تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
سلام

بچه ها اصلا اعصاب ندارم.............اگر شماهام اون چیزایی که من دیدمو میدیدین

شاید همین طوری میشدین

دیروز ۲۰نفر دمه خونه ی ما مردن   .........

من حودم دیدمشون وحشیا....

اسم یکیشون ندا بود.........

نمیدونم شما هر کردوم چه احساسی دارین ولی من کاملا دپرسم......اصلا نمیدونم برا چی زنده ام...از طرفی دلم برا پدر مادرم مبسوزه...به من باشه میخوام برم بمیرم...ولی مامان بابام چی.؟۱۷ سال زحمتمو کشیدن

اونوقت اینا این طوری..؟یه دختر ۱۶ ساله رو میکشن..؟اونم با تیر..؟

نمیدونم چی بگم....اصلا قدرت ارزششو داره..؟؟بالاخره یه روزه قیامتیم هست..؟؟نیست..؟؟

ما فقط از حقمون دفاع کردیم...بعد اینطوری...؟

انقدر گریه کردم برای شهیدای دیروز...یه مشت اشغال جمع شدن اسمشونو گذاشتن چماف دار..این شد انصاف..؟

حالا میزنی...چرا با تیر..؟ممکنه خواهر و مادر خودتم اون وسط باشن..؟میخوای بگی نیستن..؟

خوب شد...که یه زانتیا چند شب پیش زیرتون کرد...

ما انتقام شهدامونو میگیریم...

الان که دارم اینا رو مینویسم تمام تنم میلرزه...صورتمم پر اشکه...

اصلا بلد نیستم خوب بنویسم...اصلا استعدادشو ندارم..........ولی خیلی دلم پره...نمیدونم بعد از نوشتن حالم بهتر میشه یا نه..؟؟

فقط اینو میدونم دارم دیوونه میشم..............فقط همین...

شما ها بیشترتون ممکنه این احساسو نداشتع باشین..چون نبودین تو فضا...تو قتل و کشتارشون نبودین...

تا حالا پنجره خونه تو شکوندن..؟تا حالا ریختن خونه تون..؟؟با ما کردن ..با وحشی گری هم کردن...

مردمم حالشونو جا اوردن..بازم جا میارن...

پایگاه بسیجو اتیش زدن حوب کردن..بستنشون به درخت خوب کردن...ولی باز حون این همه جوون که مردنو کی میده..؟؟/کی جواب مامان باباشونو میده..؟ کی..؟

دیشب ۱۵۰ نفر مردن...میفهمین یعنی چی..؟

۱۵۰ تا که فقط فکر اصلاح مملکت بودن..فکر حقشون بودن میدونین یعنی چی..؟

یه دخترو کبود کنن...کتف یه پسرو یشکونن....دیگه بیش تر از این..؟

یه سایته همه خبرارو مینویسه ولی فیلتره حتما فیلماشو ببینین

http://www.elections.7rooz.com

برین ببینین چه طور دخترا و پسرا رو کشتن

فردام که مراسم بزرگداشت اوناست

یعنی نیاین خیلی نامردین..خیلی........

حالم بده..تمام تنم میلرزه...

شاید دیگه نیام تو وب

شایدم بیام.........

فعلا

 

 

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت 12:56 |
این یکی دیگه حتما کار میکنه..............

برا خودم کار کرد

بلاگفا نمیزاره اینجا اپش کنم

پس برین ادرس زیر

http://may31.ur-xp.com/yahoo.html

+ نوشته شده توسط یاس در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 15:41 |

 

بچه ها پست قبل در باره مسنجره که چطور بازش کنین

اگر خواستین بخونین

 

 

به گزارش خبرنگار قلم نیوز ، متن بیانیه میرحسین موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی 

ملت شریف ایران 

همانگونه که می دانید طی روزهای گذشته و در نتیجه برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان و معترضان نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شماری از هموطنانمان مصدوم و تعدادی نیز به شهادت رسیده اند. اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده های شهدا و همدردی با مصدومان و مجروحان از همگان درخواست می کنم بعد از ظهر روز پنج شنبه بیست و هشتم خردادماه به هرصورت ممکن، اعم از اجتماع در مساجد و تکایا با استفاده از نمادهای سوگواری همدردی خود را با بازماندگان اعلام کنند و بدیهی است که خود نیز در این مراسم شرکت خواهم کرد. 

میرحسین موسوی

 

+ نوشته شده توسط یاس در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 16:35 |
 
بچه ها
من اینو
امتحان کردم بعضی وقتا میگیره...............درضمن اینو از وب سامان کش رفتم
اینم ادرسش که نگین قانون کپی رایت رو رعایت نکردی
اینم ادرسش
 
امیدوارم مسنجر شمام راه بیفته
فعلا
 
 
 
قطع بودن smsها از قبل انتخابات تا به حال... قطع کردن برنامه های bbcpersian ... فیلتر سایت های فیس بوک! یوتوب! و سایت های میرحسین... و حالا میبینیم که اختلال تو وصل شدن به یاهو مسنجر هم وجود داره! این سرعت رو که پایین آوردن هم یه طرف دیگه! 
شاید بعضی ها فکر میکنن که وصل نشدن به یاهو واسه اشکالی هست که سیستمشون داره ولی باید بدونن که این هم یه مشکل دیگه هستش که بعد از انتخابات داریم! از روش زیر استفاده کنید تا باز بشه:
وقتی یاهو مسنجر رو باز میکنید ، منوی "Messenger" رو باز کنید و "Connection preferences" رو انتخاب کنید و تو پنجره جدید "Connect via a proxy server" رو انتخاب کنید! البته دقت کنید که HTTP proxy انتخاب شده باشد! حالا Apply کنید و مجددا اقدام به لاگین کنید!
 
اگر هم موفق نشید (که احتمالش کم هستش) چندتا سایت محبوب برای آنلاین شدن تحت وب وجود داره مثل : meebo.com و یا سیستم هایی که خود یاهو داره! اگه سرعت خوب داری با این مسنجر فلش آنلاین شید (لینک) و یا سیستم Ajax که برای مسنجر تازگی معرفی کرده استفاده کنید که نیاز به سرعت بالا هم نداره و خوب کار میکنه. این دومی رو بعد از وارد شدن به بخش میل خودتون تو یاهو (mail.yahoo.com) ، سمت چپ -پایین میتونید پیدا کنید.
خدا آخر کار رو به خیر کنه با این محدودیت ها...
+ نوشته شده توسط یاس در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 و ساعت 16:14 |

ميدونم همه قلم نيوزو ميخونن.....ولي برا بعضيا هنوز فيلتره در ضمن نظرات پست قبل خصوصا نظرات ارشو بخونين هر چند خودم بعدا به عنوان يه اپ رو وب ميزارمش

در نامه‌ای به شورای نگهبان

میرحسین ابطال انتخابات را خواستار شد

قلم - مهندس میرحسین موسوی در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای نگهبان، رسیدگی به رفتارهای غیر قانونی مجریان و برگزارکنندگان انتخابات و همچنین بررسی ابطال انتخابات ٢٢ خردادماه را خواستار شد.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، متن نامه میرحسین موسوی به اعضای شورای نگهبان به این شرح است:

"بسمه تعالی

شورای محترم نگهبان

سلام علیکم
پیرو ده‌ها مکاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت کشور و نیز یکی از نامزدها که قطعاً در نتیجه انتخابات ٢٢ خرداد ماه مؤثر بوده است و ذیلاً به مواردی از آنها اشاره می‌شود، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال آن درخواست می‌گردد:

١ - در ایام تبلیغات خصوصاً در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیت‌های حقیقی ازجمله آیت الله هاشمی رفسنجانی، ریاست محترم مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز آقای ناطق نوری عضو محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس بازرسی ویژه مقام معظم رهبری، در رسانه ملی مطرح شد که بنا به اظهار صریح ریاست محترم قوه قضاییه و دادستان محترم کل کشور مصادیق روشن عمل مجرمانه بوده است. این اتهامات خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزدها، خصوصاً اینجانب قرار گرفت.
٢ - ایشان در مناظره‌های انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نمود که نتیجه آن زیر سؤال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی سلام الله علیه بود. به علاوه عمل ایشان در افشای بعضی از موضوعات محرمانه و سری با تلفیق موارد نادرست، ازجمله متهم کردن دولت جمهوری اسلامی و وزارت کشور به سازماندهی اوباش برای حمله به جوانان و مردم و بریدن کراوات‌ها و تراشیدن موی سر جوانان اتهاماتی واهی است که در هیچ مرجع قضایی مورد رسیدگی قرار نگرفته و بدیهی است که عملی مجرمانه محسوب می‌شود.
٣ - کارشکنی‌های عدیده مسئولانه وزارت کشور و بسیاری از فرمانداری‌ها، ازجمله فرمانداری تهران در ارائه کارت‌های نمایندگان جناب حجت الاسلام والمسلمین کروبی و اینجانب منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ما دو نفر در محل شعب اخذ رأی و محل‌های شمارش و تجمیع آرا گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشته‌اند.
٤ - برخلاف اعلام کتبی قبلی مبنی بر اینکه شمارش آرا و تجمیع آن دستی خواهد بود، ستاد انتخابات کشور در حالی که هنوز تعدادی از شعب در حال شمارش آرای مردم بودند اقدام به اعلام نتایج در حجم انبوه نمود. این در حالی بود که هنوز صورت جلسه‌های موسوم به فرم‌های ٢٢ و ٢٨ از هیات‌های اجرایی دریافت نشده و تنها ملاک ارائه آمار ارقام موجود در سیستم‌های رایانه‌ای بود که هیچگونه وجاهت قانونی ندارد و موجب التهاب اجتماعی و نگرانی در جامعه براساس آمارهای فاقد مبنای قانونی می‌شود.
٥ - صدها شعبه اخذ رأی در مناطق مختلف کشور ازجمله شیراز، تبریز، تهران و... در ساعات قبل و بعد از ظهر دچار کمبود تعرفه اخذ رأی شدند و این امر موجب توقف چند ساعته رأی گیری در آنها گردید. با توجه به اینکه تعداد تعرفه‌های چاپ شده با فرض بالاترین تعداد متصوره شرکت‌کنندگان به گونه‌ای بوده است که بیش از ١٧ میلیون تعرفه اضافی می‌توانست در اختیار وزارت کشور باشد تعلل شدیدی که در جریان توزیع تعرفه‌های انتخاباتی به چشم می‌خورد کاملاً ابهام برانگیز بود و نشان می‌داد که این تعلل و نیز اعلام توقف زمان رأی‌گیری، در حالی که هنوز تعداد قابل توجهی از مردم خواستار شرکت در انتخابات بودند از سر نگرانی نسبت به افزایش تعداد آرای ماخوذه از مرز ١٠٠ درصد افراد واجد شرایط بوده است. طبیعی است که چنین اموری شائبه وقوع اقدامات غیرقانونی گسترده و وجود تعداد بی‌شمار آرای تقلبی در صندوق‌ها را تحکیم می‌کند.
٦ - علاوه بر موارد فوق تخلفات فراوان صورت گرفته در روز و زمان اخذ رأی طی بیش از ٨٠ مورد نامه خطاب به آقای کدخدایی سخنگوی محترم شورای نگهبان توسط رابط اینجانب به آن شورا تقدیم شده است.
٧ - آقای احمدی نژاد در وقت تبلیغات اضافی که سازمان صدا و سیما به صورت غیرقانونی به ایشان اهدا کرد وقوع اقدامات ضد امنیتی را پیش‌بینی کرد و به طور ضمنی موفقیت خود را مسلم دانست و رقبا را متهم به توطئه چینی نمود، که تمامی اینها حاکی از برنامه‌ریزی‌های پشت پرده برای دستکاری نتایج انتخابات است. به همین ترتیب تیتر خبر پیروزی آقای احمدی نژاد در سایت رجانیوز، فارس و ایرنا که چند ساعت قبل از پایان اخذ رأی رویداد و نیز تعیین تیتر روزنامه کیهان با همین عنوان طراحی قبلی اعلام چنین نتیجه‌ای را مشخص می‌سازد.
٨ - نقص ماده ٤٠ قانون جرائم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و مداخله نظامیان و بسیج در انتخابات و شرکت در میتینگ‌های تبلیغاتی آقای احمدی‌نژاد و استفاده گسترده از امکانات دولتی و نقض ماده ٦٨ قانون انتخابات ازجمله تورگردی وزرا در استان‌ها و شهرستان‌ها (تا جایی که پس از سخنرانی معاون اول ریاست جمهوری در گیلان به ستاد اینجانب حمله شد) و حضور آقای وزیر خارجه در شهرهای مختلف ایلام، کرمانشاه، سمنان، گیلان و... در جلسات تبلیغاتی و استفاده آقای احمدی‌نژاد از هواپیمای اختصاصی دولت برای حضور در میتینگ‌های تبریز و ارومیه و اصفهان و... نمونه‌های دیگری از تخلفات از فصول مختلف قانون مذکور به ویژه فصل هفتم آن بوده است.
نظر به موارد فوق انتظار دارم درخواست اینجانب در مورد ابطال انتخابات ٢٢ خرداد ماه مورد رسیدگی و اقدام قرار گیرد.

میرحسین موسوی"

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 15:27 |
صبح که وب فیلتر شده بود
اینم میزارم که بازم فیلترش کنن

نتیجه انتخابات بر مبنای دو دو تا ده تا

قلم - آنچه به عنوان نتیجۀ شمارش آراء از جانب وزارت کشوراعلام شده و می شود ربطی به انتخابات و آرائی که مردم به صندوق ها ریخته اند ندارد.
به گزارش قلم نیوز، دکتر شکوری راد در یادداشتی نتیجه انتخابات دهم را نتیجه ای ار مبنای دو دوتا ده تا عنوان کرد و نوشت: آنچه به عنوان نتیجۀ شمارش آراء از جانب وزارت کشوراعلام شده و می شود ربطی به انتخابات و آرائی که مردم به صندوق ها ریخته اند ندارد. مردم ظرف روزهای گذشته شاهد رقابت های انتخاباتی و غلبۀ خواستاران تغییر بر طرفداران وضع موجود بوده اند و حضور گستردۀ آنان در پای صندوق های اخذ رأی جز برای تغییر نبوده است. کسانی که برای حفظ قدرت، در مناظره ها دروغ های آشکار و مکرر تحویل مردم داده اند معلوم است امانت رأی مردم را پاس نمی دارند و باز به دروغ پناه برده و نتایجی غیر واقعی اعلام کرده اند. بنظر می رسد آراء موسوی و احمدی نژاد جابجا اعلام شده و آراء رضایی و کروبی به نحو شگفت آوری نادیده گرفته شده است. جز آمار تعداد کل شرکت کنندگان، هیچ چیز نتایج اعلام شده قابل باور نیست مگر اینکه باور کنیم دو دو تا ده تا می شود. اگر این نتیجه به تایید شورای نگهبان رسیده و رهبری نظام آن را بپذیرد، باید این انتخابات را آخرین بار دانست که مردم در آن حضور گسترده داشته اند و پس از آن ما دیگر شاهد انتخابات مردمی نخواهیم بود. به شورای نگهبان هیچ امیدی ندارم اما هنوز نمی توانم بپذیرم که ممکن است رهبری نظام مهر تأیید خود را پای نتایج اعلام شده بزنند. دولت بازی باختۀ خود را سه بر هیچ به نفع خود اعلام کرده است. اگر بنا باشد مردم در بازی انتخابات شرکت بکنند ولی در هر صورت سه برهیچ بازنده معرفی شوند از این پس ترجیح خواهند داد در بازی شرکت نکنند چرا که نتیجه ای بد تر از این برای آنها نخواهد داشت. این را همه باید بدانند. به هر حال همه منتظر واکنش و اقدام مهندس موسوی هستند تا با هدایت او اعتراض خود را پیگیری کنند
 
 
راستی عکسای تیر اندازی دمه فاطمی  
+ نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 15:28 |
 
 
Print 
گزارش‌ تخلفات در انتخابات دهم

گزارش‌ تخلفات در انتخابات دهم

قلم - سایت قلم‌نیوز گزارش تخلفات انتخاباتی و تبلیغاتی در روز رای‌گیری انتخاب دهم 22 خرداد1388 را منتشر می‌کند.

× طبق گزارش‌های مردمی ارسال شده، صندوق ایوانک (بعد از پاکدشت) نرسیده به گرمسار به این عنوان که عده‌ای از رای‌دهندگان مچ‌بند سبز داشته‌اند ابطال شد.

× بر اساس گزارش‌ها در روستای آفرین، بخش شریف‌آباد پاکدشت، عده‌ای با پیشنهاد 15 هزار تومانی مردم را به رای دادن برای محمود احمدی‌نژاد تشویق می‌کردند.

× بر اساس گزارشی در مقابل مسجد جامع خاتون‌آباد پاکدشت(صندوق 33)، بنری از احمدی‌نژاد نصب شده و در نزدیکی آن عده‌ای با پیشنهاد دادن و تعارف کردن چای و سیگار به مردم، از آنها خواهش می‌کنند که اسم دکتر! را بنویسند.

× در صندوق سیار انتخاباتی استانداری تهران صرفا نماینده محمود احمدی‌نژاد برای نظارت حضور دارد.

× در میدان 71 نارمک، مقابل مدرسه‌ای که محل رای‌گیری است، اعلامیه‌هایی بر ضد هاشمی رفسنجانی توزیع شده است.

× در محل رای‌گیری میدان پونک، آرای مردم با کامپیوتر ثبت نمی‌شوند.

گزارش تخلفات انتخاباتی/

الزام شهروندان به استفاده از خودکارهای خاص در شعب اخذ رای!

قلم - در برخی از شعب اخذ رای شهروندان ملزم به استفاده از خودکارهای خاص شدند.

به گزارش قلم نیوز، نمایندگان ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در شعب اخذ رای گزارش دادند: در برخی از شعب استان تهران و دیگر شهرستان ها، مجریان انتخابات طی مراجعه شهروندان به شعب جهت رای دادن، آنان را ملزام به استفاده از خودکارهای خاص (گاها با آرم فرمانداری) جهت نگاشتن نام کاندیدا کرده اند.

گزارش ها حاکی از این مطلب است که برخی از این خودکارها به نحوی طراحی شده است که پس از نگاشتن با آنان، مطالب نوشته شده (از جمله نام کاندیدا) پس از دقایقی محو می گردد.

این در حالی است که رییس ستاد انتخابات کشور طی مصاحبه مطبوعاتی خود با خبرنگاران تصریح کرده بود که :" شهروندان با خودکار خود به محل اخذ رای مراجعه کنند."

بر همین اساس شهروندان در صورت مواجه شدن با این نوع تخلف مراتب را به کمیته صیانت ستادهای انتخاباتی مهندس موسوی اعلام نمایند تا مراتب پیگیری شود.

به نظر من

واقعا انقدر تقلب لارمه..؟؟

دیگه شورشو در اوردن

نصف تقلبا تو دوبی و .......... رو ننوشام

گفتم برین تو سایت رسمیش یخونین

دامه فیلترینگ برخی سایت‌های حامی میرحسین

جمهوریت، موج سوم، تلویزیون موج سوم و نوروز فیلتر شد

قلم - به دنبال توقیف‌شدن سایت آینده، سایت‌های جمهوریت، موج سوم، تلویزیون اینترنتی موج سوم و نوروز نیز فیلتر شدند.

به گزارش خبرنگار قلم‌‌نیوز، پس از فیلتر و توقیف شدن سایت آینده و شنیده شدن برخی شایعات مبنی بر فیلتر شدن سایت‌های حامی میرحسین موسوی، سایت‌های جمهوریت(http://www.jomhoriyat.com)، موج سوم (http://www.mowj.ir)، تلویزیون اینترنتی موج سوم (http://www.mowj3.ir) و نوروز (http://norooznews.ir) فیلتر شدند.

پیش از این نیز قلم‌سیما (http://www.ghalamsima.com) توقیف شده بود

 

برگرفته

از

قلم نیوز

با تشکر

+ نوشته شده توسط یاس در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 9:51 |
اقا تولده اگر کفتين تولده کي.......؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نميگم... ي

ه راهنمايي.........

بعد از دوسال نگفته به ما تولدش کيه....200

 قرن بعد به ما خبر ميرسه که بعله..........ايشونم يه روزي به دنيا اومده... ميگين نه..؟؟

از بقيه بپرسين...

طرف موسوي جونمه..... ديگه...؟؟؟

 يه ساله نويسنده اين وبه رمزه عبورشو نميدونه...

 يه داداش داره......:ي به نظرم ارومه و کم رو...(البته نسبت به منا..)

بعدددددددددد عاشق گنجيشکه ولي من خيلي ميترسم.......

.هزار دفعه ام خواسته منو بترسونه....:ي اگه گفتيم کيه...؟

 اي بابابا ديگه من نميوتنم راهنمايي بيشتر از اين بکنم...

اولش و داره.... بعد ص................ اگه گفتيم کيه..؟؟ ا

قا نخواستم بگين..

خودم ميگم وصاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل الان واقعا خسته ام.........

. انقدر جيغ زدمو دادو هوار کردم حالم بده الانم غرق خوابم ولي خوابم نميبره برا اينکه بفهمين چقدر راه

 رفتم اول از ونک تا ويلا بعد از ويلا تا ونک برگشتم بعد از انقلات با ازادي پياده راه پيمايي کرديم.

.اونجام کلي دادو هوار...

(يه چيز خنده قبر احمدي نژادو اورده بودن لا الله الا الله ميکردن.. بعد از ازادي تا ونک برگشتم خونه بعد ديدم خيليب شلوغه زدم وليعصر اونجام تا ساعت 3 نصف شب بودم.

.... وقتي رسيدم خونه ديگه نئشه بودم با همون مانتو روسري خوابيدم... ولي ديشب خيلي باحال بود.........

 من تا حالا

همچين چيزايي نديده بودم مشئل و اصلا شخصا پارتي شده بود...

خيابونو قرق کرده بوديم........

هخمه ميرقصيدن...اونم چه رقصايي.....

اصلا هنري منم که اگهي تبليغاتي شده بودم هر کي رد ميشد..يه علامت پيروزي نشونش ميدادم...:ي امين از الان گفته باشم رو اين مطلب حالا حالا ها اپ نميکني..؟؟ چرا..؟

 چون اپ تولدم هست........... يه ذور ديگه از طرف همهي بچه ها تولدت مبارک ..................... به اميد پيروزي حق........ 125

 125 محمود اتيش گرفته........(اينو يه پسره بهم گفت يعني داشتم از خنده ميمردما يا تورمو نن جونه مهدي فهميد اين کره خر(بعضيام ميگفتن کوتوله

) نفهميد قبر احمدي نژاد از همه باخال تر بود.. الانم مثلا تبليغات ممنوعه دمه خونه ي ما همه دارن موسوي موسوي ميکنن منم الان ميخوام برم...:ي با لياس هاي سبز..

. فعلا.......................

راستي اينم گفتن ميخواين راي بدين حتما با خودکاراي خودتون....

.همه جام راي بدين فقط مدرسه ها نه اونجا ميگفتن اگر يه جا همش موسوي باشه صندوقا رد ميشه... من برم دمه خونمون خيلي شلوغه باي

اقایون خانوما...........

پست قبلی ویراش شده از طرف امین...

توجه کنید بهش

+ نوشته شده توسط یاس در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 14:57 |

و اما عشق

وبا درود به شما دوستان،یاران،عزیزان،مهربانان،بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان.

بانو رژان شاید منظورت از اینکه در مورد عشق بنویسین این مطالب نباشه.اما چه کنم که من فقط شیفته ی یک عشقم که  تو اپ بعدی میگم.و اگر بخوام از عشق بگم یا باید از اون بگم یا فقط مطالبی مثل زیر رو بگم.

عشق لذتی مثبت است که موضوع آن  زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه‌ای لطیف و یا جاذبه‌ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند.

عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی می‌بشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح دوستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را می‌توان یک احساس ژرف و غیر قابل توصیف دانست که فرد آنرا دریک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم میکند. با این وجود کلمه «عشق» در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می‌کند: علاوه بر عشق رومانتیک که ملغمه‌ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق افلاطونی، عشق مذهبی،عشق به خانواده را می‌توان متصورشد و درواقع این کلمه را می‌توان در مورد هرچیز دوست داشتنی و فرح بخش مانند فعالیت‌های مختلف و انواع غذا به کار برد. «گراهام را دوست دارم». در زبان یونانی برای انواع مختلف عشق کلمات متفاوتی وجود دارد و درواقع کلمه عشق در زبا یونانی در قالب کلمات متعدد بیان می‌شود، اما در انگلیسی این کلمه با یک قالب هزاران معنی را تداعی می‌کند.

