تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
ردیابی ماهواره ای !

سرعت پیشرفت تکنولوژی سرسام آور شده است. هر روز یک خدمت جدید به مردم ارایه می شود. اکثر تکنولوژی های رایج قبلا فقط در اختیار نیروهای نظامی و انتظامی بوده  و بتدریج عمومیت یافته و وارد بازار شده است.. به عنوان مثال همین موبایل تا سالها تنها در اختیار نیروهای نظامی و امنیتی بود اما بعد عمومی شد و در دسترس همگان قرار گرفت. همینطور است دوربین های مدار بسته، گنج یاب و ...

چند روزی است که یکی از تکنولوژیهای رایج در صنایع نظامی به طور آزمایشی روی اینترنت قرار گرفته است. هدف از اینکار ارزیابی نحوه استفاده مردم از این تکنولوژی می باشد تا در آینده نزدیک سطح دسترسی آن را توسعه دهند. با این تکنولوژی شما می توانید توسط اینترنت به طور دقیق متوجه شوید که فرد یا افراد مورد نظرتان در هر لحظه کجا هستند (مشروط به اینکه حتما موبایل به همراه داشته باشند). پلیس و نیروهای امنیتی به وسیله این تکنولوژی می توانند پی ببرند که افراد در هر لحظه در کدام شهر، کدام خیابان، کدام کوچه و کدام پلاک هستند. باورش سخت است اما این تکنولوژی در آستانه عمومی شدن است.


با کلیک روی
اینجا وارد سایتی می شوید که به صورت آزمایشی این خدمات را برای اولین بار و برای مدت سی روز ارایه می دهد. دقت کنید که در باکس اول کد کشور ایران را بدون صفر اولش وارد کنید (یعنی وارد کنید ٩٨). در باکس دوم هم شماره موبایل فرد مورد نظرتان را بدون صفر اولش وارد کنید.

در ظرف چند ثانیه این وب سایت با کمک ماهواره موقعیت فرد مورد نظر را همانند نرم افزار گوگل ارث به شما نشان می دهد (با جزییات شهر، خیابان، کوچه و..). حقیقتا باور نکردنیست.

در تبلیغ انگلیسی این وب سایت نوشته شده بود: وب سایتی برای همسران شکاک.

پ.ن : حتماااااا انجام بدینا.....خیلی خنده داره ....!!!!!!! قهقهه

+ نوشته شده توسط هیلاری در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 18:56 |
سلام برو بچ گفتم دیگه بریم تو خط علمی..بخونین جالبه

 

اشكال مرموز كشتزارهاي گندم و هندسه دوجيني







يكي از شگفتي‌هاي اعداد مرموز اين است كه اگر عمليات هندسي را براي يك دايره با تقسيمات 10 انجام دهيم به دو پنج ضلعي منتظم و يك ستاره پنج پر مي‌رسيم كه در آن تركيب تناسبت طلايي يا فيبوناچي آشكار ميشود .







در رسم فوق يك دايره را به پنج قسمت مساوي تقسيم مي‌كنيم . اگر اين نقاط را به نقاط مجاور خود وصل كنيم ، مسلما يك پنج ضلعي منتظم خواهيم داشت . اينك اگر نقاط را دو به دو به هم متصل كنيم يك ستاره پنج پر كه در داخل آن يك پنج ضلعي منتظم ديگر قرار دارد ، حاصل ميشود . در اين وضعيت پاره خط قرمز به همراه پاره خط بنفش يك تناسب طلايي را نشان مي‌دهند و به اين دليل مهم ستاره پنج پر براي چشم بيننده ، شكل هندسي خوش‌آيند و جذابي است كه بيانگر اين موضوع ميباشد كه نسبت طلايي در ساير سيستم‌هاي شمارش اعداد نيز آشكار ميشود و اين ساختار مربوط به اعداد مرموز ( 2 ، 4 ، 6 ) ميشود .










آلبوم تصاوير



در ميان سرنشينان بشقاب پرنده‌هاي سقوط كرده موجودات ده انگشتي نيز شناسايي شده است ولي اين اشكال بيشتر از اينكه به سيستم شمارش ده دهي مربوط شوند با اعداد مرموز در ارتباط هستند ، يعني همان 2 و 4 و 6 كه مربوط به مراحل زماني خلقت سياره زمين ، روزي آن و هفت آسمانها ميشود .



اين رسم ميتواند مربوط به موجودات 10 انگشتي غير انساني شود ولي به احتمال خيلي زياد آنها نيز با سيستم شمارش دوجيني آشنايي كامل داشته و از آن استفاده مي‌كنند .











عكس فوق نمونه يك رسم ناقص و يا تقلبي ايجاد شده توسط انسانهاست .













اشكال فوق عدد هفت را به نمايش مي‌گذارند و كاملا مشخص است كه دين و مذهب موضوع مهمي براي سرنشينان يوفو ميباشد . در واقع آنها به مسئله دين و مذهب گرايش دارند ، براي اينكه عدد هفت يك عدد ديني و اشاره به آسمان هفتم يعني جايگاه خداوند بالاي عرش دارد .





پيام ديجيتالي موجودات هوشمند براي بشريت :







اين موجود هوشمند عكس خود را با استفاده از دو نقطه سايه و روش بر روي مزرعه تصوير نموده و پيام خود را نيز مكتوب كرده است . اين موجود هوشمند از تكنولوژي ديجيتال انسانها كاملا آگاه و با خبر است . در رايانه‌هاي دسك تاپ از هارد ديسك استفاده ميشود و اطلاعات به صورت صفر و يك در مبناي دودويي رمز و بر روي هارد ديسك ذخيره ميشوند . اين موجود هوشمند از بوته ايستاده به عنوان يك و از بوته خوابيده به عنوان صفر استفاده نموده است . سي دي و دي وي دي‌ها نيز از روش مشابهي برخوردارند و اين موجود هوشمند از همين تكنيك كه به زبان بشر امروزي است پيام خود را فرستاده است .

تاريخ نگارش تصوير گندم‌زار 2002-08-15 ، كشور United Kingdom ، منطقه Hampshire ، مكان Sparsholt

http://www.temporarytemples.co.uk











شگفتي اين ديسك در اين است كه در كنار يك دكل مخابراتي تصوير شده و كاملا مشخص است كه ميبايست حاوي يك پيام مهم باشد .







