرات اعلام کنید حتماااااااااا...ببینم کسی میتونه رکورد منو  بزنه یا نهههههه!!

زیاد آسون نیست ولی خب سختم نیست...فقط باید روش تمرکز کنید!!

ُُُُEscape

 

+ نوشته شده توسط هیلاری در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 13:37 |

 


Runtime Error

Server Error in '/' Application.

Runtime Error

Description: An application error occurred on the server. The current custom error settings for this application prevent the details of the application error from being viewed remotely (for security reasons). It could, however, be viewed by browsers running on the local server machine.

Details: To enable the details of this specific error message to be viewable on remote machines, please create a <customErrors> tag within a "web.config" configuration file located in the root directory of the current web application. This <customErrors> tag should then have its "mode" attribute set to "Off".


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="Off"/>
    </system.web>
</configuration>

Notes: The current error page you are seeing can be replaced by a custom error page by modifying the "defaultRedirect" attribute of the application's <customErrors> configuration tag to point to a custom error page URL.


<!-- Web.Config Configuration File -->

<configuration>
    <system.web>
        <customErrors mode="RemoteOnly" defaultRedirect="mycustompage.htm"/>
    </system.web>
</configuration>