تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر

میوه مورد علاقه تان چیست تا بگوییم چه شخصیتی دارید.

فرض کنید ظرفی پر از انواع میوه های مختلف جلو شماست، میوه مورد علاقه تان را بردارید ولی دقت کنید! ممکن است با انتخاب این میوه اسرار و رموز شخصیت شما به سرعت فاش شود. در حقیقت این تست روانشناسی به سادگی نشان می دهد که شخصیت افراد مختلف نسبت به انتخاب میوه مورد علاقه شان چگونه است.


سیب
اگر سیب میوه مورد علاقه شماست فردی افراطی هستید که از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. رک گو هستید و از مسافرت لذت می برید. می توانید خیلی خوب رهبری یک گروه را به عهده بگیرید و کارها را پیش ببرید. اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیانتان بی همتاست.


پرتقال
فردی صبور و پرطاقت هستید که اراده تان بسیار قوی است. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی بطور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و نزد اطرافیانتان قابل اعتمادید. شریک زندگی خود را با دقت و تمام احساس قبلی تان انتخاب می نمایید و از هر گونه مشاجره و ناسازگاری اجتناب می کنید.

 
هلو

رفتار دوستانه ای دارید. رک گو و پر حرف هستید که به جذابیت شما می افزاید. رفتار ناشایست دیگران را خیلی سریع می بخشید و فراموش می کنید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید و رگه هایی از استقلال طلبی و بلند پروازی در شخصیت شما دیده می شود که باعث شده شخصی زرنگ و فعال جلوه کنید.


گلابی
اگر تمام توجه تان را به کاری معطوف کنید می توانید آن را با موفقیت انجام دهید. گاهی در انجام کارهایتان بی ثبات و متغیر هستید و مایلید که از نتایج سعی و تلاش خود خیلی سریع مطلع شوید. از شرکت در بحث های خوب و مفید لذت می برید. بی طاقت هستید و زود هیجان زده می شوید. با توجه به اینکه به سرعت دوستی های خود را بر هم می زنید نگهداری رفقا برای شما چندان ساده به نظر نمی رسد.


گیلاس
اگر گیلاس میوه مورد علاقه شماست زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و اغلب با فراز و نشیب های زندگی مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به شیوه ای برای دریافت مقدار زیادی پول فکر می کنید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیت های خلاقانه هستید. خانه شما در حکم پناهگاهتان است و از هیچ چیز به اندازه اینکه در کنار فامیل های نزدیک و افراد مورد علاقه تان باشید، لذت نمی برید.


موز
فردی با محبت، ملایم، خونگرم و دلسوز هستید. اغلب اوقات از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی احساس ترس در شما دیده می شود. برخی مواقع مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می کنند. شریک زندگی خود را تحت هر شرایطی که از نظر روحی و جسمی داشته باشید، می پرستید.


نارگیل
جدی، متفکر و اندیشمند هستید، اگر چه از روابط اجتماعی تان لذت می برید ولی در انتخاب شریک زندگی بسیار سخت گیر هستید. در کارهایتان سر سختی و سماجت دارید ولی لزوماً بی پروا نیستید. زیرکی، تیزهوشی و گوش به زنگ بودن از دیگر خصوصیات شخصیتی شماست. باید مطمئن شوید که در هر زمینه ای و بویژه از لحاظ شغلی در رأس امور قرار دارید. شریک زندگی شما باید فرد باهوشی باشد.


انگور سیاه
بطور کلی فرد مودبی هستید، به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می گردید. از زیبایی در هر نوع آن لذت می برید. فرد محبوبی هستید شما سرشت خونگرم و سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری که می کنیم لذت می برید.


آناناس
به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست. سعی دارید در روابط خود با دیگران متکی به نفس صادق و درستکار باشید.

 

+ نوشته شده توسط اقا امین در سه شنبه سی ام تیر 1388 و ساعت 20:39 |
سلام...

خوبین؟... امروز آپ نجومی نداریم.... شاید دیگه به کل نداشته باشیم.. این بستگی به خودتون داره...

 

 

...خب... مقدمه بذارم؟؟؟

 

باشه... مقدمه: پی سی دیگه در دسترس نیست! به شکل مسخره ای تابستونم زهرمارم شد! دیگه نمیتونم نت بیام....

 

 

اااا! این که شد اصل مطلب!...

 

چمیدونم والا الان اگه می تونستین قیافه مو ببینین شاید اینجوری باشم:

 

... ولی من یه سوال ازتون دارم...

 

چرا می گین نرو؟ (با تو نیستم!.. تو که خوشحالی!)

آخه اگه به دست من بود که من همیشه اینجا می موندم...

 

اینجا بهترین جائه!... جایی که میتونستم خودم باشم و چیزایی که دوست دارم کنارم باشن!!!..

 

.که فعلا دیگه... نیست... تموم شد!

 

 

 

ارسطو رفت!... همین!...

 

یاس اگه می خوای شناسه مو پاک کن... نمی دونم... هر جور مایلی...

