تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر

گر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد ، هیچ تقصیری متوجه او نیست چرا که سال فقط 365 روز دارد در حالیکه . . .
1 – در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند.

2 – حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند.

3 – در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند.

4 – اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند

5 – طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست.

6 – یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند.

7 – روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان، 36 روز دیگر باقی می ماند.

8 – تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست.

9 – در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند.

10 – سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست.

11 – یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!!

پس یک داوطلب نرمال (!) نمی تواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد !!!
+ نوشته شده توسط فاطمه در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 16:34 |

نام اصلی او فاطمه است. وی دختر نور محمد، از گرجیانی بود كه در زمان صفویه، اجدادش را از گرجستان كوچانده و در مازندران سكونت داده بودند. پدرش در جوانی درگذشت و از آن پس نزد عمه‏اش زندگی می‏كرد. توسط او به حرمخانه ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ ـ ۱۳۱۳ق) راه یافت و جیران خانم فروغ السلطنه ـ كه در آن زمان زن سوگلی شاه بود ـ دختر را به خدمت خود نگاه داشت. پس از مرگ جیران كلیه اموال او به فاطمه سپرده شد. وی در دربارتصميم گرفت باسواد شود لذا دو سه نفر از ملاباجي هاي اندرون ، مامور تعليم و تربيت او شدند.

 

در سفر سلطانیه، شاه او را صیغه كرد (۱۲۷۶ ق) و فاطمه خانم را «انیس الدوله» لقب داد و بعد هم مالیات شهر كاشان و دهات آن را به انیس‏الدوله واگذار كرد.  و به دلیل لیاقت، كفایت، كاردانی و آداب‏دانی به تدریج مورد توجه و علاقه شاه قرار گرفت و مقام و منزلت ممتازی در میان زنان عقدی و صیغه‏ای شاه به دست آورد.

چون متنش یه خورده طولانیه متن کاملش روگذاشتمش تو ادامه ی مطلب.ولی یه عکس ازش تو همین صفحه گذاشتم تا ببینید چقدر خوشگله!!!!دقت کنید چقدر شبیه دخترای امروزیه.بیچاره ناصر جون حق داشته شیفته اش بشه دیگه.

یه عکسم از خود ناصر خوشگله(که دوست داشتنش بسی مشکله.به جان شما) :

 

بر گرفته از تارنگار : مهر باستانی من mehrbastan.blogfa.com

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اقا امین در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 15:42 |
گفته بودین آپ کنم  ؟ ها ؟

بیا اینم آپ دلت خنک شد ؟ ها ؟ اگه می خواین تا پونصد تا آپ دیگه هم بکنم ...

+ نوشته شده توسط آرش در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 2:43 |
این چه وضعشه  دیگه دارین شورشو در می یارین خوب اگه نمیتونین یا نمیخواین تعطیلش کنیم که

سنگینتریم نمیدونم این وب رو واسه پست زدن ساختن یا واسه نظر دادن خالی ارش خان که هر کدوم از

 نظراتشون ماشااله از یه پست طولانی تره اونوقت سالی یه پست هم نمیذاره  بقیه هم بدتر از اون .

 اصل مطلب: ازاین به بعد اینجا فقط با یه مدیر اداره نمیشه و به یه ناظم هم احتیاج داره که البته کی

بهتر از من

از فردا صبح همه راس ساعت هفت باید سر صف صبحگاهی باشند وگرنه ۴ نمره از انظباتش کم

میشه فهمیییییییییییدین

خوب این شعر هم تقدیم به همتون به جز خودم

 

