تبليغاتX
بازی و رياضی با چاشنی خلاقیت و تفکر
سلام برو بچ......

می بینم که همه میاین نت و فقط من بد بختم که بابام گیره نمی زاره بیام نت

الانم دارم به سختی تایپ می کنم چون جمعه از کوه که بر گشتم داشتم از ماشین پیاده می شدم که یهو انگشتم موند لای در!!!!!!!!!!!انقدر درد می کنه!!!دست چپم که هستم...اصلا نمی تونم بنویسم.شنبه خواستیم امتحان حسابانو بپیچونیم نشد...مجبورم کردن با اون دست چلاقم تست بزنم!!

فردام که حسابان دارم.من عشق ریاضیم ولی از این معلم حسابانه متنفرم.اصلا مرد رو می بینم کهیر میزنم!!ولی معلم فیزیکمون پسر باحالیه!!!!

خوب حالا بزارین بریم سر اصل مطلب!!!!

ببینم من نبودم چی شده..؟؟؟اقا بسه...!!!!ارسطو..؟؟؟سعید..؟؟؟بابا اصلا من خنگ!!!!بسه بابا.......من از هر دو تون می خوام اشتی کنین هر چند دقیق نمی دونم چی شده!!!!!

از اقای سعید هم یه خواهش دارم(الان میگه این دختره چقدر پر رو ااااااا..اقا سعید کیشه وقتی که اپ می کنی موضوع مطلب اپ شده رو هم بزاری توش!!!اخه نظم وب به هم میریزه!!!

ارش هم که بعد از یه عمر خبری ازش شد!!!!!!!!! ایشون هم اگر پسشو گم کرده.بگه براش یه پس جدید بزارم!!این که مشکلی نداره!!

از وصال هم یه خواهش دیگه دارم(الان میگین اینا وصیت های مرحوم قو اا) وصال اگر امیر رضا رو دیدی(اخه من خیلی کم می تونم بیام نت)از طرف من ازش عذر خواهی کن اگرم که ندیدی هیچی اخه بچه ی ما المپیادی داره خر میزنه(اخه عذاب وجدان دارم شدید)اینم اگر دیدی بهش بگو که مامان بابای محترم موبایلمو ازم گرفتن!!!

حالا نوبت منه ه یهس وال بزارم

ببینم کی کی می تونه حل کنه!!!!

اینم از سوال امروز!!!

پول تو جیبی هفتگی پروانه و بهزاد به تومان برار سن ان هاست و پروانه بزرگتر از بهزاد است فرض کنیم که مجموع پول تو جیبی انها اس باشد(منظور حرف انگیلیسی اس ) اگر پول تو جیبی پروانه را دو برابر کنیم مقدار اس کمتر از ۳۲ تومان می شود اما اگر پول بهزاد را دو برار کنیم کقدار اس بیشتر از ۲۸ تومان خواهد شد سن بچه ها رو مشخص کنید!!!!

ببینم کی حلش می کنه!!!اونوقت مشخص می کنم کی باهوش تره ولی خودتون می دونین که هوش اندازه گرفتنی نیست!!!

با تشکر قوی سفید

+ نوشته شده توسط یاس در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت 21:53 |
امروز ميخوام يه ذره راجع به اعداد اول حرف بزنم.
فكر كنم اين خبر رو چند روز پيش از اخبار شنيده باشين كه دانشمنداي دانشگاه كاليفرنيا(اگه اشتباه نكنم!) يه عدد اول 13 ميليون رقمي پيدا كردن!
خوب كشف يه عدد اول چه فايده اي داره؟
قبل از هر چيز بايد بگم كه اين عدد يه عدد اول معمولي نيست و اسمش اينه: عدد اول مرسن
تعريف عدد مرسن:اعداد اولی به شکل ۱- Mn = ۲n(دو به توان n ) که در آن n اول باشد، اعداد اول مرسن نامیده می شوند. مثل اعداد  ۳ و۷ که اولین و دومین اعداد اول مرسن هستند.
مثال:(7 مساوي 2 به توان 3 منهاي 1 كه در آن n مساوي 3 است.)
 نخستین اعداد اول مرسن عبارت اند از : ۳ ، ۷ ، ۳۱ ، ۱۲۷ ، ۸۱۹۱ ، ۱۳۱۰۷۱ ، ۲۱۴۷۴۸۳۶۴۷ ، ... که به ترتیب  با n های اول ۲ ، ۳ ، ۵ ، ۷، ۱۳ ، ۱۷ ، ۱۹ ، ... متناظر هستند.
خوب حالا ببينيم كشف اين عددها چه فايده اي داره.اونقدر فايده داره كه براي كشف عدد مرسني با بيش از 10 ميليون رقم يه جايزه ي 100000 دلاري تعيين كردن!!!اين طور كه من تحقيق كردم:
"پیدا کردن بزرگ ترین عدد اول نه تنها برای ریاضیدان ها بلکه برای مهندسان و طراحان نرم افزارهای رایانه ای نیز بسیار مهم است. چرا که یکی از کاربردهای اصلی اعداد اول در مسائل امنیت و ایمنی ارتباطات رایانه ای و به ویژه شبکه های مبادلاتی الکترونیک است. فرض کنید شما یک عدد اول بسیار بزرگ داشته باشید و از آن به عنوان یک کد یا یک امضای الکترونیک استفاده کنید و از عدد غول پیکر اول دیگری نیز به عنوان پاسخ امضاء یا تاییدیه استفاده نمایید. به این دلیل که اعداد اول هیچ توزیع منظمی ندارند بنابراین رمزهایی که بر اساس آن ها ساخته شده باشد به راحتی قابل شکستن نخواهد بود. این انگیزه ی مهمی برای جستجوی اعداد اول بزرگ تر است."