 

از بعضیاتون تو وبم خدافظی کردم... از ندا خانوم و آقا مهدی و چه جان و آقا سعید(که نیستن) و فاطمه خانوم خداحافظی می کنم... ایشالله موفق باشن....

 

 

خب... مثل اینکه حضرت ارسطو (ارسطو ی واقعی!) نمی دونست دو بار قراره با دنیای فانی (در حال حاضر مجازی!!!) خدافظی کنه... طفلک!

 

 

 

 

برم؟؟... تا آخر عمرم که نمی تونم هی تایپ کنم... بالاخره یه جا باید بگم..

 

خداحافظ

+ نوشته شده توسط ارسطو در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 و ساعت 13:11 |
 

دایناسورها در یک بیماری بزرگ همه گیر نمرده اند.

امروزه، دانشمندان نظرات نسبتا" خوبی در مورد شرایطی که در دوره ی زمین شناسی کرتاسه وجود داشته است، دارند، شرایطی که 135 میلیون سال پیش آغاز و 70 میلیون سال ناگهان با مرگ دایناسورها به پایان رسیده است. آنها تقریبا فکر می کردند که این تحقیقات به حد کافی انجام شده، اما نتایج دو سری تحقیق جدید نشان داد که هنوز هم چیزهای بیشتری برای دانستن وجود دارد.

اولین تحقیق بروی تحولات عظیمی که منجر به پایان یافتن این دوره شده ، انجام شده است. آنچه در ذهن بسیاری از مردم وجود دارد،راز چگونه از بین رفتن دایناسورها و گونه های دیگر و افزایش روز افزون پستانداران است. این سوالات دو دهه قبل با دلایلی از قبیل:
یک شهاب آسمانی غول پیکر یا یک ستاره ی دنباله به شدت با زمین برخورد کرده است، پوشیده شدن سطح خورشید با یک ابر غبار آلود، سرد شدن چشمگیر این سیاره ونابودی گیاهان و حیوانات همه با هم، پاسخ دادخ شده است.

اینها دلایل متقاعد کننده ای هستند، اما بسیاری از دانشمندان ،هرگز آنها را نپذیرفتند .دایناسورها ،خیلی سریع مردند، آنها این علل را برای مردن دایناسورها پذیرفتند اما نه مردن ناگهانی و بسیار سریع آنها .

بنابر نظریه های فرعی، دایناسورها به علت داشتن آلرژیهایی نسبت به رشد شکوفه های گیاهان یا آتشفشانهای تکان دهنده ،همانند آنچه امروزه در هند اتفاق افتاده و یا بدلیل بیماری از پای درآمده اند.

یکی از تئوریهای جدید در ماه های اخیر این است که:
امروزه نظریه ی بیماری دایناسورها پیشرفت دیگری داشته است و در قالب کتابی به نام، چه چیزی دایناسورها را آزرد؟ توسط انتشارات دانشگاه Princeton به چاپ رسیده است.

نویسندگان این کتاب، جرج و رابرت پینر(George and Roberta Poinar )(جرج یک جانور شناس در دانشگاه ایالت اورگن و یکی از موسسان سازمان بهداشت جهانى و مشاور بیماریهای مسری وعفونی است) متخصص در محافظت از حشرات دیرینه (باستانی) در فسیل صمغ درختان کاج (یک عنصر کلیدی مهم در فیلم پارک ژوراسیک) و همچنین متخصص در ساختار فسیل شده ی دایناسورهاست. در میان چیزهای دیگری که به آن دست آوردند، ساس ها، کنه ها، کرمها، حشرات گزنده و خیلی چیزهای کثیف و نامطبوع دیگری هم یافتند. انگلهای کوچک عفونی، نوعی کرمهای انگلی حلزونی، مگسهای گزنده وانواع مختلف چیزهای نامطبوع وکثیف دیگر از جمله انگلهای روده ای که به همان دوره ی زمین شناسی کرتاسه بر میگردد کشف کرده اند.

پوینارها(جرج و روبرتا پوینار)(Poinars) همچنین برخی از این حشرات را که، ناقل بیماریهای مالاریا و لیشمانیا هستند را از این فسیل ها استخراج کردند. از قرار معلوم این عوامل بیماری زای کنونی از همان موقع به این زمان رسیده است بر خلاف آنها دایناسورها بودند که همان زمان دوام نیاوردند و منقرض شدند.

نویسندگان این کتاب ادعا نمی کنند که همه ی دایناسورها در یک بیماری بزرگ همه گیر مرده اند بلکه اعتقاد دارند، تا اندازه ی زیادی ضعیف شدن آنها بر اثر بیماری های مداوم و همینطور دیگر حوادث و فجایع از قبیل حوادث طبیعی و آتشفشانها (همه اینها با هم) توانستند آنها را به طور کامل از پا درآورند.

