تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
به سلام ببخشید که روی اپ ارش اپ کردم!!!!!!الان به زور اومدم...مخ بابای محترمو زدم......ساعت ۱۱:۲۰ دقیقه به وقت تهران(حوصله ندارم شکلک بزارم ببخشید دیگه!!!!!)

خیلی ناراحت شدم وقتی اپ ارش رو خوندم اخه یعنی چی!!!!!!برای همین گفتم که یکم اثر مثبت بدیم بهش...!(راستی مسعود ۱۱ شده دمش گرم)))))))))))

شاید بخواین منو یکم بیشتر بشناسین شایدم نخواین ولی الان خوابم میاد زده به سرم یه چرتی اپ کنم خودمم نمی دونم چرا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دونم درباره من چی فکر می نین!!!تو دنیای خارج از من به عنوان یه دختر شیطون پر تحرک و پر انرزی و باهوش یاد میشه.حالا واقعا نمی دونم هستم یا نه........ولی خودم بعضی وقتا احساس می کنم از بقیه بالا ترم ولی زود خودم نصیحت می کنم بابا این حرفا چیه رفتم تو توهم!!!! شاید دلیلش این باشه که زود تر از بقیه مطالب رو درک می کنم یا بدون اینکه درس زیاد بخونم نمراتم همیشه بالاست(البته به جز زبان فارسی) هر چی هست از چیزی که هستم راضیم.واقعا از کلمه ی نا امیدی بدم میاد!!!!!!! واقعا از اپ ارش نا امید شدم اخه یعنی چی من باهوش بودم الان نیستم..؟؟؟؟؟؟؟من از ایشون شناخت نسبتا کاملی دارم ولی نمی دونم تو درسا چطوریه ولی اونجور که بوش می یومد از سال سوم دیگه می زنه به بیخیالی مثل الان!!!!!!!ببین فقط یه سال دیگه مونده .......تو کنکور هم ازت تست هوش نمی گیرن بگن باهوشی یا مونگول پیشرفته یه مشت سوال چرت می زارن جلوت!!!!!!((ببخشید اعصابم خورده فردام ۳ تا امتحان دارم عربی شیمی جبر!!!!)

اخ اخ اخ راستی بچه ها یادم افتاد سوتی چند روز پیش معلم فیزیکمون!!!!!!!!!!می خواسن بگه ولت بر کولن می شه ولت  پروند مرحوم ولت بر مرحوم کولن بچه شون میشه ولت!!!!اقا کلاس رو هوا بود

با اجازتونم دیروز چند تا از دوستام بستنی مالیده بودند به ماشین معلم فیزیکه خیلی توپ بود الان دیگه معلم فیزیکمون به این نتیجه می رسه که دخترا خیلی شر تر و شیطون تر از شاگزدای پسرشن!!!!!!!

ولی خوب چند روز پیش حال معلم فیزیکومنو گرفتم داشت از شاگردای پسرش تعریف می کرد که اره فلانن سخت ترین امتحان ممکنو ازمون گرفت که بیست می شم بعد پاسخ نامشو زده بود به دیوار چند تا جوابو اشتباه گذاشته بود حالا کل کل با معلمه که این غلطه اخر سر قبول کرد منم با کمال پر رو اا گفتم فعلا شما ۱۶ شدین!!(حوصلهه ندارم شکلک بزارم.نیشخند و خجالت!!)خداییش تا بشه حالشو می گیرم که انقدر پسرا پسرا نکنه!!!

بچه ها بابام داره پدام می زنه میگه یاس یرو بگیر بخواب هر لحظه ممکنه بیاد پی سی رو خاموش کنه!!!من برم

شرمنده نمی دونم برای چی اپ کردم شاید چند روز دیگه حذفش کنم.ولی شما فعلا به بزارگواری خودتون ببخشید

راستی فعلا این وب ۳ تا مدیر داره اگر کس دیگه ای هم از نویسنده ها حال و وقتشو داره بگه من امکاناتشو زیاد کنم!!!راستی اگر دیدین کسی خواست لینکمون کنه یا تقاضای همکاری من حالشو ندارم اگر حال داشتین خودتون لینک کنین دیگه!!اگرم که نه هیچی!!الانم افتضاح خوابم میاد فردا باید ساعت ۷ برم مدرسه!!

با تشکر

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 22:44 |

این کلمه در طول تاریخ از زبان انسان های مهمی و در زمان های مهمی شنیده شده ! و در پی اون جهانی تغییر کرده !

امروز هم فریاد اورکا در خانه ی ما بلند شد و من خوشحال و خندان می پریدم و می گفتم : « اورکا »

بعد از کلی وقت فهمیدم که چه بودم و چه هستم و چه خواهم شد ! و بالاخره تونستم بفهمم که دوست داشتم چی بشم و دوباره به یاد آوردم که کی بودم و خلاصه کنم یافتیم صراط مستقیم را .

نفهمیدید ! یک توضیح بیشتر ...

امروز خوشحال و خندان در خانه فریاد زدم :

منم آرش . سپاهی مردی آزاده . به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را اینک آماده . مجوییدم نسب ، فرزند رنج و کار . گریزان چون شهاب از شب چو صبح آماده ی دیدار .

یعنی یافتم آنچه را باید می یافتم و تغییر می دهم آنچه را که باید تغییر نمی دادم و تغییر دادم و چوبش را خوردم ! باز یافتم کلمه ی کلیدی زندگی ام را . برای همین هم می خواهم بکوشم تا پیدا کنم آن را در میان بچگی ها . امروز یافتم که اکثراهم لایعقلون مثل خودم و شادی نافهمان نشاید و رایشان میسر نباید !

یافتم ! یافتم ! به کمک دوستم یافتم . با یقین یافتم و ادامه می دهم راهم را . کمک می کنم دیگران را. شاید می کنم دوست و اهریمن رها را !

 

به امید دیدار یا الوالابصار !

ArPoNKh

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 18:49 |

به نام آنکه جان را فکرت آموخت .