متن پيام به زبان انگليسي چنين است :

BEWARE THE BEARERS OF FALSE GIFTS AND THEIR BROKEN PROMISES . MUCH PAIN , BUT STILL TIME . BELIEVE THERE IS GOOD OUT THERE WE OPPOSE DECEPTION .



ترجمه :

اخطار به حمالان ( بردگان یا بندگان ) هدایای غلط ( كارهای بیهوده - گمراهان ) و پیمان شكنان . درد فراوانیست ، اما هنوز وقت هست . اعتقاد بر این است كه خوبی خارج از اینجاست . ما با فریب مقابله میكنیم .



پيام فوق ثابت و مشخص مي‌كند كه سرنشينان يوفو ( طايفه جنيان ) در نهايت به دين و ايمان درست روي آورده‌اند و با مسلمانان واقعي يعني موحدين بيشتر تفاهم و همزيستي خواهند داشت تا كساني كه به خدا و دين اعتقاد و باوري ندارند و يا حتي با مشركين و منافقين .







شكل فوق ميتواند بيانگر الگوي پراش الكترون يا اشعه ايكس مربوط به كريستال خاصي باشد .


منبع:محمدرضا طباطبايي 25/4/87

خوب دیگه امید وارم خوشتون اومده باشه

با تشکر بابای

+ نوشته شده توسط یاس در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 9:39 |
سلام بروبچز!
خوبين!؟
راستش من اونقدر به سينما علاقه دارم كه هر جا ميرم بايد حتما يه چيزي راجع بهش بگم يا بشنوم!
پسر عمه م بهم ميگه تو بايد ميرفتي رشته هنر!جوابشو با يه ديالوگ از محبوب ترين فيلم خودم يعني the DEPARTED دادم!:(پيشاپيش از همه عذر خواهي مي كنم به خاطر اين ديالوگه!)
بهش گفتم: maybe ...maybe not ..... maybe **** yourself!!!!!!!!!!!!!!!!
(((آقايون و خانومايي كه زياد فيلم مي بينن احتمالا ميتونن حدس بزنن كه به جاي **** چي بايد باشه!!!!!)))
اما از شوخي كه بگذريم ،درسته كه من به سينما و كلا هنر خيلي علاقه دارم ولي خوب رياضيات رو هم خيلي دوست دارم!زيست شناسي رو هم خيلي دوست دارم!!!زمين شناسي....جغرافيا.....تاريخ......فيزيك ......شيمي......آزمايشگاه......اقتصاد.......سياست.......ادبيات ......شعر.....فلسفه......منطق.......زبان.....ورزش......(((و البته نجوم!))).......همه ي اينا رو دوست دارم!!!ولي چه كنم كه قرعه ي كار به نام من ديوانه زدند!!!....نه ببخشيد....اشتباه شد.....قرعه ي كار به نام رياضيات افتاد!(ولي يه چيزي رو مطمئنم!اگه توي دبيرستان يه رشته وجود داشت كه به نجوم مربوط ميشد من بدون شك اون رو انتخاب مي كردم!)
از اين چرت و پرتا كه بگذريم ميخواستم راجع به...................راجع به چي ميخواستم حرف بزنم!؟................آهان................my love ..........سينما!(گفتم my love ،ياد فيلم 300 افتادم!اونجا كه ميخواد از زنش خداحافظي بكنه يه صداي روي متن ميگه: goodbye my love..........!!!!!!!
چيزي تا اهداي جوايز اسكار باقي نمونده.هر كي كه به سينما علاقه داره ميدونه كه اسكار چقدر مهمه!حتي از جايزه نوبل هم پر سر و صداتر و هيجان انگيزتره!
همه قبل از اعلام برنده ها يه حدسايي ميزنن!منم ميخوام حدس بزنم!!!!
خوب با توجه به جوايز ديگه اي كه چند روز پيش داده شد بايد با اطمينان بگم كه تعدادي از فيلم هاي زير حتما جزو 5 نامزد بهترين فيلم هستن:
the curious case of benjamin button
revolutionary road
Frost/Nixon
Slumdog Millionaire
The Reader

(من هيچكدوم رو نديدم هنوز!فقط از روي نامزداي جايزه هاي ديگه دارم حدس مي زنم!در ضمن اولي رو مطمئن باشين كه نامزد ميشه!شك ندارم!)
حرفه اياش خود برنده رو حدس ميزنن كه ما جزو اوناش نيستيم!!!!حدس زدن برنده خيلي خيلي خيلي سخته!معمولا شانس هر 5 نامزد دقيقا مساويه و هيچكدوم رو نميشه حذف كرد!اما اگه بخوام همينجوري يكي رو انتخاب كنم به عناون برنده ،فكر كنم اولي شانسش از بقيه بيشتر باشه!آخه بيشتر از بقيه سر و صدا كرد!(((هر چند كه معمولا فيلمهايي اسكار ميگيرن كه كمتر از همه جنجال به پا مي كنن!)))
اگه دنبال ميكنين اين چيزا رو بايد يادتون باشه كه پارسال كي اسكار گرفت!No Country For Old Men ....فيلمي كه كاملا موذيانه اومد بالا و موذيانه تر اول شد!!!بي سر و صدا.....بي جنجال!!!!(البته از حق كه نگذريم واقعا فيلم قشنگي بود و اسكار نوش جونش!من دي وي ديش رو دارم و تا حالا هم دو بار ديدمش!)

 

خوب اينم از حديث عشق ما!!!
يه توصيه: اگه تا حالا the DEPARTED رو نديدين حتما ببينين كه عمرتون بر فناس!!!(البته يا بايد انگليسيتون فوق فول باشه و يا حتما زير نويس فارسيشو بگيرين!آخه بدون فهميدن حرفاشون هيچي حاليتون نميشه از فيلم!!!)

ويرايش: جوايز گلدن گلوب رو دادن!...Slumdog Millionaire با چهار جايزه موفق ترين بود!(چهار رشته نامزد شده بود كه هر چهارتا رو درو كرد!)
در ضمن يه اتفاق جالب هم افتاد!كيت وينسلت(همون رز توي تايتانيك!) هم جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن و هم نقش مكمل زن رو براي فيلماي The Reader و revolutionary road دريافت كرد!

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 9:17 |

سلام بچه ها خوبین..؟؟

گفتم امروزو علمی اپ نکنم

این مطلب حودم نیست از وب امیر حسین جان(نکته نمی شناسینش)کش رفتم امیدوارم منو ببخشه!!