پوینارها(Poinars) هنوز تا حدی نتوانستند در مقابل نمایشهای هالیوودی مقاومت کنند. یکی از نقل قولهای برجسته از این کتاب این است: "بزرگترین حیوانات روی زمین یعنی دایناسورها در یک مبارزه ی میان مرگ و زندگی با حشرات برای بقا گیر افتادند."

دیگر تئوری که در زمینه دوره ی زمین شناسی کرتاسه مطرح شده است، مقاله ای است که در روزنامه Science، روز سه شنبه به چاپ رسید. از بسیاری از شواهد، این امری حتمی است که در آن دوره، جهان خیلی گرمتر بوده است (که به دلیل برخورد یک ستاره دنباله دار و شروع یک دوره یخبندان سریع دایناسورها از بین رفتند) حدود 90 میلیون سال پیش در یک دوره زمانی که تورونیان(Turonian) نام گرفت همه چیز به طور بخصوصی از گرما برشته شدند در خیلی از جاهایی که سالها فوق گرم خانه("super-greenhouse") نام داشتند درجه حرارت سطح اقیانوسها تا 100 درجه فارنهایت هم رسید و به همین دلیل بیشتر نهنگ ها به سوی آبهای قطب شمال پیشروی کردند.

بنابراین چگونه امکان دارد که در همان زمان در قطب جنوب کوههای یخی عظیمی وجود داشته باشد؟ کارشناسان آب وهوایی پاولو(Paleo) قبلا کمی از نشانه های این چیز عجیب وغریب را دیده بودند ،ولی مقاله جدید روزنامه ی Science به طور کاملتری به آن پرداخته است. آندره بارنمان(Andre Bornemann) از موسسه اقیانوس شناسی اسکریپس(Scripps) به همراه تعدادی از همکارانش از طریق تجزیه وتحلیل میزان ایزوتوپ اکسیژن 18 - بر روی فورامینی فرا(Foraminifera) (نوعی پلانکتون) ، موجودات ریز و صدف دار دریا ،که در آن دوره ی زمانی میزانشان افزایش پیدا کرده بود اطلاعاتی بدست آوره اند.

این مشخص شد که وقتی آب دریا بخار شد و باز به زمین برنگشت (نشان دهنده این است که در جای دیگری به صورت منجمد گرفتار شده است)، باعث می شود که نسبت اکسیژن -18 به اکسیژن -16 در آب دریا تغییر کند (O-18 سنگین تر است بنابراین کمتر بخار می شود). فورامینی فرا(Foraminifera) تاثیر گذار نبودند، آنها فقط اکسیژن را هر کدام به شکلی در داخل پوستشان جای می دهند.

آنچه که محققان کشف کرده اند، یک دوره چند صد هزار ساله است زمانیکه که صدف های فورامینی فرا(Foraminifera) با وجود کوه های یخی بطور فوق العاده ای به اکسیژن -18 دست می یافتند. اگرچه تغییرات در دمای اقیانوس می تواند میزان اکسیژن را هم دگرگون کند، به هر جهت دمای سطح های پایین دریا را تغییر نمی دهد و اتفاقات در سطح بالای دریا هم مهم نیست. با این حال وجود ساکنین سطح پایین دریا یعنی فورامینی فرا نشان دهنده یک عدم توازن اکسیژن است که بر تاثیرات یخها دلالت می کند.

هیچ کس نمی تواند توضیح دهد که چگونه می توان کوههای یخی در یک دنیای بسیار گرم داشته باشید و اما تا کنون هیچکس نیز نتوانسته توضیح دهد که اصلا چگونه جهان به این گرمی شده است.

+ نوشته شده توسط هیلاری در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 10:28 |
وبا درود به شما دوستان،یاران،عزیزان،مهربانان،بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان.

چندتا معما دارم که برای خودم واقعا اعصاب خورد کن و خنده داره!!هرکی تونست حلشون کنه یه شکلات پیش من جایزه داره.(البته معمای سومی فقط خنده داره. چون حتی م-ح-مود هم حلش میکنه.هر کی حلش نکرد خداوکیلی ول کنه بره ملت علاف موندن.) حالا اگه کسی نتونست این معماهای ساده رو حل کنه جواباش رو تو ادامه ی مطلب گذاشتم.اگه حل هم کردین حتما یه نگاه به جواب ها بندازین.چون به احتمال نود درصد اشتباه حل میکنین.(به جان شما جدی میگم.)