( سلام ... چون پسوورد وبلاگ خودم گم شده اینجا آپ می کنم ... با عرض پوزش از آق سعید ! )

آپ امروز رو با یه خبر خوب شروع می کنم . دو روز پیش نتیجه های آزمون سنجش اومد و نتایج بچه های کلاس ما واقعا باور نکردنی بود حداقل برای من ! مسعود : 11 کشوری ، دانیال : 18 کشوری و سجاد 110 کشوری . این سه تا همکلاسی خودم هستن . بقیه رو هنوز خبر ندارم . خدا به خیر کنه.منم که قلمچی امتحان می دم ولی رتبم فعلا 6000 هستش . حالا کم کم پیشرفت می کنیم .

حالا بعد از این خبر مسرت بخش برسیم سر اصل مطلب . آپ این هفته رو اختصاص می دیم به تـــــــــــــــــــــــــــلــــــــاش .... ( هر بار درباره ی نبووغ بود این بار ... )

خوب تلاش چیز خیلی خوبیه اگه می خواین بدونین چه اندازه به نتایج بالا توجه کنید . وقتی ما سال اول توی دبیرستان نمونه دولتی ابن سینا قبول شدیم از ما یه تست هوش گرفتن . من و مسعود و یکی دیگه از بچه ها امتیاز 123 کسب کردیم ( بالاترین امتیاز توی مدرسه) . می بینید که مسعود رتبه اش 11 است و من ... . دلیلش اینه که مسعود واقعا زحمت می کشه و از این بابت من یکی خیلی براش خوشحالم . و اما ...

موضوع اصلی دانیال ! جواب تست هوش اون پایین ترین رقم کلاس ما بود ! 105 !!! هوش کاملا متوسط ! اما الان که خوب نگاه می کنم می بینم پیشرفت من در برابر اون به چشم هم نمی یاد ! چرا ؟؟؟ فقط به یه دلیل . راستشو بخواین این تنها دلیلیه که باعث می شه افراد از هم متمایز شن و چیزی نیست جز :

تلاش کردن ...؟!!!؟

اگه هنوز هم در مورد جمله ی بالا شک دارید !؟ کمی به گذشته برگردید . قبل از اینکه وارد دبستان بشید . اون موقع شما جز کدام گروه از بچه ها دسته بندی می شیدید : 1- باهوش        2- متوسط      3- ضعیف                      ؟

حالا جز کدام یک از گروه های بالا هستید ؟

شاید باورتون نشه اما قبل از رفتن به دبستان هم افراد سخت کوش موفق تر بودند نه افراد باهوش  و به عنوان بچه های باهوش دسته بندی می شدند . قبول ندارید ؟

کدام دسته از بچه های زیر باهوش ترن : بچه هایی که زیاد سوال می پرسن یا ... . اونایی که زیاد فعالند یا ... . بچه هایی که بیشتر به دنبال شیطنت اند یا ... ! خوب قبل از دبستان اینا همگی نشان از سخت کوشی هستن دیگه !

اما الان که احتمالا یه کمی بیشتر رشد کردید ( البته احتمالا ) کارهای اطرافتون هم پیچیده تر شده و دیگه نمی تونید فقط !!! روی محیط حساب باز کنید . اینجاست که سخت کوش ها مشخص می شن .

وقتی بچه بودم همه زیادی تحویلم می گرفتن . شاید دلیلش این بود که من از بچه های هم سن و سال خودم فعال تر بودم ! اما علاوه بر فعالی سه ویژگی ویژه ! هم داشتم که کمتر پسر بچه ای داشت .

1-   شطرنج  2- حساب و کتاب  3- شعر

وقتی هنوز دبستان نمی رفتم علاقه ی شدیدی به شطرنج پیدا کردم( البته الان دیگه خیلی وقته بازی نکردم ) و اون قدر بازی کردم و مطلب جدید در مورد این موضوع یاد گرفتم که نگوووو ! برای همین هر کس منو می دید می گفت : وای چه بچه ی باهوشی ! چه قدر باهوشه و ... نگاه کن چه طوری بازی می کنه؟! استعدادش ذاتیه ! و ... اما الان متوجه می شم که دلیلش هوشم نبود و سخت کوشیم بود !

دوم حساب و کتاب بسیار قوی ام بود که الان از اون چشمه ی استعداد چیزی نمونده و به کل خشک شده . جمع کردن عدد های سه رقمی با هم و ضرب دو رقم در دو رقم به صورت ذهنی قبل از کلاس اول دبستان باعث شده بود که توی نون وایی یا مغازه ها وقتم به جواب دادن به سوالات جمع و ضرب و آفرین شنیدن سپری بشه ( ضرب دو رقم در دو رقم واقعا سخته ! نه !؟ مخصوصا توی ۶ سالگی ؟! نه خیر اصلا هم این طور نیست چون ... ) ... اما الان که خوب فکر میکنم می بینم اون هم به خاطر سخت کوشیم بود ! آخه هیچ پسر بچه ای برای بدست آوردن ضرب 30*30 ، حاضر نبود دو دقیقه وقت صرف کنه و عدد 30 رو 30 بار با خودش جمع کنه ! برای همین هم بود که ما رو اشتباها به جای سخت کوش باهوش نامیدند .

سومی هم حفظ کردن شعر و ضرب و المثل بود که اونم به نحو احسنت انجام دادم و هر جا می شد استفاده می کردم ... و این شد که به ما گفتن باهوش !

اگر من باهوش بودم چرا الان نیستم ؟ چرا مسعود توی درساش کلی از من جلو تره ؟ من خنگ شدم و اون باهوش ؟ دانیال دوپینگ کرد که این طوری پیشرفت کرد ؟

جمله ای از کتاب شگفتی ها :

به یاد داشته باشید که خداوند عادل است و به همه کس یکسان ارزانی می دارد!

خوب حالا نتیجه :

اگر می خواهید باهوش شوید باید سخت کوش شوید .  کار سختی نیست فقط باید بیشتر و البته تخصصی تلاش کنید !!!