از شادی خانوم هم ببخشید رو اپش اپ کردم ولی اخه بحث دیگه خیلی خیلی مسخره شده بود به نظر من

ارش هم ببخشید که امکاناتتو کم کردم ولی باید میشد تو بدون مشورت هر کاری دلت میخواد انجام میدی پس اصلا بهتره مه دعوامون نشه!!!هر دفعه هیچی نگفتم در ضمن با ارشم به تو هیچ ربطی نداره من چه شکلی رفتار میکنم چه شکلی لباس میپوشم اصلا چه طور حجاب رعایت میکنم هر کسی یه حد و حدودی داره

من خیلی مراعات میکنم چیزی نگم ولی انگار نمیشه

توصيه هاي کاربردي،مخصوصه پسر هايي که زن گيرشون نميياد((ازون جایی که این متن رو ۱ دختر نوشته پس لازم نیست به من ایراد بگیرید...دیدم جالبه...منم Copy کردم ))


1. اولين دختري که به تورتون خورد ازش شماره بگيرید(ولي چون در اين کار استعداد نداريد بهتره دور اينکار را خط ِ قرمز بکشيد)


2. اگه خواستيد دختري را زير نظر بگيريد (که بيخود کردي) بايد زير چشمي طوري که متوجه شما نشه زير نظرش بگيري...
نکته:چون در اين کار هم مثل مورد ِ (1) ..... نداريد ، بهتره عينک بزنيد.


3. اگه دختري را ديديد که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنيد
و به مورد ِ (1) مراجعه کنيد .
نکته: قبلش دورو بر تان را يه نگاهي بندازيد چون ممکنه يه دفعه اي يه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحيفتان را بچلاند.


4. به هر دختري که رسيديد سلام کنيد و خود را بچه مثبت نشون بديد
ولي مواظب بعضي لنگه کفش ها باشيد.


5. اگه خواستگاري هر دختري رفتيد و جواب رَد شنيديد نااُميد نشويد خواستگاري يکي ديگه برويد گرچه بازم جوابِ رَد مي شنويد.( پسر بايد پورو باشه)


6. اگه يه دختري را خيلي دوست داريد ولي به شما محل نمي ده، با يه دختره ديگه بيرون بريد طوري که اون شما را ببينه .
نکته:که در اين صورت نه تنها به شما ديگه محل نمي ده ،۲تالنگه کفش هم نثارتان مي کنه.


7. تا مي توانيد سن ازدواج را ببريد بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سايه مي رنجند.
اگرچه ريسکش خيلي بالا است, ممکن ديگه کسي بهتون دختر نده،
چون ترشي هم تاريخ اِنقضا داره,تا يه حدي مي توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در اين مورد يه ظرف حتماً آماده کنيد.
حتماً ميپرسي براي چي؟ خوب ديگه، براي ترشي.(ادم كه انقد خرفت نميشه)


8. اينقدر سرِ کوچه و خيابون ها کيشيک نکشيد,که شايد شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنيد که شايد در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگيريد واونم بخوابه و ديگه بلند نشه.که در اين صورت(فاتحه مع صلوات)...


9. اگه دانشجو(يا سرباز) هستيد,از خوردن غذاهاي اونجا جداً خود داري کنيد چون همون يه ذرّه همت را هم ازِتون ميگيره.به جاش موز معجون بخوريد


10. اگه قيافه نداري،اشکال نداره عوضش ماشين داري ...
چي؟!!ماشين نداري... اشکال نداره عوضش خونه داري...
بازم چي؟!! خونه هم نداري...خوب مشکلي نيست ... کار که داري بعداً هم؛ميشه خونه و ماشين خريد.
واي نگو که کار هم نداري!!! ترشي هم که اُفتادي، پس بهتره بري يه جايي خودت را گمو گور کُني.


11. يه توصيه : اگه قيافه نداري؛ نري... ابروهات را برداري،صورتت را تيغ بزني، يکمي از لوازم آرايشي مامان جونت کش بري، همين جوري خوبي (فقط يکمي سر و وضعت رو درست کن).


12. اگه از دوست دختر و هم دانشجويي به جايي نرسيدي چاره اي نداري جزء اين که، بري سراغ همون دخترها فاميل...


13. اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زياد هم مشکل نيست، ولي... شما که تو 7 آسمون يه ستاره هم نداريد کارتون خيلي مشکله اما من کُمکتان ميکنم :
تنها لطفي که ميتونم بکنم اينه که هُلتون بدم، که در اين صورت هم ممکنه از چاه در بياند و بي يُفتيد تو درّه (خوب عوضش از دست يکي از سيريش ها راحت مي شيم).


14. اگه از هيچ کدوم از اين ها به نتيجه نرسيدي حتماً مشکل از خودت است بهتره بري پيش يه روانپزشک اگه اون گفت مشکلي نداري!!! آخه... پس بد شانس هستي، برو خودت را دخيل کن به يکي از اين امازاده ها شايد حاجت بگيري(ديگه باقيش با خداست و ما هم ديگه دخالت نمي کنيم).

 

 


 

     

 

 

 

چرا پسر ها اینقدر ضایع هستند؟؟!!

 jeghel.jpg at PaintedOver.com

 ((بازم این متن رو ۱ دختر نوشته پس گیرندیدبهماااااا...

دیدم جالبه... Copy کردم ))

واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.

واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.

واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده...(بچه ها...کوووووووووه)

واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده

واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده

امیدوارم خوشتون اومده باشه

با تشکر قوی سفید

حالا پشت سر من نگین دخترا فلانن فلان نیستن!!

اینو از وب یکی از دوستا خوندم جالب بود کپی کردم!!خودمم قبولش ندارم برا ختده گذاشتمش

الان دوباره یه بحث میشه کم بی احترامی کردن بعضیا اینم روش!!!

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 10:5 |

سلام به همه!!!!

راستش من از نوشتن معما های بی پاسخ و سوال های بدون جواب خسته شدم!(یه کمم اغراق کردم)

ولی با اینکه می دونم که باید به قانون پایدار بود یعنی در این وبلاگ باید به اصل موضوع "بازی و ریاضی با چاشنی خلاقیت و تفکر" وفادار بود ولی با خودم گفتم که شاید این حقو داشته باشم که یه بار به یه موضوع خارج از بحث بپردازم پس از یاس عزیز خواهش می کنم اگر این حقو ندارم بهم متذکر بشه ولی خواهش من اینه که این پست رو همه بخونن! درسته که یه کم زیاده و طولانی اما ارزش آپ کردن داشت !