(تا وقتی جواب های این مساله داده نشه مخصوصا جواب معمای چهارم هیچ کس حق نداره رو این اپ ،اپ کنه.حتی شما دوست عزیز)

شوهر کردن دختر پادشاه

دختر پادشاهي از پدر خود ميخواهد، كه او را تنها به كسي شوهر دهد كه بتواند به پرسشهاي منظوم او پاسخ گويد، بزرگان و اميرزادگان، همه از پاسخ گفتن درمي مانند و سرخود رادر اين راه برباد ميدهند. تا آنكه دلاك كچلي در پاسخگويي به پرسشهاي دختر پادشاه توفيق حاصل مي كند. پرسشهاي آن دختر چنين بود:
من اگر آهوي شده به كوهها بگريزم، چه مي كني؟ 2- من اگر مشتي دانه شده، برزمين ريختم، چه مي كني؟ 3- من اگر گُلي شده بر كوهها رُستم، چه مي كني؟ 4- من اگرسيبي شده به درون صندوقي رفتم، چه مي كني؟ پاسخ آن دلاك كچل چه بود؟

 

جهانگردي

جهانگردي توسط قبيله اي وحشي دستگير شد. اما به او اجازه داده شد تا جمله اي بگويد.ولي بدين شرط كه اگر جمله او صحت داشته باشد او را در روغن جوشان بسوزانند و اگر غلط باشد، با تيرزهرآگين مورد هدف قرار دهند. جهانگرد هوشيار با كمي فكر پاسخ داد كه موجب نجات او از مرگ شد. به نظر شما پاسخ او چه بود؟

دانشمند در کنار دریا.

یه دانشمند برای رفع خستگی میره کنار دریا.

سرگرمی هاش تو اون روز این طوری بودن :

نصف این مدت رو به کتاب خوندن مشغول بود.

نصف مدت باقیمانده رو به خوندن روزنامه مشغول بود.

یک ربع ساعت رو به خوردن غذا اختصاص داد.

وفقط یک پنجم تمام مدت رو آب تنی کرد.

او چند ساعت به کنار دریا رفته بود؟؟

 

امار گیر ( هر کی تونست اینو حل کنه خودم به شخصه دعاش میکنم.)

- یه آمار گیر میره در یه خونه ای و راجع به خودش و بچه هاش سوال میکنه.
طرف میگه: "برای سن بچه هام یه معما میگم باید حلش کنی تا سنشون رو پیدا کنی. من سه پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا میشه 36 و حاصل جمع سنشون 2 تا از شماره پلاک همسایه سمت راستی کمتره".
آمار گیره یه خورده فکر میکنه و میگه: "با این اطلاعات نمیتونم حلش کنم میشه یه راهنمایی بکنین".
صابخونه میگه: "پسر بزرگترم ماكاروني خيلي دوست داره!!!" و آمارگیره مساله رو حل میکنه!!
حالا شما میتونین بگین سن بچه ها به ترتیب چند بوده؟

 

جواب صحیح معما ها در ادامه ی مطلب.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اقا امین در پنجشنبه هجدهم تیر 1388 و ساعت 16:42 |
  سلام  خیلی وقته که اپ نکردم  که البته دلایل زیادی داشت

۱-امتحانات

۲-کلاس جودو (تو استان اول شدم    تبریک نمیگین)

۳-داغون بودن اعصاب که بیشترش به خاطر مسائل سیاسی بود

۴-و و و 

الانم قبل از هر چیز  ورود اعضا جدیدو تبریک میگم ( ارام جون و اقا مهدی) گلشم همین الان از سر

کوچمون خریدم دونه ای ۱۰۰۰ تومن

که با ارام خانوم تا حدودی اشنا شدیم  امیدوارم از بودن با ما لذت ببرید

و حالا برسیم به اپ امروز 

يادواره مهندسي

بسي رنج بردم در اين سال سي / كه مدرك بگيرم زبد شانسي

نشد، دادم از كف همه زندگي / نهادم به سر افسر بندگي

نبودم اوائل چنين ناتوان / ببودم به سر موي و بودم جوان

نه تن خسته و ناتوان بودمي / نه اينگونه نامهربان بودمي

نه اهريمني طينتي داشتم / نه بر خوي بد عادتي داشتم

كنون بشنويد اينكه بيچاره من / چنان گشته‌ام اينچنين اهرمن

بود شرح احوال من بس دراز / ولي قطره آن گويم از بحر، باز

به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودي چو من درسخواني به دهر

به كنكور در رزم كنكوريان / زدم تستها را يكي در ميان

به كف آمدم رتبه‌اي زير صد / نيارد چو من رتبه كس تا ابد

خيالم كه ديگر مهندس شدم / نبودم خبر زينكه مفلس شدم

به خود وعده‌اي نيك دادم همي / كه چون در خط درس افتادمي

بيابم اگر صد هزاران كتاب / زنم از خوراك و ميرم ز خواب

چنانش بخوانم به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب

وليكن چو پايم بدينجا رسيد / نبيند دو چشمت كه چشمم چه ديد

به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به يك روزه هفتاد بار

به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردي نهاد

چو دادندمي صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق

چنان بي كس و خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف

پس از آن چو ديگر به صف ماندگان / به يك نمره گشتم من از بنديان

بماند، پس نمره‌اي گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم

به خود گفتم اين زندگي بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است

گذشتم از آن فكر پيشينه‌ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام

به من چه كه ديگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند

به من چه فلاني دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است

گذشتم از آن فكر پيشينه‌ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام

كه دانش چراغ ره آدم است / كليد در گنج اين عالم است

چو فرصت غنيمت شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون

پس از آن به مكتب نهادم چو پا / ز يك درب چوبي بسي بي صدا

به رزم اندر آمد يكي اوستاد / بگفتا شكاري به دام اوفتاد

بچرخيد و گرديد و غريد و گفت / در اين پهنه يكدم نشايد كه خفت

كه من دكترا از فلان كشورم / يل سر سپاه فلان كشورم

كنون گفته باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسي، ز مخلص بترس

بگفتم كه درست بسي ساده است / كدامين خر ز درست افتاده است؟

بگفتا كه درسم بسي مشكل است / خيالات تو اي جوان باطل است

چنانت بكوبم به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فاطمه در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 23:12 |