ریشهٔ واژه

گذشته پنداشته می‌شد که واژهٔ عشق ریشهٔ عربی دارد. ولی عربی و عبری هر دو از خانواده‌ٔ زبان های سامی اند، و واژه‌های ریشه‌دار سامی هماره در هر دو زبان  عربی و عبری با معنی‌های همانند برگرفته می‌شوند. و شگفت است که واژهٔ «عشق» همتای عبری ندارد و واژه‌ای که در عبری برای عشق به کار می‌رود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) خویشاوندی دارد. ولی دیدگاه جدید پژوهشگران این است که واژهٔ «عشق» از iška اوستایی به معنی خواست، خواهش، گرایش ریشه می‌گیرد که آن نیز با واژهٔ  اوستایی iš به معنی «خواستن، گراییدن، آرزو کردن، جست‌وجو کردن» پیوند دارد. هم‌چنین، به گواهی شادروان فره وشی، این واژه در فاررسی میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، گرایش، دارایی و توان‌گری، خواسته و داراک باز مانده‌است. خود واژه‌های اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهٔ هند و اروپایی (زبان اریاییان) نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن می‌آید که ریخت نامی آن aisskā به چم خواست، گرایش، جست‌وجو است. گذشته از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز برگرفته‌هایی از واژهٔ هند و اروپایی نخستین ais بازمانده‌است. درامروز نیز واژهٔ عشق کاربرد بسیاری ندارد و بیش‌تر حَبَّ (habba) و برگرفته‌های آن به کار می‌روند مانند: حب، حبیب، حبیبه، محبوب و دیگرها. فردوسی نیز که برای پاس‌داری از زبان فارسی از به کار بردن واژه‌های عربی آگاهانه و کوش‌مندانه خودداری می‌کند ولی واژهٔ عشق را به آسانی و باانگیزه به کار می‌برد و با آن که آزادی سرایش به او توانایی می‌دهد که واژهٔ دیگری را جای‌گزین عشق کند، واژهٔ حُب را به کار نمیبرد.

بررسی معنی

کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و مستلزم بحث‌های طولانی و دقیق است، اما جنبه‌های گوناگون آن را می‌توان از طریق بررسی چیزهایی که «عشق» یا عاشقانه «نیستند» تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت (وشکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولا درنقطه مقابل تنفر (یا بی احساسی محض) قرار می‌گیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد ودیگر افراد را توصیف کند که درآن زمزمه‌های رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار می‌گیرد ؛ با وجود آنکه در برخی از تعاریف «عشق» بروجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافت‌های خاص تاکید دارد.

«عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولا نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی‌ شود (مفهوم خود شیفتگی). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای وجود عشق را نفی می‌کنند. عده‌ای هم آنرا یک مفهوم انتزاعی جدید می‌دانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسان‌ها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن می‌دانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. عده دیگری هم می‌گویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی هم نیست، اما نمی‌توان آن را تعریف کرد و در واقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روان‌شناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا «حب نفس » به دیگران است. عده‌ای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوه‌های آن در زندگی امروزی تعریف نمایند.

تفاوت‌های فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای عمومی و فراگیر درمورد کلمه عشق را تقریبا ناممکن ساخته‌است. در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به یک نفس یا عقیده، عشق به یک قانون یا موسسه، عشق به جسم (بدن)، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن، عشق به قدرت، عشق به شهوت، و یا عشق به انواع مفاهیم دیگر مد نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه دوست داشتن متفاوتی را بروز می‌دهند. عشق مفهومی انتزاعی است که تجربه کردن آن بسیار ساده تر از توصیفش است. به علت پیچیدگی مفهوم عشق و انتزاعی بودن آن معمولا بحث درمورد آن به کلیشه های ذهنی خلاصه می‌شود و درمورد این کلمه ضرب المثل های زیادی وجود دارد، از گفته ویرژل یعنی «عشق همه جا را تسخیر می‌کند» گرفته تا آواز بیتلز یعنی «همه چیزی که به ان نیاز داری عشق است  ». برتراند راسل عشق را یک «ارزش مطلق» می‌داند که در برابر ارزش نسبی قرار دارد .

انواع

عشق حیرانی- اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به خصوص یونانیان، ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده‌است. این نوع از عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل می‌گیرد.

عشق با وقار - نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی در مورد خانم‌ها و عاشقان آنها به کار می‌رفت. 

عشق به خانواده - عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها

عشف ازاد - رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمی‌شود

شیفتگی- در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار می‌رود یعنی «دوستت دارم چون..»

عشق افلاطونی – یک رابطه نزدیک که درآن رابطه جنسی وجود ندارد یا سرکوب یا محدود شده‌است.

عشق ظاهری - رابطه عاشقانه‌ای که در آن پختگی لازم وجود ندارد و «راستین» نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد که عشق در دوران جوانی معمولا کمتر راستین وواقعی است.

عشق به مذهب - تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب

عشق رمانتیک ـ علاقه‌ای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است

عشق راستین - عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید و شرط اشاره دارد. 

عشق یکطرفه - مهرعاطفه‌ای که یک طرفه‌است 

عشق لحظه ای - عشقی که در لحظه‌ای که فرد برای اولین بار با فردی تماس می‌گیرد به وجود می‌آید. از این عشق به مراتب در داستانها و ادبیات یاد شده‌است و به “love at first sight”معروف است.

عشق مستلزم به فداکاری- فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری برمبنای عشق.

دیدگاه‌های فرهنگی

اگرچه در مورد تعریف عشق و ماهیت آن در بین فرهنگ‌های مختلف تشابهاتی وجود دارد و اغلب فرهنگ‌ها عشق را نوعی تعهد، دلسوزی، شفقت و شهوت می‌دانند که در همه انسان‌ها وجود دارد، اما میان این فرهنگ‌ها اختلافاتی هم وجود دارد. برای مثال در هند که معمولا ازدواج طبق روال تعریف شده و سنتی صورت می‌گیرد اعتقاد برآن است که عشق ضرورت اولیه برای ازدواج نیست و عشق پس از ازدواج به وجود می‌آید؛ درحالیکه در فرهنگ غرب عشق لازمه ازدواج است.

عشق در فرهنگ ایرانی

در ایران برای بیان پدیده عشق واژگان زیادی بچشم می‌خورد،که برخی از زمانهای دور وجود داشته‌است.درمتون اوستا و در گاثاها بارها ازمهر و دوستی سخن میان رفته و درمتون بجای مانده از زبان پارسی میانه هم وجود دارد.واژگانی مانند آغاشه در اشعار رودکی بچشم می‌خورد.مهر و عشق و آغاشه و شیفتگی و ایشکای و دلدادگی و شیدایی و سودا همه از واژگانی هستند که در ایران زمین برای پدیده عشق بکاررفته یا میرود.در اشعار هم بخشی از داستان‌های شاهنامه یا اشعار نظامی و خواجوی کرمانی و عیوقی و جامی و وحشی بافقی و اهلی شیرازی و ... به یان داستانهای عاشقانه پرداخته و بسیاری شعرا هم به بررسی ماهیت عشق در حالتی جدا از اوصاف صوفیه کارکرده‌اند مانند حافظ و سعدی و بابا طاهر و خیام و رودکیکه هم غزل و راعی عاشقانه و سوزناک دارند و هم به بررسی ماهیت و کاآمدی عشق پرداخته‌اند.در ادبیات صوفیه هم که راه رسیدن به خدا و حق پاکی و محبت است برای جذب در راه خدا و جدایی از دنیا علاقه‌های ذاتی به خدا را در درون خود می‌پروردند و به حالتی از جذب در راه حق میرسیدند که بدان عشق الهی میگفتندو اشعار بیشماری در همین مورد عشق سرائیده‌اند که معشوق خود را خدا می‌دانستند.مولوی و عطار و ابوسعید ابی الخیر و سنایی غزنوی از این دسته شاعران هستند.پاره‌ای از شاعران مدح گوی درباری در وصف ممدوحان خود از عبارات و مثل‌های عاشقانه زیادی استفاده نموده‌اند. انوری و عنصری  و عسجدی و فرخی سیستانی هم ازین دست شاعران هستند .

دیدگاه‌های مذهبی

 

عشق در ادیان اولیه ترکیبی از تعهد جاذبه‌ای و عبادی به نیروهای طبیعت بود (مشرکان چند خدایی). بعدها در ادیان جدیدتر این جذبه به سوی اشیاء واحد و انتزاعی مانند خداوند، قانون، کلیسا، و دولت سوق پیدا کرد (تک خدایی). دیدگاه سوم در این زمینه به دیدگاه وحدت وجود معروف است وادعا می‌کند همواره بین آنکه می‌پرستد وآنکه پرستیده می‌شود تفاوت وجود دارد. عشق حقیقتی است که ما بر اساس آن در طی زمان خود را ناصحیح به صورت موجودی منزوی تفسیر می‌کنیم.

اسلام

 قران در سوره ی روم آیهٔ ۲۱ چنین آورده‌است:

و از نشانه‏های خداوند اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این [نعمت] برای مردمی که می‏اندیشند قطعا نشانه‏هایی است.

بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، اظهار (بیان) عشق میان دختر و پسر (حتی به منظور ازدواج) گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری، بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد. تا وقتی که مفسده‌ای در میان نباشد، صرفِ داشتنِ محبت و عشقِ قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.(اقا اخوندا حرف زیاد میزنن.شما هر طور می خوای عاشق شو-امین)

مسیحیت

در انجیل از عشق به عنوان مجموعه‌ای از اعمال و رفتارها نام برده شده‌است که معنایی وسیع‌تر از ارتباط احساسی دارد. عشق مجموعه‌ای از رفتارهای انسان است که انسان بر اساس آنها عمل می‌کند. در انجیل به افراد سفارش شده که علاوه بر معشوق خود و حتی دوستانشان دشمن خود را نیز دوست داشته باشند. در انجیل از این عشق فعال در قرنتی ۸-۴: ۱۳ سخن به میان آمده‌است:

عشق صبور است، عشق مهربان است. هرگز حسادت نمی‌کند، هرگز به خود نمی‌بالد، مغرور نیست. گستاخ نیست و خودخواه نیست، به سادگی خشمگین نمی‌شود، خطاهای دیگران را به خاطر نمی‌سپارد. عشق از همدمی با شیطان لذت نمی‌برد بلکه دوست دار حقیقت است. همواره حافظ است، همواره به دیگران اعتماد دارد، همواره امیدوار است و همواره پانیده‌است. عشق هرگز شکست نمی‌خورد.

منبع : ویکی پدیا


ویرایش

پ.ن : والا وصال جان از نظر خودمم این متنه یکم مشکل داره.اخه یکی از اصیل ترین عشق ها رو نگذاشته.ولی نخواستم دست ببرم توش . ولی حالا که گفتی پاکش کردم.

 

+ نوشته شده توسط اقا امین در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 15:27 |
سلام

برو بچ

انتخابان خوش ميگذره..؟؟

من که شخصا ترکوندم........

ديشب تا ساعت 1 شخصا بيرون بودم

اقا يه بساطي بود

فردا فک کنم عکس منو تو روزنامه ها ببنين جيغ و داد و هوارو فرياد

حدود 1 ميليوني بوديم

اون قضيه ي زنجيره 18 کيلومتري انساني رو که تهران غوغا بود اصلا پخش نکردن..........

پسر دخترا ريخته بودن حالا نرقص کي برقص.......

هر احمديم که رد ميشد شخصا دعوا ميشد..من هر احدي که رد ميشد هوش ميکردم..يا ميگفتيم احمدي باباي احمدي باباي

تو خيابونم که الان راه ميرم

دستمو سبز کردم به همه علامت پيروزي نشون ميدم.....يه احمدي نژاديم جرات نداره به ما نزديک شه..چون موسويا لت و پارش ميکنن

ديشب که دختر پسرا يک قري ميدادن..حيف نرفتم برقصم چون يهو وسط خيابون زيرم ميکردن...

از اهنگ ساسي مانکن گرفته تا مولودي

به قول يه پسره

کاش هر سال انتخابات بشه

تلويزيونم که اصلا پخش نميکنه اينارو..از بس ميترسه

تو اپ بعدي ميخوام عکساي تهرانو بزارم

ديشبم پليس اومد جمهمون کرد

به من ميگه خانوم يه بلايي سرت مي يارنا

 

ميگم شما سکوت........ه بابام اينجاست هم داداشم

با يه پسره ام دعوام شد به من گفت مشقاتو نوشتي منم گفتم ور ور..........(احم نژادي و خر بود)اخه يکي نيست بهش بگه به تو چه.......

امروزم که بابام قول داده تا ساعت 4 بيرونيم..........ديگه ميترکونيم.........امروزم داشتم از مدرسه مييومدم دو تا دستبند با يه عکس دروغ ممنوع..

من برم عکسا رو اپ لود کنم بزارم تو وب...

اينطوري نميشه اينجا قيامته صداشو در نمي يارن

من از این

شعاره بیشتر از همه خوشم اومده...

بگم.......؟

همه"بگو

بگم..؟

همه:بگو

دودو تا..؟؟

همه:ده تا

اسنادشم موجوده..

یا دکتر برو دکتر

پرچم ایران بابا حرمت داره.....(اینو هر احمدی نژاذی که رد میشد میگفتیم..)

یا احمدی بابای احمدی بابای..

یا اینکه

دولت سیب زمینی نمیخوایم نمیخوایم

مصلا سیب زمینی...

فعلا......

عکساشو میزارم

شاید عکس منم تو روزنامه ها دیدین چون هر کی رد میشد ۲۰۰ تا عکس ارم میگرفت

+ نوشته شده توسط یاس در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 10:43 |

 

سلام برو بچ........

امروز که راهپیمایی و تظاهراته...

تو تهران که شلوغ پلوغه شهرستانا رو نمیدونم

من که دیشب تا ساعت یک نصفه شب بیرون بودم............انقدر شلوغ بود که نگو

اصلا خیلیام نه اینوری بودن نه اونوری فقط منتظر بودن دعوا بشه یه حرکتی از خودشون نشون بدن...

منم که دیگه........

موسوی یله خاتمی سره...

اقا چند تا شعار که دیشب مد بود

یه هفته دو هفته محمود حموم نرفته

احمدی کم می یاره ناموس وسط می یاره

مناظره به پا شد احمدی کله پا شد

اتل متل توتوله احمدی کوتوله

پول نفت گم شده تورم پیدا شده

و ........

بقیه اش یادم نمی یاد..

 

امشبم قراره شربت بدیم

تفریبا ۴۰ تا دختر پسر اکیپ خودمونن که میان.........مردم دیگه ام مطمئنا جمع میشن

الانم تو خیابون همش بوقو.......شلوغ بازیو شعار دادن...

خلاصه تهران خیلی شلوغه..

خواهشا این مطلبو بخونین

 

دوستان عزیزان خواهش میکنم مملکت رو نجات بدین تورو خدا فکر کنید و با اطمینان تصمیم بگیرید

پس از اعلام اقای میر حسین موسوی در مناظره در مورد کتابشون که برنامه هاشون توی اون بود امروز اعلام کردن که تهران بهشون کاغذ نمی دهند واقعا که ؟؟؟؟

هر جا ندای عدل و داد است فریاد احمدینژاد است( خنده داره به خدا عدالت عدالته علی ,تو چی کاره ای این همه بی لیاقتی داره شعار عدالت میدی  )

تو این مناظره ها اقای احمدی نژاد لطف کردن و تمام مملکت و نظام و رهبری رو زیر سوال بردن  توی این مملکت همه دزد هستن به جز احمدینژاد فقط ایشون یه لامپ 220 ولت قورت دادن چهرشون نورانیه؟ نه؟؟ اقای هاشمی بازوی راست رهبر معظم هستن زیر سوال بردن ایشون زیر سوال بردن رهبر و نظام هست  عینی تمام سالهای بعد انقلاب به زیر سوال میره

اقای احمدینژاد اگر اقعا شما عدالت رو بر قرار خواستین بکنید و به فساد مالی هاشمی پسراش و افراد دیگه پی بردین چرا تو این 4 سال حق مردم رو نگرفتین ها این یه وسیله ی انتخاباتیه و به قول مهران مدیری دیگر هیچ

 اقا تو این چند روز وقتی آقایون محترم شال سبز دور گردن ما رو نظاره می کردن بهمون میگن چیز ..چیز..چیز

از طرفداران احمدی نژاد بعید نیست وقتی رئیس جمهورشون به جای رسیدگی و رفع شبحات اقتصادی و سیاسی با پرونده سازی میاد جلوی 50 میلیون ایرانی  و میگه یک پرونده آموزشی یک زن تو دست منه بگم بگم بگم ؟

از طرفدارانش چه انتظاریه به جای اینکه بشینن عادلانه و عاقلانه تصمیم بگیرن میشن چیز گفتن اقای موسوی رو میشمارن

بنده عرض می کنم حتما نابینا بودید که خنده ها و تیک های عصبی اقای احمدی نژاد را نظاره نکردید

دیروز به یکی از مسئولین دانشگاه که با هم صمیمی هستیم گفتم به کی رای میدی خانوم ...جان؟ گفت معلومه دیگه نگاه به دستبند سبزم انداخت گفت احمدینژاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم وای خداااااااا از شما دیگه بعید دلیلتون چیه خانوم ...؟

گفت زمان جنگ ایشون استعفا دادن و با روحانیون مشکل پیدا کردن ؟

گفتم میدونی چیه راست میگی تو پرونده ی سفید اقای موسوی که  پاک پاک همه هم میدونن یه نقطه ی سیاه که همون استعفاشون باشه خودشو نشون میده اما تو پرونده ی سیاه و چرکین احمدینژاد  هرچی شیاهی باشه خودشو نشون نمیده.فکر کنم بهترین تعبیر رو انجام دادم.

حالا در این مورد مطلب می زارم

متن نامه ی تاریخی امام ره چند ماه بعد از استعفای میر حسین موسوی

از انجا که ممکن است این روزها افرادی بخواهند نسبت به دولت خدمتگذار شبهات و القائاتی در اذهان عمومی بوجود آورند و زحمات بی شائبه و طاقت فرسای شما را در خصوص مساله جنگ خدشه دار کنند لازم به تذکر این نکته است که که من همچون گذشته شما را فردی لایق و دلسوز برای انقلاب میدانم و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمی کنم و الان نیز شما را تائید و حمایت میکنم

آدرسم میدم   صحیفه نور؛ج21؛ص:199

 

امام خمینی ره: من به عنوان یک شهروند اعلام میکنم که نتخاب غیر از میرحسن موسوی خیانت به اسلام است

خاطرات ناطق نوری,جلد2,ص:75

وقتی عده ای میخواستن فضای سیاسی را برای عدم معرفی مهندس موسوی در دوره دوم نخست وزیری مسموم سازند امام با تاکید بر موفقیت و کارامدی ایشان در شرایط پیچیده و انبوه چالشها سیسی فرمودند: اینجانب مهندس موسوی را شخصی متدینو متعهد  و رد وضع پیچیده کشور ایشان را موفق میدانم ,   صحیفه نور,ج 19 ص:230

 

دفاع مقام معظم رهبری از میرحسن موسوی در مجلس شورای اسلامی در دولت باهنر

درباره ی همه خیال میکردیم انتقاد بشود درباره ی مهندس موسوی من واقعا تصور نمیکنم کسی زبان به ا نتقاد از ایشان باز کند اولا بنده ایشان را خوب می شناسم

....انچه درباره ایشان از گرایشها گفته شده است دروغ محض است من با ایشان معاشرت نزدیک داشته ام من ایشان را می شناسم و از ذهنیت ایشان مطلعم و من شهادت می دهم امروز و روز قیامت که تمام این ادعاها دروغ است

 امروز صبح در بازار ساری

اقا چرا شما دیگه عکس احمدینژاد رو زدین؟ شما که تو بازارین شما که از وضع اقتصاد خبر دارین از شما بعیده؟؟؟

اقای پیاز فروش:  خانوم نگاه به عکسا نکن ..... شورای بازار ساری با اقای احمدینژاده این ها زورمون کردن که این عکسا رو بزنیم

گفتم اقا مهم دله سر صندوق که نمی تونن زورتون کنن.

 احمدینژاد به زور رای جمع کن ما هم خدایی داریم حقوق بازنشسته ها رو موقع انتخابات می بری بالا اره  همه خدایی دارن خدای ماهم بزرگه داداش

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 13:16 |
تا الان بیرون بودم اقا دعوا.. همه از دم.............. اتل متا توتوله احمدی............... یا مثلا احمدی کم اورده ناموس وسط اورده یا.......... پول نفت گم شده تورم پیدا شده اصلا خنده همش تظاهرات و دعوا... وکیل رهنورد: اگر احمدی‌نژاد عذرخواهی نکند حق شکایت را محفوظ می‌داریم وکیل رهنورد: اگر احمدی‌نژاد عذرخواهی نکند حق شکایت را محفوظ می‌داریم قلم - وکیل دکتر زهرا رهنورد اعلام کرد که درصورت عذرخواهی نکردن محمود احمدی‌نژاد از «ملت ایران»، «رهنورد» و «مهندس موسوی»، خانم رهنورد حق طرح شکایت در مراجع قضایی را برای خود محفوظ می‌دارد. دکترمحمدجعفرحبیب‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار قلم‌نیوز، درباره ایراد اتهام از سوی محمود احمدی‌نژاد به دکتر زهرا زهنورد در مناظر با مهندس موسوی بیان کرد: در مناظره تلویزیونی بین آقای احمدی‌نژاد و آقای میرحسین موسوی، رییس دولت نه تنها اتهامات سنگینی را بدون هرگونه دلیل و مدرک قانونی متوجه شخصیت‌ها و مقامات رسمی کشور و فرزندان آنها نمود بلکه با شکستن حریم خصوصی و خانوادگی رقیب خود، تعجب و تاثر اکثریت ملت ایران را بر انگیخت. وی افزود: ایشان در حالی که مدارکی ملصق به عکس خانم دکتر زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی را در دست داشت، خطاب به آقای موسوی ادعا کرد که خانم رهنورد فاقد مدارک تحصیلی قانونی بوده و در حین کارمندی و بر خلاف مقررات قانونی، مدارج دانشگاهی را اخذ و به ریاست دانشگاه منصوب شده است. حبیب‌زاده بیان کرد: در حالی که ادامه تحصیل خانم رهنورد در زمانی صورت گرفته که وی توسط رژیم شاهی ازآموزش و پرورش اخراج گردیده و کارمند نبوده است و در آن زمان هم منعی برای ادامه تحصیل کارمندان وجود نداشته وممنوعیت مورد ادعا مربوط به مقررات سال‌های اخیر است. آقای رییس‌جمهور لااقل باید این را بداند که حکم ریاست دانشگاه پس از تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی که همگی منصوب رهبری هستند توسط وزیر علوم صادرمی‌شود. آیا رییس‌جمهور به عنوان رییس شورای مذکور اینقدر بی‌اطلاع است؟ وی گفت: صرف‌نظر از این که خانم رهنورد این اظهارات و ادعاها را کذب محض خوانده و دلایل و مدارک و مستندات خود را به اطلاع ملت شریف ایران خواهند رساند، چنین رفتاری از یک رییس دولت برای در هم شکستن رقیب و تخریب وی در اذهان عمومی با هیچ یک از آموزه های دینی، اخلاقی و قانونی ساز گار نیست. حبیب‌زاده بیان کرد: قبل از همه آقای رییس‌جمهور با سوءاستفاده از اختیارات خود و بدون این که از سوی مراجع قضایی یا قانونی از ایشان یا از وزارت علوم و تحقیقات استعلامی شده باشد، در پرونده استخدامی خانم رهنورد تجسس کرده و با ورود در حریم خصوصی ایشان و با نشان دادن مدارکی که محتوای آنها معلوم نبود، مدارک و مدارج دانشگاهی ایشان را در مقابل میلیون‌ها ایرانی مورد تردید قرار داده و آنها را خلاف قانون اعلام کرده‌اند. این اقدام آقای احمدی‌نژاد از سوی دیگر با حدود اختیارات ایشان به عنوان رییس قوه مجریه در تعارض قرار دارد، زیرا اگر بر فرض، اتهامی در این خصوص علیه خانم رهنورد مطرح باشد، باید از سوی مراجع قضایی ذی‌صلاح طرح شود و قبل از اثبات تخلف یا اتهام و صدور حکم قطعی قضایی، نمی‌توان اشخاص را از پیش و بر اساس تخیلات و توهمات متهم کرد. وی گفت: به علاوه بر فرض وقوع جرم و اثبات آن نیز انتشار عمومی مشخصات و تصویر مجرم باید با دستور مقام قضایی باشد. مهم‌تر از آنچه گفته شد این پرسش مطرح است که آقای رییس‌جمهور که با توجه به اصل 121 قانون اساسی برای حمایت از حرمت آحاد ملت سوگند یاد کرده‌اند، چگونه به خود اجازه می‌دهند بدون هرگونه حکمی از مرجع قضایی و صرفا برای در هم شکستن رقیب، حرمت خانوادگی و خصوصی او را در هم بشکند. از نگاه آموزه‌های دینی هم رفتار آقای احمدی‌نژاد قابل توجیه نیست و برخلاف آیه (ولاتجسسواولایغتب بعضکم بعضا) است. حبیب‌زاده اظهار کرد: جای بسی تعجب و تاسف است که رییس‌جمهوری اسلامی ایران با نشان دادن عکس همسر رقیب خود به میلیون‌ها ایرانی و بر خلاف واقع اتهاماتی را متوجه ایشان و در واقع آقای موسوی می‌کنند، صرفا به این دلیل که با تخریب ایشان و از طریق تشویش اذهان عمومی، آرای او را به خیال خود کاهش دهد. مقایسه بین رفتار حضرت امام (ره) در برخورد با جامعه زنان کشور و حتی زنان غیرمسلمان و رفتار آقای احمدی‌نژاد به اندازه کافی گویای مغایرت مشی ایشان با امام راحل(ره) است. وی با بیان اینکه «بر ایرانی مباد داشتن رییس‌جمهوری که در سیاست، حرمت خانوادگی حریف خود را گروگان بگیرد» افزود: بر این اساس و با توجه به آنچه گفته شد، آقای رییس‌جمهور باید :1- ازملت ایران به خاطر تعرض به حریم اخلاقی و فرهنگی آنان، 2- از آقای مهندس موسوی و خانم رهنورد به خاطر تعرض به حریم خصوصی وخانوادگی ایشان، 3- از خانم رهنورد به خاطر اشاعه اکاذیب و پرونده‌سازی علیه وی، عذرخواهی کند. در غیر این صورت خانم رهنورد حق طرح شکایت در مراجع قضایی را برای خود محفوظ می‌دارد.
+ نوشته شده توسط یاس در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 22:14 |
با عرض معذرت از بانو یاس.