پس اگه آفلاین شدی یه نگاهی بهش بنداز!

ویرایش: با این مقاله به هدفی می خواستم برسم که رسیدم!!!!( و ای کاش نمی رسیدم!!!!)

+ نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 17:26 |
ســـــــــــــــــــلام!

 

خوبین؟!.... بروبکس نجوم چطورن؟! دلتون واسم تنگ نشد؟؟!!

 

آره دیگه.... مشکلات زندگی و خونه داری و بچه داریه دیگه!!!!! وقت نمی ذاره واسه آدم!

 

خب....من دوباره اوووووووومدم با یه آپ نجومی واسه بکس نجوم دوست وبلاگ:

ستاره دنباله دار

هر ستاره دنباله دار، هسته اي متشكل از يخ و غبار (موسوم به گلوله برفي كثيف) دارد كه پهناي آن حدود 20 كيلومتر (12 مايل) است. هنگاميكه اين ستاره به خورشيد نزديك مي گردد، هسته اش تبخير شده و سري درخشان و دنباله اي طولاني شكل مي گيرد.

بخش اعظم ميلياردها ستاره دنباله دار منظومه شمسي، در محدوده هاي دور دست آن قرار دارند، اما مدار بعضي از اين ستارگان از نزديكي خورشيد عبور مي كند و اين امر موجب مي شود تا شب هنگام در آسمان بخوبي ديده شوند.

تمام منظومه شمسي ما از جمله دنباله دارها حدود4.5 ميليون سال پيش از رمبيدن يك توده ي بزرگ ابر و گاز به وجود آمد.اين توده ابتدا به آرامي مي چرخيد ولي هر چه رمبش ادامه پيدا كرد ،چرخش سريعتر شد و دماي آن بالا رفت.(درست مثل اين كه يك اسكيت باز با جمع كردن دستانش سريعتر مي چرخد). اين چرخش سريع از ريختن همه ي مواد به داخل هسته جلوگيري كرد.در عوض اين ابر و مواد موجود در آن به شكل يك صفحه ي تخت متراكم گشت.در همين زمان دماي هسته ي اين ابر بالا رفت تا آن جا كه همجوشي هسته اي آغاز گشت و بدين گونه خورشيد به وجود آمد. با وجود اين مناطق خارجي اين صفحه كاملا سرد بود .به علت كم بودن دما دانه هاي يخ شكل گرفتند و با تجمع آن ها توده هاي يخي با بزرگي چند كيلومتر شكل گرفتند،و توده هاي بزرگتر نيز سياره ها را شكل دادند.

پهناي هسته يك ستاره دنباله دار فقط چند كيلومتر مي باشد، اما دنباله آن بسيار طولاني است. ستاره دنباله دار عظيمي كه در سال 1843 ديده شد، داراي دنباله اي بطول 330 ميليون كيلومتر (205 ميليون مايل) بود. چگالي اين دنباله ها حتي از بهترين خلئي كه در شرايط آزمايشگاهي در روي زمين ايجاد شده، كمتر است.

چرا ستاره هاي دنباله دار دنباله دارند؟

دنباله ي يك دنباله دار بارزترين مشخصه آن است. همچنانكه دنباله دار به خورشيد نزديك تر مي شود دم درخشاني در امتداد آن و در جهت مخالف خورشيد گسترش مي يابد. در فاصله اي زياد از خورشيد هسته دنباله دار ها سرد و مواد داخل آن منجمد مي باشند. با نزديك شدن به خورشيد باد هاي شديد خورشيدي قسمتي از هسته را تصعيد مي كنند كه اين مواد كما را تشكيل مي دهند. فعل و انفعالاتي كه باد هاي خورشيدي روي كما انجام مي دهند باعث به وجود آمدن هسته مي شوند. ساختار شيميايي كما مواد تشكيل دهنده دنباله را تعيين مي كند. ممكن است به نظر آيد كه دنباله داري دم ندارد ولي واقعا اين طور نيست بلكه دنباله آن قدر شفاف است كه ديده نمي شودولي دانشمندان با استفاده از فيلتر هاي مخصوص قادر به ديدن آن ها هستند.مثلا دم دنباله دار هيل پاب(1997)به راحتي در نور مرئي ديده مي شد ولي عكس هايي كه با فيلترتهييه شده بودند وجود تعدادي دنباله تشكيل شده از غبار و گاز هاي يونيده را نشان دادند.

انواع دنباله ها:

دو نوع دنباله وجود دارد:غبار و گاز يونيده.يك دم تشكيل شده از غبار محتوي ذراتي به بزرگي ذرات موجود دردود مي باشد.اين نوع دم هنگامي تشكيل مي شود كه يك باد خورشيدي مقداري ماده از كما جدا مي كند.چون اين ذرات بسيار كوچكند با كوچكترين نيرويي جابجا مي شوند در نتيجه اين دنباله ها مامولا پخش و خميده اند.دنباله هاي گازي وقتي تشكيل مي شوند كه نورخورشيد مقداري از مواد كما را يونيده مي كند و سپس يك باد خورشيدي اين مواد يونيده را از كما دور ميكند.دنباله هاي يوني معمولا كشيده تر و باريك ترند.هر دوي اين دنباله ها ممكن است تا ميليون ها كيلومتر در فضا پراكنده شوند.وقتي كه دنباله دار از خورشيد دور ميشود دم و كما ازبين ميروند و فقط مواد سرد و سخت درون هسته باقي مي مانند.تحقيقات راجع به ستاره دنباله دار هيل پاب وجود نوعي دم رانشان داد كه شبيه دنباله هاي تشكيل شده از غبار بود ولي از سديم خنثي تشكيل شده بود.(همان طور كه گفتيم مواد موجود در هسته نوي كما و دنباله را تعيين مي كنند).