درود بر شما دوستان،

من ژوان هستم.ملقب به ...(یا ارام).ژوان یعنی میعادگاه عاشقان.

من 17 شهریور 72 به دنیا اومدم.من منال سیروسم،ئیسه یشه هاین له سه فه ریا!

من میرم سال سوم دبیرستان.رشته م هم ریاضیه.با شادی همکلاسیم.

وای...من امسال میرم تو سن پر مسئولیت 17سالگی...

من مثل اینکه دوران طفولیت خیلی چاق و خوشگل بودم اما کلاس پنجم به دلیل خرخونی زیاد برای قبولی در تیزهوشان این چاقی فروکش کرده.(البته خوشگلیم هنوز مونده!)من اصلا دلم نمیخواد کسی از دستم ناراحت بشه و اصلا نمیتونم و نمیخوام دل کسی رو بشکونم.میدونم که این اخلاقم بعضی وقت ها زیاد خوب نیست و اخرش یه روز یه چیزی میشه.

من به شعرای سهراب سپهری خیلی علاقه دارم وعاشق پیانو هستم.به زودی قراره یه پیانو بخرم و برم تو کارش.من زیاد کتاب میخونم وزیاد داستان مینویسم.هرسال که تو مسابقه داستان نویسی شرکت کردم،اول شدم.کلی جایزه دارم.

پارسال یه طرح دادم واسه جشنواره خوارزمی که تا مرحله کشوری رفت(یادش به خیر با یه مینی بوس بردنمون تهران...)اما اونجا...البته تو استان اول شد.عنوان تحقیقم این بود"رابطه بین شغل مورد علاقه افراد با گروه خونیشون".از خصوصیات نوشتاری من،... هستش.من خیلی مینویسم.خیلی.

میدونید من چیا دارم؟

من یه بابا دارم که خیلی بهش وابسته م.خیلی...

من یه مامان دارم که بهترین ها رو برام میخواد.

من یه داداش دارم که همیشه در کنارمه.

من یه خواهر دارم که خیلی بوسم میکنه!

من یه تن سالم به طول بلند(!)وبه جرم متوسط(!)دارم.

من یه خودکار سیاه دارم که باهاش هرچی که تو دلمه مینویسم.

من یه دفتر دارم که یه چیزایی توش مینویسم ،خدانکنه بیفته دست کسی...

من یه صندوق یادگاری دارم که هرکی هرچی بهم داده،توشه.(شادی دیده تش!!)

من 3تا دوست محشر دارم که باهم میشیم سه تفنگدار!!!

من یه ماه و یه ستاره دارم که هرشب قبل از خواب کُلی باهاشون حرف میزنم.

من ......... .... ......... ... ...........................

من یه قلب تو سینه م دار که باهاش دلتنگ میشم،غمگین میشم،شاد میشم و عاشق میشم...

+ نوشته شده توسط آرام در سه شنبه شانزدهم تیر 1388 و ساعت 13:26 |
سلاااااااام به همه بروبکس خوب وبلاگ!!!!

خوبین چه خبرا؟!

 

باور کنین چند روز پیش اومدم آپ کنم.... چقدم زحمت کشیدم براش!.... بلاگفا قاط زد کل آپم پرید!!

(اینو گفتم یاس فکر نکنه به زور تهدید به اخراج باید آپ کنم!)

خب.... اینم یه مطلب نجومی برای نجوم دوستان!.... 

 

انتهای دنیا کجاست؟؟؟...

عالم تا کجا امتداد دارد؟ آیا این سوال بجایی است؟ فلاسفه قدیم به تفصیل به این سوال که هر کسی زمانی از خود پرسیده است، پرداخته اند اما فیزیکدانان و کیهانشناسان و طبیعیون جدید، این سوال را مشخص تر مطرح می کنند و پاسخ صریحی برای آن دارند: عالم آنجاست که ماده هست یا اثری از آن.