فغان با تو گويم كه ناخوانده اي
خودت را چو پير مغان خوانده اي
كه خر نيز بيش از تو گمراه نيست
بجز منزل صاحبش راه نيست
كه گفته بفرما كه مثل الاغ
علف ديده سر را نهادي به باغ
ادب حكم دارد كه چون ميهمان
كه دررابكوبيد يا با زبان
اجازه بگيريد و داخل شويد
نه چون گاو مهمان منزل شويد
مغاني كه در هر سرا لينك از اوست
نه دشمن بدانم ترا ني كه دوست
تو ترسا پسر كي شدي با فلان
كه نامت نهادي تو پير مغان
مگر شلغم هستي نخود يا كه ماش
كه ناخوانده اي همچو گندم به آش
دو سر قاف را قر دمادم زنم
به پير مغان لينك ماتم زنم
پيامي كه پيوسته درد و غم است
هكر يا كه ويروس پيشش كم است
چنانت بكوبم به لينك فلان
كه پولاد كوبند آهنگران
به رسم تو وبلاگيان درشت
گهي لينك زوري گهي زور پشت
سرايم به هجو تو من مو به مو
بريزد ز پير مغان آبرو
بدان آبرو چون بريزد دمي
 نشايد كه نامت نهند آدمي
از اين پس تو پيرمغان مرده اي
پشيمان شوي چون شكر خورده اي
برو شكر كن زانكه ايرج نيم
به عارف نظرهاي كج كج نيم
وگرنه نماند به جسم تو جان
نه لينكهاي زوري پير مغان
چو عبرت نگيري و عاقل شوي
به هجوت سرايم دو من مثنوي
از اين پس مرا ناصبوري نده
به وبلاگيان لينك زوري نده
دم شير نر را به بازي مگير
چو بازي كني خود بداني و شير

----------------------------------
جوابشم توی ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 22:36 |
 
من واقعا اینو خوندم تعجب کردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شمام خبر دارین؟؟؟؟
اگر ندارین بخونین نظر یادتون نره!!ادم میمونه اینارو میخونه من دیدم طرف خیلی بزرگ میزنه!!!برا همون بود
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور گفت: وی معدل پائینی را در هنگام ثبت نام درج کرده بود و سازمان سنجش شک کرد و از وی خواست تا در امتحان مجدد سازمان شرکت کند که در این آزمون نیز موفق شد و درصد بالایی را از دروس به دست آورد.
سازمان سنجش بدلیل شک داشتن به نفر اول کنکور تجربی و زبان دوباره از او امتحان گرفت.

به گزارش مهر، عبدالرسول پورعباس عصر سه شنبه در مراسم تقدیر از برترینهای کنکور سال 88 پس از اعطای لوح تقدیر به رستگار رحمانی تنها از جوانرود که دارنده رتبه های اول گروههای آزمایشی علوم تجربی و زبانهای خارجی کنکور امسال بود، گفت: رستگار رحمانی سال 82 دیپلم می گیرد و تا سال 85 در کنکور شرکت نمی کند. سال 85 پس از شرکت در کنکور موفق به کسب رتبه 30 در گروه آزمایشی علوم ریاضی می شود اما به دلیل اینکه به سربازی اعزام می شود نمی تواند به دانشگاه راه یابد.

وی افزود: رحمانی با شرکت در کنکور 88 رکورد شکست و در دو گروه آزمایشی رتبه اول را به دست آورد. در کنکورهای گذشته بودند افرادی که موفق به کسب رتبه اول در یک گروه آزمایشی و دوم یا سومی در گروه دیگر می شدند اما اینکه داوطلبی در دو گروه آزمایشی رتبه اول را به دست آورد بی سابقه بوده است.

رئیس سازمان سنجش آموزش کشور گفت: وی معدل پائینی را در هنگام ثبت نام درج کرده بود و سازمان سنجش شک کرد و از وی خواست تا در امتحان مجدد سازمان شرکت کند که در این آزمون نیز موفق شد و درصد بالایی را از دروس به دست آورد.

وی ابراز امیدواری کرد رستگار رحمانی تنها از برجستگان آینده باشد.

رستگار رحمانی تنها نیز در این مراسم ضمن تشکر از مسئولین سازمان سنجش گفت: اینکه در سالهای 82 تا 85 اقدام به شرکت در کنکور نکردم دلیلش محفوظ بماند برای خودم اما در سال 85 به دلیل اعزام به خدمت سربازی نتوانستم به دانشگاه راه یابم.
 