تو این وبلاگ ریاضی از همه چیز گفتیم الا جوک و خنده.بزارید اونم من بگم :

اجي مجي لا ترجي

يك زوج در اوايل ۶۰ سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اوووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM۲ در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و……… اجي مجي لا ترجي و آقا ۹۲ ساله شد! پيام اخلاقي اين داستان مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ، ولي پريها… مونث هستند !!!!!!!!

منبع :ایرانیان انگلستان(www.iranianuk.com

مطلب بعد

لطیفه های سیاسی

یه اقایی می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.
پلیسه  با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.
اقاهه می گه:  نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!

لطیفه های کودکانه

بچه: مامان اون آقاروببين كچله!!!!
مامان: هيس...ميفهمه !
بچه: اه...مگه تا حالا نفهميده

لطیفه های کوتاه

توي يه تاكسي يه زنه با بچهاش و يه مرد تنها نشسته بودن زنه ميخواسته به بچهاش شكلات بده!
هي ميگه : ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ، 5 دقيقه همينجوري ميگذره .
آخرش مرده شاكي ميشه به بچهه ميگه : عزيزم تكليف مارو روشن كن اگه ميخوريش من پياده شم ، سه

تا كوچه از خونمون گذشته!

منبع : یادم نیست!

 مطلب بعد

شعر زیر رو از وبلاگ طنز طنز(http://tanzetanz.blogfa.com/) وبلاگ فردی خوش ذوق به اسم مرتضی خدادای کپی کردم :

مدتی پیش دیدیم که بین حافظ و صائب و شهریار بر سر هدیه به "ترک شیرازی" دعوایی عجیب به پا شده. ما هم رفتیم که دعوا را فیصله بدهیم اما ...

 

به قول حضرت حافظ:

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم سمرقند و بخارا را

 

و صائب گفته اینگونه:

هر آنکس چیز می بخشد، ز جان خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم سر و دست و تن و پا را

 

جواب شهریار این است:

دو آنکس چیز می بخشند بسان مرد می بخشند

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم تمام روح و اجزا را

 

و من هم گفته ام این است:

سه آنکس چیز می بخشند همه بر ترک شیرازی

نمی دانند که سرْکاری گذاشته جمله آنها را

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندو اش بخشم یه قورت از آب دریا را

به او گویم برو زکی! رها کن این دل ما را

به خود گویم نظر مفکن دگر آن یار زیبا را

نصیحت کن دل خود را به پند حضرت حافظ  

«که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را»

 

سپس آن ترک شیرازی، جوابم داده اینگونه:

اگر دستان یک گربه رسد بر گوشت قربانی

بگیرد؛ ورنه او گوید: نمی خواهم من اینها را

خودت دانی و من دانم، دلت را گر به دست آرم

به خال هندو ام بخشی، هرآنچه داری ای یارا

سمرقند و بخارا را، سر و دست و تن و پا را

تمام روح و اجزا را، و ملک دین و دنیا را

 

جوابش دادم و گفتم:

به خال هندو ات بخشم، سماء و ارض و دریا را

درخت نخل و خرما را، سه چار تن سنگ خارا را

تمام پول بابا را، کلاه گرم دارا را

یه لنگه کفش سارا را ، و حتی صبح فردا را

دگر ای ترک شیرازی، مکن با ما تو این بازی

به دست آور دل ما را، به دست آور دل ما را

+ نوشته شده توسط اقا امین در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 11:42 |
با سلام.......

الان از امتحان فیزیک برگشتم....خیلی ضایع بود....(در سطح تیم ملی ساده بود..)

با دستبند سبز و عکس موسوی.....

اقا دیشب نبودین....اصل خنده..هی به این بابام میگم ما رو ببر بیرون نمیبره که منم تنها نمیزارن ساعت ۱ نصف شب برم بیرون....

بعد از دو ساعت مخ زنی . قهر  ادا و اصول

بابامو راضی کردم.....................با مانتو و دستبندو شال و کفش سبز........خیلی باحال بود مردم یکی درخت وصل کرده بود به ماشینش..دخترا بالای موتور..و ماشین......موتور سوارام که دیگه ترکونده بودن...منم که اولش فقط دمه خیاباون راه میرفتم هر ماشینی رد میشد..به ما که میرسید اروم راه میرفت...عکس موسوی رو دست من میدید....علامت پیروزی و بوق.عین عروسی.......

حالا این وسط احمدی نژادیا دیدن کم اوردن...دسته میشدن میریختن..سر و صدا میکردن...

این جانب هم یه سوتی باحال دادم...(حالا بماند که بابام با شرایطی راضی شده بود منو ببره)

یه بنز وایستاد...سه چهار تا پسر ار این اوا خواهرا هستن..والا پسره ابروهاشو از مامان منم بد تر برداشته بود...به من میگه برو بابا فقط احمدی نژاد....بعد راه افتاد بره اینجانب هم شجاع شدم گفتم درد.....اقا ماشینه وایستاد....منم تنها ...بابام و داداشم اینا اونور بودن......یعنی داشتم میمردما......یارو اومد بیرون یه چپ چپی نگاه کرد...بعد همونموقع طرفدارای موسوی تو خیابون رقصان داشتن میومدن رفت..:ی(این هم از ماجرای اکشن....اگر یه چیزی میگفت میزدم ناک اوتش میکردما..:ی)

من که دیب تا ساعت ۱ یک و نیم بیرون بودم....فرداشم که امتحان فیزیک........

الانم که با دستبندایی سبز و عکس به دست داشتیم تبلیغ میکردیم...

حیف بابام اینا نمیزانرن برم ستاد...یعنی میزارنا..فقط میگن دختر اعلامیه نمیزنه به دیوار...این نامردیه محضه....

فردا پس فردام به با برو بچ میخولیم بریم سخنرانی موسوی......

خلاصه ما که داریم تبلیغاتمونو میکنیم........امیدوارم که کسی که لایقه بیاد سر کار و ما رو نجات بده

به امید ان روز

فعلا...

امین..اینو دیگه خودم نوشتم..........راستی مناظره ی امشب یادتون نره...

 

+ نوشته شده توسط یاس در شنبه شانزدهم خرداد 1388 و ساعت 11:17 |
سلام برو بچ

خوبین خوشین..؟

اقا امروز خواستم ماشینو تریین کنم...یک شاهکاری به خرح دادم...

بابام میگفت چه گندی زدی بعد نصفشو کند چون اقا نمیتونستن رانندگی کنن...کلی هنر نمایی کرده بودما...اصلا ماشینه ما الان خنده است..همه اش روبان سبزو عکس...

هیچی دیگه تو خیابونم همه سیز...بعد همه علامت پیروزی و ایول ایول میکردن...

امروزم که بازم مناظره موسویه

موسویاش حال کردن..؟؟؟من تا حالا فیلم به این جذابی ندیده بودم شخصا..

برا اینکه بعضی دوستان سرعتاشون پایینه..یه خوردشو اینحا میزارم بقیه ادامه مطلب..

 
 
اخلاق بار دیگر پیروز شد/ملت رشید ایران با آگاهی، صداقت را انتخاب خواهد کرد
پيروزي ادب و اخلاق در مناظره

اخلاق بار دیگر پیروز شد/ملت رشید ایران با آگاهی، صداقت را انتخاب خواهد کرد

قلم - در حالی که احمدی‌نژاد تلاش می‌کرد تا با استفاده از نام و اسامی بزرگان و مسوولان سایق کشور، دستاوردها و اقدامات 30 سال گذشته را زیر سوال ببرد و با شیوه‌های منسوخ به این کار اقدام می‌کرد، مهندس موسوی با خونسردی کامل سیاست‌های غلط و رویکرد نادرست وی را نقد کرد و با مردم سخن گفت.


به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز، مناظره مهندس موسوی با احمدی‌نژاد در شرایطی برگزاری شد که احمدی‌نژاد که در طول 4 سال گذشته دائما از افشای اسامی مفسدان سخن می‌گفت و هرگز نامی از آنها نمی‌برد، در این مناظره به دلیل در دست نداشتن نقطه ضعف از دولت دوران دفاع مقدس تلاش کرد تا با سیاه‌نمایی دستاوردهای گذشته، خود را دلسوز مردم معرفی کند.

مهندس موسوی با خونسردی و تجربه بالا به رویکرد اتهامی، غیرمعمول و عصبی احمدی‌نژاد پاسخ داد و با اشاره به اشکالات عمده رفتار دولت در سیاست‌خارجی و داخلی که نتیجه آن پایین آوردن عزت و جایگاه مردم ایران است، ناتوانی دولت و احمدی‌نژاد را در اداره کشور به رخ وی و همه بینندگان و ملت ایران کشید.

به گزارش قلم نیوز، در مناظره محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی که ساعت 22:30 از شبکه سوم سیما پخش شد، احمدی‌نژاد به عنوان آغازکننده این مناظره اظهار کرد: انتخابات عرصه مهم سرنوشت است و مربوط به یک فرد نیست بلکه معطوف به پرش بلند به قله پیشرفت است.

وی با اشاره به آنچه برخوردهای بسیار منصفانه، ظالمانه و دروغ‌پردازی‌های بزرگ و تخریب‌های بی‌سابقه علیه یک دولت خواند، مدعی شد: تا به حال و بعد از انقلاب چنین تخریبی علیه یک دولت صورت نگرفته است و دوستانی که وارد عرصه انتخابات شده‌اند، چون قدرت رقابت با این دولت را نداشتند چنین رویکردی اتخاذ کردند.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه کاش به جای این میزان تخریب بی‌سابقه برنامه‌ای ارائه می‌کردند مدعی شد که درعرصه انتخابات به ملت ایران توهین شده چرا باید خودمان را به این میزان شیفته قدرت بدانیم؟ من علاقه‌ای به ورود به این بحث نداشتم اما چهار سال تحمل کردم و آنها را بخشیدم و الان هم می‌بخشم اما به مردم و فهم و شعورشان توهین شده است!

احمدی نژاد با بیان اینکه تنها موسوی در برابر من نیست بلکه هاشمی و خاتمی و موسوی در برابر من هستند ادعا کرد: علت این فشار هم ساختار اداری و حلقه‌های مدیریتی بود که در این سه دوره شکل گرفت و باعث فاصله گرفتن از ارزش‌های انقلاب شد.

وی گفت: اتفاق سه ماه اخیر برای من قابل توجیه نیست؛ نیاز نیست بازیگر بیاورید در فیلمتان بازی کند و درباره اعتیاد مسایلی را مطرح کند اگر شما چهار شهرستان را دیدید، من مشکلات همه جا را دیدم.

احمدی‌نژاد خطاب به موسوی که اعلام کرده است به علت احساس خطر وارد عرصه انتخابات شده گفت: آیا درگذشته بیکار نداشتیم؟ مشکلات دیگری نداشتیم؟ ای کاش شما برنامه ارائه می‌دادی. خوب شد بنده داوطلب هستم و الا این سه عزیز چه می خواستند بگویند.

به گزارش قلم‌نیوز، مهندس میرحسین موسوی بر خلاف احمدی‌ن ژاد که تلاش کرد تمام دستاوردهای کشور را زیر سوال ببرد، با متانت و ادب و اخلاق خاص خود، در اولین فرصتش برای مناظره تاکید کرد: دوست داشته است احمدی‌نژاد موفق باشد تا وی وارد عرصه انتخابات نشود.

وی با بیان اینکه هاشمی و خاتمی اشخاص بزرگی هستند و خودشان مسایلشان را مطرح می‌کنند گفت: ‌آقای احمدی‌نژاد به دوره‌هایی اشاره کردند که چهار سال آن به دوره بنده و حضرت امام (ره) برمی‌گردد.

وی با اشاره به  سیاست‌های احمدی‌نژاد گفت: در این عرصه دو نوع مدیریت می‌توان اعمال کرد، یکی بر اساس امنیت، متانت، قانون‌گرایی، اعتدال و میانه‌روی است که اگر می‌خواهیم ایرانی نیرومند داشته باشیم، باید بر اساس این نوع مدیریت حرکت کنیم و نوع دیگر از مدیریت خلاف‌گویی پنهان کاری خودمحوری سطحی‌نگری و افراط و تفریط است.

وی در ادامه اظهار کرد: یکی از مشکلات عدم تناسب شعار و عمل است شعارهای جنبه اسطوره پردازی و خیال پردازی درباره جهان است؛ اینکه فلان تمدن دارد از بین می‌رود، جهان را مدیریت می‌کنیم و...

وی با اشاره به موضوع ملوان‌های انگیلیسی و رویکرد دولت در این زمینه خاطر نشان کرد: اول گفتیم باید اعدام شوند و بحران جهانی ایجاد کردیم و بعد تصمیم گرفتیم که کت و شلوار به تن آنها کنیم و رییس جمهور که متعلق به مردم است طی مراسمی این کار را انجام داد. آیا این عزت ما را حفظ می کند؟

وی با اشاره به صحبت‌های احمدی‌نژاد درباره اینکه می‌خواستند او را در عراق و ایتالیا بربایند، تاکید کرد: آیا باید این میزان تصورات خودمان را در صحنه سیاست خارجی وارد کنیم که مشکل‌ساز شود؟ در رابطه با آمریکا هم به سوییس که حافظ منافع آمریکاست پیغام می‌دهیم که از اوباما بخواهد قبل از انتخابات بحث ارتباط با آمریکا تمام شود.

وی با اشاره به ماجرای هولوکاست که از سوی رییس جمهور بارها درعرصه جهانی مطرح شده است گفت: رییس جمهور مظهر ملت است و باید منافع کشور را در نظر بگیرد.

در ادامه محمود احمدی‌نژاد با اظهار دلسوزی نسبت به موسوی، درباره ملوانان انگیلیسی، فلسطین و موضوع هسته‌یی توضیحاتی را ارائه کرد و گفت : 27 سال آمریکا به دنبال براندازی بود و امروز اعلام می‌کنم دنبال براندازی نیست؛ کدام سیاست خارجی عزت ما را حفظ کرده است؟

وی با اشاره به تورم در دوران هاشمی و جریان 18 تیر و تحصن نمایندگان مجلس ششم اظهار کرد : این مسایل شما را نگران نکرد، بنده به شما علاقه‌مند هستم اما نمی‌توانم از اتهامات بی‌اساس به ملت بگذرم!

موسوی در پاسخ به اینکه وقتی به اجتهاد خودمان و بنا بر تندروی خودمان پای را از هنجارهای منطقی فراتر بگذاریم همین جاست که مصیبت ایجاد می‌شود، به افراط و تفریط‌ها و موضع‌گیری‌های دولت در مورد اسراییل اشاره و عنوان کرد: وقتی ما آن افراط ها را داریم، معاون ما مطرح می‌کند ما دوست مردم اسراییل هستیم و این فرد در دولت حفظ می شود. صرف این که صحبت کنیم فایده‌ای ندارد دلم برای این مردم می‌سوزد با این بلاهایی که سرشان می‌آوریم.

وی خطاب به مظلوم‌نمایی‌های احمدی‌نژاد ادامه داد: ما برای اینکه بگوییم تنها ماندیم سه دوره را به هم ربط می‌دهیم؛ آقای خاتمی و هاشمی افراد مطرحی هستند، صدا و سیما هم که در اختیار شما و دوستانتان هست ولی چه ربطی به بنده دارد؟ بنده می‌گویم این سیاست شما باعث شده ایران لطمه ببیند.

موسوی با اشاره به موضوع همبستگی ملی خطاب به احمدی‌نژاد گفت: ببینید چه بلایی سرشان آوردیم که هر جا بنده می‌روم می‌گویند بهشان توهین شده کارهایی که می‌کنند دردناک است؛ این همه هنرمند چرا در مقابل دولت هستند به خاطر چه است به خاطر این است که به تنگ آمده‌اند.

وی با اشاره به مواضع روحانیت و مرجعیت و رابطه شان با دولت گفت: دولت در قبال توهین‌هایی که در آموزش و پرورش شد، چه برخوردهایی کرد، آیا دولت فکر کرده است چرا رابطه اش با روحانیت،روشنفکران و جوانان و هنرمندان از بین رفته است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط یاس در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 20:56 |
 
 
 
 
سلام خدوت برو بچ گلم

ببخشید که کیفیت کار این چند روزه اومده پایین و به

جای ریاضی شده ستاد تبلیغاتی...ولی حالا این چند

روز ما رو ببخشید

منم امتحان زبان فارسیمو گند زدم در حد تیم ملی....

اصلا حال اپ نداشتم..ولی خوب از قدیم گفتن یاس کم نمی یاره...

حالا خوبه امسالم نمیتونم راي بدم انتقدر تبلیغ میکنم
 
 
Printمیرحسین: توسعه جز از راه آزادی رسانه‌یی امکان‌پذیر نیست
در برنامه پاسخ به کارشناسان

میرحسین: توسعه جز از راه آزادی رسانه‌یی امکان‌پذیر نیست

قلم - موسوی در پاسخ به سوال اول کارشناس برنامه شبکه 4 در مورد فضای آزاد رسانه‌ای و حد و حدودی که باید برای آن در نظر گرفت گفت: توسعه همه جانبه کشور جز از راه آزادی رسانه‌ای امکان‌پذیر نیست و قطعا به نفع کشور است که مطبوعات و رسانه‌های آزاد داشته باشد.

به گزارش خبرنگار قلم‌نیوز ، میرحسین موسوی با بیان این مطلب افزود: چون رسانه‌های دنیا با این تکنولوژی‌ها ابعاد وسیع پیدا کرده‌اند و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم تحت تاثیر این رسانه‌ها هستیم.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در این باره توضیح داد: این که چه رویکردی در مورد رسانه‌ها اتخاذ کنیم بسیار مهم است؛ باید اهمیت رسانه‌ها را در سطح جهانی لمس کنیم و آینده آن را ببینیم. در داخل کشور هم باید یک  احساسی از آزادی در میان رسانه‌ها وجود داشته باشد.

وی خاطر نشان کرد: حد و حدود رسانه‌ها همان است که قانون اساسی تعیین کرده است.

موسوی در پاسخ به سوالی در مورد پیشنهادات وی در حوزه اطلاعات و ارتباطات اظهارکرد: به نفع ماست که گردش راحت اطلاعات داشته باشیم و باور داشته‌ باشیم که هر چقدر اطلاعات منتشر شده روشن و صریح باشد به نفع ماست.

وی نقش دولت را به عنوان یکی از منابع اطلاعات در گردش آزاد اطلاعات پررنگ توصیف و تصریح کرد: دسترسی به اطلاعات دولت بسیار سخت است؛ من در دانشگاه تدریس می‌کنم و شاهد هستم که حتی اطلاعاتی که اصلا جنبه محرمانه ندارند در اختیار دانشجویان قرار نمی‌گیرند. حتی من برخی اوقات برای گرفتن اطلاعاتی برای دانشجویان خود، نامه‌نگاری‌هایی کرده‌ام که پاسخگو نبوده‌اند.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس در تصحیح این روند گفت: باید به سمتی برویم که حتی ارائه اطلاعات از سوی دولت الزام آور باشد و تنها اطلاعات نظامی و امنیتی در دسترس افراد نباشد.

وی ادامه داد: همه اطلاعات فنی و علمی و پژوهشی باید با یک نامه‌نگاری ساده در اختیار متخصصان و رسانه‌ها قرار بگیرد چرا که نمی‌توان گفت تکنولوژی ارتباطات به پایان رسیده است؛ ما هر روز با یک شگرد جدید روبه رو هستیم.

موسوی تصریح کرد: اگر بیمی از اطلاع رسانی به مردم و اطلاع رسانی جامعه نسبت به یکدیگر نداریم باید با سیاست‌‌مان در این زمینه تسهیل به وجود بیاوریم.

وی با اشاره به نگرش هنرمندان و صاحب‌نظران در این زمینه تاکید کرد: این افراد با قانون مشکلی ندارند بلکه با تفسیرهای شخصی از قانون مشکل دارند

که مشکلات فعلی ما نیز ارتباطی به قانون ندارد.

موسوی همچنین گفت: چنین فضایی را دولت باید حمایت کند و برای ایجاد آن بسترسازی کند که ما نیز طرح استفاده وسیع از تکنولوژی ارتباطات را هم در بخش خصوصی و هم در بخش دولتی ارائه کردیم و البته ملاحظات خاص منافع ملی کشور را هم لحاظ می‌کنیم.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پاسخ به سوالی در مورد سیاست وی در زمینه فناوری هسته‌یی عنوان کرد: این یک بحث حساس است و از مسایل پیش روی دولت آینده است. در قسمت اول باید به ماهیت این موضوع توجه کنیم بدون این آگاهی نخواهیم دانست که در کجا بایستیم و در کجا پیش برویم.

موسوی توضیح داد: پیش از این سعی کردیم که کاملا در چارچوب قوانین آژانس پیش برویم البته قبل از انقلاب هم این فناوری با انگیزه‌های خاص آن زمان دنبال شده است که ما بعد از انقلاب آن را به نوع دیگری ادامه دادیم.

موسوی اظهار کرد: دولت‌های پیشین هر کدام تلاش کردند که در چارچوب قوانین آژانس موضوع انرژی هسته‌ای ایران را پیش ببرند؛ همچنین با کشورهای چین و شوروی همکاری‌هایی کردیم که تمام این مسیرها به بن بست خورد اما در دولت آقای خاتمی به این نتیجه رسیدیم که به کشور خود برگردیم و با نیروهای داخلی کار کنیم که مقام معظم رهبری نیز در این زمینه نظر مثبت داشتند.

موسوی با اشاره به اینکه در ابتدا باوری به توان دانشمندان داخلی وجود نداشت خاطر نشان کرد: وقتی ما به باور رسیدیم و کار را به صورت ملی آغاز کردیم سنگ‌اندازی‌ها نیز آغاز شد و چالش‌هایی را در رابطه با دیگر کشورها به وجود آورد.

وی افزود: ما تعلیق را در دوره‌ای برای رفع مشکلات پذیرفتیم و همین که برای همه روشن شد که تعلیق بهانه‌ای برای تعطیلی این فناوری در کشور بوده است تعلیق را منتفی دانستیم و در روزهای آخر دولت آقای خاتمی تعلیق به پایان رسید که در دولت نهم نیز این رویه پیش گرفته شد.

نخست‌وزیر پرافتخار دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه در زمینه انرژی هسته‌یی یک سیاست کلی وجود دارد خاطر نشان کرد: با توجه به این سیاست مدیریت‌ها و کارهایی که پیش از این انجام شده است نباید کنار گذاشته شود.