هنگام طرح اندیشه های انیشتین دیدیم که چگونه فضای عالم می تواند متغیر باشد، منبسط شود، بدون اینکه برای درک این انبساط احتیاج به فضای دیگری باشد. همین طور دیدیم که چگونه هندسه این فضا را ماده تعیین می کند.حتی هندسه فضا در جایی که ماده نیست، توسط ماده در نقاط دیگرفضا تعیین می شود اما توجه کنید که مجموع ماده موجود فضا را تعیین می کند. مثلا ممکن است جایی در عالم توزیع ماده به صورت یک پوسته کروی باشد که در داخل ان دیگر ماده ای نباشد. هر چه هست روی پوسته یا خا رج ان است. در این صورت فضای داخل پوسته جزو عالم به حساب می اید و هندسه ان را ماده روی پوسته تعیین می کند.

بدین ترتیب می بینیم که ماده موجود درعالم، مقدار و توزیع ان برای درک هندسه عالم و تغییرات زمانی و مکانی این هندسه بسیار اهمیت دارد. پس چه قدرماده درعالم هست؟ پاسخ به این سوال می تواند مساله دانشمندان را در مورد این سوال که در اینده چه بر سر عالم خواهد امد و اینکه ایا تا ابد انبساط خواهد یافت یا زمانی به بیشینه اندازه اش می رسد و سپس منقبض می شود حل کند. این وضعیت مثل نحوه حرکت سنگی است که از سطح زمین به طور عمودی پرتاب می شود. معمولا سنگ تا یک ارتفاع بیشینه می رسد و سپس سقوط می کند اگر سرعت اولیه سنگ را افزایش دهیم، سنگ قبل از سقوط تا ارتفاع بیش تری صعود می کند. با این حال این وضعیت فقط زمانی برقرار است که سرعت اولیه کم ترازسرعت بحرانی موسوم به «سرعت فرار» باشد. اگر سنگ با سرعتی بیش تر از سرعت فرار پرتاب شود، آنگاه از جاذبه زمین فرار خواهد کرد و هرگز باز نمی گردد. به بیان دیگر، اگر گرانش به اندازه کافی قوی باشد می تواند جهت سرعت سنگ راتغییر دهد و آن را برگرداند، اما اگر گرانش به اندازه کافی قوی نباشد، سنگ از زمین دورتر و دورترخواهد شد.

می توانیم انبساط عالم رابا سنگی مقایسه کنیم که از سطح زمین به طرف بالا پرتاب می شود. اگر نیروی گرانش ماده موجود در عالم به اندازه کافی زیاد باشد، سرانجام زمانی انبساط عالم متوقف خواهد شد و انقباض اغاز می شود. چون نیروی گرانش متناسب با مقدار ماده افزایش می یابد، سرنوشت عالم به مقدار ماده ای بستگی دارد که در حال حاضر درعالم وجود دارد. اگر چگالی ماده بیش ترازمقداربحرانی باشد، این جاذبه گرانشی در نهایت برانبساط فعلی عالم غلبه خواهد کرد وانقباض عالم اغاز خواهد شد. اگرسرعت انبساط عالم را بدانیم می توانیم مقدار چگالی بحرانی مورد نیاز برای توقف انبساط را تخمین بزنیم. ثابت شدهاست براي آن که در نهایت عالم منقبض شود، باید چگالی ماده حد ود 5*10-30gmcm3یا بیش تر باشد. این چگالی را«چگالی بحرانی» عالم می نامند و نقش مهمی در بحث هایمان خواهد داشت.

تا این جا که خوب بوده است. اکنون باید مقدار واقعی چگالی جرمی عالم را بدانیم. ایا مقدار ان بیشتر از چگالی بحرانی است، یا کم تر؟ اینده عالم به پاسخ این سوال بستگی دارد.

 

بقیه ادامه مطلب...

امیدوارم خوشتون اومده باشه (گرچه میدونم نخوندینش!... بابا بچه جان حرص نزن به صفحه نظرات هم می رسی!!!!!)

راستی واسه تنوع هم شده نظراتتون رو راجع به مطلبی که گذاشتم بگین!!!!....

بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ارسطو در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 12:17 |
سلام(درود؟!)

خوبين؟!

واسه ي عوض شدن فضاي وب هم كه شده گفتم يه بار يه آپ رياضي كنم! يعني خيلي هم رياضي نيست ولي ..

مي خوام در مورد مريم ميرزاخاني حرف بزنم... به نظر من يكي از نابغه هاي قرن حاضره(در واقع هست)...

اين مطلب هم بد نيس بخونين

جایزه ویژه انجمن ریاضی آمریکا به مریم میرزاخانی

 دکتر مریم میرزاخانی استادیار جوان دانشگاه «پرینستون» موفق به دریافت جایزه ویژه ریاضیات محض انجمن ریاضی آمریکا شد. 

 این جایزه که هر چهار سال یک بار ارائه می شود، تنها به محققی اعطا می شود که پایان نامه ی دکتری منحصر به فردی در زمینه پتانسیل قابل توجه آینده ریاضیات ارائه کرده باشد و اکنون دکتر میرزاخانی در نخستین روزهای سال 2009 موفق به کسب چنین جایزه ارزشمندی شده است.

این جایزه اخیرا در جریان برگزاری نشستی وی‍ژه ریاضیات در واشنگتن به دکتر میرزاخانی اعطا شده است.