+ نوشته شده توسط یاس در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 13:52 |
سلام بچه ها

خوبین خوشین؟

چه خبرا!!!!!!!!!

امروز یه مطلب خیلی توپ دارم!!!!!!! اگه گفتین چیه؟

الان این روزا همه جا خصوصا تهرات تظاهراته! تظاهرات که چه عرض کنم حکومت نظامیه هر روز لشکر کشی و این حرفا اصلا ادم نمیتونه جم بخوره یهو دیدی برادران ریختن ووووووووو

حالا از این حرفا بگذریم!!!اصلا به ما سیاست چه ربطی داره؟؟

ما و این حرفا..؟؟؟

از این حرفا بگذریم!!!یه راه خیلی توپ پیدا کردیم

اگه گفتین چه راهی!!؟

با این روشی که میگم میشه یه عبارتو حالا هر چی که باشه ( جز شعارا)

خلاصه هر چی که میخواین از یه فاصله ی زیاد روی دوار ساختمونا یا اصلا دیوارا یا تابلو ها بنویسیم بدون این که بفهمن کی اینکارو کرده یا گیرش بیارن!!چه برسه با باتوم بخوان بزننش پس نتیچه میگیریم بنا به استدلالایی که کردم یه کاره تماما بیخطره! یعنی نمیتونن گیرن بیارن!

حالا دوستان باید چیکار کنیم..؟؟

دو تا راه داره یکی یه تعداده یادی لیزر از همین اسباب بازیا که بچه ها دارنا!!از همونا بر میداریم و یه جوری اونا رو در کنار هم قرار میدیم که یه عبارت نقش بگیره.خوب..؟

بعد اونو از فاصله ی زیاد روز یه جا مثلا دیوار یه خونه که خیلی ازتون فاصاه داره بندازین..ممکنه بگین باطریش چی..؟

این که مشکلی نداره!با یه اداپتور مشکلشو حل میکنیم!

ولی خوب یه راه دیگ هست میتونیم از یه تعداده زیادی ال ای دی استفاده کنیم!!ال ای دی که میدونین چیه..؟میگین نه از الکترکیه دم خونتون بپرسین حالا این راه یه مشکل اساسی داره اونم اینه که باید از یه تعداده زیادی مقاومتم استفاده کنیم چون همون طوری که میدونین ولتاژ ورودی زیاده ...اینم راهه خوبیه و به نظر من بهتره!حالا هر کدوم به نظرتون بهتره رو امتحان کنین!!! به درد میخوره ها

البته اینم بگم این روش کاملا پیشنهادیه و به نظر من طرح اولیه اش مهمه!!!

این که عین فیلما درست یه عبارت توپو که حال بعضیا رو میگیره بدون این که شناخته بشیم تو فضای جامعه ی امروز بنویسیم بدون این که اصلا شناخته شیم!!!!

مگه بده..؟؟؟

خوب با تشکر بابای

در ضمن از امینم معذرت میخوام رو اپش اپ کردم!!!! بعدا تاریخشو عوض کن بزارش رو اپم

خوب دیگه مزاحم نمی شم به امیده دیدار

 

 

+ نوشته شده توسط یاس در جمعه شانزدهم مرداد 1388 و ساعت 13:17 |
و با درود به شما دوستان یاران عزیزان مهربانان بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان.همون طور که گفتم من به احتمال زیاد فقط در مورد سر گرمی اپ کنم.ولی وقتی مثل من مرض سیاست دوستی بگیرید حتی مطالب سر گرمیتونم رنگ و بویی از سیاست میگیره.

براي تعيين دقيق نوع اصلاح طلبي و غلظت آن، هر خودآزما بايد به تمام پرسش هاي چهارگزينه اي زير پاسخ داده، و سپس پاسخ نامه خود را بر طبق راهنمايي كه در انتهاي اين نوشتار آمده، ارزشگذاري و در نهايت به نوع و كيفيت اصلاح طلبي خود پي ببرد.