وی افزود: پیش از این ضمن اینکه ما برای حفظ این تکنولوژی باید ایستادگی می‌کردیم این ایستادگی با مسایلی همراه شد که در رابطه با دیگر کشورها تنش آفرین بود. از جمله می‌توان به صدور قطعنامه‌هایی علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که می‌توانست وجود نداشته باشد یا حتی با هزینه‌های کمتری همراه باشد.

موسوی ادامه داد: در این زمینه دو مساله قابل تفکیک است؛ یکی حفظ این تکنولوژی و استفاده از آن برای مقاصد صلح‌آمیز از موضع عزت و مصالح ملی که صحیح نیست از آن عقب نشینی کنیم و مردم ما نیز این را می‌دانند. دوم اینکه در دنیا گفته می‌شود که این تکنولوژی در ایران ممکن است با انحرافاتی همراه باشد که این محل گفت و گوی ما با جهان است.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در این خصوص تصریح کرد: ما باید این مساله را به سمت یک مساله فنی پیش ببریم و این مستلزم این است که تنش زدایی و اعتماد سازی کنیم و چهره ملایم‌تری از خود نشان دهیم.

وی گفت: باید از شعارها و بحث‌هایی که هزینه‌های گزافی برای ما دارد دوری کنیم چرا که ما در جهان، دوستان نزدیک، کم و دشمنان زیادی داریم و باید به تعداد دوستان خود بیفزاییم و در منطقه جغرافیایی خود یک عمق استراتژیک ایجاد کنیم.

موسوی اظهار کرد: ما قطعا می‌توانیم با هزینه‌های کمتری ضمن حفظ این تکنولوژی مشکلاتمان را نیز با جهان کم کنیم و کاری کنیم که تعاملان با دوستان بیشتر و تنش کمتر باشد؛ یقینا از این راه ضمن افزایش حیثیت کشور منافع خود را نیز حفظ می‌کنیم.

نخست‌وزیر پر افتخار دوران دفاع مقدس درخصوص مساله رابطه با آمریکا خاطر نشان کرد: آمریکا کشوری است که ما با آن مسایل پیچیده و تاریخی داریم که قبل از دوران اوباما به اوج خود رسید.

وی توضیح داد: در آن زمان حمله به ایران تیتر همه روزنامه‌های آمریکایی بود و بحث روز شده بود البته این قابل تاکید است که حمله نکردن آمریکا به ایران نه به دلیل منصرف شدن آنها که به دلیل ترس آنها از ملت ما و از مقاومت مردم ما بود.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در رابطه با وضعیت فعلی آمریکا عنوان کرد: ادبیات آمریکایی ما عوض شده است اما اگر این ادبیات متفاوت تبدیل به عمل شود رابطه با آمریکا تابو نیست.

موسوی توضیح داد: روش برخورد ما با آمریکا مهم است؛ سران این کشور هرگاه می‌خواهند پیامی به ایران بفرستند یا سیاستی در مورد ما اتخاذ کنند با اروپایی‌ها مشورت می‌کنند و متحدان را جمع می‌کنند حتی به این اکتفا نمی‌کنند و چین، روسیه و کشورهای عربی را با خود همراه می‌کنند.

وی ادامه داد: ما با آمریکا دوست نیستیم ولی این کشور امکانات بالای اقتصادی، نظامی و نفوذ بالایی در دنیا دارد. درست است که ما قوی هستیم ولی مشکل روشی داریم قدرت ما نباید دلیل رفتار غیر منطقیمان باشد ما نباید یک تنه در مقابل آمریکا ظاهر شویم.

موسوی در این رابطه خاطر نشان کرد: به نفع ماست که در منطقه پشتوانه‌ای برای خود داشته باشیم ما هر جا که دوستان بیشتری داشتیم در سیاست خارجی موفق‌تر بودیم.

وی تصریح کرد: راجع‌به اصل قضیه رابطه با آمریکا حرفی نیست اما باید تکروی و حادثه آفرینی را کنار بگذاریم و با دوستان خود مشورت کنیم.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در رابطه با رفتارهای غلط در زمینه سیاست خارجی اظهارکرد: پیمان شانگهای طبیعی‌ترین جا برای حضور ما بود ولی ما موفق نشدیم این موقعیت را به دست بیاوریم چون کشورهای عضو این پیمان از سر و صداهای بین‌المللی ما می‌ترسند ولی ما آنقدر در سطح منطقه قدرت داریم که در اینگونه پیمان‌ها تنها نباشیم.

موسوی با تاکید بر دوستی کشور ایران با مجامعی مانند حزب الله لبنان رابطه با اینگونه گروه‌ها را بسیار مثبت و مثمر ثمر عنوان کرد و توضیح داد: این رابطه‌ها بسیار نیک است اما کافی نیست ما باید وسیع‌تر عمل کنیم و من معتقدم که این امر شدنی است.

موسوی همچنین در رابطه با برنامه‌های دولت خود برای کاهش معضلات اجتماعی از جمله طلاق گفت: باید به این موضوع یک نگاه فرهنگی داشت به دلیل تقسیم کار جامعه نوین ما نظام سنتی خانواده را از دست داده‌ایم و اکنون با خانواده‌های کم دامنه‌ای روبه رو هستیم که منابع ارزشمند فرهنگی ما هستند.

از سویی با آمیختگی فرهنگی گوناگونی مواجهیم.

وی در این زمینه توضیح داد: در قدیم افراد یک شهر با همشهریان خود ازدواج می‌کردند ولی اکنون با یک آمیختگی مواجه هستیم که هم بسیار خوب است و هم عدم تعادل ایجاد می‌کند.

موسوی خاطر نشان کرد: با وجود همه این ویژگی‌ها عمده‌ترین مشکل در بحث طلاق اشتغال است که ممکن است بسیاری از ثبات‌ها را در خانواده از بین ببرد.

هم بی اشتغالی و هم اجبار برای در اختیار داشتن چند شغل در آن واحد می‌تواند برای خانواده‌ها مشکل‌ساز باشد.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری همچنین افزود: نداشتن مسکن هم ممکن است به طلاق و مشکلات اجتماعی منجر شود؛ خانواده‌ها مشکل تامین مسکن دارند و بسیاری افراد دلهره اتمام زمان اجاره را در زندگی خود به طور محسوس می‌بینند. اینها همه یک اضطرابی را به داخل خانواده و جامعه واریز می‌کنند که موجب بی‌امنیتی می‌شوند.

موسوی ضمن تاکید بر نقش دولت در دفاع از خانواده‌ها اظهار کرد: به عنوان مثال دولت باید موضع خود را در قبال بحث چند همسری مشخص کند که این بحث به طور جدی کیان خانواده‌ها را تهدید می‌کند؛ این موضع دولت کمک می‌کند که مصالح جامعه بهتر حفظ شود.

وی ادامه داد: عدم امکان پرداخت هزینه‌های ازدواج نیز برای جوانان مشکل‌ساز است جوانان بعد از ازدواج با بدهی‌هایی مواجه می‌شوند که اثرات آن را در دادگاه‌های خانواده می‌بینیم.

موسوی خاطر نشان کرد: ما طرحی را در برنامه اقتصادی خود داریم که تامین مسکن این اقشار را بر عهده بگیریم که در مورد آن در آینده توضیح خواهم داد.

وی در مورد تداوم در حوزه مدیریت‌ها خاطر نشان کرد: کشورهایی موفق هستند که دارای استراتژی‌های توسعه‌‌ای بلند مدت باشند برنامه‌هایی که هر رییس جمهور با روی کار آمدن آن را به کلی تغییر ندهد البته تغییر جزئی حق هر رییس‌جمهور است اما اینکه ما دولت قبلی را صهیونیستی یا کمونیستی بنامیم، درست نیست چرا که دولت‌های قبلی نیز قانونی روی کار آمده‌اند و وظیفه خود را انجام داده‌اند.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری توضیح داد: برنامه‌های بلند مدتی که کار کارشناسی روی آنها انجام شده نباید دچار تردید شوند، مگر می‌توان یک برنامه 20 ساله را به کندی تغییر داد؟ برنامه‌های پنج ساله توسعه را هم همینطور.

وی گفت: بنده به عنوان رییس‌جمهور نمی‌توانم بگویم که اینها را قبول ندارم؛ چون سنگ روی سنگ بند نمی‌شود، اگر تغییری را هم لازم بدانم، باید از راه قانونی و تعامل با مجلس این دگرگونی را ایجاد کنم و زیبایی کار هم در این است که تغییرات ما خطوط اصلی را دچار تزلزل نکنند.

موسوی با تاکید بر اینکه هر رییس‌جمهور حق دارد مدیران خود را انتخاب کنند گفت: باید احساس کنیم که مدیریت‌ها ثبات دارد نباید تمام رده‌های پایین مدیریتی را کنار گذاشت این کار خسارت به دولت و ملت است.

وی تصریح کرد: اگر دولت نهم در راستای اهداف دستیابی به عدالت خود از نظرات کارشناسی و نیروهای دانشگاهی استفاده می‌کرد در برنامه‌های خود موفق بود اما این نیروها را کامل کنار گذاشت.

موسوی با ذکر مثالی از دوران مدیریت خود ادامه داد: زمانی که من دولت را به آقای هاشمی واگذار کردم، ظرفیت تولید پتروشیمی در کشور 5/1 میلیون تن بود پس از آن مدیری سر کار آمد که توانست این ظرفیت را به دورنمای 36 میلیون تن برساند؛ خوب باید این نیرو را نگه داریم و از آن تجلیل کنیم حتی اگر می‌خواهیم نیروهای جوان و نخبه را روی کار بیاوریم نباید اینگونه مدیران را طرد کنیم.

وی توضیح داد: باید از نیروهای قوی استفاده کنیم و نیروهای نخبه و جوان را بدون رانت‌خواری و قوم و خویش‌سالاری وارد صحنه کنیم.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس با تاکید بر اینکه رییس‌جمهور باید مدیران توانای جریان فکری مقابل خود را نیز به کار بگیرد اظهار کرد: یک رییس‌جمهور باید آنقدر تحمل داشته باشد که بگذارد یک مدیر موفق با هر گرایش سیاسی کار خود را انجام دهد. دنیای متمدن نیز این کار را می‌کند فارغ از اینکه فرد به کدام حزب و گروه وابسته است.

موسوی تصریح کرد: در دولت نهم همه مدیرانی که ادبیاتی متفاوت داشته‌اند تغییر پیدا کرده‌اند که من این رویه را عوض می‌کنم و تجربه این کار را دارم. من متعهد می‌شوم که در مساله مدیریت حتی از نیروهایی که به من رای نداده‌اند نیز استفاده کنم.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در پاسخ به سوالی در رابطه با برنامه‌های خود برای هدایت تورم و ایجاد اشتغال گفت: برای مبارزه با تورم اعتقاد دارم که باید یک تحول اقتصادی ایجاد کنیم؛ به نحوی که سرمایه‌های راکد را مولد کنیم که در این زمینه حضور همه جانبه بخش خصوصی برای ما حیاتی است. فضای کسب و کار فعلی در کشور نیاز به یک دگرگونی اساسی دارد.

موسوی درباره برنامه‌های اقتصادی دولت خود گفت: جوش دادن صنعت نفت از مهم‌ترین کارهای من خواهد بود؛ ما در کشور فقط در حال استخراج نفت و فروختن آن هستیم؛ در حالی‌که خود این صنعت متکی به اقتصادهای دیگر است بدون اینکه در صنایع ما اثر بگذارد.

وی ادامه داد: وجود نفت در کشور باید مولد صنایع باشد و این صنایع منجر به این شود که اشتغال و توسعه پایدار داشته باشیم و این یکی از مهم‌ترین مزیت‌های نسبی ماست.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس درباره یک ویژگی اقتصادی تاریخی در کشور گفت: ایران بی‌دلیل کشور کانونی جاده ابریشم نبوده است ما با نداشتن تعامل با کشورهای همسایه از این مزیت استفاده نکردیم؛ در اطراف کشور خود از سویی با ترکیه رو به رو هستیم که یک بازار 950 میلیونی اروپا را در کنار خود دارد که از سویی با شبه قاره هند همسایه‌ایم که 2 میلیارد نفر جمعیت را در خود جای داده است البته اینها به غیر از سایر کشورهای آسیایی هستند اما ما هیچگاه به این مزیت فکر نکرده‌ایم.

موسوی با اشاره به ظرفیت تبادلات مرزی تاکید کرد: من این سیاست را به طور حتم در استان‌های شمال غرب و همچنین استان‌های شرقی کشور اعمال خواهم کرد که هم این استان‌ها را متحول می‌کند و هم اشتغال وسیع به وجود می‌آورد.

وی اظهار کرد: علاوه بر اینکه دولت باید وضعیت قیمت‌ها را کنترل کند در وظایف خود نیز باید بازنگری داشته باشد. دولت در تعاملات اقتصادی بسیار تعیین کننده است اگر طرحی داشته باشیم که دولت را در تصمیمات و عملکردها سبک و سریع کند منجر به اشتغال و ورود به بازارهای جهانی خواهد بود.

این نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری با اشاره به سیاست توزیع پول نقد در بین مردم تاکید کرد: این عمل نه تنها سرمایه گذاری و اشتغال ایجاد نمی‌کند بلکه به باد دادن سرمایه‌ها و تحریک بازار تقاضاست برنامه بنده این است که پول نفت را در خدمت توسعه و اشتغال پایدار قرار دهم.

وی ادامه داد: ثبات در سیاست‌‌های اقتصادی می‌تواند به جذب سرمایه‌های خارج از کشور کمک کند از جمله این سیاست‌ها ثبات در دستگاه‌های پولی مثل بانک مرکزی است که تغییرات مدیریتی سریع و بدون برنامه در این حوزه کاملا به ضرر کشور است.

موسوی همچنین در مورد دیدگاه خود درباره سند چشم انداز 20 ساله کشور و اصل 44 اظهار کرد:‌ چشم انداز 20 ساله حاصل تفکر و تامل بسیاری از کارشناسان است و دورنمای روشنی را برای مملکت ایجاد می‌کند که آن رتبه اول منطقه است.

نخست‌وزیر پرافتخار دوران دفاع مقدس تاکید کرد: ما در وضعیت فعلی برای عمل در چارچوب این دو برنامه بلند مدت موانعی داریم و آن عدم تکیه بر برنامه‌ریزی است. در این مورد می‌توان به برنامه چهارم توسعه نیز اشاره کرد. وقتی رییس‌جمهور این برنامه را استعماری می‌خواند و جایگزینی هم برای آن معرفی نمی‌کند نمی‌توانیم امید داشته باشیم که به اهداف خود در سند چشم انداز 20 ساله برسیم.

وی توضیح داد: در برنامه چهارم بحث 8 درصد رشد اقتصادی و همچنین کم کردن وابستگی‌مان را به نفت داشتیم اما هیچکدام از آنها محقق نشد و تبدیل به موانعی برای تحقق اهداف سند چشم انداز گشت.

نامزد دهمین دوره ریاست جمهوری عدم تجهیز منابع پایه را از دیگر موانع رسیدن به اهداف سند چشم‌انداز خواند و توضیح داد: منابع اصلی کشور نباید در خدمت منافع کوتاه مدت قرار بگیرد؛ چشم‌انداز یک ویژگی مثبت عمومی دارد و آن، این است که دولت‌ها را مجبور می‌کند که نگاه خود را از اکنون بردارند و به آینده نگاه کنند. اگر دولت‌ها خود را قانع کنند که کاری که انجام می‌دهند برای آینده است کارها اساسی‌تر صورت می‌گیرد و امید به تحقق اهداف بیشتر می‌شود.

موسوی اظهار کرد: این ریخت و پاش‌های منابع و بی‌توجهی به پروژه‌های عظیم و تاثیرگذار در اقتصاد کشور یک نازایی را در اقتصاد به وجود خواهد آورد؛ در حالی‌که رسیدگی به پروژه‌های عظیم ملی می‌تواند سیمای اقتصاد ما را دگرگون کند. تمرکز ما بر روی پروژه‌های کوچک نمی‌تواند موج اقتصادی ایجاد کند.

موسوی ادامه داد: مهم‌ترین مشکل ما در عمل کردن و به اصل 44 این است که طرح‌ها با اختیارات کامل و زمان‌بندی پیش نمی‌رود اگر اینگونه باشد زمانی چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم که زمان تحقق سند چشم انداز فرا رسیده است و ما هنوز در اصل 44 مانده‌ایم.

وی ادامه داد: من ماجرای کشور آلمان را بارها مثال زده‌ام که چگونه بعد از جنگ با یک ریسک اقتصادی و با یک برنامه‌ریزی بلند مدت یک اقتصاد آزاد را به وجود آورد و برای این کار نهادی را در بالاترین سطح ساخت و در یک موعد مقرر کار خود را به پایان رساند.

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه ما قدرت نهادسازی نداشتیم افزود: اگر نتوانیم برنامه اجرایی اصل 44 را به بهترین نحو طراحی کنیم این طرح طولانی و هرز می‌شود مثلا قبل از بحران جهانی اقتصاد بهتر می‌توانستیم این اصل را عملی کنیم اما این فرصت را از دست دادیم.

وی تاکید کرد: من مسافرت‌هایی را به مناطق صنعتی داشتم و دیدم که به خاطر اجرای ناصحیح پروژه‌ها چه مشکلاتی برای نیروها ایجاد شده است؛ من امیدوارم در آینده چنین نشود و برنامه‌هایی نیز در این زمینه دارند.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در مورد برنامه خود برای ایجاد انگیزه در جامعه و ایجاد فرهنگ امید و نشاط خاطر نشان کرد: بخشی از این مساله به مسایل اقتصادی خانواده‌ای برمی‌گردد که می‌خواهد دورنمایی را برای اشتغال و ازدواج فرزندان خود ترسیم کند کل این جریان یک امید ایجاد می‌کند ولی فراتر از آن نیز من به مسایل دیگری فکر می‌کنم.

موسوی توضیح داد: وقتی دولت به جامعه نگاه می‌کند نباید مردم را دسته‌بندی و تکه تکه کنند بلکه باید به همه خوش بین باشد. دولت نباید بگوید این خانواده معطوف به من است یا آن فرد از من دور است؛ مردم دوست دارند که با هم روابط خوبی داشته باشند. در بین مردم داد و ستدی وجود دارد که هر نوع دستکاری در آن موجب به هم خوردن عرف می‌شود.

وی با اشاره به اینکه عدم تجسس از مهم‌ترین دستورات دینی ماست اظهار کرد: کسی که در جایی کار می‌کند باید احساس امنیت کند، نباید خوف این را داشته باشد که به او بگویند تو با ما همفکر نیستی یا خائن هستی؛ به وجود آوردن یک فضای اعتماد هم مردم را خوشحال می‌کند و هم به حفظ ارزش‌های دینی کمک می‌کند که ما در این زمینه مشکلاتی داریم.

موسوی، برنامه خود را در این زمینه این چنین اعلام کرد:‌ من بنا دارم فرمان هشت ماده‌ای حضرت امام (ره) را که در دوران جنگ صادر شد، جزو برنامه‌های خود بگذارم؛ یکی از این هشت ماده تفکیک دولت از بخش خصوصی افراد است که در آن تجسس در حریم افراد منع شده است و اصطلاحاتی دارد که نشان می‌دهد چه نگاه دورنگری در این دستور بوده است.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه می‌خواهد نقش مردم را در حوزه عمومی افزایش دهد ادامه داد: یک ترسی از وجود تشکل‌های مردمی وجود دارد در حالی‌که ما بسیار پیش از این نیز تشکل‌های مردمی داشتیم و اکنون نیز می‌توانیم به صورت گسترده‌تر این تشکل‌ها را در اختیار داشته باشیم چرا دولت باید همه وظایف را به عهده بگیرد؟ دولت می‌تواند هر جا که تشکلی شکل گرفت از او حمایت کند و این یک فضای خوش بینی را در جامعه خواهد دمید.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در مورد فساد اقتصادی و اداری در کشور اظهار کرد: ما در بحث فساد بیشتر به حلقه آخر نگاه می‌کنیم؛ مثلا به اینکه یک نفر پولی را برداشته یا اختلاسی انجام داده است اما این گم کردن راه است.

وی توضیح داد: اصلاح نظام اداری و ارتباط مردم با سیستم اداری از عوامل پایین آوردن فساد دولت است. وقتی سیستم اداری چالاک شد و زمینه‌های جرم کاهش پیدا کرد آن وقت می‌توانیم با آخرین حلقه رو به رو شویم که در آن هنگام تعامل دولت و قوه قضاییه از اهمیت بالایی برخوردار است.

موسوی در این مورد خاطر نشان کرد: اگر 10 مفسد به قوه قضاییه معرفی شود و قوه با آنها برخورد کند و این تصور وجود داشته باشد که بقیه پاک هستند می‌توان به سالم بودن سیستم اداری امیداوار بود اما چون ما نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم و مفسدان را معرفی کنیم تمام نظام اداری را به فساد متهم می‌کنیم.

ما کارمندانی داریم که منصفانه و با اخلاق کار می‌کنند و متهم کردن همه آنها اصولی نیست.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: اگر همه کارهای دولت روشن باشد و امکان نظارت رسانه‌ها فراهم شود رانت نیز کم می‌شود. برخورد قضایی به تنهایی حلال مشکلات فساد ما نیست.

موسوی در پاسخ به آخرین سوال کارشناسان در رابطه با فعال کردن شوراها و استفاده از ظرفیت آنها اظهار کرد: ما در این زمینه غفلت کردیم چرا که اول انقلاب شوراها جزو اساسی‌ترین برنامه‌ها بود البته در رابطه با شهرداری‌ها شوراهای شهری موفقی داریم ولی وظایف و ظرفیتی که این شوراها می‌توانند به عهده داشته باشند، بسیار فراتر از اینهاست.

نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کرد: جزو اولین کارهای دولت من این خواهد بود که وزارت کشور را موظف به تهیه قانونی در زمینه شوراها کنم؛ واقعیت این است که یک مقداری از وظایف دولت باید کاسته شود و به سوی شوراها برود و به نفع ماست که از ظرفیت شوراها استفاده کنیم.

وی در توضیح مزیت‌های استفاده از شوراها خاطر نشان کرد: با این کار از گلایه‌های استان‌ها برای به کارگیری نیروهای بومی کاسته خواهد شد و بار دولت پایین خواهد آمد؛ کارهای محلی نباید بر دوش دولت باشد و دولت نباید در تصمیمات استانی دخالت کند.

وی ادامه داد: حتی این شوراها می‌توانند بدون دخالت دولت لایحه تقدیم مجلس کنند؛ اگر مجموعه این ساز و کار زنده شود شوراها، دولت و مجلس در تعامل با هم از وظایف حاکمیتی دولت خواهند کاست و کارها را به مناطق می‌سپارند. این فساد و حتی مشکلات نظام مالیاتی ما را نیز حل می‌کنند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در این خصوص گفت: اگر گرفتن مالیات با پروژه‌های عمرانی استان‌ها ارتباط پیدا کند، ایران یک ظرفیت عظیم را پیش روی خود خواهد دید.

 

+ نوشته شده توسط یاس در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 13:6 |

یک سوال...یک جواب!!!

روزی از حسنین هیکل ؛ فرزانه بزرگ نام  مصری پرسیدند :

چرا شما مصریان  با آن پیشینیه پر بار فرهنگی عرب زبان شدید ؟ شما که عرب نیستید.

گفت :  برای اینکه ما فردوسی نداشتیم.

یه مطلب تو یه سایت دیدم که اونم از یه جایه دیگه اورده بود .(منم همون مطلبی رو که در سایت دوم بود کپی کردم.چون منبعش هم توش بود.) :

(  تحریف در برابر تحریف )

بردیانیوز:کاربران ايراني اينترنت دراقدامي روبه جلوتقاضاي تغييرنام درياي عمان رابه درياي ايرانيان مطرح کرده اند.

در اعتراض به تغيير نام "خليج فارس" توسط اعراب، نامگذاري يك دانشگاه در قطر به نام خليج عربي ، حذف نام خليج فارس از درسهاي دانشگاهي امارات و اقدامات توهين آميز ديگر از اين دست ، کاربران اينترنت پيشنهادکرده اند دراقدامي روبه جلودرياي عمان باتغييرنام درياي ايرانيان نامگذاري شود.

هم اکنون تعدادي ازوبلاگ نويسان ايراني بدنبال جمع آوري پيامهاي کوتاه مخابراتي ونظرات اينترنتي ميباشند تابتوانند اين اقدام رافراگيرنمايند.

در اين راستا سايت خبرچين پيشنهاد مي کند، به دليل مجاورت اين دريا با استان سيستان وبلوچستان در ايران به نام درياي سيستان نام گذاري شود.