مطلب جالبي بود!نه!؟
_____________________
خوب ديگه...بريم سر حل معماي قبلي:
معماي دوم اين بود:
توي يه مهموني خونوادگي اين افراد حاضر بودن:
1 پدربزرگ ،1 مادربزرگ ،2 پدر ،2 مادر ،4 فرزند ،3 نوه ،1 برادر ،2 خواهر ،2 فرزند پسر ،2 فرزند دختر ،1 پدرزن ،1 مادرزن ،1 عروس.
حالا چجوري ميشه كه اين مهموني هفت نفره باشه؟
جواب: اين مهموني تشكيل شده از دو تا دختر بچه و يه پسر بچه ،مادر و پدر اين بچه ها و پدر و مادر پدرشون(يا همون پدربزرگ و مادربزرگشون).
حالا با همون استدلالي كه ارسطو و وصال گفتن ميشه اين 7 نفر رو به 23 نفر افزايش داد!
مثلا پدر بزرگ هم پدر بزرگه و هم پدر باباي بچه ها!
اشتباهي كه ارسطو و وصال كردن اين بود كه فكر مي كردن باباي بچه ها داماد خانواده س!در صورتي كه مامان بچه ها عروس پدربزرگ و مادربزرگ بود!(نميدونم واضح گفتم يا نه!)
در هر صورت از اين دو نفر كه روي معماي من فكر كردن شديدا تشكر مي كنم.
.....................
معماي 3 (ويژه!):
چند وقت پيش يه حكايتي از امام علي خوندم كه خيلي شگفت زده شدم!به فكرم رسيد كه بد نيست اينو به شكل يه معما براي شما بگم!
"سه نفر در تقسيم هفده شتر با هم مخاصمه نمودند. سهم يكى نصف ، سهم ديگرى ثلث ، و سهم سومى يك نهم شترها بود و هيچيك راضى به كشتن شتر، يا فروش سهم خود به ديگرى نبود. براى حل مشكل خدمت اميرالمؤمنين آمدند."
حالا فعلا بقيه ي اين حكايت رو نمي گم كه جوابش معلوم نشه!فقط آخر قضيه رو مي گم كه امام علي با يه راه حل خييييييلي خوشكل به نفر اول كه سهمش نصف شترا بود ،9 شتر ،به دومي 6 شتر و به سومي 2 شتر داد.
شما بايد بگين كه راه حل چي بوده؟!(البته زياد ازتون انتظار ندارم كه بتونين حلش كنين!آخه خييييييييلي سخته و به نظر من اگه اين داستانو جايي نخونده باشين امكان نداره بتونين حلش كنين!ولي خوب سعي خودتونو بكنين!شايد هوشتون خيلي بيشتر از اون چيزي باشه كه من فكر مي كنم!!!)

هر كي تونست درست جواب بده يه جايزه پيش من داره!
(راستي هر كي خواست مي تونه آي دي منو اد كنه ها!!!!آي دي من رو هم كه توي كامنت هام مي بينيد!)
فعلا....

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 22:14 |
سلاااامممم!!....چطووورین؟؟؟.....خب قول داده بودم هر وقت یه سر اومدم یه اپی بکنم.....فک نمیکردم به این زودی البته...امروزم مدرسه نرفتم تازه....الکی جیم زدم....!!دلیلشو نمیگم بدآموزی داره....شمام یه امتحانی بکنید نتیجه میده!!

خب اینم از اپ امروز....

اول یه معما:

آیاچنین عددی وجود دارد که در تقسیم بر 3، باقیمانده ای مساوی 1؛در تقسیم بر 4،باقیمانده ای مساوی 2؛در تقسیم بر 5،باقیمانده ای مساوی 3 و سرانجام در تقسیم بر 6،باقیمانده ای مساوی 4 داشته باشد؟ 

و......

تئوری اعداد

تئوری اعداد number theory شاخه ای از ریاضیات محض pure mathematics است که در مورد خواص اعداد صحیح integers بحث می کند و حاوی بسیاری مسائل است که حتی غیر ریاضیدانان به راحتی آنها را متوجه می شوند .به طور کلی ایـن شاخه ، مسائل مربوط به مطالعه اعداد صحیح را مطرح می کند. تئوری اعداد را می توان بنا به روشهای بررسی سؤالات به چندین بخش تقسیم کرد. مثلاً به سرفصل های تئوری اعداد مراجعه نمایید .

بقیش تو ادامه مطلب........وصال خیلی شرمنده رو اپت اپیدم.....نمیدونم کی میام اخه........بای!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هیلاری در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 18:19 |

بسم الله الرحمن الرحیم

به به به آفرین.