1-  به نظر شما مملكت چگونه بايد اداره شود؟

أ‌.    هر جور كه من بگويم.


ب‌.  هر جور كه ما بخواهيم.

ت‌.  هر طور كه اكثريت ما تصميم بگيرد.

ث‌.  هر طور كه اكثريت انتخاب كند، مشروط به آنكه اكثريت با ما باشد.

 2-  نظر شما درباره اشغال سفارت يك كشور بيگانه چيست؟

أ‌.   اگر ما كرديم كه خوب كرديم، اما ديگران به ريش پدرشان مي خندند كه چنين كاري بكنند.

ب‌.  دوستان ما البته كار بسيار خوبي كردند، اما الان ديگر موقعيت اين كارها نيست.

ت‌.  هر چيزي را در ظرف خودش مورد قضاوت قرار بدهيد كريستين خانمِ امانپور! ولي البته آمريكا مهد آزادي است و   رئيس جمهورش هم شهيد راه آزادي.

ث‌.   اصولا حسن و قبح هر كاري بستگي به اين دارد كه كي كرده باشد.

 3-   شما طرفدار اقتصاد دولتي و كوپن هستيد يا بازار آزاد و خصوصي سازي؟

أ‌.  البته كوپن، ولي به شرطي كه ميرحسين خان چاپش بكند والا فلا.

ب‌. اصل ،پنجاه هزار تومان است كه هم مي شود در ازاي راي، با صف و كوپن به مردم داد و هم به شكل نقد و خصوصي به جيبشان ريخت.

ت‌.   در دولت ميرحسين جان ما طرفدار اقتصاد دولتي بوده و در دوره هاشمي و خاتمي هوادار اقتصاد باز و خصوصي سازي بوده و در آينده بستگي به جريان هوا و جهت باد دارد.

ث‌.  بايد بررسي كنيم.

4-  اگر سيستم امنيتي و اطلاعاتي كشور دست شما باشد چكار مي كنيد؟

أ‌.  اول معاندين را سر به نيست مي كنيم، بعد سر مخالفين را زير آب مي كنيم، بعد پدر منتقدين را در مي آوريم و بعد هم دمار از روزگار بقيه درمي آوريم.

ب‌.  با تاسي از سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي كشورهاي دوست و برادرِ چين و روسيه، امنيت كامل را در سايه اعتماد ملي برقرار مي كنيم.

ت‌. مثل همه چيزهايي كه تا به حال در كف با كفايت ما بوده، فاتحه آن را هم مي خوانيم. لال از دنيا نري فاتحه مع الصلوات!

ث‌.   به قيمت مي فروشيمش!

5-   نظر شما درباره "خواب" چيست؟

أ‌.    يك چريك هرگز نمي خوابد و چارچشمي مواظب حمله دشمن يا خيانت دوستان است.

ب‌.  لعنت به خواب دم صبح، يك لحظه غفلت، يك عمر پشيماني!

ت‌.  خيلي خوب است به خصوص نوع خرگوشي آن.

ث‌.  بستگي به اين دارد كه كي بخواهد كي را خواب كند، اگر ديگران بخواهند ما را خواب كنند بد است و اگر ما بتوانيم ديگران را خواب كنيم خوب است.

6-بهترين راه براي كشتن يك حشره چيست؟

أ‌. يك خشاب گلوله يوزي توي شكمش خالي كنيم.

ب‌.  با نعلين همچين بكوبيم توي سرش تا به گاوميش بگويد آقا دايي.

ت‌.  گفتمان و ميتينگ؛ و اگر افاقه نكرد، جمع آوري امضا براي پتيشن در محكوميت حشرات موذي با تاكيد بر جدايي نيش از وزازت.

ث‌. فروختن حشره كش.