از دوستانی که وبلاگ دارند تقاضا میکنم اگر ممکنه این مطلب رو تویه وبلاگاشون بزارند واونا هم از باز دید کنندگانشون بخوان که همین کارو بکنن تا این موضوع بهتر و سریعتر پخش بشه. (امین)

      به نقل از :وبلاگ  امپراتوری ایران

+ نوشته شده توسط اقا امین در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 11:24 |

خاتمی: موسوی در این بیست‌سال در عرصه بود اما سانسور شد/ جلوی گروه فشار خواهیم ایستاد
بخش دوم و پایانی

خاتمی: موسوی در این بیست‌سال در عرصه بود اما سانسور شد/ جلوی گروه فشار خواهیم ایستاد

قلم - نگرانی عمده امروز اصلاح‌طلبان از نشستن مردم در روز انتخابات در خانه‌های خود است، اتفاقی که در چند انتخابات گذشته موجب شد امروز اقلیت ادعای اکثریت بودن را بکند.

به گزارش قلم نیوز، پایگاه یاری قسمت دوم گفت و گو با خاتمی را منتشر کرد که بدین شرح است: بزرگترین دغدغه امروز خاتمی نیز همین است، او که اینک مهمترین حامی میرحسین موسوی است با تاکید بر اینکه«تجربه نشان داده که نتیجه انتخابات از قبل قابل تعیین نیست»، به دفاع از میرحسین پرداخت، از نقش او در دولت اصلاحات سخن گفت و از سرنوشت «گروه فشار» در دولت میرحسین.

رئیس دولت اصلاحات بیست سال سکوت مهندس موسوی را قبول ندارد و معتقد است که او در تمامی این سال ها از عرصه کنار نکشیده بود اما سانسور شد، او همچنین انتقادپذیر نبودن مهندس موسوی را تهمت ناروایی می‌داند به نخست وزیر دوران دفاع مقدس می‌زنند و معتقد است،در همان دوران جنگ و ترور هم رابطه‌ای که با دانشگاه و تشکل‌ها بود امروز نیست.

خاتمی از «دشمن» هم گفت و به این مسئله اشاره کرد که «بعضی‌ها برای اینکه خودشان را توجیه کنند نیازمند دشمن هستند و بعضی‌ها اینقدر کوچک هستند که با همه به عنوان دشمن برخورد می‌کنند».

بخش اول مصاحبه یاری با سیدمحمد خاتمی که بیشتر به ناگفته‌های او اختصاص داشت منتشر شد و امروز بخش دوم این گفتگو با محوریت انتخابات و میرحسین موسوی منتشر می‌شود.

***********************


آقای خاتمی، سئوالی دارم که  سئوال درصد زیادی از جامعه ماست و نگرانی شما نیز شاید از این سئوال ناشی شود و  آن این است که چه دلیلی برای شرکت در انتخابات وجود دارد، بسیاری از تحریمی‌ها معتقد هستند که رای آنها تاثیری در انتخاب سرنوشت ندارد و سرنوشت از پیش تعیین شده است، به عنوان کسی که سابقه دوبار انتخاب شدن در انتخابات ریاست جمهوری را دارد چه دلایلی را می‌توانید برای قانع شدن این افراد به شرکت در انتخابات مطرح کنید؟

در این که در جامعه ما و با روندهایی که شکل گرفته است، یک علاقه، اشتیاق و اراده‌ای برای اینکه یک جریانات خاصی حاکم باشند و جریانات خاصی از عرصه بیرون بروند، وجود دارد تردیدی نیست. اما این به هیچ وجه بدان معنا نیست که آن خواست که به دنبال سازماندهی نیز هست بتواند به صد در صد خواست‌های خود برسد.

در این کشور الحمدالله هنوز انتخابات وجود دارد ، با وجود برخی رویه‌هایی که ما نمی‌پسندیم و نیز محدودیت‌هایی که در زمینه حضور مردم و ابراز علاقه مردم وکم کردن قدرت انتخاب بیشتر مردم  وجود دارد، هنوز به لطف خداوند و به برکت انقلاب اسلامی اصل انتخابات کارساز هست و می‌تواند اگر واقعا مردم اراده کنند و بخواهند، خواست اکثریت را تامین بکند، منتهی شرط اینست که مردم بخواهند و بیایند.

این ذهنیت که از پیش مسایل مشخص شده است متاسفانه وجود دارد ولی به نظر من درست نیست و  تجربه هم نشان داده که اینطور نیست. پیش از این نیز گفته شده یا توسط کسانی که با اسلام ،انقلاب و مردم سازگار نیستند به عنوان یک جنگ روانی دامن زده شده که رای دادن مردم اثر ندارد ولی عملا دیده‌ایم که اثر داشته است.

 موارد متعددی این ذهنیت دیده شده است و آنچه که سبب شده است که این انگاره، ذهنیت و توهم رااز بین ببرد حضور مردم است. البته اگر مردم شرکت نکنند یعنی شرکت کمی داشته باشند، قطعا جریانی که سلایق خاص خودش را دارد تفکر غلطی که انشالله با سوءنیت نیز نیست معتقدند آنها  بهتر و بیشتر مصالح اسلام و انقلاب را تشخیص می‌دهند و دیگران خودی نیستند و نباید بیایند، طبعا این جریان در غیبت مردم می‌تواند موفق بشود،  برای اینکه مطمئنا این سلیقه و این جریان که یک اقلیت بسیار کوچکی در جامعه ماست تبدیل به اکثریت نشوند مردم باید در انتخابات حاضر شوند چرا که با نیامدن مردم آن اقلیت خود به خود بر اساس رای کسانی که شرکت می‌کنند تبدیل به اکثریت می‌شود، من بارها گفتم که این جریان یک سقف رای مشخص در جامعه دارد که اگر مردم بیایند و در انتخابات شرکت کنند آن اقلیت همان اقلیت می‌ماند و اکثریت خودش را نشان می‌دهد.

من تردیدی ندارم که اگر به جامعه رجوع بکنیم و واقع بینانه بنگریم، اکثریت مردم چیزی را می‌خواهند که اگر به عرصه بیایند آن چیز تحقق پیدا می‌کند. انتخابات همچنان مظهر تجلی حاکمیت مردم بر سرنوشت و مظهر اراده مردم  و هم راهکار تحقق اراده مردم و حاکمیت مردم است و این دستاورد بزرگی است که ملت ما از صد سال پیش می‌خواسته و امروز در اثر انقلاب اسلامی به آن رسیده است و امروز ما نباید این را از دست بدهیم.

اگر مردم احساس می‌کنند که باید در جامعه تحولی ایجاد بشود، راه‌ها و روش‌های دیگری جز آنچه که هست باید حاکم بشود، از امکانات هرچه بهتر و بیشتر به نفع ملت استفاده بشود، دفاع از آن آرمان‌ها و خواست‌هایی که امام و انقلاب ما داشته است به درستی صورت بگیرد،و نه اینکه با کمال تاسف هم امکانات مادی در مسیر نادرستی مصرف بشود و هم ارزش‌ها مصادره بشود و هم به غلط به نام ارزش‌ها کار‌هایی انجام بگیرد برای ایجاد تحول فقط یک راه وجود دارد و آن حضور مردم در انتخابات است.

البته این را هم عرض کنم که اگر مردم توقع داشته باشند که با حضور خودشان و انشاءاله با موفقیتشان همه این مسایل یک شبه حل می‌شود شدنی نیست.

مهم اینست که مردم این سئوال را از خود بکنند که آیا راهی را که انقلاب ما خواسته، راهی که مردم ما خواستند، راهی که در مسیر عزت و سربلندی ملت ماست، آن راه در حال طی شدن هست یا خیر؛ اگر طی نمی‌شود، انتخابات برای این است که ما نظام را به همان راه درست برگردانیم و در این راه باید خیلی تلاش کنیم، جلو برویم و واقع بین باشیم و بدانیم که یک شبه نمی‌توان به قله رسید اما در در دامنه و در مسیر قله حرکت کنیم.

اگر مردم ما  با این واقع‌بینی با مسائل روبرو شوند و برخلاف جنگ روانی یا نیت غلطی که وجود دارد که به هر حال اگر ما شرکت بکنیم یا نکینم نتیجه انتخابات از پیش معلوم است و تجربه هم نشان داده اینطور نیست، اگر این ذهنیت اصلاح بشود و مردم در عرصه حضور یابند، من تردیدی ندارم که مردم در مسیر حاکمیت بر سرنوشت خود و حرکت به سمت خواست‌های خود  موفق خواهند بود.

 

بسیاری روشنفکران و جامعه شناسان معتقدند که مردم ایران، مردمی پایبند به اصلاحات هستند و اصلاحات در متن جامعه ایران است، آزادی بیان و اندیشه، جلوگیری از حاکم شدن تحجر و مانع شدن از آن که کشور به سمت آینده نامعلوم حرکت کند خواست و اراده مردم است، اما در این میان یک سؤال مرتب تکرار می‌شود و آن این است که با توجه به موانع بزرگ و جدی که اصلاح‌طلبان با  آن در درون حاکمیت مواجه هستند، چه تضمینی وجود دارد که اصلاح‌طلبان و  به طور مشخص اگر مهندس موسوی  رای بیاورد دوباره آن مانع‌تراشی‌ها آغاز نشود و بتوان به سمت اهداف اصلاحات حرکت کرد؟

این بحث نیاز به مجال بیشتر و گسترده‌تری دارد که  با تحلیل درستی مساله را مورد بررسی قرار بدهیم، اما یک مساله اصلاحات است و یک مساله اصلاح‌طلبان و اینکه اصلاح‌طلبان چگونه می‌توانند در عرصه حکومت کار بکنند و چه نقشی می‌توانند داشته باشند.

من بارها گفتم و الان نیز می‌گویم عمیق‌ترین، گسترده‌ترین و پایدارترین حرکت در طول یکصد سال گذشته اصلاحاتی است که از یک طرف به مبنای هویت تاریخی جامعه ما یعنی دین و فرهنگ و معیارها و ارزش‌هایی که جامعه ما به آن پایبند  است و از سوی دیگر احساس می‌کند که در زمانی متفاوت از زمان گذشته قرار دارد و می‌خواهد به روز باشد و موقعیت خودش را در دنیای امروز  ممتاز و خوب ببیند، که اصلاحات در این زمینه حرکت کرده و می‌کند و در کنار آنها جریانات دیگری هم بودند که مقاومت کردند و لی اصلاحات حرکت پایدار و ماندگاری است و هرکس با آن هماهنگ باشد ماندنی است و هرکس هماهنگ نباشد ممکن است چند صباحی  در عرصه حضور داشته باشد ولی بعد از مدتی کنار زده می‌شود.

البته اگر حاکمیت جامعه و نهاد‌های رسمی مدیریت جامعه همسو و همگام با این حرکت اصلاحات باشند، حرکت اصلاحات ارزان‌تر و آسان‌تر به اهداف خودش می‌رسد. اگر اینگونه نباشد و مانع‌تراشی کنند هزینه اصلاحات زیادتر می‌شود و راه دورتر؛  اما بدین معنا نیست که اصلاحات از بین برود، این در مورد اصلاحات.

اما در مورد اصلاح طلبان، همه ما می‌دانیم که اصلاح‌طلبان به چارچوب و اصول معتقد هستند و واقعا در مسیر منافع و مصالح ملت و سربلندی کشور، پیشرفت کشور و برخورداری مردم از امکاناتی که شایسته آن در جامعه هستند، استفاده درست از امکانات مادی و معنوی برای اعتلای کشور و پیشرفت جامعه و رسیدن به آرمان‌های بلند حرکت کرده و می‌کنند وطبعا اصلاح‌طلبان اگر به عرصه حکومت بیایند در جهت تسهیل این حرکت و رسیدن به اهداف آن تلاش می‌کنند.

منتهی باید بدانیم که حاکمیت بخش‌های مختلفی دارد،الان صحبت ما در این رابطه است که رئیس‌جمهور را انتخاب کنیم و در واقع  دیرک خیمه قوه مجریه را نصب کنیم و درکنار آن  خیمه قوه مجریه زده شود. یعنی در واقع با انتخاب رئیس جمهور نقش مهمی را در تاسیس و برقرار کردن یکی از سه قوه مهم کشور ایفا کرده و  می‌کنیم. باید بدانیم که هم رئیس جمهور و هم قوه مجریه محدودیت‌هایی قانونی دارند یعنی حدودی وجود دارد که از آن نمی توانند تجاوز کنند بدان معنا که بخشی از امکانات کشور در اختیار اوست، از این گذشته روند‌ها و روال‌هایی وجود دارد که مانع از استفاده از همه امکانات در اختیار می‌شود و  حتی ممکن است جریانات دیگری که به هر حال امکاناتی دارند، یا امکانات رسمی مشروع یا امکاناتی که در اختیار آنها قرار گرفته و مسئولیتی هم ندارند می‌توانند تاثیرگذار باشد و حتی ممکن است کارشکنی‌ها و موانعی نیز ایجاد کنند؛ یعنی هم اختیارات و امکانات قوه مجریه محدود است هم اینکه در مقابل این امکانات محدود نیز  موانع و کارشکنی‌هایی ممکن است صورت بگیرد.

بنابراین توقع ما باید در همان حد باشد، حال اگر جریان در انتخابات چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری به‌گونه‌ای باشد که  کسانی بیایند که به آن اصول و چارچوب‌ها و به آن روند تاریخی اصلاحات پایبند هستند، ما معتقدیم این وضعیت و شرایط بهتر از  این است که یکسره همه امکانات قوا  و دستگاه‌های مختلف در مقابل حرکت اصلاحات قرار بگیرد و هزینه اصلاحات بیشتر بشود و پیشرفت به سوی اهداف اصلاحات کندتر شود.

یقینا ما اگر واقع‌بین باشیم اگر در  قوه مجریه کسانی باشند که به اصول و چارچوب‌های اصلاحات و بالاتر از آن آرمان‌های انقلاب،  خواست‌های ملت و  آنچه که ما آنها را ارزشهای اصیل اسلامی و انقلابی و ملی می‌دانیم، پایبند باشند، حتما هزینه اصلاحات و حرکت تاریخی اصلاحات را کمتر می‌کند و ما معتقدیم در میان دوستان عزیزی که الان در عرصه هستند کسانی هستند که این خصوصیات را دارند و به خصوص شما رجوع کنید به منشوری که جناب آقای مهندس موسوی و مواضع و شعارهایی ایشان که آدم احساس می‌کند این شعارها پشتوانه تدبیری و فکری مناسبی دارد و واقعا پایبندی جدی به آنها وجود دارد اما در طرف مقابل گاهی ممکن است شعارهایی با حسن نیت هم داده شود اما  خیلی پشتوانه نداشته باشد.

من معتقدم آنچه جناب آقای مهندس موسوی  می‌خواهد سربلندی کشور،  پیشرفت جامعه و وفاداری به اصول اصلی اصلاحات است. البته این مساله را باید مشخص کنیم که یک عده‌ای با ادعا اصول را در انحصار خودشان دانسته‌اند و در واقع سلیقه‌ها و روش‌های خودشان را عین اصول دانسته‌اند و معتقدند هر کس به این ارزش‌ها و اصول پایبند نیست ضد اصول است و سعی می‌کنند او  را از عرصه خارج بکنند که این خودش جفای به اصول  است و طرفداری از اصول نیست.

اصول مشخص است و ماباید معین بکنیم. البته همه دینداریم و اصول دینی را قبول داریم، معیارها را قبول داریم، ولی در عرصه حیات اجتماعی ما چه چیزی می‌خواهیم، حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان را می‌خواهیم، آزادی آنها را می‌خواهیم، مسؤلیت حکومت در مقابل مردم را می‌خواهیم، امکان بهره‌گیری جامعه از امکانات موجود برای پیشرفت و توسعه کشور را می‌خواهیم، مگر انقلاب برای این‌ها نیامد، این‌ها خودش اصول است.

 

دفاع از جمهوریت نظام یکی از محوری‌ترین اصولی است که وجود دارد، چرا که به هر حال امام و این انقلاب جمهوری اسلامی را مطرح کردند و ما نمی‌توانیم به نام اسلام جمهوریت رو نابود کنیم. همچنان که ما جمهوریتی را می‌خواهیم که سازگار با معیار‌های اسلامی باشد. اگر این‌ها اصول است ما  اصولگرای جدی هستیم و واقعا هم دلمان می‌خواهد که این اصول مستقر شود  ولی اگر بعضی سلیقه‌ها و روش‌هایی باشد که حتی معتقدیم سازگار با آن اصول و معیار‌ها نیست، آن  را  ما اصلا اصول نمی‌دانیم که حالا یک عده‌ای هم با حسن نیت ممکن است بیایند و بگویند که اصول فقط این است و کسی که این را قبول نداشته باشد اصول‌گرا نیست.

به هر حال معتقدم کسی که پایبند به منافع ملی، ارزش‌های اصیل انقلاب و چارچوب‌های قانون اساسی که متعلق و برآمده از مردم است باشد به عرصه بیاید  با وجود امکانات کمی که دارد، با وجود موانع موجود، بالاخره گام‌های ملت را به سوی اهداف اصلاح‌طلبانه‌ای که دارد استوار‌تر و سریعتر خواهد کرد و همین در مسایل اجتماعی و به خصوص اصلاحات تدریجی امر مهمی است و ما نباید به خاطر این امکانات اندک، میدان را به دست کسانی واگذار کنیم که معتقدیم راه و روش آنها در مسیر اهداف اصلی انقلاب و آرمان‌ها نیست و مصالح کشور را و ملت را آنچنان که باید و شاید تامین نمی‌کنند.

آقای خاتمی شما اخیرا اعلام کردید که پیروزی مهندس میرحسین موسوی قطعا پیروزی شماست دلیل طرح این سخن چیست؟ آیا واقعا موسوی می‌تواند فضا و بستر را برای ادامه راه اصلاحات باز کند؟

آقای مهندس موسوی شخصیتی محکم، استوار، دین باور و مردم خواه و روشن بین دارند. از سرمایه‌های انقلاب و دارای تجربه مدیریت در دورانهای سخت بوده اند. منشوری نیز که انتشار داده‌اند واقعا حاکی از باور ایشان است و بسیار مناسب است.

البته اینها به معنی نفی شخصیت ممتاز و با سابقه جناب آقای کروبی نیست ولی در انتخابات باید واقع بین هم بود به هر حال پیروزی اصلاح طلبان و به خصوص جناب آقای موسوی را موفقیت برای ملت ایران و سبب ساز تغییر مناسب می‌دانم.

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 15:44 |

به نام یگانه دادگر هستی

   به یزدان گر ما خرد داشتیم          کجا این سرانجام بد داشتیم

وبا درود به شما دوستان،یاران،عزیزان،مهربانان،بانوان و سروران.درود به شما ایرانیان. درود به شما ایرانیان با هر تفکر سیاسی،هر باور مذهبی و هر گویش.به جز خیانت کاران به سرزمین و مردم ایران.

روزی که امیر کبیر گریه کرد.

در زمان وزارت امیر کبیر به دستور وی و برای مبارزه با بیماری آبله مایه کوبی(واکسیناسیون)در ایران به صورت همگانی اجرا شد...

پس از گذشت چند روز از شروع مایه کوبی به امیر کبیر خبر دادند که مردم از مایه کوبی فرار می کنند!!! و حاضر به انجام آن نیستند که این خبر موجب شد تا امیر کبیر درصدد کشف علت آن برآید...     

 خلاصه بعد از انجام تحقیقاتی که انجام داد متوجه شد که به دلیل نفوذ عقاید خرافی از طرف رمالها و به قول معروف دعانویسها در بین مردم و اینکه آنها در بین مردم شایعه کرده بودند که مایه کوبی موجب ورود ارواح شیطانی به کالبد انسان میشود مردم از مایه کوبی استقبال نمی کنند.

برای همین دستور داد که هر کس از مایه کوبی فرار کند و مایل به انجام آن نباشد باید پنج تومان به عنوان جریمه به دولت بپردازد. با این اندیشه امیر کبیر فکر می کرد مشکل فرار مردم از مایه کوبی همگانی را حل می کند...

ولی افسوس و صد افسوس که بیشتر مردم ناآگاه آن زمان ایران دادن پنج تومان جریمه را که در آن زمان پول زیادی به حساب می آمد به واکسیناسیون رایگان و مصونیت در برابر بیماری آبله که در آنزمان در سراسر دنیا شایع شده بود ترجیح می دادند!!!

و در آن هنگام بود که به گفته راویان تاریخ امیر کبیر از ناآگاهی و جهالت مردم و پایبندی آنها به عقاید خرافی که تا این حد توسط استعمار در بین مردمان آن زمان رواج یافته بود به گریه افتاد...

از نظر من بیش از نود درصد مشکلات ما به خاطر ندونستنه.متاسفانه ما ایرانیا حال تحقیق و کتاب خوندن رو نداریم.برای همین هر کی از راه رسیده تونسته مارو بچاپه.

بازهم یه انتخابات دیگه از راه رسید.اما این بار واقعا برام عجیبه.شایدم چون دوره های قبل چیزی نمیدونستم برام عجیب باشه (اخه من از حدود سه یا چهار سال قبل به سیاست به شدت علاقه مند شدم و از اون موقع به بعده که تا حد ممکن مسائل رو دنبال میکنم) اخه کسایی رو میبینم می خوان برن رای بدن که حتی ادم به فکرش هم نمیرسه که این بخواد رای بده.

اقا اگر می خوای رای بدی.بده.دستت هم درد نکنه.ولی اول برو ببین اونی که می خوای بهش رای بدی چه جور ادمیه بعد برو بهش رای بده.

مثلا چند روز پیشا که خاتمی رفته بود ورزشگاه ازادی،بی بی سی یه صحنه هایی رو نشون میداد که ادم شاخ در می اورد.اولا موزیک گذاشته بودن و بروبکس همه داشتن میرقصیدن.اونم کیا!!دختر و پسرایی که تیپاشون همه نمی دونم فشن.جان من ببین کیا دارن از این نظام طرفداری میکن.اخه نمی دونم اینا حرفای بسیجی دلاور پرزیدنت دکتر احمدی نژاد رو فراموش کردن  که در چهار سال پیش گفت.اقای دکتر گفت که : « ما باید اقتصاد مملکت رو درست کنیم به وضع مردم برسیم.به ما چه که یه دختر یا پسر چه لباسی میپوشه.ایا واقعا مشکل ما یه تار موی یه دختره که معلوم باشه.ایا مشکل ما واقعا اینه و....»

بعدشم که دیدین طرح نمیدونم امنیت اجتماعی رو راه انداخت و اون اوضاع رو درست کرد.حالا باز همون کسایی که باهاشون در قالب اینکه بد حجابند برخورد شد، میخوان برن رای بدن.(چه پسر چه دختر)

خواهشم از دوسستایی که می خوان رای بدن یا مثل یاس دارن برای شخص خاصی تبلیغ میکنن اینه که اول برن یه کم در مورد اون شخص تحقیق کنند بعد بیان هرچی دلشون خواست بگن یا اینکه برن رای بدن.

برین ببینین این اقا چه کارایی کرده، ایا مردم ازش راضی بودن،نبودن،خوب بوده،نبوده، به درد ریاست جمهوری میخوره،نمی خوره و... .خلاصه اول طرف رو بشناسین بعد هرکاری خواستین بکنین نه اینکه همین طوری تو هوایی بیاین یه چیز بگین یا برین رای بدین.

+ نوشته شده توسط اقا امین در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 22:48 |
 

من رای نمیدهم تو رای نمیدهی او رای می اورد

پس.........

من رای میدهم تو رای میدهی تا او رای نیاورد

رای ما موسوی..

اینو الان همه براهم اس ام اس میکنن..منم گفتم بنویسم...

و اما اخبار امروز

 
پاسخ مستدل مجیدی به طراحان ادعاهای واهی:

تمامی تصاویر«مستند میرحسین» واقعی است/هرکس تصاویر را بخواهد در اختیارش می‌گذاریم

قلم - مجید مجیدی، ادعاهای مطرح شده از سوی خبرگزاری فارس و برخی سایت‌های حامی دولت مبنی بر اینکه در مستند انتخاباتی مهندس موسوی از بازیگر استفاده شده است را قویا رد کرد.

به گزارش قلم‌نیوز، خبرگزاری فارس در ادامه انتشار اخبار کذب و تخریبی علیه میرحسین موسوی، بعدازظهر یکشنبه در خبری به نقل از ثانیه نیوز، زنی که در مستند میرحسین از وضعیت اعتیاد و توزیع هرویین و کراک سخن گفته و از موسوی تقاضای تامین سلامت فکری فرزندانش را دارد، «منیژه حسینیان» بازیگر تئاتر خواند.