کی گفته ضریب هوشی دخترا از پسرا بیشتره ؟

۴ تا سوال دادم ماشالله یکی از یکی بهتر جواب دادین

جواب سوالها رو با فرمولاشون میزارم تا ببینین چقدر باهوشین

۱- در هر محاکمه حتما متهم وجود دارد. الف (سعید درست جواب داد)

۲-  با استفاده از یک جدول تناسب ساده. (۱۲)/(۶۰*۴۰) ج (ارسطو. قو. سعید)

۳- ۵ جعبه ۵ ریالی = ۲۵ ریال. قیمت یک جعبه پر ۴۰ = ۱/(۱*۲۰۰) که اگر ۵ ریال جعبه خالی رو ازش کم کنیم میشه ۳۵ ریال. ۱۷۵ = ۵ * ۳۵ که قیمت فقط مدادهاست. ب (ارسطو. سعید. جوای اول قو)

۴- متر به پارچه مثل کیلو به برنجه. د (سعیـــــــــد(اینم جایزه نفر اول))

حالا دیدین ضریب هوشی پسرا در مسائل متفرقه بیشتره...!(فعلا فرار!!!)


حالا سوالهای جدید

۱- اگر ۳۰ شیشه آبلیمو ۳۰ تومان و ارزش هر شیشه ۵/۳ ریال باشد. بهای تمام آبلیمو بدون شیشه های آن چند تومان خواهد بود؟(۲۲۹)

الف) ۵/۱۸

ب) ۵/۱۹

ج) ۵/۲۰

د) ۱۹۵

۲- در یک زبان خارجی شرلی بربی وردی به معنی پرنده بسیار زیبا و هرمی بربی به معنی پرنده بزرگ و درلی وردی به معنی بسیار خوب است. کدام لغت به معنی زیباست؟(۲۳۱)

الف) شرلی

ب) درلی

ج) بربی

د) وردی

۳- در یک باغ به احتمال قوی ... وجود دارد!(۲۳۳)

الف) باغبان

ب) استخر

ج) میوه

د) درخت

۴- ص ط ع به غ ظ ض مثل ف ک ل است به؟(۲۳۴)

الف) م گ ق

ب) م و ی

ج) ل ف ک

د) ک م و


سعید چشم امید پسرا توییا!!! مسئله شما رو هم حل کردم. به صورت خصوصی نزریدمش. سریع بم بگو درسته یا نه

+ نوشته شده توسط وصال عزرائيل در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 11:23 |
با سلام...

اول از همه بسیار متشکرم از تمامی دوستانی که جواب پست من رو دادن.(فقط قو جواب داده بود)

شنیدم یه نفر جدید وارد شدن به شدت به ایشون سلام عرض می کنم. امیدوارم دوستهای خوبی برای هم باشیم.(البته من دیگه نیستم)

۴ تا سوال ۴ گزینه ای براتون دارم یه مقدار روش فکر کنین تا فردا


۱- در یک محاکمه احتمال وجود کدام یک بیشتر است؟

الف)متهم

ب)وکیل

ج)قاضی

د)تماشاچی

۲- اگر بهای ۴ مداد ۱۲ ریال باشد، با ۶۰ ریال چند مداد میتوان خرید؟

الف)۲۴

ب)۴۸

ج)۲۰

د)۴۰

۳- اگر ۵ جعبه پر از مداد را ۲۰۰ ریال خریده باشیم و ارزش هر جعبه خالی ۵ ریال باشد، قیمت مدادها چقدر است؟

الف)۲۲۵ ریال

ب)۱۷۵ ریال

ج)۱۲۵ ریال

د)۷۵ ریال

۴- متر به پارچه مانند کیلو است به:

الف)وزن

ب)کتاب

ج)نفت

د)برنج


لازم میدونم از اینجا از همه بچه های که اومدن و در پست خداحافظظی من نظر دادن صمیمانه تشکر کنم و البته زتون خواهش می کنم (چه اونایی که نظر دادن چه اونایی که نظر ندادن) به ۳ سوالم هم جواب بدین.

با تشکر

وصال عزرائیل

 

 

+ نوشته شده توسط وصال عزرائيل در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 و ساعت 14:42 |
سلام
من چند تا از پستاي قديمي اينجا رو خوندم!خيلي جالب بود!مثل اينكه اتفاقاي زياد و هيجان انگيزي اينجا افتاده!اونقدر هيجان انگيز كه ميشه ازشون فيلم ساخت!باور كنيد راست مي گم!اصلا اغراق نمي كنم!داستان اين وبلاگ رو به يه تهيه كننده ي فيلم بفروشين!پول خوبي گيرتون مياد!
از هك شدن و كارآگاه بازي براي انتقام گرفته تا كنفرانس جنجالي(!) و خداحافظي يه آقايي به اسم آرش!!!!
اين آرش خان ذهن منو خيلي مشغول كرده!رئيستون بوده!؟من خيلي ازش خوشم اومد!ميشه يه آدرسي ازش بهم بدين؟آي دي و يا وبلاگش رو اگه بدين ممنون ميشم.
خلاصه كه واقعا ماجراهاي محشري توي اين وبلاگ رؤيت كردم!!!(دست همتون بي بلا براي ساخت همچين فيلم فوق العاده اي!)
---------------
خوب من يه ذره احساس بيكاري بهم دست داده و مي خوام نظرمو راجع به چند تا از اين خبراي روز به سمع و نظر شما عزيزان برسونم!(هر كي خواست بخونه هر كي هم نخواست نخونه!اينجا مملكت ،آزاد است!)
خبر شماره ي 1:
بعد از هزار سال علي كريمي به تيم ملي دعوت شد!ولي.....
ولي با اين جوابي كه كريمي داد ،دايي با مخ كوبيد زمين!كريمي برگشته گفته كه من مي خوام از تيم ملي كناره گيري كنم!خيلي اين بازيكن سياست داره!به قول يكي از دوستام داره از دايي انتقام سختي ميگيره!خوشم اومد ازش!