 7-  به نظر شما بهترين، بزرگترين و مهمترين تجمعِ پس از انقلاب كدام است؟

أ‌. تسخير لانه جاسوسي.

ب‌.  تجمع سوگواران برج هاي دوقلوي تجارت جهاني در ميدان محسني تهران.

ت‌.  آشوب 18 تير.

ث‌. هر سه 

8-   كدام موسيقي را بيشتر مي پسنديد؟

أ‌. مارش نظامي.

ب‌. دايه دايه وقت جنگه...

ت‌. باخ در دستگاه همايون.

ث‌. اون ور آبي.

9-  منظور از شعار «زنده باد مخالف من» چيست؟

أ‌.  يعني اي مخالف من! بدان كه تو را خواهم سوزانيد و خاكسترت را به باد خواهم داد.

ب‌. يعني دعا مي كنم خداوند يك بار ديگر مخالف من را زنده گرداند تا دوباره او را به سزاي عمل ننگينش برسانم.

ت‌.  يعني خدا ان شالله اين مخالفين من را زنده نگه دارد كه تا به حال در چند انتخابات توانستم از بركت مخالفت هاي احمقانه آنها، راي بياورم.

ث‌.  يك شعار تبليغاتيِ بسيار پر مغز در رديف «خمير دندون پونه، چشمو نمي سوزونه!» است.

10- اگر به جاي بزبز قندي بوديد، با گرگِ بلا چه مي كرديد؟

أ‌.  پس از اخذ مهمات لازم، مقر گرگ بلا و خود وي را در معيت شنگول و منگولي كه در شكم داشت منفجر مي كردم.

ب‌. به خاطر عمل ننگين او شديدا اعتراض كرده، از كليه مناصب قنديت كناره گيري نموده، يك حزب فراگير به دبير كلي خودم تشكيل داده و جنگل را روي سر همه حيوانات خراب مي كردم.

ت‌. با گرگ بلا در نهايت مدنيت رفتار مي كردم. اول تقاضاي مذاكره مي كردم و سپس استدلال هاي گوناگوني در تضاد عمل وي با فلسفه اخلاق اسپينوزا مي آوردم و سپس او را به جان كانت و سروش و سوزان سونتاگ و سيد حسين نصر قسم مي دادم كه دلش برايم بسوزد و دست از منگولي بردارد و با استرداد بچه هايم مرا شنگول سازد. اما افسوس كه در اين هنگام آن دو عزيز از هضم رابع جناب گرگ هم گذشته اند.

ث‌.     معامله.

11- اگر همين الان نيروگاه هسته اي بوشهر به اسم شما سند بخورد چه مي كنيد؟

أ‌. درش را تخته مي كنيم و با سوختش بمب درست مي كنيم.

ب‌. اول سجده شكر به جا مي آوريم، بعد نماز وحشت مي خوانيم، بعد با برادرانمان در حزب كمونيست چين مشورت مي كنيم و بعد نماز  آيات مي خوانيم.

ت‌.  بلافاصله تمام فعاليت هاي آن را "داوطلبانه" تعليق مي كنيم و بعد كليدش را با خلوص نيت تحويل سفراي آلمان، فرانسه و انگليس مي دهيم تا با گفتن "آفرين صدآفرين هزار و سيصد آفرين" از ما تقدير كنند و بعد هم ذوق مرگ مي شويم.

ث‌.  پس از يك چرتكه سريع، سهامش را در بازار بورس تهران و دبي عرضه مي كنيم.

 12- چه نشريه اي را مي پسنديد؟

أ‌. دوهفته نامه، سياه و سفيد، بدون نام نويسنده، بدون عكس، ايدئولوژيك.

ب‌. روزانه، اعتماد زا، رنگي، ملي، توجيه، هماهنگ.

ت‌. رو كم كن، پرتيراژ، زنجيره اي، توقيف شده.

ث‌. امروزي، با جلد رنگي گلاسه، صفحه بندي شيك، كاغذ گلاسه، پر و پيمان، مطالب گلاسه.