مجید مجیدی، کارگردان سینمای ایران درهمین زمینه به خبرنگار قلم‌نیوز، گفت: تمامی تصاویر، مستند و واقعی است و هیچ طراحی صورت نگرفته است.

وی بیان کرد: تمامی تصاویر، گزارش‌های کاملا مستند بوده و بدون بازسازی است و تصاویر قبل و بعد از آن نیز وجود دارد و اگر کسی این تصاویر را بخواهد ما می‌توانیم در اختیارش بگذاریم.

مجیدی با تاکید بر اینکه هیچ صحنه بازسازی شده‌ای در این مستند وجود ندارد گفت: اگر کسی می‌گوید من در آن صحنه‌ها حضور داشتم یا کارگردانی کرده‌ام، سند آن را بیاورد. این صحنه‌ها همگی مستند و واقعی است که تصاویر کامل آن موجود است و ما فقط بخش‌هایی از این تصاویر را در این مستند استفاده کرده‌ایم و تصاویری بسیار دردناک‌تر از آنچه نمایش داده شد نیز وجود داردایرانی می‌خواهیم به دور از دروغ، خرافه و تحجر

میرحسین موسوی:

ایرانی می‌خواهیم به دور از دروغ، خرافه و تحجر

قلم - اولین کنگره سراسری نسل سومی‌های یاری‌گر میرحسین موسوی در محل سالن والیبال مجموعه ورزشی حجاب برگزار شد.

به گزارش قلم نیوز، در این همایش که با حضور تعداد زیادی از جوانان شهرهای مختلف برگزار شد میرحسین موسوی طی سخنانی خطاب به جوانان حاضر در جمع که با شور و اشتیاق فراوان به او خوش‌آمد گفتند، گفت: ما آمده‌ایم و گرد هم جمع شده‌ایم تا دوباره ایران را پیدا کنیم. ما ایرانی هستیم و آمده‌ایم تا ایرانی پیشرفته بسازیم. ایرانی دور از دروغ، خرافه و تحجر. ما آمده‌ایم که بگوییم اول باید ایرانی باشیم تا جهانی باشیم.

وی افزود: ما آمده‌ایم بگوییم بین ایران و اسلام فاصله‌ای نیست اگر فاصله نیاندازند. ما آمده‌ایم در سیاست خارجی‌مان پایگاه ایران و ایرانیان را اعتلا ببخشیم. ما آمده‌ایم با جهان تعامل کنیم نه آنکه بر جهان مدیریت کنیم ما باید اول کشور خودمان را مدیریت کنیم.

موسوی با بیان اینکه ما آمده‌ایم با ملت‌ها دوست باشیم، خاطر نشان کرد: مدیریت جهان از آن ملت‌ها است. ما آمده‌ایم به سمت علم و عقل برویم و از رمالی، کف‌بینی و پیش‌بینی عجیب راجع به دنیا دوری کنیم. ما نیامده‌ایم هر روز پیش‌بینی کنیم که کدام کشور می‌خواهد سقوط کند ما باید پایگاه‌یمان را در جهان محکم کنیم.

او ادامه داد: نمی‌توان در جهان امروز با این پیش‌بینی‌ها مصالح ملی را اداره کرد. ما آمده‌ایم به اقتصاد و فرهنگ خودمان از نگاه ملی نگاهی دوباره بیاندازیم. ما برای ملت و دانشجویان‌مان آزادی می‌خواهیم. ما می‌خواهیم از یک دولت انتظامی به سمت یک دولت خدمتگزار تغییر جهت دهیم ما می‌خواهیم بگوییم بین ملت و دولت باید نزدیکی و اعتماد وجود داشته باشد.

موسوی در ادامه گفت: ما نمی‌خواهیم به سمت بخشی از ملت خودمان دست دراز کنیم و بخشی دیگر را از خود دور کنیم. ملت ما متحد‌اند، مردم، قومیت‌ها و فرهنگ یکدیگر را دوست دارند. دانشجویان؛ مردم و مردم دانشجویان را دوست دارند. ما نمی‌خواهیم و به ما دستور ندادند که از طریق رجوع با استخاره -که البته استخاره در جای خود خوب است، جهان را بسازیم. به ما دستور داده‌اند که با علم، دانش و عقل با جهان روبرو شویم. ما امام را اینگونه شناختیم.

او در ادامه با تاکید بر اینکه امام (ره) حتی یک بار هم با این روش‌ها با جهان روبرو نشد، اظهار کرد: برای ما کاربرد علم، دانش و عقل در کنار ایمان مهم است اگر این عقل و علم را جدا کنیم به دایره‌ی خرافه و جهل می‌پیوندیم. ما می‌خواهیم دوستداری خود را درباره ایران عزیز و بزرگ اعلام کنیم.

موسوی افزود: ما ایران و فرهنگ ایرانی را دوست داریم،‌ فرهنگ ایرانی از فرهنگ اسلامی جدا نیست ما به این هویت نیاز داریم. ما با مشکلات خودمان در جهان نمی‌توانیم روبرو شویم مگر آنکه به هویت ملی و ایرانی خود رجوع کنیم. ما مجبوریم این راه را انتخاب کنیم. ما دنبال عظمت ایرانیان هستیم.

او با بیان اینکه ما احساس ذلت می‌کنیم وقتی تولید فروکش می‌کند و دانشجوی ما کار پیدا نمی‌کند و بر توسعه اقتصادی در کشور تاکید کرد و گفت: ما می‌خواهیم اقتصاد را گسترش دهیم ما احساس ذلت می‌کنیم وقتی دانشجوی ما به دنبال آزمایشگاه، توسعه و پیشرفت است اما مجالی ندارد چرا بر نیروی علم، عقل، دانشجو، دانشمند و اساتید تکیه نمی‌شود. هر دولتی با هر برنامه‌ای اگر از ذهنیت عقلانی برخوردار باشد باید بداند که به سوی اساتید و کارشناسان باید برگردد نه اینکه افتخار کند که سنگ تابلوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را کنده و برداشته است.

موسوی افزود: ما آمده‌ایم برنامه‌ریزی، دانش و احترام به علم را احیاء کنیم. ما آمده‌ایم رابطه‌ای دوستانه با کشورهای جهان از جمله کشورهای منطقه برقرار کنیم و ما آمده‌ایم برای اقشار خود دلسوزی کنیم چرا که آن‌ها ملت ما هستند.

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با بیان اینکه 25 درصد تورم یعنی سقوط یک چهارم قدرت خرید مردم، تصریح کرد: این شعار که از یک پیر اقتصاد کشور شنیده‌ام را همیشه یادمان باشد که می‌گفت "سرنوشت ایران فقر نیست". اگر فقری است ناشی از ضعف مدیریت ماست. ما جوانان و میراث چندین هزار ساله داریم در کنار دریاچه ارومیه تمدن ده‌هزار ساله‌ای کشف شده، ما تخت جشمید، اصفهان، نقش جهان، حافظ، سعدی و صائب و شعرای بزرگی داریم و از تمدن بسیار برجسته‌ای برخورداریم.

موسوی در ادامه با تاکید بر اهمیت جوان‌گرایی، ایران را جوان‌ترین کشور دنیا دانست و گفت: ما جوان داریم و جوان‌ترین ملت جهان هستیم اگر آن‌ها را دوست داشته باشیم آن‌ها هم نظام، کشور و میراث خود را دوست خواهند داشت.

او خطاب به جوانان حاضر در جمع گفت: خانم‌ها و آقایان در 10 روز آینده همه باید بیدار باشید و یک لحظه صحنه را خالی نکنید و موج سبز را به سراسر کشور گسترش دهید و باید بر پایه‌ی ایمان، عقل،‌آزادی، کشوری پیشرفته بسازیم. ما می‌توانیم.

موسوی این چنین صحبت‌هایش را به پایان رساند: من صحبتم را با زنده باد ایران، زنده باد ایران، زنده باد ایران تمام می‌کنم.

 

+ نوشته شده توسط یاس در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 11:32 |

تسخير و غارت كاخ مداين توسط اعراب و سرنوشت فرش بهارستان

این مطلب رو گذاشتم چون که در اپ بعدیم(اگه حال داشته باشم و تممومش کنم!!)یه اشاره کوچولو بهش میشه.گفتم بد نیست بخونید تا شما هم بدونید این تازیان وحشی چه به روز ما اوردند.

 

بالاخره سپاه اعراب در سال 14 هجري پس از تسخير ساحل چپ فرات ، در محل قادسيه به سرداري سعد بن ابي وقاص ، ايرانيان را كه تحت فرمان رستم پسر فرخزاد بودند ، شكست دادند و درفش كاويان ، يعني پرچم ملي ايرانيان را به غنيمت بردند .
دو سال بعد ، يعني در سال 16 هجري ، مداين ، پايتخت ساسانيان ، به تصرف اعراب درآمد . اعراب طبق معمول به غارت پرداختند . به هر يك از 60.000 عربي كه در اين نبرد شركت داشتند 12000 دينار رسيد و از جمله غنايم اين جنگ ، فرش بزرگ و بي نظيري بود كه آنرا بهارستان مي خواندند .
وصف مداين و فرش بهارستان :
مولف حبيب السير در اين مورد چنين مي نويسد : « چون سعد از فرار يزدجرد وقوف يافت ، به دل جمع و خاطر مطمئن به مداين درآمده نظر بر آن قصور منقش و منيع و ايوانهاي دلكش رفيع انداخت و آن اموال لاتعد و لاتخصي و اجناس بيحد و قياس ديد ، زبان به حمد مهيمن منان ، گردان ساخت و ضبط غنايم را به عهده عمر بن مقرن مزني كرده آن مقدار اشياء نفيسه و اقمشه ظريفه و اواني نقره و طلاو فرش و بساطهاي گرانبها به دست آمد كه وصف آن با مداد و قلم و دست ميسر نباشد و از آن جمله فرشي بود ابريشمي 60 گز در 60 گز كه اطراف آن به زمرد آراسته بود . و 18 ارش از آن فرش به جواهرات غير مكرر تزيين داشت ، چنانچه ده ارش از زمرد سبز بود و ده ارش از بلور سفيد و ده ارش از ياقوت سرخ و ده ارش از ياقوت كبود و ده ارش از ياقوت زرد . و در حواشي و جوانبش ، انواع گلستانها و گلها و درختان از جواهرات آبدار و گوهرهاي شاهوار بافته بود و آن را بهارستان نام نهاده . و ملوك عجم در فصل زمستان آن فرش را گسترانيده ، مجلس عشرت مي آراست و ميان زمستان را اولين ايام بهار مي پنداشتند .
القصه سعد از آن غنايم خمس جدا كرد ، نهصد شتر جهت حمل آن ترتيب نموده و به مدينه فرستاد و مابقي را بر شصت هزار سپاه عرب تقسيم نمود . به دست هر سواري 12 هزار دينار رسيد و چون اموال خمس و خبر فتح مداين ، به مدينه رسيد ، عمر بسيار هيجان زده و خوشحال گشته و آن امول را بخش كرد ، و فرش بهارستان را كه به محض رويت موجب نشاط و انبساط خاظر ميگشت ، قطعه قطعه كرده و بين مسلمين تقسيم نمود ، به روايتي تكه اي از آن كه نصيب علي ابن ابيطالب گشته بود توسط آن جناب به بيست هزار دينار فروخته شد.
اعراب در تيسفون غنايم فراواني به دست آوردند كه عبارت بود از مقادير زيادي ظروف طلا و نقره مزين به صورت انسان و حيوان و سنگهاي قيمتي ، پارچه هاي ابريشمي ، زربفت ، قاليهاي زيبا و بسيار گرانبها ، بردگان بسيار از زن و مرد و اسلحه و اموال فراوان ديگر .
شهر تيسفون ويران ، غارت و سوزانده شد و ديگر در هيچ عهدي احياء نگشت ، بخشي از ساكنان شهر كه نتوانسته بودند فرار كنند ، كشته شدند و زنان و مردان زيبا روي ايراني اسير و به بردگي برده شدند .
سطح فرهنگ و تربيت سپاهيان عرب و حتي سرداران بزرگ ايشان ، به قدري نازل بود كه از درك ارزش اشيائي كه با چنان هنرمندي و چيره دستي ساخته شده بود ، عاجز بودند و طبق سوره مربوطه غنايم را تقسيم كردند . بدين ترتيب كه ظروف زيباي طلا و نقره كه از لحاظ هنري بي بديل بودند ، ذوب كردند و به شمش مبدل ساخته و پارچه هاي زربفت و زيبا را قطعه قطعه كردند .
تصرف پايتخت ساسانيان و ويران شدن آن به دست تازيان تاثير شديد و بسيار بدي در مردم ايران كرد و اندك اندك ايرانيان فهميدند كه حمله اعراب نه فقط غارت اموال و نفوس آنان و بلكه غارت و فرهنگ و تمدن درخشان ايراني مي باشد .
اطرافيان يزد گرد در مقام گردآوري قوا برآمدند ولي فكر تجزيه طلبي سران نظامي نمي گذاشت كه به نداي شاه پاسخ مساعد بدهند .
يكي از آثار شوم و بسيار زيان بخش حمله اعراب به ايران ، محو آثار علمي و ادبي اين مرز و بوم بود . اعراب جاهل كليه كتب علمي و ادبي را ، به عنوان آثار و يادگارهاي كفر و زندقه از بين بردند ، سعد وقاص پس از فتح پارس و تسخير مداين و دست يافتن به كتابخانه ها و منابع فرهنگي ايران ، از عمر خليفه وقت كسب تكليف نمود ، خليفه در جواب نوشت :« كتابها را در آب بريزيد زيرا اگر در آنها راهنمايي باشد با هدايت خدا و قران از آن بي نيازيم و اگر متضمن گمراهي است ، وجود آنها لازم نيست ، كتاب خدا براي ما كافيست .»
پس از وصول اين دستور سعد وقاص و ديگران حاصل صدها سال مطالعه و تحقيق ملل شرق نزديك را به دست آب و آتش سپردند .
در اثر غنايم فراواني كه پس از تسخير مداين به مدينه فرستاده شد ، اعراب بيشتري به طمع غارت و چپاول بسيج و راهي ولايات ايران شدند ، اندكي بعد سراسر خوزستان به تسخير تازيان درآمد ، يزدگرد پادشاه ساساني براي نجات قسمت شرقي ايران به جمع قوا پرداخت و سرانجام در حدود نهاوند بين طرفين جنگ سختي درگرفت كه به پيروزي اعراب منجر گشت . اعراب فتح نهاوند را كه اهميت فراواني براي آنها داشت فتح الفتوح مي خوانند

__________________
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

به جز عشق به جز مهر دگر تخم نکاریم

                                  

 

وگرنه حالیه این تازیان وحشی میکردم (امین)

منبع : فروم p30 lords

 

+ نوشته شده توسط اقا امین در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 16:11 |
از چه جان مذرت ميخوام انقدر زود رو اپش اپ کردم ولي خوببببببببب قراره يکي ديگم زود رو اين اپ اپ کنه سیر صعودی قیمت‌ها به اندازه‌ای شد که در سال گذشته (1387) مردم ایران تورم بیش از 25 درصدی را تحمل کردند؛ که به معنای از دست دادن یک چهارم قدرت خرید درآمدهای مردم است. به گزارش قلم نیوز، برنامه‌های مهندس میرحسین موسوی برای مهار تورم اعلام شد. متن کامل این برنامه‌ها که در ایلنا منتشر شده به این شرح است: تورم، بیماری مزمن اقتصاد ایران در سه دهه اخیر بوده است. بیماری‌ای که علائم آن از سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در پی افزایش قیمت نفت آغاز شد و تاکنون تداوم داشته است. شاخص تورم به جز دو سال؛ یعنی سال 1364 با کمتر از 6 درصد و نیز سال 1369 با نزدیک به 9 درصد در تمامی سال‌های سه دهه اخیر، دو رقمی بوده است. آثار موفقیت چشمگیر دولت هشتم در نزولی نمودن روند رشد قیمت‌ها و رساندن آن به اندکی بیش از 10 درصد در سال 1384، با سیاست‌های نادرست دولت نهم از میان رفت و سیر صعودی قیمت‌ها به اندازه‌ای شد که در سال گذشته (1387) مردم ایران تورم بیش از 25 درصدی را تحمل کردند؛ این به معنای از دست دادن یک چهارم قدرت خرید درآمدهای مردم است. چنین سطحی از افزایش قیمت‌ها دولت را ناگزیر به بالا بردن حقوق و دستمزد، هر چند با تأخیر می‌کند که چون خود به گرانی بیشتر دامن می‌زند و از قدرت خرید کارکنان و کارگران می‌کاهد، گرهی از کار آنان نمی‌گشاید و آنها را چشم‌انتظار افزایش‌های بعدی و بی‌حاصل حقوق‌ها و دستمزدها نگه می‌دارد. متخصصان، یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر بسیاری از آسیب‌هایی را که خانواده‌های ایرانی امروزه به لحاظ اقتصادی و اجتماعی با آن مواجهند، نرخ‌های بالای تورم می‌دانند. این پدیده در کنار یافتن شغل مناسب به اصلی‌ترین نگرانی‌های آنها تبدیل شده است. بنابراین، دستیابی به نرخ تک‌رقمی تورم هدفی اجتناب‌ناپذیر برای دولت دهم است. برای مقابله با تورم، باید نخست عوامل موثر بر آن را شناخت و آنگاه بر مبنای آن به جستجوی راه‌حل‌ها رفت. جدولی که در پی می‌آید، اصلی‌ترین شاخص‌های پولی و بانکی موثر بر شکل‌گیری این پدیده در سال‌های اخیر را توضیح می‌دهد: ارقام به هزار میلیارد ریال: بر اساس این جدول: 1. وضعیت رشد نقدینگی در اقتصاد ایران در سال‌های گذشته حاکی از آن است که سیاست پولی مدبرانه‌ای نداشته‌ایم. پول در موارد عدیده‌ای حالت منفعل به خود گرفته، یعنی پول از روی اضطرار و غیرعامدانه، مثلاً به دلیل فروش نرفتن ارزهای خریداری شده توسط بانک مرکزی، کسر بودجه‌های آخر سال، مابه‌التفاوت نرخ‌های ارزهای در موقع دریافت و بازپرداخت دیون، انتشار یافته است. البته انواع وام‌های معوقه بانکی نیز به رشد نقدینگی کمک کرده است. 2. میزان بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی که تا سال 1383 روند نزولی داشت، از سال 1384 روندی افزایشی به خود گرفت و از رقم 2/35916 میلیارد ریال به 216275 میلیارد ریال تا پایان آذر ماه 1387 رسید. افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی، علاوه بر آثار تورمی آن در اقتصاد کلان، حاکی از کاهش نسبت خوداتکایی بانک‌ها (نسبت سپرده‌ها به تسهیلات) و افزایش وابستگی آنها به بانک مرکزی است که موجب افزایش هزینه‌های بانک و کاهش کارایی و سودآوری بانک‌ها می‌شود. 3. آمارهای 30 سال گذشته نشان‌دهنده این است که ما یا مازاد ارزی داشته‌ایم (یعنی قدرت جذب کامل ارزها را نداشته‌ایم) که این خود در ترازنامه بانک مرکزی منعکس و موجب رشد پایه پولی و نقدینگی ‌شده و آثار تورمی آن مثل اثر چاپ پول بدون پشتوانه بوده است و یا با کمبود ارزی مواجه بوده‌ایم که این خود موجب گرانی ارز و تحریک انتظارات تورمی و رواج معاملات سوداگرانه ارز ‌شده و ما را در تأمین مواد اولیه و کالاهای با تکنولوژی بالا دچار مشکل کرده است. راه‌کارهای مقابله با تورم نرخ تورم تک رقمی با اجرای سیاست‌های زیر قابل دستیابی است: 1. محدود کردن پایه پولی؛ با: * اعمال مدیریت تولید محور بر منابع ارزی * انضباط بخشیدن به حساب ذخیره ارزی 2. کاهش کسری بودجه با: * اصلاح نظام بودجه‌ریزی (در این خصوص برنامه جداگانه‌ای ارائه شده است) * اصلاح نظام مالیات ستانی * افزایش انضباط و شفافیت در عملکرد شرکت‌های دولتی 3. تقویت بنیه‌های تولید؛ از جمله با: * جهت‌دادن تسهیلات اعتباری به سمت فعالیت‌های مولد * بهبود فضای کسب و کار (در این خصوص برنامه جداگانه‌ای ارائه شده است) 4. اصلاح نظام تصمیم‌گیری پولی و اعتباری؛ از طریق: * احیا و تجدید ساختار شورای پول و اعتبار * ارتقای اقتدار بانک مرکزی 5. اجتناب از اجرای سیاست‌های تورم‌زا به‌ویژه در قیمت‌گذاری کالاها و خدمات دولتی. برگرفته از سايت رسمي موسوي http://ghalamnews.ir/ با تشکر
+ نوشته شده توسط یاس در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 14:7 |

عششششششق من فقط موسیقی!البطه اینو بگم که آهنگ هایی که من بیشتر گوش  میدم اسم خواننده هاش اصلا به گوش مبارکتان نخورده هرچند که به دلایلا قضاو قدر روزگار و سایر موارد متفرقه و محترقه.....(ای به تو چه؟)به همه نوعه موسیقی و ترانه و  آهنگ و آواز و آلت لهو لعب تمایل داریم و بیشتر غیر مجاز!هر چند که چیز هایی که من گوش میدم تمایلی به سبک سنتی دارن. مثلا الان که دارم این متنو می نویسم بنان میگوشم!:

هستی چه بوووووووووووود؟قصهههههههههه ی پر رنج و ملااااااااالی!

کابوس پر از وحشتی آشفته خیالیییییی! ای هستی من و مستی تو افسانه ای......

برییم فضا!فضا گذشت و من 20 سالم شده....دافی قر بده اون کمر باریییییکت!نترسی بری......

آآآآآآآآیییی چه ندان خوش ئه وه!قه زای له مالم که وه!بالا به به رزی آله!چه مه نی 14 ساله.....لیره بی یا کو له وه!بردم هه ر لایی له له وه!.........

نصیحه ت بی بو ده ل داری!عاشه ق نا به ن به ریبواری!چون که عاشه ق دلی خوینه!خویی ده کوژه له نا چاری!...........

له دوری تویه ره ش پوشم!مه ست و خومارو سه ر خوشه م!

به ماچه ت دی فراموشه م!کولوانه بوت له ده ده م!چی اگه ر دایکه ت رازی بی ده ستی له مه م که ت ده ده م!والا ده ستی له مه م  که ت ده ده م!

!له دوری تویه بی حاله م!مه ست و خومارو ابدالم!هیچ گه وریک نابینه حالام...

کلوانه که ت لیریه!ناویرم ئه و که چه ی ماچ که م دایکی له وی حاضره.ای وی تونده ده له ئاگره!

(زیاد زر نزن بخونیش!به زبان محلیه.در ضمن معنی این ترانه هارو هم نمیگم چون واستون فعلا خوب نیس!اگه بعدا بزرگ تر شدی....مثلا از 18 سال بزرگتر شدی این آی دی من رو اد کن تا واست بگم!)

خوب درسته!طرفدار سبک سنتی هستم ولی یه باور هست که من جدیدن با اون آشنا شدم.

جدید مثلا این 8-7 سالی میشه!نه بابا!شوخی میکنی؟ نه به جون من.شوخی موخی نمیکنم، اون روز من و جک اسمیت و سه چار تا پسر باقلابادی دیگه داشتیم درست از وسط خیابون به اون ور خیابون یعنی این که از این ور خیابون داشتیم این جوری پای راستمونو جلو تر از پای چپ مون میذاشتیم بعدش پای چپ مون رو کمی جلو تر از پای راستمون قرار میدادیم این جوری بود که به اصطلاح میگن راه میرفتیم!خوب میگفتم! داشتیم  مشرف میشدیم که یه هو یه ماشینه کشید جولومون!ماشین چه عرض کنم آه!این قدر عرضش بود!لاستیک تیوب لس!شیشه دودی!راننده بسیجی!چند تا دختر خوشگلم اون ته ش نشسته بودن!(د چیه مگه؟خوشگل بودن دیگه!مگه عیبی داره بگی!تازه من صبح ها وقتی به سر جلسه مدرسه میرم وای میسم یه دختر خوشگل هست همسایه مونه!وایی میسم بیاد رد بشه!آآآییی هر امتحانی ببینمش بیستشو گرفتم!(البطه به چش خواهر برادری نگاش میکنم ها!یه وقت فکر مزخرف به سرت نزنه!تازه این که چیزی نیست یه بار هم سیستمش خراب شد خودم بردم مغازه داییم تعمیرش کردم!تازه پول هم نگرفتم!نه به خاطر این که خوشگل بود..نه...اصلا!واسه این که از اسمش خوشم میاد!:دی ایی اف جی ایچ آیی جی کی ال ام ان او پی کیو آر اس تی یو اسگلی اگه این پستو بخونی و اسگل تر میشی اگه تا ته بخونی و میبرنت تیمارستان یا شایدم آسایشگاه معلولین ذهنی چی میدونم دیگه...یه گوری میبرنت مث من میشی!