دنباله دار ها از كجا مي آيند؟

دنباله دار ها در دو جا به طور بارز يافت مي شوند :كمر بند كوييپر و ابر اورت.دنباله دار هاي كوتاه مدت معمولا از ناحيه اي به نام كمربند كوييپر مي آيند.اين كمربند فراتر از مدار نپتون قرار گرفته است.اولين جرم متعلق به كمربند كوييپر در سال 1922 كشف شد.اين اجسام معمولا كوچك هستند و اندازه ي آن ها از 10 تا 100 كيلومتر تغيير مي كند.طبق رصد هاي هابل حدود 200ميليون دنباله دار در اين ناحيه وجود دارد كه گمان مي رود از ابتداي تشكيل منظومه ي شمسي بدون تغيير مانده اند.دنباله دار هاي با تناوب طولاني مدت از ناحيه اي كروي متشكل از اجرام يخ زده به نام ابر اورت سرچشمه مي گيرند.اين اجرام در دورترين قسمت منظومه ي شمسي قرار دارند و از آمونياك منجمد ، متان ، سيانوژن ، يخ آب و صخره تشكيل شده اند.معمولا يك اختلال گرانشي باعث راه يافتن آن ها به داخل منظومه ي شمسي مي شود.

مسير حركت دنباله دارها

مدار سيارات نزديك به دايره است حال آن كه مدار دنباله دار ها به شدت بيضوي است. به علت تاثيرات گرانشي دنباله دار ها در حضيض سريعتر حركت مي كنند تا در اوج.دنباله دار ها از مدت چرخششان يه دور خورشيد طبقه بتدي مي شوند: دنباله دار ها بامدت تناوب كوتاه و متوسط-مانند هالي با دوره تناوب 76 سال- بيشتر در بين خورشيد و پلوتون به سر مي برند.اين دنباله دارها ابتدا در كمربند كوييپر هستند ولي نيروي گرانش يكي از سيارات به خصوص مشتري آن ها را نزديك خورشيد مي راند و دوره تناوب آن ها كمتر از 200 سال است.(شوميكر-لوي 9 يكي از اين دنباله دارها بود كه عاقبت در مشتري سقوط كرد). دنباله دار هاي بلند مدت با تناوبي بيش از 200 سال كه بيشتر در ابر اورت هستند. هيل پاب نمونه اي از اين دنباله دار ها است كه تناوبي برابر با4،000 سال دارد.

ستارگان دنباله دار بر اساس دوره تناوب مداري شان به دو دسته تقسيم ميشوند:

ستارگان داراي دوره تناوب مداري بيش از 200 سال و ستارگاني كه دوره تناوب مداري شان كمتر از 200 سال مي باشد.

گروه اول، ستارگان با دوره تناوب طولاني و گروه دوم ستارگان با دوره تناوب مداري كوتاه هستند.

اين ظن وجود دارد كه ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، زماني در ابر اوپتيك - اورت داراي دوره تناوب طولاني بوده اند. بسياري از ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتا ، در فواصل زماني منظمي ديده شده اند كه معروفترين آنها ستاره دنباله دار هالي است. ستاره دنباله دار انكي كوتاهترين دوره تناوب مداري را دارد كه 5/3 سال مي باشد.

ستارگان دنباله دار با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مقداري از مواد خود را بر اثر تبخير از دست مي دهند. دنباله ستارگان داراي دوره تناوب مداري كوتاه، بسيار درخشان است، اما با هر بار گذشتن از كنار خورشيد، مواد خود را از دست داده و بدين ترتيب، امكان رويت آنها كمتر مي شود.

بعضي از اين ستارگان قبل از متلاشي شدن فقط يك بار ديده مي شوند، هر چند كه طول عمر معمولي يك ستاره دنباله دار با دوره تناوب كوتاه حدود 10000 سال است. گردش بسياري از ستارگان دنباله دار داراي دوره تناوب طولاني بدور خورشيد هزاران يا حتي ميليونها سال طول مي كشد. بنابر اين، طول عمر اين ستارگان بسيار بيشتر از نوع ديگر است.

منبع : دانشنامه رشد

 

 

 

یعنی عمرا اگه به جز همون تیتر "ستاره دنباله دار" چیز دیگشو خونده باشی!!!!!! (تازه همونم حواست نبود فکر کردی بازم خوشمزگی های اول آپ منه!!!!)

 

خلاصه ما که فقط انجام وظیفه می کنیم یه موقع ما رو از اینجا پرت نکنن بیرون!!!!! 

 

بای بای تا بعد!

 

+ نوشته شده توسط ارسطو در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 19:51 |
 

داشتم با تمام قدرتم می دویدم . توی یه کوچه که از خونه هاش نکبت می بارید . خونه هایی کج و مووج که از خستگی روی هم تکیه داده بودند . به نفس نفس افتاده بودم و تمام صورتم خیس عرق بود . دیگه طاقت نداشتم . پاهام می گفتن تسلیم شو و از مقاوت دست بردار ! ولی آخه دو تا سگ داشتن تعقیبم می کردن . البته فقط صدای پارسشون شون رو می شنیدم . ولی مطمئن بودم همین نزدیکی هان. نبض روی صورتم رو احساس می کردم . تاپ تاپ تاپ ... که یهو پام خورد به یه تیکه سنگ بزرگ و محکم خوردم زمین ! گرد و خاک بلند شد . چشمام رو با آستینم پوشوندم . خواستم بلند شم ولی انگار یخ زده بودم ... نمی دونم چه مدت گذشت ... یه دقیقه ... یه ساعت ...

 یهو دوباره به یاد دو تا سگه افتادم . غلطی زدم و  با دستام خودمو بالا کشیدم و وایسادم . سرم رو با ترس برگردوندم به امید اینکه ... اما نه ... دیدمشون . جلوی چشمام ... دیگه خیلی نزدیک شده بودن ... واق واق واق .... خشکم زده بود . چشمام رو چرخوندم . همه جا رو سنگ و آجر هایی پوشونده بود که از درد ناله می کردن ... حتی یه تیکه چوب هم نبود که بتونم از خودم دفاع کنم ... که یهو ... یکی از سگا پرید روم و خوردم زمین . اون یکی عقب تر وایساده بود تا کشتن منو تماشا کنه . سگه دو تا دستش رو گذاشته بود روی سینم و زل زده بود توی چشام . دهنش رو اون قدر باز کرده بود که دهنش داشت پاره می شد . انگار می خواست دندونای تیزش رو به من نشون بده . با خودم گفتم همین الانه که با دندونای تیزش گلوم رو پاره کنه ... کاش منم دندونایی مثل اون داشتم تا بهش نشون می دادم با کی طرفه ... یهو سگه دو تا دستش رو مثل یه اسب برد بالا و سرش رو گرفت رو به آسمون و  ... بلند صدا کرد ... واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااق . 