 13- در هنگام "پيروزي" و "شكست" چه مي كنيد؟

أ‌.  در هر دو حالت عصباني و دعوايي هستم.

ب‌.  در هنگام پيروي با دمم گردو مي شكنم و در هنگام شكست كلّه رقيبم را با گردو مي شكنم.

ت‌. در هر دو حالت فقط حرف مي زنم.

ث‌.  پس از هر پيروزي ژانگولر مي زنم و بعد از هر شكست سعي مي كنم براي ادامه تحصيل و يا فرصت تحقيقاتي به خارج از كشور بروم.

راهنمايي:

پس از اتمام اين پرسش نامه به طريق زير اصلاح طلب شناسي مي شويد:

اگر بيشتر پاسخ هاي شما ث است، شما يك اصلاح طلب با گرايش كارگزاراني و يا ساير گروه هاي نزديك به هاشمي رفسنجاني هستيد.

اگر پس از خواندن هر پرسشي و بعد از بالا و پايين كردن هاي بسيار و با ترس و وحشت و "و ان يكاد" خواندن و فوت به چهارطرف، گزينه ت را انتخاب كرده ايد، نوع اصلاح طلبي شما مشاركتي است و طرفدار خاتمي هستيد.

اگر براي 13 پرسش فوق، 26 پاسخ ب فراهم كرده ايد و در عين حال معتقديد كه در اين خودآزمايي تقلب و حق شما خورده شده، شما از اعضا يا سمپات هاي حزب اعتماد ملي و يا خود مهدي كروبي هستيد.

 

اگر با خواندن هر سوال بلافاصله گزينه الف را انتخاب كرده و حتي نگاهي هم به بقيه جواب ها نينداخته ايد، شما از اعضاي سازمان مجاهدين و طرفداران موسوي خوئيني ها به حساب مي آييد.

اگر شركت در اين نظرسنجي را تحريم كرده و به هيچ كدام از پرسش ها نگاه نكرده ايد، جزو نيروهاي ملي مذهبي و از هواداران مرحوم بازرگان هستيد

اگر پاسخ هاي شما به طرز كاملا نامربوطي، مخلوطي از هر چهارجواب ا و ب و ت و ث (هر كدام 13 تا) است، شما يك اصلاح طلب تكثرگراي زياده خواه هستيد كه هيچ بعيد نيست چند وقت ديگر در تلويزيون صداي آمريكا ديده شويد.

اگر پاسخ هاي شما جزو گزينه هاي ج، ح، ع، غ، ص، ظ ... است خيلي گيج هستيد و هنوز در دوره گذار به سر مي بريد.