2 تمرین ویژه :

دو تمرین زیر به شما کمک می کنه که مطالب رو راحت تر به خاطره بسپارید و حافظه و هوش سه بعدی خودتون رو تقویت کنید و بعد از مدتی متوجه می شوید که هوش یعنی چه ؟!

تمرین اول : سعی کنید شکل اجسام را به خاطر بسپارید و نحوه ی قرار گرفتن آنها در کنار یک دیگر رو پس از بستن چشم توی ذهنتون مجسم کنید . سعی کنید با دیدن بعدی از جسم طرف دیگر اون رو تصور کنید و از زاویه دید اجسام دیگه به اطراف نگاه کنید . مثلا فرض کنید که جای عکس روی تابلو هستید و از اونجا به اتاقتون نگاه می کنید ... چه چیزی مشاهده خواهید کرد ؟

به یاد داشته باشید که قرار نیست از همون اول بتونید همه ی اجسام رو با بستن چشمتون مجسم کنید ! به مرور زمان این قابلیت در شما پرورش پیدا می کنه ! مثلا از نوشته های لئوناردو داوینچی ( بزرگ ترین نابغه در تمام عصور ) دریافتند که او اجسام رو با دقت نگاه می کرد و چشماش رو می بست و اونا رو تصور می کرد و بعد چشماش رو باز می کرد و تصویر رو توی ذهنش کامل تر می کردو این قدر این کار رو ادامه می داد تا جسم و تصویر کاملا منطبق شوند !

من خودم این تمرین رو انجام دادم و نتیجه اش واقعا جالب بود . حالا وقتی به قیافه ی افراد نگاه می کنم ( حتی برای یک لحظه ) تا بیست ثانیه ای می تونم قیافشون رو کامل توی ذهنم نگه دارم و با دیدن نیم رخ تمام رخ اونا رو تصور می کنم و برعکس ... اوایل پیشرفت زیادی نداشتم اما الان به راحتی می تونم جزییات یک تصویر رو که توی 1 ثانیه دیدم براتون شرح بدم .

تمرین دوم : که شاید مهم ترین تمرینیه که هر فرد می تونه توی زندگی اش انجام بده :

سعی کنید مطالب رو بخواطر بیارید . وقتی توی تاکسی ، سرویس یا ... هستید به مطالبی که آموخته اید فکر کنید . به مطالبی که دیروز توی خونه خوندید . یا صحبتی که با هم کلاسی تون کردید ! ( البته بدون خوندن روی جزوه یا کتاب ... فقط با استفاده از حافظتون ) . این یکی واقعا مشکله . اولش دیوونه می شید . اما بعد از مدتی که روی غلتک افتادید مطالب خود به خود توی ذهنتون مرور می شه حتی توی خواب !!! و حافظه تون به شدت تقویت می شه . مطلبی که می خونید ناخداگاه توی ذهنتون مرور می شه و هیچ وقت فراموشش نمی کنید !

البته مدت زیادی نیست که من این تمرین رو شروع کردم اما از همین الان خیلی پیشرفت کردم و فکر کنم خیلی زود موفق تر از اون چیزی بشم که حتی نمی تونم تصورش رو بکنم !!!

معرفی دو کتاب :

« راز » اثر راندا برن . خودم این کتاب رو به طور کامل نخوندم اما اگر می خواین توی زندگی تون موفق تر باشین حتما این کتاب رو بخونید . معجزه می کنه ! ( ایمان داشته باشید .)

« تیپ شخصیتی من کدام است ؟ » در بین تمامی کتاب هایی که در این زمینه ( تیپ شخصیتی و روانشناسی ) مطالعه کردم این یکی از همه ساده تر و مفید تر بوده . بقیه کتاب ها در این زمینه زیادی تخصصی اند . خوندن این کتاب بهتون کمک می کنه که بهتر خودتون ( و البته دیگران ) رو بشناسید و با علایقتون آشنا بشید و بفهمید که توی زندگی چی می خواین !

توجه : همه ی افراد باهوش سخت کوش نیستند اما همه ی افراد سخت کوش باهوشند مانند انیشتین ، نیوتون ، لئوناردو داوینچی و ... .

 حالا دیگه با خودتونه ... اگر وقت ندارید یا تنبلید ( مثل خود من  حتما تمرین دوم رو انجام بدید و حتما کتاب راز رو بخونید ! )

ببخشید اگه مطلب خیلی طولانی شد ! آرزوی موفقیت برای همه ی شما به خصوص اونایی که نظر می دن !!! ارادت مند همه ی شما ... آرش

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 و ساعت 17:54 |
سلام بچه ها
اول به اين شادي خانوم ميگم كه چرا توي چت حرف نمي زدي اون روز!؟
دوم ميخوام تبريك بگم پيروزي اوباما رو توي انتخابات امريكا(هر چند نميدونم چقدر براتون مهمه!)
سوم: توي اين پست تصميم گرفتم راجع به سينما يه چيزي بنويسم!
شماها به سينما علاقه دارين؟!
من كه بهش اعتياد دارم!
اوايل كه علاقمند شده بودم به سينما ،فقط براي تفريح فيلم تماشا مي كردم.ولي بعدا فهميدم كه صنعت سينما چيزي بيش از تفريح و خوش گذرونيه!
قدرتمندترين وسيله ي تبليغات همين سينماس.با فيلم ميشه بزرگترين كار دنيا رو انجام داد!تغيير نگرش و عقايد آدما!
شما كاري بزرگتر و مهمتر از اين سراغ دارين؟!اگه بخوام راجع به تاثير سينما روي مردم حرف بزنم ممكنه تا صبح طول بكشه!پس بهتره در اين مورد چيزي نگم!فقط مي خوام بهترين فيلمايي رو كه تا حالا ديدم بهتون معرفي كنم:
(به ترتيب علاقه)
1- THE DEPARTED (برنده ي اسكار 2007)
2- the godfather (يكي از موفق ترين ها در تمام ادوار مراسم اسكار!- محبوب ترين فيلم تاريخ سينماي جهان)
3- titanic (برنده ي اسكار 1998 - پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما)
4- no country for old men (برنده ي اسكار 2008)
5- she's the man (بهترين فيلم كمدي از نظر خودم!)
6- STARDUST (بهترين فيلم فانتزي از نظر خودم!)
7- charlie and the chocolate factory (دومين فيلم فانتزي از نظر خودم!)
8- pirates of the caribbean (بهترين فيلم ماجراجويانه از نظر خودم!)
9- the matrix
10- the lord of the rings
11- gangs of new york
12- perfume