خبر شماره ي 2:
ديگه چيزي به انتخابات رياست جمهوري امريكا نمونده.4 نوامبر انتخابات برگزار ميشه تا سكان دار مهمترين و تاثيرگذارترين كشور دنيا ،امريكا ،معلوم بشه.
واي بچه ها دعا كنيد كه مك كين پيروز نشه!به صراحت گفته كه ميخوايم به ايران حمله كنيم!اگه پيروز بشه به نظر من كارمون در اومده!البته احتمال جنگ خيلي پايينه ولي راه هاي ديگه اي هم براي اعمال فشار به يه كشوري مثل ايران وجود داره!
من به شخصه طرفدار اوباما هستم.بچه ي خوبيه!گفته ميخوايم با ايران مستقيما و بدون هيچ پيش شرطي مذاكره كنيم.اين موضع نسبتا خوبيه.

خبر شماره ي 3:
اقتصاد جهان داره نابود ميشه!
حتما متوجه شدين كه مهمترين خبر اين روزا همينه!هيچ ربع روزي نيست كه اين خبر رو نشنويم!
اگه ماهواره داشته باشين و شبكه هاي خبري مثل CNN ، BBC , EURO NEWS و ... رو ديده باشين ،اصلا تمام وقت به همين مسئله مي پردازن.و اين نشون ميده كه وضع خيلي خراب شده!
فقط خدا ميتونه دنيا رو نجات بده.

خبر شماره ي 4:
اگه اهل نجوم باشين(مثل ارسطو خانوم!) حتما از آخرين فرستاده ي انسان به مريخ خبر دارين.ققنوس آخرين سفينه ي انسان بود كه با هيجان فوق العاده زياد به مريخ رفت.
ميگن كه قراره تا چند وقت ديگه ميكروفنش روشن بشه!!!ميدونين اين يعني چي!!!!!!!!!!؟
يعني اينكه ما مي تونيم صداهاي روي سطح مريخ رو گوش كنيم!
واااااااااااااي..........خيلي هيجان انگيزه!
من لحظه شماري مي كنم تا اين اتفاق بيفته!

خبر شماره ي 5:
خبر خاصي نيست!

خبر شماره ي 6:
توي يه وبلاگي اينو خوندم و خيلي خوشم اومد.شما هم بخونيد.حتما خوشتون مياد.
آرتور اشی « Arthur Ashe »   قهرمان افسانه ای تنيس ويمبلدون؛ به دلیل خون آلوده ای كه در جريان يك عمل جراحی در سال 1983 دريافت كرد ،به بيماری ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد.
او از سراسر دنيا نامه هايی از طرفدارانش دريافت كرد .
يكی از طرفدارانش نوشته بود:
چرا خدا تو را برای چنين بيماری دردناكی انتخاب كرد؟
آرتور در پاسخش نوشت:

در دنيا ،  50 ميليون كودك بازی تنيس را آغاز می كنند . . .
 5 ميليون نفر ياد می گيرند كه چگونه تنيس بازی كنند . . .
 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه ای ياد می گيرند . . .
50  هزار نفر پا به مسابقات می گذارند . . .
5  هزار نفر سرشناس می شوند . . .
 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا می كنند . . .
چهار نفر به نيمه نهايی می رسند . . .
و دو نفر به فينال . . .
و آن هنگام كه جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم ،  هرگز نگفتم " خدايا چرا من. . .؟"
و امروز هم كه از اين بيماری رنج می كشم ، نيز نمی گويم " خدايا چرا من. . .؟
----------------------------
در اين بخش از برنامه توجه شما رو به پاسخ معماي شماره 1 و صورت سوال شماره 2 جلب مي كنم!

سوال 1 اين بود: اگه ارقام سن يه آقايي رو جابجا كنيم ،سن خانومش به دست مياد.سن آقاهه به اندازه ي يك يازدهم مجموع سن هر دوشون از سن زنش بيشتره.هر كدوم چند سالشونه؟!
با كمي تفكر و تامل و تدبر و تصور و توجه و تكبر و تغزل و تفعل(!) ميشه فهميد كه آقاهه 54 سالش بوده و خانومشون در 45 سالگي به سر مي بردن!
54+45=99 ....يك يازدهم 99 ميشه 9 و آقاهه 9 سال از خانومش بزرگتر بوده.در ضمن اگه ارقام سن آقاهه جابجا بشه سن خانومش بدست مياد!به همين سادگي!به همين خوشمزگي!
(پاسخ درست اين معما رو خانوم قوي سفيد دادن كه ازشون به شدت تشكر مي كنيم.(براش كف بزنيد!) جايزه ش اينه كه يه بار به خرج خودت يه پفك براي خودت بخري!!!)