+ نوشته شده توسط اقا امین در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 22:0 |
سلام
خيلي وقته كه آپ نكردم و الان حس خاصي دارم!
اينجا براي من حكم يه خونه اي رو داره كه تقريبا هيچ دو عضوي از اين خونه نظرشون با همديگه يكي نيست ولي تقريبا(!) مسالمت آميز دارن كنار هم زندگي مي كنن و خيلي هم خوشحالن از اين بابت!
البته اين كه ميگم "هيچ دو عضوي نظرشون با هم يكي نيست" در مورد كل جامعه ي بشري صدق مي كنه ولي اينجا يه كوچولو فرق داره!
همه ي آدما در كنار همديگه و زير يك سقف زندگي نمي كنن و اونايي هم كه با هم زندگي مي كنن تا حدود زيادي به اجبار اين كار رو مي كنن!(مثل خونواده كه حداقل بچه هاش به اختيار خودشون عضو اون گروه نشدن!)
ولي همه ما كه اينجا جمع شديم ،با اختيار كامل خودمون بوده!
ويژگي ديگه اي كه اينجا برقراره اينه كه خيلي دموكراته!
من توي اين مدت فهميدم كه از مذهب ها و اديان مختلفي ما اينجا نماينده داريم!...و مثلا من خودم در عين حال كه به همه شون(تون!) احترام مي ذارم ،هيچكدوم رو قبول ندارم غير از مذهب و دين خودم!...و با اينكه اعتقاد كامل دارم كه هر كسي هم مذهب من نباشه در گمراهي كامل به سر مي بره ولي هيچ وقت باهاشون تندي نكردم و از خودم نرنجوندم.
اگه ياس رو رئيس اينجا بدونيم ،به نظر من يكي از دموكرات ترين رئيس هاييه كه تا حالا ديدم!
من هيچ وقت نديدم كه از كسي صرفا طرفداري كنه و يكي ديگه رو صرفا تكذيب!(حداقل من نديدم!)
با همه هست و با هيچكي نيست!...به اين ميگن دموكراسي!(ياس خانوم!...اينم يكي ديگه از ويژگي هات كه يه بار ازم خواستي تعريفت كنم!)
اينايي كه اين بالا نوشتم يه سري از دلايليه كه من از اينجا خوشم مياد!(هرچند كه ضعفهاي زيادي هم اينجا داره ولي تا حالا سعي كردم اونا رو نديده بگيرم!...چون دوست دارم اينجا رو!)
يكي از ضعف هايي كه اينجا داره و مستقيما به سركار خانم ياس به عنوان رئيس اينجا بر ميگرده اينه كه مطالب وبلاگ كاملا پراكنده و بدون هدفه!...و به زبان علمي تر ،سازمان دهي نشده س!
حالا يه پيشنهاد دارم!
اگه همه موافق باشن ،بيايد يه كاري بكنيم!
هر هفته يه موضوع رو انتخاب مي كنيم و همه ي اعضاي وبلاگ در يك پست هر چي در مورد اون موضوع به ذهنشون ميرسه بگن!(هر عضو فقط يه مطلب ميتونه بنويسه و اون مطالب ،پشت سر هم در يك پست نوشته ميشه.)
موضوعات هم ميتونه از هر شاخه اي باشه.فيزيك ،نجوم ،رياضي ،دين ،سياست و...
به نظر من اينجوري اين وبلاگ خيلي منسجم تر و مفيدتر ميشه و ميتونيم به تبادل افكار بپردازيم!
هر كي موافقه ،توي نظرات اعلام كنه.


در ضمن به دوستان جديدي كه من تازه اسمشون رو ديدم سلام ويژه مي كنم و خوش آمد ميگم!(آرام - مهدي - آبي)

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 17:6 |

سلام من هستم.من....من  یک اسمم. یک اسم یک واژه یک کلمه. ساده ام ساده ...

خیلی ساده.سبک ام . لاغرم . چشمهایم آبی و سبز نیست موهایم هم بور نیست.یک انسانم پی افکارم میگردم،شاید لای عقاقی ها هم سری بزنم.خانه ام آنجاست ، شبها ، زیر نور ماه ، آن زیر ....لای ستاره ها ..."خانه ام ابریست ،یکسره ابریست با آن".شب ها بیدارم .صبح ها میخوابم."خرده نانی دارم کمی هوشی ...سر سوزن زوقی".

دوست هم دوست دارم ؛یعنی دوست زیاد دارم.همین علفها ، جیرجیرک ها ، ملخها ، شب بو ها ،سرو های بلند و قطرات آب همه دوستان من اند.صدای باد بهترین دوست من است.همیشه وقتی تنهام سری به من میزند ولی زود میرود.راستش را بخواهی سرش خیلی شلوغ است ؛ آخر باید به همه سر بزند.