دانشگاه«پرینستون»، چند ماه پیش نیز به عنوان یکی از 10 مغز برتر آمریکای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شکن داد. 

مریم میرزا خانی  در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسه‌ فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت.

سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲ رتبه اول و طلای جهانی را به دست آورد. وی دانش آموخته برجسته دانشگاه صنعتی شریف در رشته ریاضیات بوده است.

در سایت اینترنتی انجمن ریاضیات آمریکا آمده است: اعطای جایزه ریاضیات محض به دکتر میرزاخانی به دلیل نظریه فوق العاده خلاقه وی در زمینه تاثیرگذاری ریاضیات در آینده صورت گرفته است.

میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. مریم میرزاخانی که تحصیلات کارشناسی‌ارشد و دکتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند.
 
این فهرست بر اساس پیشنهاد‌های ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌یی تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان 29 ساله ایرانی یکی از آنهاست.
 
میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق به پیدا کردن راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی شد که بسیاری را به دام انداخته بود: محاسبه حجم‌های فضایی منحنی هندسی. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت:
محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی. 

میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت. 

جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (Clay Mathematics Institute) می‌گوید: میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال 74 در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است. 

میرزاخانی  از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه 76 است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

 منبع : فرارو



+ نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه دهم تیر 1388 و ساعت 18:26 |

بیا با من مدارا کن که من مجنونم و مستم

اگر از عاشقی پرسی بدان دلتنگ ان هستم

بیا از غم شکایت کن که من هم درد تو هستم

اگر از عاقبت پرسی بدان نازک دلی خستم

بیا از درد حکایت کن که من محتاج ان هستم

اگر از زخم دل پرسی بدان مرهم بر ان بستم

نخستین و بهترین سرزمینی که من اهورامزدا  ( خداوند ) بیافریدم ایران ویچ ( ایران ) است آنجایی که  رود نیک دایتی روان است . . .

وبا درود به شما دوستان،یاران،عزیزان،مهربانان،بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان.

اولش رو با یه شعر شروع کردم تا یه کم فضا معنوی بشه !! در این متن هم از شعرهای شاعران ایران زمین زیاد استاده کردم.توجه داشته باشید که در این متن در جا هایی که گفتم "من میگم" بعد یک شعر رو اوردم، منظورم این نیست که من این شعر رو گفتم بلکه منظورم اینه که نظرم در این زمینه معنیه این شعره. باید بگم که قرار بود یه اپ تو همین مایه ها رو حدود ده روز پیش بزارم.ولی خب موقعیتش جور نشد.نمی دونم چی شد که دوباره تصمیم گرفتم که یه اپ این طوری بزارم.البته از نظر خودم اون متنی رو که اون موقع نوشتم ولی نذاشتمش از این بهتر بود.شاید یکی از دلیلایی که دوباره تصمیم گرفتم بنویسمش طرز تفکریه که در بعضی افراد ( مثل زانا) میبینم.متاسفانه خیلی از کسایی که در ایرانند این طوری فکر میکنن.این در حالیه که خیلی از ایرانیان خارج از کشور دقیقا بر عکسند.واقعا نمی تونم درک کنم کسی، در ایران زندگی کنه ولی بهش عشق نورزه.نمی دونم.شایدم من قاطی کردم. ولی از نظر من :

همه عالم تن است و ایران دل               نیست گوینده زین قیاس خجل

چونکه ایران دل زمین باشد                  دل ز تن ،به بود یقین باشد

(حکیم نظامی گنجوی - هفت پیکر)

هر آنچه آفریدست بر آدمی               ز پاکی و خوبی و از مردمی

در ایران است یکسر پدید               چو ایران جهان افرین افرید 

 ( ایرانشاه ابی الخیر - بهمن نامه )

 

اندر دل من درون و بیرون همه اوست          اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست

اینجای چگونه کفر و ایمان گنجد                بی چون باشد وجود من چون همه اوست

مولانا

هنر نزد ایرانیان است و بس                       ندادند شیر ژیان را به کس

 همه یکدل انند و یزدان شناس                به نیکی ندارند از بد هراس

(فردوسی بزرگ)

سیاوش منم نه از پریزادگان                      از ایرانم از شهر آزادگان

 که ایران بهشت است یا بوستان                   همی بوی مشک آید از بوستان

و در مورد کسایی که به ایران عشق نمی ورزند باید بگم که :

با مدعی مگوييد اسرار عشق و مستی                 تا بی خبر بميرد در درد خودپرستی

 

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آيد             ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

حافظ

 

و در مورد کسایی که زیاده روی میکنن به خودشون جرئت این رو میدن که از ایران زمین بد بگن باید بگم که:

 

مزن زشت بیغاره ز ایران زمین                  که یک شهر از به ز ماچین و چین

چندتا از سخنان بزرگام ایران رو هم با هم بخونیم :

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزای بدنم خاک ایران را تشکیل دهد

(کوروش بزرگ)

خداوند این کشور ( ایران ) را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی محفوظ دارد

(داریوش بزرگ)

 

نادر شاه افشار

کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است .