معماي دوم من:
توي يه مهموني خونوادگي اين افراد حاضر بودن:
1 پدربزرگ ،1 مادربزرگ ،2 پدر ،2 مادر ،4 فرزند ،3 نوه ،1 برادر ،2 خواهر ،2 فرزند پسر ،2 فرزند دختر ،1 پدرزن ،1 مادرزن ،1 عروس.
حتما الان با يه حساب سرانگشتي مي گيد كه 23 نفر توي اين مهموني بودن!ولي سخت در اشتباهيد!!!فقط 7 نفر توي اين مهموني بوده!ميتونيد بگيد چطوري؟!

اميدوارم دست پخت امروز من رو دوست داشته بوده باشين!(اينم از اون افعال منسوخه!)
تا بعد

+ نوشته شده توسط سعید در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 و ساعت 15:19 |
سلامي دوباره
ميخوام يه ذره از علايقم بگم!من غير از رياضيات به نجوم ،فوتبال ،هري پاتر و ....خيلي علاقه دارم!فكر كنم اينجا پاتريست هم پيدا ميشه!
در ضمن من هيچ علمي رو به اندازه ي نجوم دوست ندارم.اين هفته اي كه گذشت هم هفته ي جهاني نجوم بود كه به همه ي علاقمندا تبريك مي گم!
من فكر كنم تمام اعضاي اين وبلاگ حداقل يه وجه مشترك دارن و اونم دوست داشتن رياضياته.
اما تا حالا فكر كردين كه چرا از رياضي خوشتون مياد!؟
در مورد خودم بايد بگم كه چون هيچ چيزي به اندازه ي رياضي ذهنمو باز نمي كنه.يا شايدم به اين خاطر كه خيليا ميگن سخته و من نخواستم مثل خيليا باشم و گفتم سخت نيست ،شيرينه!خيلي زياد!و واقعا شيرين بود!من از زماني كه براي اولين بار كلاس رياضي داشتيم(دوران ابتدايي!) كلا به اين علم بزرگ علاقه پيدا كردم.كلاس اول دبيرستان كه بودم يه دبير فيزيك خيلي گل داشتم.يه بار يه مسئله اي رو خيلي خوشكل حل كرد و من گفتم :واي...آقاي فردروزي ،فيزيك خيلي شيرينه!...و اون بلافاصله گفت :شيرين تر از فيزيك ،رياضيه!اين حرفش رو هيچوقت فراموش نمي كنم.
خوب ديگه...پر حرفي بسه....بريم سر اصل مطلب يعني معماي رياضي!(فكر كنم كار اصلي اين وبلاگ همينه!!!)

اينطور كه از پستاي اين وبلاگ دركيدم(!) (گونه اي نادر از فعل درك كردن!) بايد يه معما مطرح كنم و بعدا جوابشو بگم.
خوب...شروع مي كنيم:

اگه ارقام سن يه آقايي رو جابجا كنيم ،سن خانومش به دست مياد.سن آقاهه به اندازه ي يك يازدهم مجموع سن هر دوشون از سن زنش بيشتره.هر كدوم چند سالشونه؟!
اين معما خيلي آسونه.اگه حلش كردي زياد به خودت اميدوار نباش و اگه نتونستي حلش كني بايد خودكشي كني!!!
(درضمن من قوانين اينجا رو زياد بلد نيستم!ولي فكر كنم بايد جوابا خصوصي باشن!)

خداحافظ....راستي يه نكته ي مهم: يادتون باشه كه خالق اصلي رياضي خداس.پس خدا رو دوست داشته باشين...

+ نوشته شده توسط سعید در جمعه نوزدهم مهر 1387 و ساعت 17:3 |
سلام به همه ي كسايي كه توي اين وبلاگ اختلاف دارن! (نكته ي كنكوري: اختلاف = رفت و آمد!)
من نويسنده ي جديد اين وبلاگ هستم.
اول مي خوام يه آمار كلي از خودم بدم تا آقايون و خانوماي فوضول (خدا نصيب گرگ بيابون نكنه!) از شدت فوضولي منفجر نشن!!! (شوخي بود...به دل نگيرين!)
من سعيد هستم.......يادم رفت......به نام خدا....من سعيد هستم.....18 سالمه.....و از دزفول مزاحمتون مي شم!!!(قابل توجه كسايي كه جغرافيشون ضعيفه: دزفول توي استان خوزستانه!)
مثل مديريت محترم اين وبلاگ ،خانوم قوي سفيد!(يه كف مرتب به افتخارشون!) رشته ي تحصيلي بنده هم رياضي فيزيكه.
من زياد وقت ندارم.چون دارم واسه كنكور درس مي خونم.بنابراين زياد هم نمي تونم اينجا مطلب بزنم!فوقش روزي 7 - 8 تا!!!!!!
فقط به خاطر اين خواستم نويسنده ي اين وبلاگ باشم كه عاشق رياضياتم!....(عشق از نوع آتشينش!)
خوب ديگه...سرتون رو به درد نيارم.
منتظر مطالب جذاب و پر محتواي اينجانب باشين!(فقط مواظب باشين كه از شدت جاذبه ي نوشته هاي من توي سياهچاله گير نيفتين!!!)
باي باي!
+ نوشته شده توسط سعید در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 و ساعت 17:28 |
با سلام...