یک دفتر دارم صفحه هایش همه سفید سفید اند! نمیدانم چرا ولی تمام شده.دیگر آن لاک پشت پیر و آن پیر دانای کوهستان های قصه های بچگی ام نیستند که از آن ها بپرسم.می گویند بزرگ شده ای ولی نه ... نه....من باور نمیکنم من بزرگ شدن آدم ها را باور نمیکنم ! آخر آدم ها زود باورند؛ همه چیز را زود باور میکنند. زود باور میکنند که یزرگ شده اند و احساس بزرگی میکنند ، احساس برتری میکنند . نمیخواهند آنجا که هستند باشند. دوست دارند جلو تر باشند . کمی جلوتر و آنجا که رسیدند باز هم جلوتر و جلو تر .... شاید بگوید دست خودشان نیست خدا این جوری درستشان کرده .بگذریم ...خوب شد گفتم خدا ! داشت کم کم از قلم می افتاد. خدا هم دوست من است. قبلا با او دوست نبودم .میگفتن خدا جهنمی پر از آتش داردوجهنم پر از شکنجه و زجر و ناله است . من این ها را دوست ندارم ولی بعد ها یک اتاق درب و داغان تاریک با قالی های کهنه و بخاری نفتی قدیمی که وز وز مگز ها نمیگذاشت یک لحظه آرام بشینی را به من نشان دادند.گفتند آنجا خانه خداست.وای خدای من...خدایی با این همه بزرگی خانه ای به این درب و داغانی دارد؟دیدم نه بابا این جوری ها هم که میگویند نیست . خودشان گفتند خدا با ما حرف میزند.این آدم بزرگ ها هم عجب حرفهایی میزنند ها....باز خودشان میگویند کبوتر با کبوتر؛ باز با باز .گفتم شاید آدم جالبی باشد و با او هم دوست شدم.هر شب برایش قصه میگویم تا شاید خوابش برود ولی میگویند او نمیخوابد.ول کنیم این حرفها رو.به قول یکی اگه به این جور چیزا فکر کنیم باید یه سیانور بندازیم بالا و خلاص....

نمیدونستم اول پست چی بگم چی بنویسم ...ریاضی باشه .... بازی باشه.....واسه همین یه شعر نو پست کردم!یه شعر نو نو.  

اسمش هست:"آی آدمها...آی دختر ها.....آی پسر ها" قسمت اولشو نیما یوشیج گفته قسمت دومش رو یه شاعر گم نام و قسمت سومش رو خودم تو جواب قسمت آی دختر ها گفتم.(همین قسمت کامله)شعر با درون مایه طنز اجتماعی و مسائل روز جامعه ا ست! این هم شما و این هم:

"آی آدم ها...آی دختر ها.....آی پسر ها"

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 23:20 |
nasaبخشی هایی از فیلم فرود انسان به ماه که در ژولای سال ۱۹۶۹ توسط ماهواره آپولو ۱۱ ظبط شده بود بعد از گذشت چهل سال از گم شدن، پیدا و با کیفیت بالا توسط ناسا پخش شد. این امر در حالی رخ می دهد که پیش تر ناسا اعلام کرده بود چنین فیلمی وجود ندارد و بسیاری از علاقه مندان از این بابت ناامید شده بودند.

عده ای از کارشناسان بر این عقیده هستند که ناسا می خواسته پیدا شدن این قطعه فیلم را تا چهلمین سالگرد فرود انسان به ماه مخفی نگاه دارد.

شب گذشته (۱۶ ژولایی) ناسا همایشی را برگذار کرد که در آن ضمن قدردانی از تمامی کارکنانی که در فرود انسان به کره ماه نقش داشته اند، این فیلم گم شده را نیز به نمایش گذاشت.

هنگامیکه برای نخستین بار ناسا موفق شد انسان را به کره ماه بفرستد این امر یک پیروزی بزرگ برای تمام صنعت ایالات متحده محسوب می شد و پیشرفت های آن کشور در بسیاری زمینه های دانش و تکنولوژی را نشان می داد. ناسا چندین سال را برای ساخت تجهیزاتی صرف کرده بود که بتوانند انسان را سالم به ماه فرستاده و سپس به زمین برگردانند و در این امر موفق شده بود.

گفته می شود فیلم مذکور در آرشیو یکی از دانشگاههای استرالیا کشف شده است.

ویدیو:Restored Video of Apollo 11 Moonwalk

+ نوشته شده توسط هیلاری در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 10:48 |