از سينماي ايران من زياد فيلم نديدم!چون تقريبا 90 درصد فيلماي ايراني فقط به درد سطل زباله مي خوره!ولي از بين اونايي كه ديدم اينا رو انتخاب مي كنم:
1- اخراجي ها
2- به نام پدر
3- دايره زنگي
4- بچه هاي آسمان
5- سنتوري
6- يك تكه نان
7- عروس خوش قدم

خوب البته من خيييييييييييلي از فيلماي ديگه اي رو كه دوست دارم هنوز نگفتم!ولي ديگه وقت ذيقه!مثلا من هنوز بهترين فيلماي ترسناك رو اسم نبردم!
درضمن يه فيلم ديدم كه علم شيرين رياضي توش موج مي زد!چند وقت پيش از شبكه 4 خودمون پخش شد!پروفسور و معادله ي محبوبش(ژاپنيه!)
اگه تونستين اين فيلم رو ببينين.خيلي قشنگه.با احساسات رياضيستيتون بازي مي كنه!
___________________________________
پاسخ معماي شماره 3:
براي پاسخ به اين معما اون حكايتي رو كه نصفه گفتم و شد يه معما ،حالا كامل ميگم!:
"سه نفر در تقسيم هفده شتر با هم مخاصمه نمودند. سهم يكى نصف ، سهم ديگرى ثلث ، و سهم سومى يك نهم شترها بود و هيچيك راضى به كشتن شتر، يا فروش سهم خود به ديگرى نبود. براى حل مشكل خدمت اميرالمؤمنين آمدند.
حضرت فرمود: آيا راضى مى شويد يك شتر از خودم به آنها اضافه نمايم تا سهام هر كدام متعادل شود؟
گفتند: آرى .
حضرت هيجده شتر را بين آنها تقسيم كرد. به يكى 9 شتر، و به ديگرى 6 شتر، و به سومى 2 شتر داد. و شتر خود را هم بر گردانيد."

واااااي خدا......وقتي اينو خوندم تا چند روز مي خنديدم!!!!
امام علي آخر رياضيات بوده ها!!!!!راه حل از اين هوشمندانه تر نميشه!دقيقا تونست هر كس رو به سهمش برسونه و البته شتر خودش رو هم پس گرفت!!!تازه جالب اينجاس كه اگه قرار بود همون هفده شتر رو تقسيم بكنن ،سهم هر كدومشون كمتر از اين مقداري ميشد كه امام علي بهشون داد!(حساب كنيد!)
فقط همين مورد نيستا!!!يه معماي ديگه هست كه بعدا بهتون ميگم كه ببينين بازم امام علي چجوري حلش كرده!

*شادي تونست اين معما رو حل كنه.(تشويقش كنيد!)
من اگه بخوام باهوش ترين فرد اين وبلاگ رو معرفي كنم ،قطعا اون يه نفر شاديه!....آفرين!

معماي شماره 4:
يك فردي اسير است و بايد نجات پيدا كند و براي او دو مسير فرار وجود دارد.يكي نجات و ديگري نابوديست.سر هر كدام از اين راهها يك نفر ايستاده.يكي كاملا دروغ گو و ديگري كاملا راستگو.اين فرد با يك سوال چگونه مي تواند راه صحيح را پيدا كند ؟( فقط يك سوال و فقط از يك نفر - راستگو و دروغگو مشخص نيست - راه برگشتي هم نيست )

تا بعد

+ نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 و ساعت 9:20 |
سام علیک

فاطی جودو اومده  خوشحال نیستین ؟؟

من الان دیگه یه جودو کار حرفه ای شدم و حریف می طلبم

هر کی از جونش سیر شده پا پیش بزاره     چیه میترسین خوب اشکالی نداره حق دارین

منم بودم خوب میترسیدم

دلم برا همتون اللخصوص....................خیلی تنگ شده

منحرفا!!!!

منظورم قو بود

می خوام براتون یه سوال هوش بزارم با این تفاوت که این سوال جایزه داره یعنی

هر کی درست جواب داد جایزرو میبره و جایزشم خودش تعین میکنه

پس خوب دقت کنید ...

حالا سوال:

چند سال قبل (اوایل سال 1380) یه خواب خیلی عجیب دیدم كه هنوز از یادم نرفته !

خواب دیدم كه تو یه جور مسابقات عجیب در 2 رشته دومیدانی و تیراندازی با هشت تا از خدایان دارم مسابقه میدم !

حافظه ام درست یاری نمیكنه ولی تو قسمت دومیدانی كوئلوس از هادس رتبه اش بهتر شد. اما زئوس از افرودیت عقب تر بود. هرمس هم كه تابلو بود برنده میشه ! پوزیئدون هم از من عقبتر بود و هم از كرونوس. آرس از زئوس بهتر شد ولی از من نه .

در قسمت تیراندازی, آفرودیت با صفر امتیاز آخر شد. امتیاز من از هرمس بیشتر بود ولی با هادس مساوی شدم. كرونوس كه متوقف نشدنی بود و با امتیازات زیاد قهرمان شد. زئوس هفت امتیاز از كوئلوس بیشتر آورد و دوم شد. كوئلوس 3 برابر رتبه اش تو دومیدانی امتیاز كسب كرد. پوزیئدون هفت امتیاز از من بیشتر كسب كرد.

و اما سوال : آرس تو تیراندازی چند امتیاز آورد و در دومیدانی چندم شد ?