بابک خرم دین ( که از شخصیت های بسیار مورد علاقه ی منه)

شخصی که به میهن خود خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد .

ایا نباید به ایران و ایرانی بودن افتخار کرد وقتی :

جهان زیر آیین و فرهنگ ماست              سپهر روان جوشن جنگ ماست

که خون ریختن نیست آیین ما                   نه بد کردن اندر خور دین ما

در ادامه باید بگم که ایرانیان مرمانی هستند وطن دوست و بیگانه ستیز که در همه مراحل تاریخ از زیر سلطه  استعمار شانه خالی کرده اند . سرزمین آرش کمانگیر عاشق ایران و آریوبرزن دلاور و سورنای مبارز و بابک خرمدین وطن پرست و رستم دستان سیستان و کاوه اهنگر ظلم ستیز و یعقوب لیث وطن دوست و مرداویچ ضد تازی مازیار ایران دوست و . . . ملتی که هشت سال برای دفاع از کشور و وطن و دین راهی نبرد با اهریمن تازی، صدام شدند و بیش از یک میلیون کشته دادند تا وجبی از خاک ایران مورد تجاوز بیگانه قرار نگیرد .

دریغ است که ایران ویران شود                کنام شیران و پلنگان شود

 همه جای جنگی سواران بدی               نشستن گه شهریاران بدی

 چو ایران نباشد تن من مباد                 بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش                زن و کودک وخرد و فرزند خویش

 همه سر به سر تن کشتن دهیم             از آن به که کشور به دشمن دهیم

 

بزرگان جهان درباره ایران زمین چه میگویند ؟

 پرفسور اسمیت

ایرانیان بی گمان نخستین آموزگاران جهان بوده اند و آنچه مردمان دیگر دارند از ملت ایران آموخته اند

 

گزنوفون مورخ بزرگ و باستانی یونان

ایرانیان بر خلاف کشورهای دیگر که مجرمین و گناه کاران را مجازاتهای سنگین میکردند در مرحله نخست تمام کوشش خود را جهت گسترش تربیت و فرهنگ مینمودند تا نیازی به مجازات و پیدایش مجرمین نباشد . برای دوری از رذائل اخلاقی تلاش میکردند . کودکان را در سنین پایین در محله ای به نام "الوترا" آموزش میدهند . مکتب - تیراندازی - اسب دوانی - قضاوت و عدالت از مهم ترین آموزشهای ایرانیان است . حتی کودکان را در سنین پایین آموزش غذا خوردن نیز میدهند . قناعت در زندگی - پرت نکردن آب دهان در کوچه و بازار - پاک نکردن بینی با پوشش خود  در جامعه و . . . همگی از نشان های خاص مردم ایران است . کوروپدیا - گزنوفون یونانی - برگ 8

سرپکسی سایکس ایران شناس انگلیسی

صفات اخلاقی ملت ایرانیان باستانی به طوریکه در اسناد تاریخی آمده است نیک خویی - مردانگی - پشت کار - راستگویی و درستی بوده است که دیگر صفات اخلاقی زاده اینهاست . ایرانیان بر مهمان نوازی و خون گرمی و دست دلبازی در گیتی زبان زد هستند و در گذشته از وام گرفتن از دیگران به شدت خودداری میکرده اند . ایرانیان بر پذیرش مسئولیت های زندگی و بنیاد خانواده اهمیت بسیاری قائل هستند و از اروپاییان امروزی که از زیر این مسئولیت شانه خالی میکنند بسیار بالاتر می باشند . در کتب ما اروپائیان آمده شده است که یونان مهد تمدن و صنایع و فرهنگ اروپا است ولی با تحقیق و پژوهش در مشرق زمین به روشنی دیده می شود که یونان خود نیز تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانیان بوده است

شاید بگین الان که وضع مردم ایران انچنان که باید و شاید و انچنان که شایسته ی اوناست خوب نیست.پس دیگه چه دلیلی داره که باز هم به ایرانی بودن خودمون افتخار کنیم؟؟ ولی من میگم :

مگذارید این وطن ز دست برون شود                                 وین نژاد قدیم پست شود

که این وطن مهد علم و عرفان است                       جای رادان و پاک مردان است

دور ساز این اراذل و اوغاد                                برکن از ملک بیخ جور و فساد

 ( شادروان ملک الشعرای بهار  )

 

ودر اخر هم به همه ی دوستان (مخصوصا زانای عزیز) توصیه میکنم که :

 

بر خیز ز خواب تا شرابی بخوریم                                  زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

کاین چرخ ستیزه جوی ناگه                                    روزی چندان ندهد زمان که آبی بخوریم

حکیم عمر نیشابوری

 

بر ذره ذره ی خاکت بوسه میزنم ای ایران

 

+ نوشته شده توسط اقا امین در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 20:47 |