من رو حتما همه میشناسین... وصال عزرائیل.

این آپ رو بیشتر به این دلیل نوشتم چون خیلی از بچه های HP2000  و دیونه خونه به اینجا سر می زنن

حتما همه شنیدین که دارم از نت خداحافظی می کنم

با اجازه قو می خواستم آدرس وبلاگم رو بزارم و از همه تون خواهشمندم حتما سر بزنین و نظر بدین(می خوام نظراتتون رو داشته باشم) و به 3 سوالم هم جواب بدین.

WWW.VESALAZRAEL.BLOGFA.COM     اینم آدرس وبلاگم و اما یک معما


نسبت دایره به مربع مثل آهن است به

1)اتم                2)مس

3)فلز                 4)کیلو

+ نوشته شده توسط وصال عزرائيل در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 1:39 |
سلام

خوبین؟؟خوشین؟؟؟سلامتین؟؟

می بینم که نت هم خلوت شده دیگه کسی توش نیست

منم به زور دو روز یه بار یا شایدم سه روز یه بار می یام(همش تقصیره این بابامه)

ولی وقتی می بینم همون مطلبای قبلی رو وبن حالم گرفته میشه......پس یه اپی بکنیم

انسان اولیه چگونه می شمرد؟!
 
در آغازانسان اولیه برای نشان دادن عدد مورد نظر خود از زبان اشاره استفاده می کرد شاید به ببری که
 
 کشته بود یا به سرنیزه همسایه اش اشاره کند یا شاید از انگشتانش به علامت اعداد استفاده می
 
کرد سه انگشت دست معنی سه می داد خواه سه نیزه یا سه ببر یا سه غار باشد. در ابتدا انسان اولیه
 
می توانست تا دو بشمرد امروزه هنوز در جهان قبایلی ابتدایی مانند بومیان بدوی استرالیا"ابوجین"ها
 
وجود دارد فقط سه عدد می شناسند یک،دو و بسیار هنگامی با انگشتان دست شماره میکنید تفاوتی
 
نمی کند که از انگشت کوچک دست یا از انگشت شصت شروع کنیم اما بین برخی از اقوام برای این کار
 
قاعده هایی وجود دارد مثلا زونیا(قبیله ای از سرخپوستان آمریکای شمالی)شمردن را از انگشت کوچک
 
کوچک دست چپ شروع می کردند
 
 
ببخشید دیگه این اپ اینجوری شد.اخه وسط مدرسه هاست
با تشکر
+ نوشته شده توسط یاس در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 23:20 |
سلام برو بچ

خیلی وقته ندیدمتون هم خودم کم میام هم خبری ازتون نیست

اینم از مدارس ما شالله هر روز امتحان....اه اه اه

فقط معلم فیزیکمون باحاله.اونم همین شنبه ازمون یه امتحان گرفتخلاصه پدرمونو در اوردن خفن......اینم از بابی محترم که برای کامپیوتر رمز گذاشته ما رو از نت محروم کرده

اینجانبم تهدید کردم اگر این شکلی بکنن دیگه درس نمی خونم...معدلم ۱۹.۹۸ اینطوری می کنین اگر یکم پایین تر بود چی

و تهدید کردم درس نمی خونم

حالا بیاید دست ها رو بالا ببریم و دعا کنیم فردا تعطیل شه.که من اصلا حوصله ندارم.......تا حالام ۳۰ روز پشت سر هم روزه گرفتم....حال یه روز اضافه رو هم ندارم

حالا به این متن که از یه جا کش رفتم توجه کنین

عید سعید فطر بر همه ی مسلمانان جهان مبارک

مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

?هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.?

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: ?عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.?

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

 ?... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏?

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

با تشکر

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه نهم مهر 1387 و ساعت 22:39 |
سلام!....با یه مطلب نجومی دیگه در خدمت نجوم دوستای وبلاگ هستم!....اینم یه آپ مفید، برای اونایی که دوست دارن بدونن این کره ی خاکی چطوری به وجود اومده:

چگونگی پیدایش سیاره ی زمین

1- انفجار بزرگ (big bang)

در ابتدا تنها یک نقطه ی گازی با جرم بی نهایت در جهان خالی وجود داشت. به طور ناگهانی و تصادفی، انرژی کافی برای غلبه بر جاذبه ی نگهدارنده جرم به وجود آمد و این انفجار عظیم، ذرات را با حرارت بسیار بالا در فضا پراکنده نمود. در کمتر از یک میلیونیم ثانیه، پروتون ها، نوترون ها، الکترون ها و ذرات دیگر شروع به شکل گیری کردند. کمی بعد، ذرات با از دست دادن انرژی سرد شدند و این امر، امکان تشکیل اولین و ساده ترین اتم، یعنی هیدروژن و چند اتم سنگین تر را فراهم ساخت.