راهنمای هم داره

یه چیز دیگه هم از خوابم یادم اومد ........ مسابقات تماشاچی هم داشت اما تماشاگرها انگار با یه اسم دیگه من و خدایانو تشویق میکردن .......

 

خوب دانشمنداش جواب بدن

 

+ نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 22:54 |
سلام برو بچ خودم!!!!

می بینم همه دارن خره رو بد جور می زنن!!!من که رسما بیخیال شدم!!!هر روز امتحان!!!اصلا اگر برنامه ی امتحانیمو براتون بگم می گرخین می گین بیچاره!!!!!!!!!!!!!!

نه بزار یکمشو بگم امروز حسابان داشتیم..فردا عربی دو شنبه شیمی سه شنبه هندسه چهارشنبه جبر!!!۵ شنبه زبان فارسی! جمعه به قول معلم فیزیکمون میریم نماز جمعه!!

شنبه فیزیک یک شنبه زبان دو شنبه ادبیات ۳ شنبه دینی ۴ شنبه کامپیوتر ۵ شنبه فیزیک تست جمعه بازم میریم خدمت امام!!!!!!!!!!

شنبه حسابان یک شنبه!!!!!!!!!!!وای بقیش دیگه یادم نمی یاد ولی هر روز هفته دو تا امتحان نداشته باشیم یکیش رو شاخشه!!!!

هر روزم ۳ تا ورقه ی درخشان بهمون میدن فردا زبان انگلیسی و هندسه و تاریخ رو بهمون میده!!!

خوب بگذریم!!!چه خبر ما نیستیم!!!(هرچند شما هام دیگه نیستین!!!!!!!!!)

راستش این دفعه دیگه نمی خوام سوال بزارم!!!دیگه تکراری شد هی سوال می زاریم دو نفر جوب میدن!!بقیه حتی روشم فکر نمی کنن!!!

این قضیه وقتی به فکرم رسید که دوست محترم بنده!!!منو مجبور کرد یه دفتر عقاید ۳۰۰ صفحه ای پر کنم!!!

یه سوال دارم از همتون!!!همه هم می تونن جواب بدن!!!!!!شما واقعا به چه درسایی علاقه دارین و از کدوماش واقعا متنفرین!!!!یا اصلا به درس خوندن علاقه ای ندارین!!!در اینده می خواین چی کاره بشین و ..........خیلی برام مهمه که بدونم مخاطب های این وب چه جورین!!

به عنوان طراح این سوال و اولین جواب دهنده باید بگم من عاشق مساله های فکری و کلا هر چی که توش فکر کردن باشه هستم!!!!!!!!!!

یعنی از درس فیزیک ...هندسه(این که دیگه اخر فکره) جبر و حسابان(البته از معلمش بدم میاد)

واقعا هم حوصله خوندن درسای حفظی رو ندارم!!!!!بد ترین درس هم از نظر من زبان فارسی یه خیلی پیچیدست!!!

اخ یادم رفت!!!! اگر خدا بخواد یا مهندس الکترونیک یا مکانیک یا برنامه نویسی!!!!!!!

خوب زود باشین بگین!!!جواب شما ها به این سوال ها چیه!!!خواهشا سانسور نکنین و حقیقت رو بگین!!!

با تشکر!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط یاس در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 20:43 |
سلام....

فکر کنم چند هفته ای هست اپ نکردم....!!

چند روز پیش اومدم اپ کنم بعد یهو همه ی اپم پرید...منم دیگه حوصله نداشتم بیخیالش شدم تا امروز !

خب ایندفعه گفتم یه زندگینامه بذارم!!

آلبرت انیشتین!! به یاد بعضیا...........!!

میدونم دیگه همه انیشتین رو میشناسید...................................................ولی حالا گذاشتم دیگه!!

خواستم تو ادامه مطلب بذارم ولی گفتم اونجا بره دیگه هیچکی نمیخونه همینجا باشه مجبور میشید بخونید!!

................آلبرت انیشتین.............