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ه ه ... جیغ کشیدم و ... ... . همه جا تاریک بود .  با صدای انفجار یه بمب بزرگ از خواب پریده بودم . خدا رو شکر کردم که از خواب بیدار شدم و اون دو تا سگه ...!!! هنوزم قلبم به تندی می زد و نبض روی صورتم رو احساس می کردم . شانس آوردم این بمبه افتاد ... خدا رو شکر .

پتوم رو کنار زدم و با عجله بلند شدم تا برم و یه سر و گوشی آب بدم . البته خیلی هم نگران نبودم . آخه از صدای بمب معلوم بود که یکی دو محله اون طرف تر افتاده بود . در اتاقم رو باز کردم و از توی راهرو که می دوییدم مامانم رو دیدم که سر سفره نشسته بود . گفت قاسم ... کجا ؟؟؟ صبحونت !

مثل قطاری که ترمزش رو می کشن ایستادم . سرم رو چرخوندم . نگاهم روی سفره خشک شد ! ..... به به ! بازم ... ؟ ... مثل همیشه ... « نه مامان بذارش برای رقیه و سکینه »

 بازم دویدم . در حال رو باز کردم و کفشم رو پوشییدم و بندش رو محکم کشیدم . بلند شدم و رفتم طرف در حیاط . خیلی زود خودم رو توی کوچه دیدم . چندتا از دوستام داشتن با سرعت نزدیک می شدن . ناراحتی و کمی ترس از صورتای سرخ و عرق کردشون بیرون می زد . با تعجب بهشون نگاه می کردم تا ازم رد شدن و جلو افتادن . اصلا به من اعتنا نکردن مثل اینکه صدای صیحه* رو شنیده بودن ! توی همین فکر بودم که یکیشون زیر لب گفت : « حسین » .

یهو احساس کردم پاهام خشک شد . چشام روی بچه ها که داشتن با سرعت دور می شدن ثابت مونده بود ! حسین بهترین دوست من بود . بچه ها می گفتن با بقیه بزرگا توی مسجد با دشمن می جنگه ولی من که نمی دونم ! دو سه سالی ازم بزرگ تره ولی همیشه بهم می گفت تو دست راست منی ! خونشون توی محله ی کناری بود و ... .

یهو پاهام بدون اراده ی من به کار افتادن و شروع کردن به دویدن . گیج شده بودم . فقط پاهای بچه ها رو می دیدم و دنبالشون می رفتم. می خواستم بهشون برسم . سر کوچه به هم رسیدیم و با هم دوویدیم . تند تر از قبل ! هنوزم مغزم کار نمی کرد مثل یه کابووس بود ...

 یهو به خودم اومدم . داشتیم با تمام قدرت می دویدیم . توی یه کوچه که از خونه هاش نکبت می بارید . خونه هایی کج و مووج که از خستگی روی هم تکیه داده بودند . به نفس نفس افتاده بودیم و تمام صورتمون خیس عرق بود .  دیگه طاقت نداشتیم . ولی نمی دونم چرا هنوز هم می دویدیم . شاید احساس همه مثل من بود . انگار دو تا سگ داشتن تعقیبمون می کردن . به دوستام نگاه کردم تا ببینم اونا هم مثل من ..؟  نبض روی صورت دوستام خیلی روشن می زد ... 

داشتیم نزدیک می شدیم . هنوز با سرعت می دویدیم . یهو پام خورد به یه تیکه سنگ و محکم خوردم زمین ! بلند شدم خونه ی حسین دست راستم بود ...

هنوزم هوا پر گرد و خاک بود . همه ی خونه ها زانو زده بودن . دیوار های کج و کوله . دوچرخه ی شکسته و صدا  ... . صداهای ناله خیلی  روشن به ما می رسیدند . ولی از کجا ؟ زیر کدام سنگ و آجر ... فقط صدایشان می آمد ...

دلم می خواست دوباره یه صدای انفجار بلند بشه و از خواب بپرم . داشتم دیوونه می شدم همه چی دور سرم می چرخید ...

ولی نه ...!!! دوست ندارم از خواب بیدار بشم . همینش هم خوبه . شکر خدا !!!

* صیحه : صدای مهیبی که به تعبیر قرآن هنگام قیامت نواخته می شه و مردم از قبر بیرون می یان و هراسان ... .

 

 

ببخشید بچه ها اگه یه ذره طولانی شد ... با عجله نوشتم ولی بعد از یه مرور فکر کنم چیز جالبی در اومد فقط با دقت بخونیدش ...

راستی ... داشتم فکر می کردم که خیلی خوبه که همه ی ما اون قدر روشن فکر هستیم که می فهمیم ارزش ها چیه و از چی بهتره دفاع کنیم . اما بچه خواهرم ! واقعا که هیچی نمی فهمه . ۵ سالشه . مغزش هنوز زیاد باز نشده . برای همین وقتی شنید خیلی ناراحت شد و گفت که آدمای بد . الان می رم با مشت می زنم توی دماغشون تا خون بیاد و ... می دونید که بچه ها این موقع هاچی می گن . بچه هستن دیگه . می دونید اصلا نگفت که توی مملکت خودمون چی می شه یا اینکه تقصیر خود فلسطینی هاست که زمیناشون رو فروختن یا اینکه فلسطینی ها عرب هستن و قبلا بر علیه کشور عزیزمون ایران جنگیدن و ... بچه است دیگه ... خودتون می دونید ... ولی خوبه ... درسته ...  ما بزرگ شدیم ... کاملا مشخصه ... آره ...

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 18:37 |

مغز زنان،مغز مردان

 

سلام خوبین چطورین؟؟؟امتحانا حوبه..؟؟من که تا حالا فقط شیمی رو یه ۲۵ صدم غلط دارم..قردام دینی دارم ابله ها فقط ۱ روز وقت دادن اخه یکی نیست یکه تو که اصلا کتابو باز نکردی حالا وقت امتحان تعیین میکنی..؟؟اونوقت برای عربی ۵ روز وقت داریم

بچه ها این متن رو در جریان کل با امین پیدا کردم!!!!به نظرم خوب اومد بخونیدش انقدرم پسر پسر نکنین!!!