با گذشت زمان، اتم های گوناگون در جهان فراوان شدند و بر اثر نیروهای بین اتمی و نیروی جاذبه به هم پیوستند. اجرام گازی چگال تر شده و اتم های بیشتری را جذب کردند. نیروی جاذبه ی این اجرام به قدری زیاد شد که سبب متلاشی شدن آنها و آغاز پدیده ی همجوشی گردید. با ترکیب اتم های هیدروژن، ایجاد اتم های بزرگتر و آزاد شدن مقدار زیادی انرژی، انرژی لازم برای جلوگیری از متلاشی شدن ستاره ها فراهم شد. در نتیجه، فرآیند همجوشی پایان یافت و با انفجار ستاره ها، اتم های بیشتری در فضا پراکنده شدند. در سال های متمادی، این اتم ها به هم پیوسته و از ترکیب آنها، سیارات، ستاره های کوچکتر، شهاب های آسمانی و اجرام دیگر به وجود آمدند.

 2- تشکیل کهکشان راه شیری

طبق فرضیه های ارائه شده، در مراحل ابتدایی عمر جهان که ماده به سرعت در حال انتشار بود، تکه های بزرگ ماده شروع به چرخش مداری حول یک جرم مرکزی کردند. این کهکشان های اولیه در برخورد با یکدیگر گسترش یافته و بزرگ شدند. کهکشان راه شیری یکی از این بی شمار کهکشان موجود در جهان می باشد.

3- پیدایش منظومه ی شمسی

با چگال شدن ماده و تشکیل شدن ستاره ها، ستاره ای نیز در محل کنونی خورشید در کهکشان راه شیری پدید آمد. پس از شروع همجوشی و مصرف هیدروژن و دیگر عناصر قابل استفاده، ستاره ی مذکور منفجر شد و ماده را در تمام جهات پراکنده ساخت. این اجرام دوباره سرد شدند و به دلیل نیرو های جاذبه، در محل های خاصی قرار گرفتند و سیارات منظومه ی شمسی و کمبرند سیارک ها را به وجود آوردند. کمربند سیارک ها، مجموعه ی اولیه ای از اجرام بود که به دلیل جاذبه ی سیاره ی مشتری، امکان ایجاد یک سیاره ی کامل را نداشت. برخی سیارات نخستین ممکن است توسط دیگر سیارات از بین رفته و یا سیارات بزرگتر، قمر ها و دیگر اجرام را تشکیل داده باشند. در این میان، ستاره ی کوچک تری در مرکز انفجار قبلی شکل گرفت و خورشید ما فرآیند همجوشی را آغاز نمود.

4- شکل گیری زمین

زمین هم یکی از سیارات ایجاد شده از انفجار ستاره ی اول بود؛ اگرچه از بسیاری جهات منحصر به فرد است. زمین تنها ستاره ای است که به دلیل دما و فشار جوّی خالص، در سطح آن آب مشاهده می شود. فصول گوناگون، به سبب انحراف 23 درجه ای محور زمین پدید می آیند. جو زمین هم به دلیل دارا بودن اکسیژن که عنصر اساسی حیات است، منحصر به فرد می باشد. این امکان وجود دارد که با برخورد یک شهاب سنگ عظیم، قسمت بزرگی از یک سیاره جدا شده و قمر سیاره را ایجاد کند. با این حال، همچنان سوالات بسیار ی در مورد شکل گیری زمین و چگونگی آغاز فرآیند های آن وجود دارد.

5- مسائل ناشناخته

سوالات گوناگونی در رابطه با پیدایش جهان هستی همچنان بی پاسخ مانده است. چگونه یک کره با جرم بی نهایت و در نتیجه با جاذبه ی نا محدود ممکن است منفجر شود؟ آیا اترژی کافی برای ادامه ی انبساط جهان وجود دارد؟  و یا در نهایت، متوقف می شود؟ آیا جهان پایدار است یا اتفاقی یا ناپایدار؟ چرا ماده و ضد ماده به این اندازه زیاد در جهان وجود دارد؟

شاید هیچ آغاز یا پایانی وجود نداشته باشد ولی در حال حاضر، فرضیه ی انفجار بزرگ بهترین مدلی است که تا کنون ارائه شده است.

منبع: mediatheek.thinkquest.nl

 

امیدوارم مفید واقع شده باشه!!!!.......بابای

+ نوشته شده توسط ارسطو در پنجشنبه چهارم مهر 1387 و ساعت 19:29 |

سلام

مدرسه ها هم که باز شد

یکی از دوستان جواب یکی از معما هارو درست داده بودن ( محمد ) .

سوال ۱:این سوال با یه ذره فکر کردن به دست می آد ! یه کم فکر کنین دیگه

سوال ۲ : گزینه ی ۲ . از اینکه بازنده و برنده هم سن هستند و بازنده دارای همزاد است نتیجه می گیریم که سه نفر همسن هستند . پس آن زن بازنده نیست و حتماً برنده است .

زیرا در این صورت اگر پسر آن زن برنده باشد ٬ همزادش که دختر است با بازنده از دو جنس مخالفند !

جوابه سواله ۳ اینه که : اگر چلینو و پسرانش این صندوق را نساخته باشند٬ سخنی راست گفته اند .

اگر یکی از پسران بلینو این صندوق را ساخته باشند ٬ سخنی دروغ گفته است ! ( پس گزینه ی ۱ درسته )

یه سواله دیگه هم از منطق ریاضی براتون می زارم ( ).

 در سرزمین عجایب ۴ نوع آدم وجود دارد :

درست کار باهوش ٬ درست کار احمق ٬ وتبه کار باهوش و تبه کار احمق .