آلبرت اينتشين در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم آلمان از پدري به نام هرمان اينشتين و مادري به نام پيش از ازدواج پاولين كخ به دنيا آمد. او پسر اول از دو پسر خانواده بود. خانواده در سال بعد به شهر مونيخ كه در آن هرمان و برادرش يعقوب يك كارگاه مهندسي برق داير كرده بودند نقل مكان كرد، يكسال پس از آن دختري به نام ماريا نيز در خانواده به دنيا آمد. خانواده آنها با فرهنگ، كتاب دوست و دوستدار موسيقي بود و به داشتن شيوه هاي فكري ليبرال و مبرا از خشك انديشي مباهات مي كرد. پيش از آنكه اينشتين به مدرسه برود واقعه اي رخ داد كه او را دگرگون كرد. به گفته خود او بچه چهار يا پنج ساله اي كه بودم پدرم به من يك قطب نما نشان داد ك از مشاهده آن احساس ديدن يك معجزه را كردم. در وراء اعماق آن گونه اشياء بايد چيزهايي نهفته مي بود- گسترش جهان انديشه ما به يك معنا با فاصله گرفتن از مفهوم معجزه است كه تحقق پيدا مي كند.». اينشتين در شش سالگي وارد مدرسه شد. او گرچه آبش با معلمان ابتدايي خود در يك جوي نمي رفت درآنجا عملكرد آموزشي خوبي داشت. او در سالهاي نخست مدرسه شاگردي ضعيف بود اما واقع امر آنست كه نمره هايي عالي مي گرفت و برخلاف روش يادگيري حفظي آزار دهنده و سخت مدرسه بارها شاگرد اول كلاس نيز شد. اينشتين در ده سالگي به دبيرستان (گيمنازيوم) نمونه لوئيتپولد انتقال يافت و در آن تحت آموزش سخت سربازخانه مانند معمول آن ايام قرار گرفت. اينشتين تا پانزده سالگي در گيمنازيوم لوئيتپولد باقي ماند و در آن به گرفتن نمره هاي خوب در دروس رياضي و زبان لاتين ادامه داد. او هميشه هم محبوب مربيان خود نبود. معلم درس يوناني او زماني به پدر او هرمان گفته بود كه فرقي نمي كند كه آلبرت چه رشته اي را براي حرفه آينده زندگي خود انتخاب كند، هريك را برگزيند درآن ناكام خواهد ماند.
در دوره دبيرستان دو اتفاق درخور توجه خاص براي او پيش آمد. نخست آنكه در دوازده سالگي مصمم به حل معماي جهان عظيم شد. در آن سال كه مطالعه مادام العمر خود درباره جهان عظيم را شروع كرد نسخه اي از كتاب هندسه اقليدس نيز به چنگ آورد كه در آينده از آن بارها به نام كتاب مقدس هندسه ياد كرد. او حساب ديفرانسيل و انتگرال را نيز به شيوه خودآموزي ياد گرفت. شخص ديگر موثر در زندگي اينشتين ماكس تالمود از دوستان نزديك خانوده او بود. او به اينشتين كتابهايي درباره علوم و بعداً درباره فلسفه براي خواندن مي داد و بعد ساعتها با او درباره آنها به گفتگو مي نشت. سرگرمي ذوقي اصلي اينشتين چه در روزهاي دبيرستان و چه در سالهاي آينده زندگي موسيقي بود. آلبرت با خودآموزي نوازندگي پيانو را ياد گرفت و تا پايان عمر به نواختن پيانو و ويولن ادامه داد.
كسب و كار برقي پدر اينشتين در سال 1894 به شكست انجاميد و خانواده به شهر ميلان ايتاليا نقل مكان كرد اما آلبرت براي اينكه دبيرستان را تمام كند در مونيخ نزد اقوام باقي ماند. او كه در مدرسه اكنون از پيش نيز ناشادتر شده بود و غم دوري از خانواده هم داشت از كار مدرسه دل كنده و به آن بي اعتنا شد. نمرات امتحاني اش لطمه ديد و كار او به آنجا كشيد كه يكي از معلمان از وي خواست ديگر از مدرسه برود. آلبرت اين پيشنهاد را پذيرفت و بي آنكه والدينش را مطلع كند گيمنازيوم را بدون اخذ مدرك ديپلم ترك كرد. اينشتين چندي بعد شنيد كه مؤسسه پلي تكنيك زوريخ از داوطلبان ديپلم دبيرستان نمي خواهد و به جاي آن از آنها يك امتحان ورودي مي گيرد. وي براي دادن اين امتحان در سال 1895 به زوريخ رفت و گرچه در امتحان مواد رياضي و علوم نجومي از عهده برآمد، در كل موفق نشد پس از آن در سال 1896 بار ديگر در امتحان ورودي مؤسسه شركت كرد و اين بار براي گذرانيدن يك دوره چهارساله كه وي را واجد شرايط شغل دبيري مي كرد، پذيرفته شد. اينشتين در بهار سال 1900 دوره درسي خود را در پلي تكنيك زوريخ تمام كرد و در جستجوي يافتن كاري پرداخت. او درجه دانشگاهي خود را در رشته فيزيك و همزمان با سه دانشجوي ديگر كه هر سه بلافاصله با سمت مدرس دستيار به استخدام خود دانشگاه درآمدند گرفت. اينشتين كه مايل نبود از نظر مالي سربار خانواده باشد بويژه كه خانواده درگير مشكلات مالي نيز بود سرانجام توانست يك شغل معلمي پاره وقت گرچه موقتي پيدا كند. اينشتين سرانجام در ماه ژوئن سال 1902 با مساعدت مارسل گراسمن در اداره ثبت اختراعات سوئيس در برن كاري با عنوان كارشناس فني درجه سه بدست آورد. با فرارسيدن سال 1905 سن او ديگر به بيست و شش سال رسيد و در محيط كار خود اداره ثبت اختراعات شهر برن احترام زيادي كسب كرده بود. خلاقيت فكري او در آن ايام از هر زمان ديگري بيشتر بود. اينشتين در ماه مه سال 1905 كار تأليف مكالمه اي را به پايان آورد كه هفده سال بعد جايزه نوبل را نصيب او مي كرد. او در ژوئن آن سال نيز مقاله ديگري نوشت كه به پاس آن به دريافت درجه دكتراي دانشگاه زوريخ نائل آمد. اينشتين پس از چهار مقاله علمي ديگر در مجله علمي بسيار معتبر آنالن در فيزيك منتشر كرد كه مقاله سوم آن نظريه نسبيت خاص ديد انسان درباره جهان هستي را براي هميشه تغيير داد. او همه اين توفيقات را با كار در تنهايي در اتاق پشتي آپارتمان كوچك خود در برن به دست آورد.

منبع:ایرانیکـــــا

خب اینم جواب معمای یه قرن پیشم...

سوالش این بود:

آیاچنین عددی وجود دارد که در تقسیم بر 3، باقیمانده ای مساوی 1؛در تقسیم بر 4،باقیمانده ای مساوی 2؛در تقسیم بر 5،باقیمانده ای مساوی 3 و سرانجام در تقسیم بر 6،باقیمانده ای مساوی 4 داشته باشد؟ 

جوابش منفی دو میشد که آقا سعید و وصال جواب رو درست بدست آوردن...قو هم که گفت روش میفکرم آخرش نفهمیدم چی شد!

و معماهای جدید.....ایندفعه دوتا معما گذاشتم که اولیش خیلی خیلی ساده ست اصلا فکر نمیخواد!

۱ - حلزونی در هنگام صبح تصمیم گرفتاز چوبی به بلندی ۱۰ متر بالا برود.او هنگام روز ۲ متر از چوب بالا میرود و شب ۱ متر به عقب سر میخورد.بگویید پس از گذشتم چند روز و چند شب به انتهای چوب میرسد؟

۲ - راننده ی یک کامیون برای آنکه بفهمد پسرش تا چه اندازه درست فکر میکند افراد چنین سوال کرد؟ در کامیون ما ۸ میدان وجود دارد که آنها گوسفند و مرغ هستند.می دانی که هر گوسفند ۴ پا و هر مرغ ۲ پا دارد.تعداد پاهای آنها روی هم ۲۰ تا است.چند گوسفند و چند مرغ در کامیون هست.پسر به این پرسش چه پاسخی دارد؟(با راه حل پلیز)

منتظر جوابها هستم.......راهنمایی هم نمیخواد خیلی ساده ست!

