ای وای...فکر کنم باز یه قرن شد اپ نکردم !
چه کنیم دیگه...یه مدت همه با هم افتاده بودن رو دور منم تا میخواستم اپ کنم یکی قلبش اپیده بود منم که دل رحم...
خلاصه گذشت...بعد چیزی که میخواستم بذارم تاریخ انقضاش گذشت منم بیخیالش شدم تا امروز...
حالا مونده بودم با چی اپ کنم یه داستان قشنگ دیدم گفتم بذارم مستفیض شین !
باحاله....بخونیدش !
=========
استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آيا خدا هر چيزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعيت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمايانگر صفات ماست , خدا نيز شيطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست ثابت کند که عقيده به مذهب افسانه و خرافه ای بيش نيست.
شاگرد ديگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "اين چه سوالی است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزی که ما از آن به سرما ياد می کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شی را ميتوان مطالعه و آزمايش کرد وقتيکه انرژی داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزی است که باعث ميشود بدن يا هر شی انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد. اين کلمه را بشر برای اينکه از نبودن گرما توصيفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکی هم وجود ندارد. تاريکی در حقيقت نبودن نور است. نور چيزی است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان. در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانيد تاريکی را اندازه بگيريد. يک پرتو بسيار کوچک نور دنيايی از تاريکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانيد تعيين کنيد که يک فضای به خصوص چه ميزان تاريکی دارد؟ تنها کاری که می کنيد اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکی واژه ای است که بشر برای توصيف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا، شيطان وجود دارد؟"
زياد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بينيم. او هر روز در مثال هايی از رفتارهای غير انسانی بشر به همنوع خود ديده می شود. او در جنايتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزی به جز شيطان نيست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شيطان را به سادگی ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصيفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن چيزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نيست خود به خود می آيد و تاريکی که در نبود نور مي آيد.
نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انيشتن !!!!
============
با عرض پوزش فراوان خدمت مارپله ی عزیز که روی اپشان اپ نمودیم !
به جان خودم دیگه وقت ندارم آخه....گفتم اگه نکنم دیگه میره تا بعد از امتحانا...چون از سه شنبه امتحان سخت هامون شروع میشن البته ترممون هفت آذره ولی این سه شنبه و پنجشنبه امتحان فیزیک و دین و زندگی داریم...شوخی هم نیست باید بخونم!...تو امتحانا که دیگه نمیتونم بیام اگرم یه موقع وقت شد اومدم مطمئنا اپ نمیتونم بکنم ! برنامه هامونم افتضاح....هفته ی دیگه هر ۶ روز رو امتحان داریم یعنی بین هیچکدومش حتی یه روزم وقت نذاشتن !
خیلی بی انصافیه نمیدونم بقیه جاها هم همین طوریه یا فقط اینجا اینطوره ! خلاصه بدبختیم دو تا از امتحانا رو میخوایم از تو برنامه در بیاریم بندازیم بعد امتحانا...یعنی اگه این کار رو نکنیم واقعا نمیرسیم بخوایم درس بخونیم ! مثلا دین و زندگی اینهمه ما تو نصف روز چطوری تمومش کنیم ...ای خدا
بدبختی این تنها هم نیست آخه....کاش میشد همه ی امتحانا رو در بیاریم بندازیم بعد....!
نامردا همه ی امتحانا پشت سر همن فقط دیدیم ریاضیمون یه هفته وقت بینشه....اونم تو تقویم نگاه کردیم دیدیم به خاطر تاسوعا عاشورا که تعطیلیه رسمیه اینهمه وقت گذاشتن...وگرنه اینا واسه ریاضی دو روز نمیذارن چه برسه ۵ روز !
چقد حرفیدم...
بیخیال....این متن رو بخونید جالبه :
ارزش يک سال را دانش آموزي که پشت کنکور مانده مي داند . ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند . ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند . ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده و ارزش يک ثانيه را آنکه از تصادفي مرگبار جان بدر برده مي داند . هر لحظه گنج بزرگي است ، گنجتان را مفت از دست ندهيد ! باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند . ديروز به تاريخ پيوست ، فردا معماست ، و امروز هديه است .
قدر تک تک لحظاتتون رو بدونید دوستان !
پ.ن : "سبوس" من که نمیشناسمت (نمیدونم ولی شاید قو بشناستت) انقد وبلاگم وبلاگم میکنی حداقل آدرس وبلاگت رو بذار که بهت سر بزنیم !
+ نوشته شده توسط هیلاری در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت
22:12 |