يك ضرب المثل قديمي بين متخصصان مغز و اعصاب وجود دارد كه چيزي شبيه اين جمله است: مغز زنان 250 دلار و مغز مردان 5000 هزار دلار (البته بعد از مرگ)است. دليل اصلي اين قيمت گذاري چيست؟ شايد به راستي مغز زنان بيشتر مورد استفاده قرار گرفته است. تفاوت هاي ساختاري و تركيبي بين مغز زنان و مردان چگونه است؟

تا كنون كنجكاوي بسياري در مورد عملكرد اين ارگان وجود داشته،اما بايد گفت كه  كمترين اطلاعات حاصل شده است. محققان طي اين بررسي ها تفاوتهاي شگفت انگيزي بين مغز زنان و مردان يافته اند. براي ساليان سال تصور مي شد كه تفاوت جنسي در عملكرد مغزي توسط هورمون هاي جنسي تستسترون و استروژن كنترل مي شود. ولي اكنون دريافته اند كه بين چهار لوب مغز زنان ومردان از نظر عملكرد، توليد مواد شيميايي و اندازه تفاوت وجود دارد. تمايل زنان براي همدلي و گيرايي اجتماعي مربوط به بخشي از مغز است كه ايستموس  يا تنگراه نام دارد. تنگراه باريكه اي از بافت است كه دو بخش -isthmus-
بزرگتر اندام را به هم وصل مي كند. در مورد اين بخش نيز بايد گفت كه ايستموس نيمكره چپ مغز را به نيمكره راست پيوند مي دهد. اين بخش در زنان ضخيم تر از مردان است و همين ارتباط قوي تر بين دو نيمكره مغز مي تواند دليل موفقيت زنان در برقراري ارتباط عاطفي از طريق زبان باشد.به طور كلي نيمكره چپ مغز مسئول فعاليت هاي منطقي و ظريف و موشكافانه است. خواندن، نوشتن، تجزيه و تحليل و دانش و مهارت و مديريت علوم برعهده اين بخش مي باشد. نيمكره راست مسئول تفكرات خيالي و تصورات و هنر است كه در خلق ، استنباط، احساس و شوخ طبعي نقش دارد. البته به خاطر نقش كم تر آن در چرخه علوم ، اين بخش نيمكره كوچكتر يا كهتر شناخته مي شد. مسلما مي توان فهميد كه ارتباط قوي تر بين اين دو نيمكره چه قدر داراي مزيت است. براي مثال نيمكره چپ مغز با توجه به پردازش هاي نيمكره راست ، بيان بهتري از احساس را ارائه خواهد داد.
در حاليكه تصور مي شود كه مغز مردان از نظر فيزيكي بزرگتر است- زيرا اندازه مغز با اندازه بدن مرتبط است- بايد گفت كه كورتكس (قشر مخ) زنان 15 تا 20 % بزرگتر از مردان است. اين بخش از مغز، مسئول عملكردهاي اوليه اي مثل سخنراني، حركت و استنباط و احساس است. ولي در مقابل اين مزيت تكامل يافته مغز زنان ، بخش سفيد مغز مردان پاسخگو خواهد بود. به طور كلي بخش سفيد مغز مسئول ارتباطات دروني مغز است. اين بخش ، همه آنچه مغز فرا گرفته است را سازماندهي مي كند. و بايد گفت كه هر چه ارتباطات و اتصالات بخش سفيد مغز بيشتر باشد ، فرد باهوش تر است.
مولفه هاي علوم و دانش – حافظه، احساس و مهارتها- همگي به بخش هاي مختلف مغز واگذار شده است و تنها زماني كه به طور موثر باهم ارتباط برقرار كنند به طرز صحيح و قابل مورد استفاده قرار مي گيرند. يعني هر چه قدر ارتباطات بخش سفيد مغز بيشتر باشد ، توانايي سازماندهي، توجه به جزئيات ، ارتباطات فضايي و حل مشكلات بيشتر خواهد بود. مردان جوان به صورت روشمند و سيستماتيك فكر مي كنند و همين مسئله دال بر توجه آنها به بازي لوگو در كودكي است. يعني تمايل زيادي به فهم سيستم هاي هندسي و تجسم كردن دارند و در مردان بالغ توانايي رهيابي و مهندسي از نشانه هاي اين قابليت است.
با همه اين اوصاف بايد گفت كه تفاوت مغز زنان و مردان نبايد بيش از اندازه مورد تاكيد قرار بگيرد. محققان معتقدند كه تفاوت هاي عصبي هر فرد بيشتر از تفاوت هاي بين زنان ومردان قابل مشاهده و توجه است. براي مثال بايد گفت كه تعدادي از بافت هاي عصبي در جسم پنبه اي مغز هر فرد تا سه برابر مي تواند متفاوت باشد. بنابر اين علي رقم بعضي از ادعا ها نظير اينكه" افراد راست تخيلي و افراد چپ مغز حسابگر هستند" بايد گفت كه آنچه ديده شده، خوانده شده و تاكنون كشف شده است، هنوز رمزگشاي دنياي درون هر فرد نيست.