آدم های درست کار باهوش و آدم های تبه کار احمق همیشه راست می گویند .

آدم های درست کار احمق و آدم های تبه کار باهوش همواره دروغ می گویند.

به یک نفر از این سرزمین بر می خوریم . او به ما جمله ای می گوید : با استفاده از این جمله می توانیم  تعیین کنیم که دقیقا از چه نوعی است .. این جمله چه می تواند باشد ؟

  1. من احمق هستم .
  2. من درست کار هستم.
  3. من درست کار باهوش هستم
  4. من تبه کار هستم
  5. ۲ و ۴ . 

سوال دیگه از این متن :

در سرزمین عجایب به دو نفر به نام های AوB برخوردم. A به من چیزی گفت که نفهمیدم .

B گفت " A می گوید که یک درست کار احمق  یا یک تبه کار باهوش است . "

A با اعتراض گفت : " من این را نگفته ام ! " و B در جواب گفت : " احمق است ! "

با توجه به مکالمات AوB  هر کدام از چه نوعی اند ؟

  1. با این اطلاعات نمی توان به طور دقیق نوع AوB  را تعیین کرد !
  2. A یک درست کار باهوش و B یک تبه کار باهوش است .
  3. A یک تبه کار احمق وB  یک درست کار احمق است .
  4. A یک تبه کار احمق وB یک درست کار احمق است
  5. A یک درست کار باهوش وB یک درست کار احمق است

راهنمایی : گزینه ی ۱ نیست

بدرود

پ.ن:

  1. اگه براتون جالب نیست ببخشید چون مدرسه س دیگه !
  2. اگه خواستید نظراتو عمومی بدید !

 

+ نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 18:57 |
سلام

امروز روز اول مدرسه بودپدرمونو در اوردن منم الان کلی مشق دارم........گفتم بیام یه اپی بکنم

مسخره ها از همون روز اول پدرمونو در اوردن

در گذشته برای نوشتن یک میلیون چقدر وقت لازم بود؟

 مصریان باستان،بابلیان و چینیها مانند یونانیان و رومیان باستان علامات مخصوصی را برای بیان اعداد بسیار بزرگ به کار می بردند این اختراع در بکار بردن علامات خاص برای اعداد بزرگ نخستین پیشرفت در نوشتن ارقام بود برای درک اهمیت این پیشرفت کافی است در نظر مجسم کنید نشان دادن یک میلیون به روش بریدن چوب خط یا ردیف کردن دانه های شن چقدر دشوار است و چه زمانی را نیاز دارد. اگر برای کندن هرشیار بر چوب یا چیدن هر ریگ یک ثانیه وقت در نظر بگیریم برای نوشتن عدد 1000000 مجبور بودید یک میلیون ریگ را یک به یک (هر ثانیه یکی )بشمارید ،278 ساعت یا 11 روز 14 ساعت بدون درنگ وقت لازم داشتید تا به یک میلیون برسید.

ریاضیات دوران نخستین

به درستی نمی دانیم که انسان اولیه از چه زمانی برای تبادل نظر با خانواده و همسایگان خود به جای اشاره به سخن گفتن پرداخته است. اما این را می دانیم که هزاران سال پیش از آن که نوشتن را فرا گیرد به سخن گفتن پرداخته است به همین ترتیب انسان هزاران سال پیش از آن که علام و نشانه های ریاضی را به جای کلمات به کار برد.یعنی  به جای کلمه "سه"،رقم "3"را به کار برد نام ارقام را می دانسته است. انسان به عدد نیاز داشت و می بایست شمردن را می آموخت شاید داستان از آنجا آغاز شد که انسان غارنشین تصمیم گرفت که شکار خود را که یک ببر دندان دشنه ای بود با سه نیزه همسایه اش معامله کند یا شاید نیاز به شمردن زمانی پیدا شد که نوجوان غارنشین می خواست به برادران و خواهرانش بگوید که 4 ماموت بزرگ را در هنگام شکار دیده است.

 

+ نوشته شده توسط یاس در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 16:58 |

سلام به همه

می بینم که از فردا مدارس باز می شه.

خب مطلب اول اینه که وبلاگام آپه:

www.mandf.blogfa.com

and

www.mirtel-sheytoonak.blogfa.com

بعد هم جواب معمای دفعه پیشم که هیچ کس نتونست بهش جواب بده

خب بابا کلید بدلی صندوق شماره ۵۲ رو پیدا کردن تو جیبش دیگه ......آخه کدوم ادم عاقلی کلید بدلی صندوقی رو که ازش دزدی کرده می ذاره تو جیبش؟؟

بعدشم به خاطر این همه محتویات کیف رو درست گفت که کیف مال خودش بوده چون وقتی که می خواسته از رو کلید صندوق یه دونه بدلی بزنه باید اول کلید خود صندوق رو می گرفت و به خاطر اینکه بهش مشکوک نشن اول وسایل خودشو می ذاره تو صندوق بعد کلید و می گیره می ره یه دونه از روش می زنه و بعد میاد و وسایلشو بر می داره و بعد صبر می کنه تا صندوقو بگیرن و بره وسایل توشو بدزده

به همین راحتی

بای تا بعد

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 16:9 |