داشتم میگفتم که یه استیشن سفید بود یه خط سبز وسطش هم بود! آغای من که شما باشی و خانوم من که شماباشی ماشین با حالی بود!نمیدونم پشت شیشه ماشین یه چیزایی نوشته بودن ...وایسا یه خورده بفکریم....آها یادم اومد!فکر کنم نوشته بودن گشت چی؟آها گشت اشدار؟نه....  نه.... فکر کنم.....آره آره گشت ارشاد و مرشاد و اینا!خلاصه یارو اومد پایین به جون شما نباشه به جون خودم گفت ما از سازمان جمع آوری خوش تیپ ها مزاحمتون میشیم!به ما افتخار میدید یه دو سه خیابونی با هم بگردیم و تو شهر قر بدیم!ما هم یه صدا با آهنگ و نوا همراه رفقا با صدای بلند گفتیم:با اجازه ی بزرگ ترا به ه ه له! خلاصه کلام سوار ماشین شدیم جلالخالق آخه فوتبال به این مزخرفی تا حالا دیدی؟ اگه ستاره شون به بازی نیاد که تو پنالتی هم میبازن!خدا کورتون کنه اون همه موقعیت؟داورو دیدی؟نامرد!هرکی جلوش میفته هست پسر ها کارت میارن پشتش شماره مینویسن!میدن به دخترها.... همین جوری به این بازی کن که چه بگم؟؟؟!بازیکن نماها کارت میداد!فقط تا اون جا که من خبر دارم وقتی به این دختر ها شماره میدن با یه لبخند ملیحی میزنن کنارت و تازه میفهمی وای چه غلطی کردم به این  دهن گشاد بد ریخت بد ترکیب زشت بی حیا صدا کلفت و گامبو چش سبز و ابرو ماهی و مو بوراز جانب پروردگار متعال دیروز نامه ای به دستم رسید روش نوشته بود نامه ی عاشقانه!یه منصوره بود که نوشته بود! فکر بد بد زد به سرم گفتم خدا؟تو هم؟نه با با؟آخه این روزآ که رفتی اون بالا بالا ها و هی نمایی پایین! این زمینی های بدبخت خاک توسر ملعون از همه جا بیخبرت که خبر نداری با چه چیز ها پیغام های عاشقانه معشوقانه مینویسن! خدا به جون من علم پیشرفت کرده!اون نامه عاشقانه و چیز ها مربوط میشه به دوران دایناسور ها!یادت میاد خدا؟دایناسور ساخته بودی هیکل که چی بگم آه!این قدر قد!اون قدر عرض سینه!تازه وقتی فرستادی رو زمین فهمیدی چه اشتباهی کردی و خودت ورشون داشتی جمشون کردی!حالا به من هم به گو کی به این اشتباه بزرگ خیلی بزرگت پی میبری؟نمیدونی کودومو میگم؟بابا این همه دنیا ساختی مخت نمیکشه کدوم اشتباه رو میگم!همین.....همین اشتباه خلق اشرف خلایق و مخلوقات و محلولهای شیمیایی را اگر به مدت ده دقیقه جلو آفتاب بگیرید به سرعت دود و بخار میشوند میروند هوا! یعنی تازه با فاجعه آیی که به وجود اومده بود آشنا شدم و اون هم شیطان پرستی! یادت نمیاد چی میگم؟بابا پست امروزمو دیگه؟چی ها؟چی میگی؟درست تر حرف بزن؟صدات نمیاد.پاتو از رو سیم وردار تا صدام برسه دیگه مرتیکه مگه کوری؟پست امروزمو میگم دیگه!وایسا یه دور بخونیم .......ببین از فوتبال و نانو تکنولوژی و معرفت شناسی الهی و نظریه هیگل بزرگ و فقدان فیدئالسیم ها و مشکلات دستگاه های ئوترو پومیو لوژی در کنکور سال هزارو سیسد و نود حرف زدم!دلیلش میدونی چیه؟امتحان داریم بسی سخت!یک از یک سخت تر و مشکل تر!

اون روز مدیرمون پشت سرم بود!دستم توی موی سرم بود!داشتم مسخره شو در میاوردم.یکی زد رو پشتم و گفت چرا رو ورقه اسمتو ننوشتی؟گفتم مشغول پستیدن هستی زیپ شلوارتم نبستی! وب به این تمیزی داری چرت و پرت میریزی؟ تازه مدیرمون پدر زنش مرده!دوستام یه فحش بد دادن به اونی که نره و تبریک خودشو عرض نکنه!ما هم نخ گیرررررررر نخ گرفتیم رفتم و گفتم آقای ایکس!مرگ پدر زنتون رو تبریک میگم!اون هم یه لبخندی زد و گفت زانا جان تو مراسم یکی بود خیلی می خندید بیرونش کردیم!تو برادر نداری؟گفتم نه ولی یه ننه دارم که متاهله.....خوب بگذریم!راستی اگه من پدر زنم نمیره خودم دخلشو در میارم!امروز هم بچه ی خوب معلومه که در اولین نگاه به ظاهر روشن فکران این عقیده رو رد میکنن!ولی بد نیست یه کم در موردش بدونید! همیشه همه جا (خصوصا تو ایران شیطان پرست ها رو میگیرن و به جرم های مختلف دستگیر میکنن!ولی اگه کتاب سنگ صبور صادق چوبکو بخونید این نوع دید اجتماعیتون تغییر پیدا میکنه! صادق باورش اینه که  خیلی ببخشید معذرت میخوام ،بی ادبیه..ده به بمن چه ؟ ها؟ به چه چه؟ صادق چوبک بی ادب بوده من که پسری مووووودب هستم و اصلا حرف زشت دهنم نمیاد و کارهای بد بد نمیکنم و عمرا اگه یکی رو مسخره کرده باشم و ادای کسی رو هم در نمیارم ، فکر نکنی تا حالا کسی رو مسخره کردم ها؟اصلا...عمرا.....سرم بره حرف بد دهنم نمیاد! همه دوستامو با اسم خودشون هم صدا میکنم.ای نکنه مبدا احیاناً خدا نکرده یکی از دوستامو با لفظ بد و ناپسندی بانگ نمایانم!و این چنین بود همی نوح به اذن پروردگار متعال قایقی بنا نمودندی و همی قامت به پوران کردندی و گفتندی:به روز امتحان آن چه ارجمند! به خودکارو مدادو پاک کن و لاک!میزند پشت هر مراقب و مدیرو امتحان به خاک!جامعه مثل مدفوع می مونه و باید اون و به هم زد تا بوی گندش بلند بشه!قاطی کردم نه؟شما هم قاطی داری!یه خودکار بگیر دستت و شروع کن به نوشتن ولی مکث نکنی ها!یعد بیا اینجا پستش کن ببینیم کدوممون بیشتر قاطی داره؟

به این نوع نوشتن در اصطلاح میگن قلم انداز.نیما یوشیج یه کتاب با این اسم داره ولی هیچ ربطی به این قضیه نداره.صادق هدایت هم بوف کور رو اینجوری نوشته و واسه همینم هست که این قدر خوندنش سخته!خیلی ها معتقدند که تو این طرز نوشتن این ضمیر ناخودآگاه ماست که نویسنده میشه!(چیه؟میخوایی بگی خول و چلم؟وایسا بقیه شو بخون ببین نظرت عوض نمیشه!)

خب بگذریم.....خواستم بگم که تابستون اومد و من دیگه از نت رفتم!چند تا کار کوچیک  دارم و باید چند تا وب رو سر و سامون بدم و میرم!یه توصیه واسه همتون دارم.یه توصیه از طرف فرمانده!یه توصیه که من به مهم بودنش از هر چیزی پی بردم.مهم تر از هر چیزی!فقط ورزش!ورزش کنید.بچه ها حداقل روزی 2 ساعت ورزش کنید.و هرگز هم ترک نکنید!ورزش قبل از این که از لحاظ جسمانی به شما سلامتی ببخشه روی شما از لحاظ روحی و روانی این قدر تاثیر داره که قادر به احساسش نیستید.من خیلی از دوستامو تو ورزش راهنمایی کردم.شما هم اگه خواستید بگید تا راهنمایتون کنم.فقط ورزش یادتون نره!هر جوری هست از همین امروز ورزش کردنو شروع کنید.هر ورزشی بوده برید.فقط یادتون نره شرط ورزش کردن ادامه دادنه و شرط ادامه دادن علاقه س!و از من توصیه یه ورزش هوازی انتخاب کنید و اونو ادامه بدید!و من بهترین ورزش رو طبیعت گردی یا کوهنوردی یا دوچرخه سواری کوهستان یا صخره نوردی یا هر ورزش دیگه ای که به نحوی با طبیعت در ارتباط باشه میدونم!چرا؟چرا شو خودت روشن کن!_عییییییوووووووووو)میدونی چرا؟چون تا تجربه نکنی یاد نمیگیری!طبیعت به تو درس معرفت میده.

به تو درس اخلاق میده.به تو درس جوان مردی میده.به تو درس آزادگی میده!به تو یاد میده چه جوری از یک تکه سنگ الگو برداری!یا از برفی که داره آب میشه.یادت میده زندگی کنی!اون جوری که هستی و قراره باشی.وقتی 3 روز با نزدیک ترین جاده آسفالت بیست کیلو متر فاصله داشته باشی میفهمی مکانیزاسیون یعنی چی!وقتی به ارتفاع فکر می کنی و در فکر اوج گرفتنی و سرتو بالا میکنی ببینی کجای کاری همون لحظه که اشعه  خورشید روبه روت دنیایی رو روشن میکنه یا وقتی سرت روی بالشه و میبینی ستاره ها چه جوری یکی بعد از اون یکی سر از آسمون بنفش و آبی در میاره ن!اون وقت که اگه ازت بپرسن آسمون سبز دیدی؟یا سرخش و؟ و تو جوابی داری که بدی.و هر لحظه ی دیگه ای که به فکر اوج باشی و به اوج برسی و لذت ارتفاع از همه هوس های پایین دستت دورت کنه.وقتی که همه راه ها به روی تو بازه(چه خوب!چه بد!چه منم)ولی ارتفاع حتی قوی تر از وجدانت نمیزاره تسلیم خواسته های نفست شی.تو اون لحظه تو اون ثانیه.همون وقت که نگاهت به نگاهی افتاده ولی فکرت پی آبی آسمون و اونی که با خروش از کنارت رد میشه و کفشای تو خیس شده!اما هنوز احساسش نکردی.تازه میفهمی خدا این جاست تو از خدایی!به خدا میرسی و از همین طبیعت بودی!طبیعت تنها سنگ سیاه و سفید نیست.طبیعت یک عمر معرفته!آب نیست.خاک نیست. آبادانی نیست.نه گل سرخه.نه گل لاله!نه از گندم طلایی تپه های پی در پی الهام میگیره نه از بلندی آسمون.بلکه از روح تو الهام میگیره.این تویی که این جا هستی،این تویی که پیش خودتی.مطمئن باش پیش فلز سرد و دود سیاه نیستی!در این لحظه پیش خودتی.

یه لحظه فرضشو کنید.سرو های بلند.صدای آب.صدای پچ پچ باد با شاخ و برگ درختا. کنار یه چشمه که آبش روان داره از کنارت رد میشه و تو به اون بی اعتنایی میکنی و اون بیشتر ابراز محبت میکنه. تو اون غروب دل انگیز دل هر انسانی رو به وجد میاره.میشه خدا رو حس کرد یا خودت رو.تا حالا از خودتون پرسیدید چرا چریک های آزادی خواه و پارتیزان های سرتاسر دنیا با تعداد کمشون حکومت های فاسد و ظالم و قدرت مند رو که کلی حامی و پشتیبان دارن سر به نیست میکنن؟یا فیدل با اون تعداد کمش!یا فواد مصطفی سلطانی چه جوری یه پادگان رو با 10 نفر سرباز تسخیر میکنه؟ یا میرزا کوچک خان جنگلی چه جوری با اون تعداد کمش اون همه سرباز ایرانی و انگلیسی رو  گیج میکنه؟

یا ارتش پ کا کا(دومین حذب قدرتمند پارتیزانی دنیا) با اون تجهیزات و تعداد کمشون کل بازار ترکیه رو تسخیر کردن.یا وقتی که بین مرز های ایران و ترکیه و عراق و سوریه و زیر حمله توپخانه های این کشور ها میره دویست نفر گروگان میگیره؟ مطمئنم که نپرسیدی.من میدونم و میگم.جوابش پیش منه.چون خدا رو حس کردن.همون جوری که محمد بن عبدال... و اصحابش حس کردن.شاید طریقه ی به هم رسیدنشون یکی نباشه.شاید هر دو گروه از یه راه نرفته باشن ولی مقصدشون یه جا بود.بله!درست گفتید.انسان شناسی والا و معرفت حقیقی وجود و هدف از خلقت انسان.درک حقیقت والای وجود انسان و رابطه متقابلش با خداش.درک مرگ.نترسیدن از مرگ.درک زندگی.بازی کردن با مشکلات زندگی.این ها دلایل موفقیت اون ها هستن.و این ها رو جایی جز طبیعت درک نکردن.پس قفس خونه هارو و به دنبال جایگاه حقیقی خودت بگرد و حتی اگه شده از قفس بپر!خلاصه این که"طبیعت نقطه طلاقی راه مولانا و چگوارا ست"دیگه از این تعریف بهتر؟ هیچ وقت این نکته رو فراموش نکن:همیشه خوشحال باش و بخند و هوا و هوس رو عاشقی نخون.

عزیز های من (البطه پسر هاتون)و دوستان گرامی(بازم پسر هاتون) و آشنا های غریبه(این بار دختر هاتون) تو سنی که هستیم یه چیز اذیت میکنه!و اون هم یه غریزه انسانیه!این رو  یا رفع میکنن یا مهار.به جامعه تون نگاه کنید.هیچ کدوم مردم نمیدونن چی کارش کنن!همینه باعث آمار طلاق و فساد و بدبختی و هزار تا چیز دیگه هم دنبالش! ممکنه الان بگی بابا به مسخره بازیه و تموم میشه!نه این طور نیس.چه تضمینی هست که هر وقت بخوایی بتونی تمومش کنی!از یه دنیا دیده یه نصیحت.درسته تو خارج از همون بچگی آموزششون دادن و جامعه با این جور معزل ها رو به رو نیس.ولی این جا ایرانه و تو هم اسم یه ایرانی روت گذاشتن.سعی کنید علمی برخورد کنید.(همین کافیه) چون تو این سن که ما هستیم این بهترین نصیحته!

یه شاعر کرد یه شعر جالب در این مورد داره:

ده میک ساقی ده میت وینه!دخیلی چاوه کانه ت به م!

به جامیک ده ستی مه ن به گره .فیدای دینی مغانت به م!

له دو لا مه ست و حیرانم به قوه ی جه ذبه نازانم!

نه سه ر گه ردی سر و گه ردن نه قوربانی له بانه ت به م!

معنی:ساقی یه لحظه لب هاتو ببینم تا کمکی واسه چشم هات بکنم

با جامی دست منو بگیر تا فدای دین مغانت شم

از دو طرف مست و حیرانم و قدرت جاذبه رو حس نمیکنم

نه قربان سر و گردنت میشم نه قربان  لب هات شم.

مفهوم:شاعر میگه که می خواد لبهاشو(معشوقه شو) ببینه تا هوسی رو که تو چشماهای معشوقه ش برق میزنه رو رفع کنه  و ازش خواهش میکنه که باجام شرابی(که اونو به حالت بی عقلی میکشونه )از زمین بلند کنه و به خودش برسونه و  فدای دین مغانش(یعنی عقیده اشتباهش بشه)

از دو طرف مست و حیرانه و قدرت کشش معوشقه شو حس نمیکنه.(یک طرف احساس اون نسبت به لب های معشوقه(یعنی هوسی که بینشون غریزه برقرار کرده)و یک طرف احساس عشق واقعی نسبت به او که این دو احساس با هم در تضادن و مثل آهنی که از هر دو طرف آهن ربا اون رو میکشونه نمیدونه که به کدوم طرف بره.و نمیتونه به هیچ طرفی حرکت کنه!

به این نتیجه میرسه که عشق تن معشوق رو ول کنه(همون سر و گردنش و لب هاش) و به واقعیت احساس خودش نسبت به او برسه.

موفق و خوشحال باشید هرکجا که هستید!هر کجا که هستم باشم!آسمان مال من است!


*ممکنه بگی عنوان خیلی بی ربطه ولی خیلی مرتبطه!از دیوان شمس مولانا دزدیدم!

*دوستان خواستم یه چیز با حال بنویسم ولی پشیمون شدم.دلیلشو نمیدونم ولی دیگه پشیمون شدم.بد نیس یه مدتی هم که شده جدی باشیم.

*ورزش یادتون نره.کمکتون میکنم.هر مشاوره ای که داشتید پیش خودم بیایید.

 

+ نوشته شده توسط چه در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 18:42 |
سلام رو بچ

اینجانب امتحان ادبیات گند زدم در حد تیم ملی

تو راهم نزدیک بود با چند تا ارازل دعوام شه در حد تیم ملی

همه هم ماشالله سبز و از این حرفا

منم طرف دار سبز

دمه انتخاباته ..منم از شخص مورد نظرم بنویسم

گفته باشم هر کس دیگه ای اعتراض داره بگه در ضمن میتونه در مورد کاندید خودش هم بنویسه..

 
 
میرحسین موسوي در دانشگاه تبریز:

نگذاریم هویت ملی‌مان تحت نگاه‌های تحجرآمیز گم شود/ امنیت مردم از امنیت دولت مهم‌تر است

قلم - مهندس میرحسین موسوی گفت: افراد تنگ‌نظری در حال ایجاد دیوارهایی میان ارتباط نسل جدید و اندیشه‌های نو هستند.
 
بخش دوم و پایانی

خاتمی: موسوی در این بیست‌سال در عرصه بود اما سانسور شد/ جلوی گروه فشار خواهیم ایستاد

قلم - نگرانی عمده امروز اصلاح‌طلبان از نشستن مردم در روز انتخابات در خانه‌های خود است، اتفاقی که در چند انتخابات گذشته موجب شد امروز اقلیت ادعای اکثریت بودن را بکند.

به گزارش قلم نیوز، پایگاه یاری قسمت دوم گفت و گو با خاتمی را منتشر کرد که بدین شرح است: بزرگترین دغدغه امروز خاتمی نیز همین است، او که اینک مهمترین حامی میرحسین موسوی است با تاکید بر اینکه«تجربه نشان داده که نتیجه انتخابات از قبل قابل تعیین نیست»، به دفاع از میرحسین پرداخت، از نقش او در دولت اصلاحات سخن گفت و از سرنوشت «گروه فشار» در دولت میرحسین.

رئیس دولت اصلاحات بیست سال سکوت مهندس موسوی را قبول ندارد و معتقد است که او در تمامی این سال ها از عرصه کنار نکشیده بود اما سانسور شد، او همچنین انتقادپذیر نبودن مهندس موسوی را تهمت ناروایی می‌داند به نخست وزیر دوران دفاع مقدس می‌زنند و معتقد است،در همان دوران جنگ و ترور هم رابطه‌ای که با دانشگاه و تشکل‌ها بود امروز نیست.

خاتمی از «دشمن» هم گفت و به این مسئله اشاره کرد که «بعضی‌ها برای اینکه خودشان را توجیه کنند نیازمند دشمن هستند و بعضی‌ها اینقدر کوچک هستند که با همه به عنوان دشمن برخورد می‌کنند».

بخش اول مصاحبه یاری با سیدمحمد خاتمی که بیشتر به ناگفته‌های او اختصاص داشت منتشر شد و امروز بخش دوم این گفتگو با محوریت انتخابات و میرحسین موسوی منتشر می‌شود.

***********************


آقای خاتمی، سئوالی دارم که  سئوال درصد زیادی از جامعه ماست و نگرانی شما نیز شاید از این سئوال ناشی شود و  آن این است که چه دلیلی برای شرکت در انتخابات وجود دارد، بسیاری از تحریمی‌ها معتقد هستند که رای آنها تاثیری در انتخاب سرنوشت ندارد و سرنوشت از پیش تعیین شده است، به عنوان کسی که سابقه دوبار انتخاب شدن در انتخابات ریاست جمهوری را دارد چه دلایلی را می‌توانید برای قانع شدن این افراد به شرکت در انتخابات مطرح کنید؟

در این که در جامعه ما و با روندهایی که شکل گرفته است، یک علاقه، اشتیاق و اراده‌ای برای اینکه یک جریانات خاصی حاکم باشند و جریانات خاصی از عرصه بیرون بروند، وجود دارد تردیدی نیست. اما این به هیچ وجه بدان معنا نیست که آن خواست که به دنبال سازماندهی نیز هست بتواند به صد در صد خواست‌های خود برسد.

در این کشور الحمدالله هنوز انتخابات وجود دارد ، با وجود برخی رویه‌هایی که ما نمی‌پسندیم و نیز محدودیت‌هایی که در زمینه حضور مردم و ابراز علاقه مردم وکم کردن قدرت انتخاب بیشتر مردم  وجود دارد، هنوز به لطف خداوند و به برکت انقلاب اسلامی اصل انتخابات کارساز هست و می‌تواند اگر واقعا مردم اراده کنند و بخواهند، خواست اکثریت را تامین بکند، منتهی شرط اینست که مردم بخواهند و بیایند.

این ذهنیت که از پیش مسایل مشخص شده است متاسفانه وجود دارد ولی به نظر من درست نیست و  تجربه هم نشان داده که اینطور نیست. پیش از این نیز گفته شده یا توسط کسانی که با اسلام ،انقلاب و مردم سازگار نیستند به عنوان یک جنگ روانی دامن زده شده که رای دادن مردم اثر ندارد ولی عملا دیده‌ایم که اثر داشته است.

 موارد متعددی این ذهنیت دیده شده است و آنچه که سبب شده است که این انگاره، ذهنیت و توهم رااز بین ببرد حضور مردم است. البته اگر مردم شرکت نکنند یعنی شرکت کمی داشته باشند، قطعا جریانی که سلایق خاص خودش را دارد تفکر غلطی که انشالله با سوءنیت نیز نیست معتقدند آنها  بهتر و بیشتر مصالح اسلام و انقلاب را تشخیص می‌دهند و دیگران خودی نیستند و نباید بیایند، طبعا این جریان در غیبت مردم می‌تواند موفق بشود،  برای اینکه مطمئنا این سلیقه و این جریان که یک اقلیت بسیار کوچکی در جامعه ماست تبدیل به اکثریت نشوند مردم باید در انتخابات حاضر شوند چرا که با نیامدن مردم آن اقلیت خود به خود بر اساس رای کسانی که شرکت می‌کنند تبدیل به اکثریت می‌شود، من بارها گفتم که این جریان یک سقف رای مشخص در جامعه دارد که اگر مردم بیایند و در انتخابات شرکت کنند آن اقلیت همان اقلیت می‌ماند و اکثریت خودش را نشان می‌دهد.

من تردیدی ندارم که اگر به جامعه رجوع بکنیم و واقع بینانه بنگریم، اکثریت مردم چیزی را می‌خواهند که اگر به عرصه بیایند آن چیز تحقق پیدا می‌کند. انتخابات همچنان مظهر تجلی حاکمیت مردم بر سرنوشت و مظهر اراده مردم  و هم راهکار تحقق اراده مردم و حاکمیت مردم است و این دستاورد بزرگی است که ملت ما از صد سال پیش می‌خواسته و امروز در اثر انقلاب اسلامی به آن رسیده است و امروز ما نباید این را از دست بدهیم.

اگر مردم احساس می‌کنند که باید در جامعه تحولی ایجاد بشود، راه‌ها و روش‌های دیگری جز آنچه که هست باید حاکم بشود، از امکانات هرچه بهتر و بیشتر به نفع ملت استفاده بشود، دفاع از آن آرمان‌ها و خواست‌هایی که امام و انقلاب ما داشته است به درستی صورت بگیرد،و نه اینکه با کمال تاسف هم امکانات مادی در مسیر نادرستی مصرف بشود و هم ارزش‌ها مصادره بشود و هم به غلط به نام ارزش‌ها کار‌هایی انجام بگیرد برای ایجاد تحول فقط یک راه وجود دارد و آن حضور مردم در انتخابات است.