بد نیود اگر این متنو میحوندید هر چند ۹۵ درصد نخوندن

من برم ادبیات دو روز دیگه مو بحونم دیگه مزاحمتون نمی شم بابای

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 23:0 |

سلام
بالاخره منم آپ كردم!
راستش يه موضوع مهمي اين روزا مطرح شده كه گفتم منم نظرمو راجع بهش بگم.
همون خبري كه دنيا رو تركونده اين چند روز!
پرتاب كفش توسط خبرنگار عراقي به سمت جرج بوش!
همون طور كه از اخبار شبكه هاي ايران شنيدين تمام مسلمونا(از جمله اكثر ايراني ها!) از اين كار خوشحال شدن!!!
و من بايد بگم كه براي تمام "مسلمون نماها" متأسفم!!!
اين آقايون و خانومايي كه توي تلويزيون دارن از اين حركت حمايت مي كنن بايد بدونن كه اسلام دين پرتاب كفش نيست!!!
كاري نداريم كه آقاي بوش كيه و چيكار كرده و چقدر آدم بد يا خوبيه!
اصلا درست نيست كه به سمت رئيس جمهور يه كشور ديگه كفش پرتاب كنيم!
فاجعه اونجايي فجيع تر ميشه كه ديشب توي اخبار يه مصاحبه اي پخش شد و يه مسلموني (به نظر من مسلمون نما!) گفت:كاشكي اون خبرنگار به جاي كفش ،نارنجك پرتاب مي كرد!
به نظر شما اگه يه شهروند امريكايي اين مصاحبه رو ببينه چي فكر ميكنه!؟
فكر مي كنه كه تمام تبليغات ضد اسلامي اي كه توي امريكا جريان داره و هر روز به خورد مردم داده ميشه درسته!(واقعا هيچ نتيجه ي ديگه اي نميشه گرفت!)
شما فرض كنيد كه يه امريكايي هستين و هر روز از تلويزيون و راديو و روزنامه و زمين و هوا دارن داد مي زنن كه مسلمون جماعت تروريسته!حالا اين مصاحبه رو مي بينين كه يه مسلمون ميگه "كاشكي يه نارنجك به سمت بوش پرتاب ميشد"!
به نظر من اين اتفاقي كه افتاد هم به ضرر بوش و امريكا بود و هم به ضرر خود ما مسلمونا!
البته اگه كمي ما هوشمندانه تر عمل مي كرديم مي تونستيم ضرر نكنيم و بذاريم فقط اونا ضرر بكنن.
بالاخره كاري بود كه شد و كاريش هم نميشه كرد!ولي واقعا خدا رحم كرد كه بدتر از اين نشد!فرض كنين اون خبرنگار به جاي پرتاب كفشاش يه اسلحه در مي آورد و .............!!!!
اون وقت ديگه موج تبليغاتي ضد اسلامي تكميل ميشد!
بازم خدا رو شكر
شبكه ي صداي آمريكا چيز خوبي گفت!(هر چند كه اين شبكه اصلا قابل اعتماد نيست و تماما ضد ايرانيه)گفت: اسلحه ي خبرنگار كفشش نيست!قلمشه!(من اينو به شدت قبول دارم و اصلا با پرتاب كفش موافق نيستم!)
                             

-----------------
ببخشيد اگه سرتون رو به درد آوردم.
البته مي دونم كه شايد اصلا نخونده باشينش!
از سپيده هم معذرت مي خوام كه روي آپش آپ كردم!آخه اگه الان آپ نمي كردم ديگه معلوم نبود كي بتونم!

باي

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 8:57 |
ای وای...فکر کنم باز یه قرن شد اپ نکردم !

چه کنیم دیگه...یه مدت همه با هم افتاده بودن رو دور منم تا میخواستم اپ کنم یکی قلبش اپیده بود منم که دل رحم...

خلاصه گذشت...بعد چیزی که میخواستم بذارم تاریخ انقضاش گذشت منم بیخیالش شدم تا امروز...

حالا مونده بودم با چی اپ کنم یه داستان قشنگ دیدم گفتم بذارم مستفیض شین !

باحاله....بخونیدش !

=========

استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آيا خدا هر چيزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر صفات ماست , خدا نيز شيطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه ای بيش نيست.

شاگرد ديگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "اين چه سوالی است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزی که ما از آن به سرما ياد می کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شی را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژی داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزی است که باعث ميشود بدن يا هر شی انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر برای اينکه از نبودن گرما توصيفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکی هم وجود ندارد. تاريکی در حقيقت نبودن نور است. نور چيزی است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانيد تاريکی را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايی از تاريکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانيد تعيين کنيد که يک فضای به خصوص چه ميزان تاريکی دارد؟ تنها کاری که می کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکی واژه ای است که بشر برای توصيف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"

زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بينيم. او هر روز در مثال هايی از رفتارهای غير انسانی بشر به همنوع خود ديده می شود. او در جنايتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزی به جز شيطان نيست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگی ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصيفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نيست خود به خود می آيد و تاريکی که در نبود نور مي آيد.
 

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انيشتن !!!!

============

با عرض پوزش فراوان خدمت مارپله ی عزیز که روی اپشان اپ نمودیم !

به جان خودم دیگه وقت ندارم آخه....گفتم اگه نکنم دیگه میره تا بعد از امتحانا...چون از سه شنبه امتحان سخت هامون شروع میشن البته ترممون هفت آذره ولی این سه شنبه و پنجشنبه امتحان فیزیک و دین و زندگی داریم...شوخی هم نیست باید بخونم!...تو امتحانا که دیگه نمیتونم بیام اگرم یه موقع وقت شد اومدم مطمئنا اپ نمیتونم بکنم ! برنامه هامونم افتضاح....هفته ی دیگه هر ۶ روز رو امتحان داریم یعنی بین هیچکدومش حتی یه روزم وقت نذاشتن !

خیلی بی انصافیه نمیدونم بقیه جاها هم همین طوریه یا فقط اینجا اینطوره ! خلاصه بدبختیم دو تا از امتحانا رو میخوایم از تو برنامه در بیاریم بندازیم بعد امتحانا...یعنی اگه این کار رو نکنیم واقعا نمیرسیم بخوایم درس بخونیم ! مثلا دین و زندگی اینهمه ما تو نصف روز چطوری تمومش کنیم ...ای خدا

بدبختی این تنها هم نیست آخه....کاش میشد همه ی امتحانا رو در بیاریم بندازیم بعد....!نامردا همه ی امتحانا پشت سر همن فقط دیدیم ریاضیمون یه هفته وقت بینشه....اونم تو تقویم نگاه کردیم دیدیم به خاطر تاسوعا عاشورا که تعطیلیه رسمیه اینهمه وقت گذاشتن...وگرنه اینا واسه ریاضی دو روز نمیذارن چه برسه ۵ روز !

چقد حرفیدم...

بیخیال....این متن رو بخونید جالبه :

ارزش يک سال را دانش آموزي که پشت کنکور مانده مي داند . ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند . ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند . ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده  و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند . هر لحظه گنج بزرگي است ، گنجتان را مفت از دست ندهيد ! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند . ديروز به تاريخ پيوست ، فردا معماست ، و امروز  هديه است .

قدر تک تک لحظاتتون رو بدونید دوستان !

پ.ن : "سبوس" من که نمیشناسمت (نمیدونم ولی شاید قو بشناستت) انقد وبلاگم وبلاگم میکنی حداقل آدرس وبلاگت رو بذار که بهت سر بزنیم !

+ نوشته شده توسط هیلاری در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 22:12 |