بای........

+ نوشته شده توسط هیلاری در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 و ساعت 18:51 |
سلام برو بچ خودم!!!

خوبین خوشین.؟؟؟اقا ما از بس نیودمدیم نت.دیگه همه چی یادمون رفته!!

فردا روزه دختره!!!!!این روز و به تمام دخترای گل ایرانی تبریک میگم!!!

دیگه چه خبر..؟؟خوبین خوشین؟؟؟ما رو که دیگه نمی بینین!!!

منم الان مامان بابام نیستن بابامم یادش رفته پیسی رو خاموش کنه!!!من اومدم پای کامپیوتر

گفتم به جای فردا الان اپ کنم این روزو تبریک بگم!!!

 

این معلم حسابان و فیزیکمون هم ما رو کشتن!!قراره یه معلم حسابان دیگم داشته باشیم اونم چی!!جوون(نفوذ بد نزنین نمی دونم دختره یا پسر)

پسرا زود باشن!!!!!(خوب دخترام می تونن این روزو بهم تبریک بگنا)

خوب دیگه!!! ما بریم تا شب که برگردیم!!!اخه قاچاقی اومدم!!

و اما سوال امروز!!!نمی خواستم سوال بزارم ولی گفتم اپم یکم با دیوونه خونه فرق کنه!!!

کارمندی در یک شرکت می گوید که در گروه او تعداد کارمندان زن بسشتر از ۶۰ درصد اما کمتر از ۶۵ درصد است چنانچه این گفته درست باشد کمترین تعداد کارمندان این گروه چقدر است؟؟؟

بدویین تنبلا زود باشین!!!!والا فقط سعید جواب مبده!!!!!!!!!!!دستش درد نکنه ما رو شرمنده کرده ولی اخه بقیه چی!!!!

پیوست:اون کسی که خودش می دونه انقدر به دوست من اس ام اس نده نه من امار دوست فابمو بهش میدم نه اون امار منو!!!اوکی..؟؟؟؟؟؟؟؟؟در ضمن ببخشید اینو می گما.روابط دو نفر دیگه به یه نفر دیگه ربطی نداره!!!خوبه منم هرچی که هست لو بدم..؟؟؟؟بگذریم!!! نمی خواستم تو اپم اینو بگم ولی خداییش اعصابم بهم ریخته!!!!!!!!!!!!

خوب دیگه!!!ما بریم تا شب!!می بینمتون اگر باشین نباشینم که دیگه نیستین دیگه!!!

 راستی به سرم زده این اسم قوی سفید رو بر دارم اسم خودمو بزارم...نظرتون جیه..؟؟!!!

با تشکر

 

+ نوشته شده توسط یاس در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 16:1 |
 سلام

به خاطر غیبتم معذرت می خواهم !

فرزانگانه دیگه!!!

راستش من از نوشتن توی این بلاگ یه کم نآمید شدم چون تعداد جوابای قابل قبولی نبود !!!

ولی به خاطر قوی عزیزمه اگه کاره کوچیکی می کنیم و همچنین اگه معما هایی که من مطرح می کنم ، سبب به تفکر واداشتن حتی یک نفرم بشه من کارمو ادامه می دم.

چند تا از سوالای ( واسه بعضیاتون تکراریه) المپیاده .

1-    در چند زیر مجموعه از {1,2,3,4,…,9,10}  مجموع کوچکترین و بزرگ ترین عضو برابر 11 است ؟

1)320              2)328             3)341           4)364

2- حداقل چند مستطیل 3*2 از یک صحفه شطرنجی 8*8 باید جدا کرد تا حتی یک مستطیل 3*2 نتوان از شکل باقی مانده جدا کرد ؟

1(4    2)5      3)6           4)7    5)8

در کل مزخرف بود ! خواستم بگم من آپ می کنم پس وجود دارم !!!

+ نوشته شده توسط شادی در شنبه چهارم آبان 1387 و ساعت 20:52 |
سلااااااااااااااااااااااااااااااام به همگی!!!!!!!!
 
چطورین!؟....
 
من اومدم با یه سیاره ی دیگه!!!
 
امروز یه مقاله گذاشتم در مورد نپتون!.....خیلی زیباست!.... بهتون تصیه می کنم آفلاین بخونینش! (گرچه می دونم عمراْ اگه این کرا رو بکنین!!!!!!!)
 
 
 
نپتون
سیاره نپتون
ترتيب هشتمین سیاره سامانه خورشیدی
قطر ۴۹٬۱۰۰ کیلومتر
فاصله از خورشید ۴٬۴۹۷٬۰۰۰٬۰۰۰ کیلومتر
روز ۱۶ ساعت و۶ دقیقه
سال ۱۶۴ سال و ۹ ماه و ۱۸ روز
حالت (غالب) گاز
قمر یا حلقه ۳ حلقه ۸ قمر
سرعت گریز ۲۵ کیلومتر بر ثانیه
تمایل محور چرخش ۱ درجه و ۴۶ دقیقه و ۲۳.۵ ثانیه قوسی

آخرين سياره منظومه شمسي که از نوع گازي است ، نپتون نام دارد . اين نام به عنوان خداي دريا و همزاد اورانوس نام گزاري شده است . کشف اين سياره در بين سال هاي 1790 تا 1840 بر اثر اختلالاتي که در مدار اورانوس مشاهده شد ، انجام گرديد. معمولا همه اين سياره رابه رنگ آبي مي شناسد و به اين علت است که گاز متان حاضر درجو نپتون رنگ سرخ را جذب کرده و آبي حاصل از طيف نوري خورشيد را منعکس مي کند. نپتون از نظر ساختاري بسيار شبيه به ساير سيارات گازي به خصوص اورانوس است . تفاوتي که در ساختار سياراتي مانند اورانوس و نپتون ديده مي شود ، عدم حضور هيدروژن فلزي مايع است که در عوض آن به يک ساختار متراکم آب مانندي در اطراف هسته مي رسيم . لايه بيروني تر نپتون متشکل از هيدروژن ملکولي مايع و هليوم مايع است.

