تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
این روزا درد سرا زیاد شده ... همه گرفتارن ... توی تهران که همه از همه گرفتار ترن ! یعنی خیلی  گرفتارن ... و ... منم مستثنی از قضیه نمی باشم ... یعنی دوست داشتم که باشم ولی ...

قضیه اینه که ... اصلا این کارت ملی به چه دردی می خوره ؟؟؟ ها ... نه اصلا تو بگو به چه دردی نمی خوره ... !

می خوام حساب باز کنم ... بانکی سیبیل کلفته می گه ... " آقا کارت ملیت کو ؟؟؟ "

می خوام دانشگاه ثبت نام کنم ... خانوم منشی می گه " کارت ملیتون لطفا "

می خوام وام دانشجویی بگیرم " کارت ملیتو بده برو یه ماه دیگه بیا "

می خوام از امکانات سایت دانشکده استفاده کنم " کارت ملیت رو بذار گرو و برو پشت سیستم ۵ "

می خوام خوابگاه بگیرم ... " کارت ملیت چرا تو دستت نیست ؟ "

می خوام تعهد نامه امضا کنم " کارت ملیتو بده ببینم "

می خوام برم دست شویی " آقا کارت ملی نداری ؟؟؟؟ "

این سوال آخری رو وقتی جلوی آینه دست شویی وایسادم از خودم می پرسم ... خدا رو شکر کسی توی دست شویی بهمون گیر نمی ده ... کسی توی دست شویی ازت کارت ملی نمی خواد ... جای شکرش باقیه ... کسی دیگه بهت گیر نمی ده

این یه هفته ی اخیر درد سر بزرگی بوده برای من این """" کارت ملی """"

توصیه ای دارم به تمام جوانان این مرز و بوم اگر ۱۵ سالت تکمیل شده کارت ملیت رو بگیر و خلاص کن ...

و الا فکر کنم دوره ی شما دست شویی هم نتونید برید بدون این کارت ملی ...

 

پ ن : خوب توی این هفته می خوام اقدام کنم بگیرم کارت ملیم رو ... دو ماه دیگه می یاد ... تا اون موقع ... خدافظ ... چون سایت دانشگاه هم کارت ملی می خواد !!!

پ ن ۲ : از تمامی دوستانی که دلشون برای من تنگ شده به شدت سپاس گذارم .

امضا آرش

+ نوشته شده توسط آرش در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت 14:53 |
گفته بودین آپ کنم  ؟ ها ؟

بیا اینم آپ دلت خنک شد ؟ ها ؟ اگه می خواین تا پونصد تا آپ دیگه هم بکنم ...

+ نوشته شده توسط آرش در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 2:43 |