البته این را هم عرض کنم که اگر مردم توقع داشته باشند که با حضور خودشان و انشاءاله با موفقیتشان همه این مسایل یک شبه حل می‌شود شدنی نیست.

مهم اینست که مردم این سئوال را از خود بکنند که آیا راهی را که انقلاب ما خواسته، راهی که مردم ما خواستند، راهی که در مسیر عزت و سربلندی ملت ماست، آن راه در حال طی شدن هست یا خیر؛ اگر طی نمی‌شود، انتخابات برای این است که ما نظام را به همان راه درست برگردانیم و در این راه باید خیلی تلاش کنیم، جلو برویم و واقع بین باشیم و بدانیم که یک شبه نمی‌توان به قله رسید اما در در دامنه و در مسیر قله حرکت کنیم.

اگر مردم ما  با این واقع‌بینی با مسائل روبرو شوند و برخلاف جنگ روانی یا نیت غلطی که وجود دارد که به هر حال اگر ما شرکت بکنیم یا نکینم نتیجه انتخابات از پیش معلوم است و تجربه هم نشان داده اینطور نیست، اگر این ذهنیت اصلاح بشود و مردم در عرصه حضور یابند، من تردیدی ندارم که مردم در مسیر حاکمیت بر سرنوشت خود و حرکت به سمت خواست‌های خود  موفق خواهند بود.

 

بسیاری روشنفکران و جامعه شناسان معتقدند که مردم ایران، مردمی پایبند به اصلاحات هستند و اصلاحات در متن جامعه ایران است، آزادی بیان و اندیشه، جلوگیری از حاکم شدن تحجر و مانع شدن از آن که کشور به سمت آینده نامعلوم حرکت کند خواست و اراده مردم است، اما در این میان یک سؤال مرتب تکرار می‌شود و آن این است که با توجه به موانع بزرگ و جدی که اصلاح‌طلبان با  آن در درون حاکمیت مواجه هستند، چه تضمینی وجود دارد که اصلاح‌طلبان و  به طور مشخص اگر مهندس موسوی  رای بیاورد دوباره آن مانع‌تراشی‌ها آغاز نشود و بتوان به سمت اهداف اصلاحات حرکت کرد؟

این بحث نیاز به مجال بیشتر و گسترده‌تری دارد که  با تحلیل درستی مساله را مورد بررسی قرار بدهیم، اما یک مساله اصلاحات است و یک مساله اصلاح‌طلبان و اینکه اصلاح‌طلبان چگونه می‌توانند در عرصه حکومت کار بکنند و چه نقشی می‌توانند داشته باشند.

من بارها گفتم و الان نیز می‌گویم عمیق‌ترین، گسترده‌ترین و پایدارترین حرکت در طول یکصد سال گذشته اصلاحاتی است که از یک طرف به مبنای هویت تاریخی جامعه ما یعنی دین و فرهنگ و معیارها و ارزش‌هایی که جامعه ما به آن پایبند  است و از سوی دیگر احساس می‌کند که در زمانی متفاوت از زمان گذشته قرار دارد و می‌خواهد به روز باشد و موقعیت خودش را در دنیای امروز  ممتاز و خوب ببیند، که اصلاحات در این زمینه حرکت کرده و می‌کند و در کنار آنها جریانات دیگری هم بودند که مقاومت کردند و لی اصلاحات حرکت پایدار و ماندگاری است و هرکس با آن هماهنگ باشد ماندنی است و هرکس هماهنگ نباشد ممکن است چند صباحی  در عرصه حضور داشته باشد ولی بعد از مدتی کنار زده می‌شود.

البته اگر حاکمیت جامعه و نهاد‌های رسمی مدیریت جامعه همسو و همگام با این حرکت اصلاحات باشند، حرکت اصلاحات ارزان‌تر و آسان‌تر به اهداف خودش می‌رسد. اگر اینگونه نباشد و مانع‌تراشی کنند هزینه اصلاحات زیادتر می‌شود و راه دورتر؛  اما بدین معنا نیست که اصلاحات از بین برود، این در مورد اصلاحات.

اما در مورد اصلاح طلبان، همه ما می‌دانیم که اصلاح‌طلبان به چارچوب و اصول معتقد هستند و واقعا در مسیر منافع و مصالح ملت و سربلندی کشور، پیشرفت کشور و برخورداری مردم از امکاناتی که شایسته آن در جامعه هستند، استفاده درست از امکانات مادی و معنوی برای اعتلای کشور و پیشرفت جامعه و رسیدن به آرمان‌های بلند حرکت کرده و می‌کنند وطبعا اصلاح‌طلبان اگر به عرصه حکومت بیایند در جهت تسهیل این حرکت و رسیدن به اهداف آن تلاش می‌کنند.

منتهی باید بدانیم که حاکمیت بخش‌های مختلفی دارد،الان صحبت ما در این رابطه است که رئیس‌جمهور را انتخاب کنیم و در واقع  دیرک خیمه قوه مجریه را نصب کنیم و درکنار آن  خیمه قوه مجریه زده شود. یعنی در واقع با انتخاب رئیس جمهور نقش مهمی را در تاسیس و برقرار کردن یکی از سه قوه مهم کشور ایفا کرده و  می‌کنیم. باید بدانیم که هم رئیس جمهور و هم قوه مجریه محدودیت‌هایی قانونی دارند یعنی حدودی وجود دارد که از آن نمی توانند تجاوز کنند بدان معنا که بخشی از امکانات کشور در اختیار اوست، از این گذشته روند‌ها و روال‌هایی وجود دارد که مانع از استفاده از همه امکانات در اختیار می‌شود و  حتی ممکن است جریانات دیگری که به هر حال امکاناتی دارند، یا امکانات رسمی مشروع یا امکاناتی که در اختیار آنها قرار گرفته و مسئولیتی هم ندارند می‌توانند تاثیرگذار باشد و حتی ممکن است کارشکنی‌ها و موانعی نیز ایجاد کنند؛ یعنی هم اختیارات و امکانات قوه مجریه محدود است هم اینکه در مقابل این امکانات محدود نیز  موانع و کارشکنی‌هایی ممکن است صورت بگیرد.

بنابراین توقع ما باید در همان حد باشد، حال اگر جریان در انتخابات چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری به‌گونه‌ای باشد که  کسانی بیایند که به آن اصول و چارچوب‌ها و به آن روند تاریخی اصلاحات پایبند هستند، ما معتقدیم این وضعیت و شرایط بهتر از  این است که یکسره همه امکانات قوا  و دستگاه‌های مختلف در مقابل حرکت اصلاحات قرار بگیرد و هزینه اصلاحات بیشتر بشود و پیشرفت به سوی اهداف اصلاحات کندتر شود.

یقینا ما اگر واقع‌بین باشیم اگر در  قوه مجریه کسانی باشند که به اصول و چارچوب‌های اصلاحات و بالاتر از آن آرمان‌های انقلاب،  خواست‌های ملت و  آنچه که ما آنها را ارزشهای اصیل اسلامی و انقلابی و ملی می‌دانیم، پایبند باشند، حتما هزینه اصلاحات و حرکت تاریخی اصلاحات را کمتر می‌کند و ما معتقدیم در میان دوستان عزیزی که الان در عرصه هستند کسانی هستند که این خصوصیات را دارند و به خصوص شما رجوع کنید به منشوری که جناب آقای مهندس موسوی و مواضع و شعارهایی ایشان که آدم احساس می‌کند این شعارها پشتوانه تدبیری و فکری مناسبی دارد و واقعا پایبندی جدی به آنها وجود دارد اما در طرف مقابل گاهی ممکن است شعارهایی با حسن نیت هم داده شود اما  خیلی پشتوانه نداشته باشد.

من معتقدم آنچه جناب آقای مهندس موسوی  می‌خواهد سربلندی کشور،  پیشرفت جامعه و وفاداری به اصول اصلی اصلاحات است. البته این مساله را باید مشخص کنیم که یک عده‌ای با ادعا اصول را در انحصار خودشان دانسته‌اند و در واقع سلیقه‌ها و روش‌های خودشان را عین اصول دانسته‌اند و معتقدند هر کس به این ارزش‌ها و اصول پایبند نیست ضد اصول است و سعی می‌کنند او  را از عرصه خارج بکنند که این خودش جفای به اصول  است و طرفداری از اصول نیست.

اصول مشخص است و ماباید معین بکنیم. البته همه دینداریم و اصول دینی را قبول داریم، معیارها را قبول داریم، ولی در عرصه حیات اجتماعی ما چه چیزی می‌خواهیم، حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان را می‌خواهیم، آزادی آنها را می‌خواهیم، مسؤلیت حکومت در مقابل مردم را می‌خواهیم، امکان بهره‌گیری جامعه از امکانات موجود برای پیشرفت و توسعه کشور را می‌خواهیم، مگر انقلاب برای این‌ها نیامد، این‌ها خودش اصول است.

 

دفاع از جمهوریت نظام یکی از محوری‌ترین اصولی است که وجود دارد، چرا که به هر حال امام و این انقلاب جمهوری اسلامی را مطرح کردند و ما نمی‌توانیم به نام اسلام جمهوریت رو نابود کنیم. همچنان که ما جمهوریتی را می‌خواهیم که سازگار با معیار‌های اسلامی باشد. اگر این‌ها اصول است ما  اصولگرای جدی هستیم و واقعا هم دلمان می‌خواهد که این اصول مستقر شود  ولی اگر بعضی سلیقه‌ها و روش‌هایی باشد که حتی معتقدیم سازگار با آن اصول و معیار‌ها نیست، آن  را  ما اصلا اصول نمی‌دانیم که حالا یک عده‌ای هم با حسن نیت ممکن است بیایند و بگویند که اصول فقط این است و کسی که این را قبول نداشته باشد اصول‌گرا نیست.

به هر حال معتقدم کسی که پایبند به منافع ملی، ارزش‌های اصیل انقلاب و چارچوب‌های قانون اساسی که متعلق و برآمده از مردم است باشد به عرصه بیاید  با وجود امکانات کمی که دارد، با وجود موانع موجود، بالاخره گام‌های ملت را به سوی اهداف اصلاح‌طلبانه‌ای که دارد استوار‌تر و سریعتر خواهد کرد و همین در مسایل اجتماعی و به خصوص اصلاحات تدریجی امر مهمی است و ما نباید به خاطر این امکانات اندک، میدان را به دست کسانی واگذار کنیم که معتقدیم راه و روش آنها در مسیر اهداف اصلی انقلاب و آرمان‌ها نیست و مصالح کشور را و ملت را آنچنان که باید و شاید تامین نمی‌کنند.

آقای خاتمی شما اخیرا اعلام کردید که پیروزی مهندس میرحسین موسوی قطعا پیروزی شماست دلیل طرح این سخن چیست؟ آیا واقعا موسوی می‌تواند فضا و بستر را برای ادامه راه اصلاحات باز کند؟

آقای مهندس موسوی شخصیتی محکم، استوار، دین باور و مردم خواه و روشن بین دارند. از سرمایه‌های انقلاب و دارای تجربه مدیریت در دورانهای سخت بوده اند. منشوری نیز که انتشار داده‌اند واقعا حاکی از باور ایشان است و بسیار مناسب است.

البته اینها به معنی نفی شخصیت ممتاز و با سابقه جناب آقای کروبی نیست ولی در انتخابات باید واقع بین هم بود به هر حال پیروزی اصلاح طلبان و به خصوص جناب آقای موسوی را موفقیت برای ملت ایران و سبب ساز تغییر مناسب می‌دانم. 

در هفته‌های اخیر تبلیغاتی شروع کردند که آقای میرحسین موسوی در زمانی که نخست وزیر بودند اجازه نمی‌داد هیچ کس انتقادی مطرحی کند، بسیار انسداد طلب بود و فضای رسانه‌ای بسیار بسته بود، شما به عنوان وزیر فرهنگ و ارشادمهندس موسوی چه پاسخی به این مباحث دارید؟

ما در یک دوره خیلی سخت جنگ تحمیلی که از هر طرف به ما فشار آورده بود تحرکات ضد انقلاب که به صورت ترور و توطئه‌های مختلف وجود داشت به سر می‌بردیم، شما ببینید اگر  این وضعیت در انگلستان و آمریکا هم پیش بیاید چه محدودیت‌هایی اعمال می‌شود و مقایسه بکنید محدودیت‌هایی که در آن دوره در  نظام جمهوری اسلامی ایران شد با آن محدودیت‌هایی که با شرایط همسان در کشورهای اروپایی اعمال می‌شد  و یا حتی پس از یازدهم سپتامبر در آمریکا ایجاد شد خیلی خفیف‌تر بود،  البته محدودیت  را نمی‌شود به حساب دولت آقای موسوی بگذاریم ولی بنده معتقدم در همان دوران جنگ و ترورها رابطه‌ای که با دانشگاه بود با مطبوعات بود که البته تعداد مطبوعات کمتر از امروز بود، با تشکل‌ها بود اصلا قابل مقایسه با آنچه که امروز هست نیست.

شما دانشجویان ستاره‌دار را ببینید، کسانی که به خاطر ابراز نظراتشان دستگیر می‌شوند و یا از تحصیل محروم می‌شوند البته من نمی‌خواهم بگویم همه اینها بی‌گناه هستند بلکه نحوه برخورد مد نظرم هست، یا نمونه کار را ببینید یک روزنامه‌ای که مدتها توقیف شده و در دادگاه آن را تبرئه کردند یک روز می‌آید بیرون و دفعتا شب بعد جلوی انتشار آن را می‌گیرند کدام یک از این رفتارها را در زمان مهندس موسوی می‌بینید در عین‌حالی که در زمان جنگ و ترور بودیم و ثباتی که امروز وجود دارد نبود.

همین منشوری که آقای مهندس موسوی در مورد حقوق شهروندی دادند را ببینید همانی است که الان هست آن روز هم بود البته امروز به تناسب زمان شاید کمی بازتر و بهتر باشد ولی آقای مهندس موسوی طرفدار آزادی فکر و طرفدار حرمت دیگران هست و این تهمت ناروایی هست که به ایشان می‌زنند.

 

آقای موسوی فردا رئیس جمهور می‌شود فکر می‌کنید گروههای فشار فردا در مقابل مهندس موسوی چه واکنشی نشان می دهند و چه نگرانی‌هایی دارند که شاید در زمان شما این نگرانی‌ها نبود؟

من نمی‌دانم چه نگرانی‌هایی دارند که در زمان من بود یا نبود، من معتقدم جریانی وجود دارد که او را جریان بدی نمی‌دانم و خدایی ناکرده نمی‌خواهم متهمش بکنم که جریان منحرفی است ولی دیدگاه بسته‌ای است و تعریفش در برابر انقلاب و ارزشها و منافع ملی بسیار تنگ است و همه چیز را که خارج از آن می‌داند و وظیفه خود می‌داند هر چیزی که مطابق این سلیقه نیست با آن برخورد کند، اگر در حکومت هست طبعا با اعمال ابزارهای حکومتی با این مسئله برخورد می‌کند اگر در حکومت نیست با اعمال روشهایی که بعضی از گروهها دارند که اختیارات و امکانات فراوانی دارند ولی هیچ مسئولیتی ندارند و اعمال روش می‌کنند.

 من معتقدم بخشی از  اینها در مقابل مهندس موسوی هم چون ایشان را نمی‌پسندند چنین کاری را خواهند کرد اما خوشبختانه مردم ما بیدارتر و روشن‌تر از اینها هستند و یقینا مطمئن باشید که از این طرف حتما فشارهایی خواهد بود و از آن طرف تجربه هشت ساله اصلاح‌طلبی را داریم و قطعا دولت هم با ایستادگی خود، قویتر و محکمتر با این مسائل می‌تواند برخورد و ایستادگی بکند.

بخصوص اگر ما مسائلی که پیش می‌آمد خیلی صریح و بی رودربایستی می‌آمدیم با مردم مطرح می‌کردیم ولو اینکه امکاناتی نداشتیم شاید جلوی خیلی چیزها گرفته می‌شد و یکی از نقدهایی است که به خودم دارم که روی ملاحظه‌کاری یا تدبیر یا عاقبت اندیشی یا به امید اینکه در جامعه تشنج‌ها کمتر بشود این چیزها را نگفتیم شاید مهندس موسوی بتواند با افکار عمومی بسیاری از مسائلی را که ما نتوانستیم حل بکنیم حل بکنند.

یک سئوالی که گاه پرسیده می‌شود و بعد از حادثه تاسف‌انگیزی که در دانشگاه آزاد نجف‌آباد بوجود آمد آقای کروبی هم به نوعی به آن اشاره کردند این بود که آقای موسوی در بیست سال پیش کجا بودند؟ بودند یا صدا و سیما با اینکه ایشان در برخی مجامع بودند فیلتر شد؟

اولا آن حادثه‌ای که در نجف‌آباد پیش آمده را تقبیح می‌کنم، کم تجربگی و عدم سعه صدر افرادی بود که خیال می‌کردند این‌کارها به نفع یکی و به زیان دیگری است  این کار بسیار بدی بود و  به هر حال بهره آن را کسانی می‌برند که نه آقای کروبی را می‌خواهند و نه آقای موسوی را ؛ این آب به آسیاب دشمن ریختن است و اگر کمی هم بدبین باشیم می‌توانیم بگوئیم که اصلا آن حوادث را مخالفان ما به وجود آوردند و باید واقعا هم از جناب آقای کروبی عذرخواهی کرد هم دوستان دیگر سعی کنند که این مسائل به این صورت پیش نیاید.

اما اینکه مهندس موسوی کجا جدا بوده؟ بله داوطلب پذیرش مسئولیت رسمی در این کشور نبوده‌اند همچنان که بنده نمی‌خواستم بیایم و مجبور شدم که بیایم و الحمدالله وقتی آقای موسوی جدا آمدند بنده گفتم نمی‌آیم، آیا این بدان معناست که از بنده از عرصه جدا هستم؟ همین صحبتی که الان دارم با شما می‌کنم خودش دلیل این است که از عرصه جدا نیستم، البته مهندس موسوی شخصیتشان به گونه‌ای است که نمی‌خواهند خودشان را نشان دهند اما در کجا ایشان جدا بوده؟ در تمام این مدت در جاهای حساس حضور داشته‌اند و مسئولیتهایی داشته‌اند؛در دوره هشت‌ساله ایشان با بزرگواری هر چند مسئولیت رسمی نپذیرفتند مشاورت بنده را پذیرفتند و نیز در شورای عالی انقلاب فرهنگی در مجمع تشخیص مصحلت نظام که از جاهای حساس نظام است و حتی به پیشنهاد خودشان گفتند که من می‌خواهم در شورای عالی امنیت ملی حضور داشته باشم و خدمت رهبری هم عرض کردم و ایشان به عنوان مشاور بنده حضور پیدا می‌کردند.

ایشان در همه عرصه‌ها بوده‌اند و هرجایی هم که حضور داشتند ایشان مورد سانسور قرار می‌گرفتند، یعنی تصویر ایشان را نشان نمی‌دادند؛ نشان ندادن غیر از این است که در عرصه نباشد، آقای مهندس موسوی در این سالها داوطلب پذیرش یک مسئولیت رسمی و عنوان‌دار نبوده‌اند و مسئله‌ای هم که می‌گویند این است که ایشان بیست سال احساس خطر نمی‌کردند و امروز احساس خطر کرده‌اند، اتفاقا این را باید بپرسیم که چه حادثه‌ای رخ داده است که مهندس موسوی که هیج رغبتی برای مقام و پست نداردند امروز احساس خطر کرده اند و به صحنه آمده اند و ما هم استقبال می‌کنیم که از این سرمایه استفاده درستی بکنیم.

 

به چند نمونه از مشورت‌های ایشان می‌توانید اشاره کنید؟

فراوان بود، اولا ما جلسات متعددی داشتیم که تعدادی از دوستان هفته‌ای یک دفعه، پانزده روز یک دفعه و حداکثر یک ماه یک دفعه تشکیل می‌شد که آقای مهندس موسوی یکی از اعضای ثابت آن جلسات بودند، به علاوه دیدارهای تقریبا هفتگی یا کمی این‌ور و آن‌ورتر به علاوه یادداشت‌هایی که ایشان همیشه می‌دادند.

موارد متعددی بود بخصوص در زمینه مسائل هسته‌ای ایشان یکی از مشاوران برجسته ما بود و در آن شورای عالی که تصویب کرده بودیم که مسائل هسته‌ای را زیر نظر داشته باشد آقای مهندس موسوی عضو آن شورا بود و خیلی جاهای دیگر در عرصه‌های سیاسی اجتماعی هر چه به نظرشان می‌آمد می گفتند و گاهی من از ایشان تقاضا می‌کردم در موردی فکر بکنند و به من مشورت بدهند.

آقای خاتمی، واژه‌ای داریم که از اول انقلاب تا الان بسیار استفاده شده و آن عبارت «دشمن» است، آقای موسوی هم اگر فردا رئیس جمهور شود دوباره با این دشمن مواجه است این دشمن از اول انقلاب تا الان تعبیرش همان است؟ یعنی دشمنی هست که قبل از انقلاب دشمن بود هنوز همان است؟ اسلحه به دست نشسته و منتظر است که هر لحظه به ما حمله کند؟ آیا تعبی دشمن تفاوت نکرده است؟

در گفتگوی تمدنها که صحبت می‌کنیم می‌گوئیم دیالوگ تفاوتش با مونولوگ این است که در مونولوگ فقط "من" حضور دارم در دیالوگ "من" و "دیگری" داریم و می دانیم که جامعه نیز بدون من و دیگری تحقق پیدا نمی‌کند، هم در جنگ هم در دیالوگ هم در تفاهم و هم در صلح "من" و "دیگری" وجود دارد ولی دیگری که در جنگ وجود دارد دشمن است، دیگری که در دیالوگ وجود دارد یک همتا و همپای ماست که باید در کنار هم قرار بگیریم البته دشمن وجود دارد و تردیدی در آن نیست صحبت سر این است که این "منی" که می‌خواهد حضور داشته باشد چه تعبیر و تعریفی دارد؟در جامعه اختلاف‌نظرها و سلیقه‌ها وجود دارد ولی گاه اینقدر این "من" دایره اش تنگ می شود که هر کس سلیقه ها و عادت ها و توهم های من مخالف است دیگری و آن دیگری هم می‌شود دشمن و متاسفانه گاهی در جامعه ما گاه پیش می آید کسانی که مومن و متدین و پایبند به خط امام هستند و به انقلاب و ارزش‌ها هستند دشمن تلقی می‌شوند و با او برخورد دشمن می‌شوند در همین ردصلاحیت‌هایی که وجود دارد چقدر از نیروهای جبهه رفته مومن، متدین و معتقد به آخرت و خدا به عنوان مخالفان جمهوری اسلامی و یا عدم پایبندی به اسلام ردصلاحیت شدند.

این دیدگاه مشکل‌زاست از طرف دیگر همه چیز را دشمن دیدن و همه کس را دشمن دیدن نشانه ضعفی است که در طرف وجود دارد والا همه جا مخالفت‌هایی وجود دارد مگر اینجا من و شما عین همدیگر فکر می‌کنیم؟ اگر ضعیف باشم موضع دفاعی من این است که شما باید بروید کنار چون نمی‌توانم تحملتان بکنم ولی اگر با سعه صدر باشم هم می‌توانم مشترکاتم را با شما پیدا کند هم می‌توانیم تفاهم کنیم و به راه مشترک برویم و حتی اختلافاتمان را رفع کنیم.

بله دشمن همیشه وجود دارد اما بعضی‌ها اینقدر خودشان کوچک هستند و دایره‌شان کوچک است که همه چیز را دشمن می‌دانند و با همه چیز به عنوان دشمن برخورد می‌کنند و این است که مسئله امنیت در جامعه شکننده می‌شود و حتی بعضی‌ها برای اینکه خودشان را توجیه کنند  نیازمند دشمن هستند، اگر دشمن حقیقی هست آن را می‌چسبند و آن را بزرگتر نشان می‌دهند و اگر کافی نباشد  دشمن تراشی می‌کنند و کارهای خودشان را توجیه می‌کنند  متاسفانه این خودی و غیرخودی که البته به یک معنا درست است ولی تعبیر و نتایجی که به دنبال دارد گاهی بسیار تاسف‌آور وحشتناک است.

برگرفته از سایت رسمی موسوی

http://ghalamnews.ir/

من هر روز میخوام از این به روز رسانیا کنم

هر کس دیگم خواست میتونه درباره کاندیدای دیگه مطلب بنویسه

با تشکر

یاس

+ نوشته شده توسط یاس در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 10:25 |