اتمسفر و جو نپتون آبي رنگ است و درصد بازتابش بالائي دارد که حاکي از وجود يک جو غليظ است . بر طبق تحقيقات حضور مقاديري متان نيز در اين سياره تاييد شده است . در کل ، ترکيبات جو اين سياره به مانند ساير سيارات غول پيکر گازي شامل : 80 تا 85 درصد هيدروژن و 15 تا 19 در صد هليوم مي باشد.

ثابت خروج از مرکز نپتون 0086/0 و د اراي زاويه ميل 1/77° با شعاع طولي 30/06AU است . دوره تناوب نجومي آن 79/164 سال است . از زمان کشف نپتون تا کنون فقط 75 درصد مدار خود راطي کرده. دوره تناوب چرخشي نپتون 17h 50m است . نپتون به مقدار 5/2 برابر انچه که از خورشيد انرژي مي گيرد به فضا پس مي دهد. سرعت گريز از جاذبه اين سياره نيز چيزي در حدود 23 کيلومتر در ثانيه است.

ك گروه از محققان سازمان هوانوردي و فضايي آمريكا (ناسا) در حال بررسي طرح بزرگي براي ارسال يك كاوشگر فضايي به سوي سياره دور دست «نپتون» و بزگترين قمر آن به نام «تريتون» است.

در اين طرح جديد ايده ارسال يك سفينه كاوشگر مادر به همراه چند كاوشگر كوچكتر (همانند طرح «كاسيني ـ هويگنز» براي كاوش سياره كيوان) مورد بررسي قرار گرفته كه بر اساس آن، سفينه مادر به سوي سياره نپتون در ۴/۵ ‬ميليارد كيلومتري زمين پرواز كرده و پس از قرار گرفتن در مدار سياره، كاوشگرهاي كوچك همراه خود را براي فرود روي سطح سياره و قمر «تريتون»، ارسال خواهد كرد.

به گفته «برني بينستاك» مدير سامانه‌هاي رباتيك شركت هواـ فضاي «بوئينگ» در آمريكا، این ماموريت عظيم احتمالاً به بودجه‌اي بين 3 تا 4 ميليارد دلار و همچنين مشاركت ساير كشورها نياز خواهد داشت.

سياره نپتون هشتمين سياره منظومه شمسي است كه بين سيارات «اورانوس» و «پلوتو» قرار گرفته و پيش از اين تنها سفينه «وويجر 2» در سال ‪۱۹۸۹ ميلادي از نزديكي آن عبور كرده و هيچ ساخته دست بشري ديگري به اين سياره يخي دوردست، نزديك نشده است.

اطلاعات جمع‌آوري شده توسط كاوشگر «وويجر2» ‬سازمان «ناسا» نشان داده بود كه سياره عظيم «نپتون» داراي جوي بسيار فعال با بادهايي كه گاه سرعت آنها به ۳۰۰ متر در ثانيه مي‌رسد بوده و حلقه‌هايي مشابه حلقه‌هاي دور سياره «كيوان» اما بسيار رقيق‌تر، در مدار آن وجود دارد.

سفينه پيشنهاد شده از سوي كارشناسان «ناسا» براي ماموريت سياره «نپتون»، عظيم و پيچيده ‌است. انرژي اين سفينه ۳۶ تني توسط يك راكتور اتمي تامين شده و به يك موتور پيشرانه يوني مجهز خواهد بود.

كارشناسان عقيده دارند ماموريت سفر به نپتون از آن نوع كاوشهاي فضايي است كه به علت گستردگي و هزينه بسيار بالا در هر دهه تنها يك بار براي سازمان «ناسا» ممكن مي‌شود.

اگر طرح جديد «ناسا» براي ارسال يك سفينه كاوشگر بدون سرنشين به سوي «نپتون» مورد تاييد قرار گرفته و بودجه آن تامين شود، اين كاوشگر احتمالاً تا ده سال ديگر طراحي، توليد و آماده پرواز شده و حدود سال ‪ ۲۰۱۶‬ به فضا پرتاب خواهد شد.

سفينه مذكور طبق برنامه احتمالاً در حدود سال ‪ ۲۰۲۰‬ به نزديكي سياره مشتري رسيده و با استفاده از جاذبه آن به سرعت خود خواهد افزود و در سال ۲۰۲۹‬ به نزديكي سياره «نپتون» خواهد رسيد و تا سال ۲۰۳۳‬ كاوشگرهاي كوچك همراه خود را براي فرود روي سطح سياره و همچنين قمر «تريتون» رهسپار خواهد كرد.


 

 

 

قطر نپتون در منطقه استوایی معادل 49.528 کیلومتر، تقریبا 4 برابر قطر زمین،  است. این سیاره 17 برابر سیاره زمین وزن دارد اما چگالی آن از چگالی زمین کمتر است. نپتون۱۳  قمر و چندین حلقه دارد.

نپتون در مداری بیضی شکل به دور خورشید در گردش است. میانگین فاصله آن از خورشید حدود 4.495.060.000 کیلومتر می باشد. یکسال در این سیاره معادل 165 سال زمینی است. نپتون علاوه بر گردش مداری دارای گردش وضعی حول محور فرضی عمودی خود نیز می باشد. زاویه انحراف محور این سیاره 28 درجه است. یک دور گردش وضعی این سیاره در مدت زمان 16 ساعت و 7 دقیقه انجام می گیرد.

 

 

بقیه ش ادامه مطلب!

 

بابای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ارسطو در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 15:27 |